وابستگی به مواد یکی از مسایل اجتماعی است که به صورت سنتی مردان را درگیر می نمود، اما تحولات سال-های اخیر که به تغییر موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان منجر شده است، به گسترش اعتیاد در بین زنان دامن زده است. پژوهش های پیشین در موزد وابستگان به مواد اغلب با رویکرد کمی و با اتکا به نظریه های روان شناختی و جامعه شناختی انجام شده اند. این پژوهش که در مورد زنان وابسته به مواد در شهر ساری انجام شده است، سعی کرده است تا تجارب زیسته ی زنان وابسته به مواد را با استفاده از روش پدیدار شناسی که یک رویکرد کیفی دارد، مورد شناخت و تبیین قرار دهد. نمونه ی مورد آزمایش 30 زن بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام گرفت و سپس متن مصاحبه ها با استفاده از روش تجزیه و تحلیل ثم های استرابرت مورد تحلیل قرار گرفتند. از تحلیل تم به کدهای مفهومی، طبقات مفهومی و پنج تم اصلی(مثلث خانواده، فرد، اجتماع، طیف احساسی شادمانی- پریشانی، ورود به روابط اجتماعی در هم شکسته، ناتوانی در برابر اعمال فشار جامعه و عدم وجود توانمندی در زنان برای رویارویی با شرایط) دست یافته و بر اساس آن ها مدل تبیین پدیده ی وابستگی به مواد از دیدگاه زنان درگیر با آن استخراج شد.
سده های نخستین در تمدن اسلامی، تجربه ای موفق در زمینهٔ علم بومی و به همین اعتبار دینی بود. این علم دست کم دو ویژگی داشت: اولاً از چارچوبی استدلالی برای بیان اسلامی بودن خود برخوردار بود، و ثانیاً اسلامی بودن آن واجد نوعی خودانگیختگی ذاتی بود. متفکران سده های طلایی در تمدن اسلامی، از قرن سوم تا هفتم و حتی ابن خلدون در قرن هشتم، از دیگر اشکال تمدنی آگاهی کاملی نداشتند؛ به همین دلیل علوم آنان ضرورتاً رنگ و بوی اسلامی داشت. از میان متفکران اسلامی، فارابی در دستهٔ حکما و ابن خلدون در دستهٔ اشاعره علومی عرضه کردند که در همهٔ حوزه های انسان شناسی و هستی شناسی و معرفت شناسی، وجهی دینی دارد. در مقالهٔ حاضر هدف ما بررسی یکی از مفردات اندیشهٔ فارابی و ابن خلدون است که توجه بسیاری از متفکران مسلمان را به خود جلب کرده است. پرسش اساسی مقاله این خواهد بود که چه تفاوتی میان انسان شناسی فارابی و ابن خلدون وجود دارد، و آیای با در نظر داشتن این تفاوت و با توجه به مبانی مشترک اندیشهٔ این دو متفکر، ساخت علمی تألیفی ممکن است؟ برای این منظور، روش مقایسه ای را به کار می گیریم و مقدمه ای در زمینهٔ دشواری های اخذ علوم سخت از سوی حکما و سازش آنان با این علوم ذکر می کنیم. سپس با بررسی اندیشهٔ فارابی و ابن خلدون، تلاش خواهیم کرد بر ساحت هایی از تفاوت های انسان شناسی این دو متفکر نظر بیفکنیم.
Objective: This article probesto answer that which are the strengths, weaknesses, opportunities and threats of citizens’ participation in civic affairs in Tehran? This is achieved through studying social, cultural, economic, politicalmanagerial, legal, and spatial-physical aspects of the subject -- providing the basis upon which planners can formulate strategies and models for citizens’ participation in short-, medium-, and long-term plans. Method: Benefiting from a qualitative approach and relying on in-depth interviews and open questions, information on social, cultural, economic, political-managerial, legal, and spatial physical aspects of citizen’s participation has gathered with the aim of providing a SWOT analysis. A statistic community consist of 60 prefessors, urban planning and social science experts, and public sector officials were selected from the several University of Tehran and Socio- Cultural Bureau of Tehran Municipality have been selected and Studied with aimed and accessable sampling. Findings and Conclusion: The Results indicated that citizens’ participation in Iran specially in Tehran faces with the number of structural, socio-cultural, political-managerial, legal, and juridical impediments. Despite the current impediments various strengths and oppor tunities for stabilishment and empower of citizens’s participation in civic Affairs exist for there more weaknesses and thresats of participation from the citizens and city management has affected the partiction. yet the neccessity citizens practipation in the affairs is not be recognized by the Urban managers and cibizens. The citizens participation is mostly superfacial and symbolic.
