"مسئله ورود رسانهها به حریم خصوصی یا خلوت افراد یکی از بارزترین مسائل اخلاق رسانههاست. این مسئله حایز دو معناست: وسیع و محدود، معنای وسیع اقداماتی را در بر میگیرد که حس زیباییطلبی، سلیقههای اقتصادی و در یک کلام سبک زندگی مخاطبان را جهت میدهد. برخی این معنا را مقتضای ذات و ماهیت رسانهها میدانند که نمیتوان در حقوق رسانهها از آن سخن گفت. اما معنای محدود در مراجع قضایی یا صنفی به عنوان ورود غیرمجاز به حریم خصوصی قابل پیگیری است.
براساس رویه قضایی و دکترینهای ارائه شده در حقوق عرفی، تجاوز به حریم خصوصی در چهار گروه خلاصه میشود که عبارتند از:
1ـ تجاوز به حریم خلوت و تنهایی عینی و فیزیکی افراد
2ـ انتشار (پخش) موضوعات مربوط به حریم خصوصی
3ـ نمایش شخص در حالت نامناسب یا غیرواقعی
4ـ تصاحب نام یا سوءاستفاده از تشابه یک شخص برای اهداف تجاری
از سوی دیگر علیرغم فقدان تعریف قانونی روشن و صریح از حریم خصوصی در غالب کشورها؛ حمایت از این حق در مقابل رسانهها با استفاده از سازوکارهای مدنی، کیفری و شیوههای خود تنظیمی صورت میگیرد و ضروری است در حقوق رسانهای ایران نیز در جهت تکمیل این حمایتها پیشبینی لازم در قوانین و مقررات صورت گیرد.
"
"بد رفتاری با زنان در محیط خانواده، در همه کشورهای جهان مساله ای کاملا رایج و دارای عواقب و نتایج وخیمی است. اگر چه خشونت علیه زنان در خانواده از قدیم الایام وجود داشته اما تنها چند سالی است که کشورهای مختلف جهان آن را به عنوان مساله مهمی تلقی کرده و به اقداماتی به منظور رسیدگی به وضعیت بغرنج زنان قربانی سوء رفتار دست زده اند.
اگر چه در آمارهای رسمی به آمارهای خشونت علیه زنان در ایران اشاره ای نشده است اما پژوهش ها نشان می دهد که هر بار که مطالعات یا تحقیقاتی در این مورد انجام می پذیرد، دامنه وسیعی از خشونت مشاهده می شود. هر چه جامعه فقیرتر، سنتی تر و از نظر سطح فرهنگی پایین تر باشد، فراوانی و شدت خشونت علیه زنان بیش تر و عوارض آن نیز چشم گیرتر است.
خشونت علیه زنان ضربات جبران ناپذیری بر پیکر خانواده و جامعه وارد می کند و تأثیر سوء بر فرزندان بر جای می گذارد. از این رو برای رفع این معضل و به منظور مقابله با خشونت های خانوادگی و حمایت از زنان قربانی باید اقداماتی صورت گیرد. این مقاله واکنش هایی را که در قبال این پدیده می توان اتخاذ کرد بررسی کرده است.
"
نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد میزان کجروی درون مدرسه ای و برون مدرسه ای در بین دانش آموزان پایه سوم راهنمایی استان خراسان در حد زیادی شیوع دارد. مقایسه میزان رفتارهای کجروانه پسران و دختران نشان داد که دختران به طور قابل توجهی کمتر از پسران مرتکب رفتارهای کجروانه می شوند. بررسی عوامل موثر بر کجروی درون مدرسه ای نشان داد که تقید دانش آموزان به عبادت، نگرش آنان نسبت به مدیر و معاون، خود پنداره و تصویر اجتماعی مثبت آنان از خودشان، تاثیر کاهنده برکجروی درون مدرسه ای داشته....
بیگانگی یکی از مفاهیم اساسی در جامعه شناسی است که مورد توجه بسیاری ا ز اندیشمندان میباشد. این مقاله به بررسی عوامل مؤثر بر بیگانگی سیاسی دانشجویان در دانشگاه شیراز میپردازد. در تبیین بیگانگی از چارچوب نظری گییر در حوزه روانشناسی اجتماعی، استفاده شده است که گییر با مفهومسازی مجدد از ابعاد بیگانگی سیمن(سیمن،1959) و با توجه به روند رو به رشد و گسترش ارتباطات، در یک چارچوب سیستمی به تبیین آن پرداخته است. نتایج این تحقیق که از یک نمونه 400 نفری ، به صورت نمونهگیری تصادفی طبقهای و از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری 6822 نفری انتخاب شدهاند، نشان میدهد که متغیرهای اعتماد به نفس، میزان رضایتمندی سیاسی، شیوه تربیتی خودراهبر خانواده و تقدیرگرایی بیشترین تاثیر را بر بیگانگی سیاسی دانشجویان داشتهاند. تحلیل چند متغیره نشان میدهد که از میان متغیرهای مذکور، اعتماد بهنفس و میزان رضایتمندی سیاسی به عنوان مهمترین متغیر ظاهر شدهاند و دو متغیر مقطع تحصیلی و تحصیلات پدر نیز به جمع متغیرهای فوق افزوده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که بیگانگی سیاسی پدیدهای چندبعدی است که در طول فرآیند اجتماعی شدن فرد شکل میگیرد و عوامل مختلف روانشناختی و جامعه شناختی (عوامل ذهنی و عینی) بر آن مؤثرند.