میل فطری و غریزی به شناختن حقایق و اطلاع از واقعیت ها که فطرت حقیقت جویی یا حس کنجکاوی نامیده می شود، و از آغاز کودکی در هر انسانی شروع می شود و تا پایان عمر ادامه دارد، نخستین عاملی است که انسان را برای بررسی همه مسایل واز جمله مسایل دینی وشناختن دین حق بر می انگیزاند. این مقاله با هدف استخراج نگاه دینی به مقولة کارکرد اجتماعی دین تدوین شده و در آن کارکرد اجتماعی دین در قرآن و عهد جدید و مقایسه آنها به دور از هر گونه پیش داوری و تعصب و به روش توصیفی – استنادی از نوع دین شناسی تطبیقی بررسی شده است. کارکرد اجتماعی در دین اسلام بسی گسترده تر و کامل تر؛ هم در زمینه ایجاد امنیت اجتماعی و هم در برقراری عدالت اجتماعی، بیان شده است.
پژوهش مورد نظر بر اساس ضرورت های اجتماعی و فرهنگی مبنی بر رابطه شیوه زندگی و بروز رفتار مجرمانه تدوین گردیده است، هدف کلی طرح بررسی وشناخت شیوه زندگی در بروز رفتار مجرمانه است، بعد از مطالعه مقدماتی برای تبیین مفهوم جرم دیدگاه های مرتون، ساترلند، تارد، بوم شناختی،... و برای تبیین شیوه زندگی تئوری بوردیو مورد استفاده قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایشی و اساس نمونه گیری در مرحله اول طبقه ای و در مرحله دوم تصادفی سیستماتیک می باشد در مرحله اول 273 پرسشنامه بین افراد مجرم در زندان توزیع گردیده و 5 فرضیه اول آزمون شده است، سپس در مرحله دوم 100 پرسشنامه از افراد مجرم انتخاب و 100 پرسشنامه نیز به افراد عادی خارج از زندان داده شده است و 5 فرضیه دوم آزمون شده است. آزمون بین سبک زندگی دینی، معاشرتی، مسکونی، روانی، تفریحی و رفتار مجرمانه بین مجرمان زندانی معنی دار و مثبت است. اما آزمون بین گروه مجرم و افراد عادی جامعه نشان می دهد تنها دو سبک تفریحی و معاشرتی عامل موثری بر بروز رفتار مجرمانه در جامعه آماری است.
در این مقاله به احساس امنیت اجتماعی به عنوان پیامد شدت و ضعف سرمایه اجتماعی و شاخص های آن (اعتماد اجتماعی، روابط اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی) در سطح خرد نگریسته شده و درصدد است تا روابط بین متغیرهای سرمایه اجتماعی در ارتباط با احساس امنیت اجتماعی بررسی شود. هدف کلی این پژوهش، بررسی رابطه بین احساس امنیت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در چهار مولفة اصلی (اعتماد اجتماعی، روابط اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی) بوده که با استفاده از روش پیمایش توصیفی و ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل افراد 64-15 ساله شهر اردبیل بوده که مطابق با روش نمونه گیری مطبق متناسب جمع آوری داده های تحقیق روی نمونة آماری 251 نفری انجام گرفته است. نتایج تفسیری بیانگر این است که هر چه میزان سرمایه اجتماعی در جامعه بیشتر باشد، به همان میزان احساس امنیت نیز بیشتر خواهد بود. در تحلیل نهایی شاخص اعتماد اجتماعی بیشترین همبستگی را با احساس امنیت اجتماعی نشان داده است.
امروزه تلفن همراه در مقایسه با رایانه و فناوری های اینترنتی، به دلیل ارزانی و سهولت استفاده از آن، نفوذ بیشتری در زندگی اجتماعی، سبک زندگی و رفتار مصرفی مردم دارد. این مقاله بخشی از پژوهشی است در راستای شناخت این مسئله که نوجوانان تهرانی در استفاده و دستیابی به تلفن همراه چگونه رفتار می کنند؟
چارچوب مفهومی بر اساس بررسی دیدگاه ها و مرور منابع تجربی تنظیم و در قالب آن، فرضیه های اصلی مطرح شده است. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه های خرد در مورد 387 نفر از نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر تهران انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عواملی چون ""میزان پایبندی به مذهب، جنس، میزان فضای عاطفی درون خانواده و معدل درسی"" در گرایش نوجوانان به کارکردهای مطلوب یا نامطلوب تلفن همراه مؤثر است. همچنین یافته ها نشان می دهد که استفاده از امکانات جانبی تلفن همراه، به ""پیامک و بلوتوث"" تعلق دارد. در ذخیره سازی محتوای گوشی تلفن همراه، ""جوک و سرگرمی"" بیشترین و"" علمی- آموزشی"" کمترین علاقه را در میان نوجوانان به خود اختصاص داده اند. میان گرایش دختران و پسران به این اولویت ها نیز تفاوت معنادار وجود دارد. غالب نوجوانان از سیم کارت اعتباری استفاده می کنند. بسیاری از آنها اعتیاد موبایلی دارند و بویژه از تلفن همراه برای دوستیابی با جنس مخالف، استفاده می کنند.