مقاله حاضر مطالعه ای در زمینه جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی فرهنگی است. هدف اصلی این تحقیق مقایسه دو دوره تحول فرهنگی در شرق و غرب است که به فاصله زمانی حدود هفت قرن از یکدیگر روی داده اند. در شرق در سده سوم و چهارم هجری (مقارن قرن نهم و دهم میلادی)، انقلاب فرهنگی قابل توجهی روی داد که پیشرفتی گسترده در معرفت و تجارب علمی مردم بعضی جوامع شرقی درپی داشت. در تحولی دیگر، مردم اروپای غربی از قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی با نوزایی فرهنگی پرنفوذی روبرو بودند که به رنسانس معروف شده است. منابع تاریخی گواهی می دهد که شباهتهای بنیادی و محتوایی بین این دو تحول فرهنگی وجود دارد. مهمترین شباهتها این که هر دو تحول فوق با ظهور چشمگیر تفکر انسان گرایی و عقل گرایی همراه بوده است. از سوی دیگر، در اثر دخالت متغیرهای زمانی و مکانی، برخی تفاوتهای نسبی در محتوای این تحول وجود داشته است. بر اساس این شباهتها و تفاوتها می توان این فرضیه را مطرح کرد که وقوع تحولات فرهنگی (در مکانها و زمانهای متفاوت) باید تابع قانونمندی کلی باشد، که تفاوتهای جانبی آن متأثر از شرایط تاریخی و اجتماعی متفاوت روی داده، روابط تاریخی قابل مطالعه ای با یکدیگر دارند، که این روابط تا به امروز ادامه داشته است. آیا این زمینه های مشترک و روابط تاریخی و اجتماعی و نیز تبعیت تحولات فرهنگی از قواعد مشترک مفروض نمی تواند به نوعی وحدت نسبی فرهنگی در جهان در قرن بیست و یکم منجر شود؟
"در این مقاله تکنیکهای بازخورد ربط با استفاده از روش مدل سازی رتبهای و به شکلی ساده مطرح میشود و نمودارهای مربوط ، مفهوم روش مدل سازی زبان در بازیابی اطلاعات را شفافتر میسازد . سه مسئلهای که انتظار میرود یک مدل بازیابی اطلاعات بدان پاسخ دهد عبارتند از : 1 ) وزن دهی به لغات ؛ 2 ) بازخورد ربط ؛ 3 ) پرسشهای ساختارمند . بر اساس این پرسشهاست که رخداد ربط میان منابع متفاوت سنجیده میشود . ...
"
" پیشوای مکتب اشراق، با گرایش به نور که پناهگاهی آرامشبخش برای روح انسان محسوب میشود، به تبیین، اصلاح و احیای حکمتی پرداخت که طریقتی را ارایه میکند که انسان جویای حق و عدالت و عاشق طریقت با احاطه بر برهان و مراقبه و تامل درونی، به معرفت حقیقی و اشراق یعنی به هویت راستین خویش نایل میآید. این حکمت، که در آن ذوق و شهود با برهان و نظر همراه میگردد و از آن نیز برتری مییابد، تجلی معرفت در جان انسان میشود و او را از خود بریده و به خدا پیوند میدهد. در این دیدگاه، حکیم راستین و متاله است که شایسته رهبری جامعه انسانی است و میتواند با ایجاد مدینه فاضله، بشریت را به سوی سعادت واقعی سوق دهد.
خمیره و بنیان این حکمت را حکیمان پارس پایهگذاری کردند، و افلاطون و دیگران آن را پی گرفتند لذا، این حکمت که حکیم ما احیاگر آن است بیش از هر چیز پارسی (ایرانی) است، اما با وحی قرآنی و اندیشه محمدی(ص) همسان است؛ چه در پی تحقق عدالت و سعادت و فضیلت است. این احیاگری، نه جبنه شعوبیگری دارد و نه ملیگرایانه است، بلکه در پی تحقق حق و عدل است و نمونه آن را در انبیا و ملوک ایرانی و حکیمان پارس ـ که برخی از آنها پیامبر نیز هستند ـ و متاله مییابد. پس تقسیمبندی او به شرق (عالم مینوی و نورانی) و غرب (عالم ظلمانی و این جهانی) تقسیم جغرافیایی نیست، بلکه معیار آن حق و باطل، نور و ظلمت و عدل و ظلم است که بیش از هر جا در شرق (پارس) تجلی یافته است، ولی در اصل هویتی انسانی، آزادیخواهانه و عدالتطلبانه و سعادتجویانه است. "