در پژوهش حاضر که مطالعه ای کیفی است، تلاش شده است به روش دلفی، دیدگاه خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت رسانه درباره وضعیت موجود این رشته در کشور مورد بررسی قرار گیرد. دیدگاه های خبرگان شرکت کننده در این پژوهش که متشکل از دو گروه مدیران اجرایی سازمان صدا و سیما و رسانه های الکترونیکی و همچنین استادان دانشگاهی آشنا به حوزه مدیریت رسانه است، از طریق مصاحبه و پرسشنامه گردآوری و تجزیه و تحلیل شده است. روایی پرسشنامه تحقیق به روش صوری و از طریق مراجعه به خبرگان و متخصصان تأیید شده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که رشته مدیریت رسانه با توجه به اهداف طراحی شده آن، در شرایط فعلی، کارآیی لازم را برای تربیت مدیران رسانه ای ندارد. در این پژوهش، ضمن بیان نقاط ضعف برنامه فعلی، گرایش جدیدی از رشته مدیریت رسانه با عنوان گرایش مدیریت رادیو تلویزیونی به عنوان الگوی مناسب برای دوره کارشناسی ارشد، ارائه شده است.
فرایند آموزش عالی در هر جامعه ای از اهمیت زیادی برخوردار است. دانشگاه های عصر حاضر با یک دگرگونی عمده مواجه هستند. کمبود بودجه، افزایش شمار دانشجو، تغییر جمعیت دانشجویی، نیاز های آموزشی متنوع و جدید اجتماع، به تغییرات سازمانی نیاز دارد؛ تغییراتی که با نیازهای جدید هماهنگ باشد. با آموزش از دور، امکان «یادگیری بدون محدودیت زمانی و مکانی» متناسب با نیازهای دانشجو فراهم می شود. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی یاددهی یادگیری از دور در آموزش عالی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد درک قابلیت های فناوری و نظریه های یادگیری به ویژه نظریه سازه گرایی و همین طور نظریه استقلال و تعامل در آموزش از دور، عوامل اثرگذار در طراحی یادگیری از دور اثربخش در آموزش عالی است. در این مدل راهبردهای یاددهی یادگیری فعال فردی و گروهی و بازخورد به موقع، با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) و هشت نوع تعامل، با توجه به مبانی نظری و رسالت دانشگاه های حاضر طراحی شده است. از دیگر مواردی که این مدل بر آن تأکید دارد، ارزشیابی آغازین، تکوینی و تکمیلی است. در محیط یادگیری از دور اثربخش، ارزشیابی باید بخشی از فرایند یادگیری تلقی شود و بازخورد حاصل از آن برای بهبود یادگیری به کار رود. برای اعتبار بخشیِ ویژگی های تعیین شده، از نظرات صاحب نظران آموزش از دور در دانشگاه های پیام نور، شیراز، علم و صنعت و امیرکبیر استفاده شده که درصد بالایی از نمونه آماری ویژگی های مذکور را تأیید کرده اند.
Objectives: This article evluated urban upgrading achievements and challenges of the Urban Upgrading and Housing Reform Project conducted in Iran during the period 2004-2009. Method: The assessment is provided both at the project level and in the target informal settlements of Bandar Abbas as a case study. Data and information were collected through a desk review, a beneficiary assessment conducted in Bandar Abbas, and a set of interviews held with project stakeholders at the national level and in Bandar Abbas. Findings & Conclusions: One of the most important achievements of the project it is making positive attitude to the informal settlements in public level. Alsoseries of interventions including streets improvements, water piping schools construction, chanel reform, and construction of hygiene an medical centers have resulted various benefits for local inhibitant. Yet the project faced with the challenges and difficulties and have disappointed some of it’s appliances.
Objectives:Nowaday this has been clarified that there is special time for social development and in this time the root of social behaviors of chid should be formed and after that he can appear in society and make appropriate social interaction. Most of Researches Show that Environmental ` Social Conditions emotional communications and nourishment condition have significant affect on Children`sphysical` Social and psycological Development(shonkoff&Philips- 2000) .while the rural children has unbenefited from this environment because of special condition of that.Informations from this study effect of training plans on children social development specialy deprived childrent help to formation of training tacts andshow the paths to planners that prepare necessary conditions for growth and efflorescence of children. Method: The Research Method of this Study Is a causative- Comparative Study. In this Study 588 Rural Children Between 3-6 Years Old in Varamin in Two Groups (294 Children as a Test Group and 294 Children as a Control Group) Were Compared with Vineland`s Social Maturity Scale. This Scale Has 8 Subscales: Self Help General, Self Help Dressing, Self Help Eating, Communication, Self Direction, Socialization, Locomotion & Occupation. Findings: Statistical Analysis Determined that there ars Significant Difference Between Children who Use Rural Child Care Center Services and Children who don`t Use these Services in Variables such as Self help General, Self Hhelp Dressing, Self Help Eating, Communication, Self Direction, Socialization, Locomotion & Occupation. Conclusions: Our Findings Suggest that Children who Use Rural Child Care Center Services Have More Social Development in Comparison with Children Who don`t Use these Services and Who Are at Home, Because They Experience Better Environment to Learning Educational Issues and Social Skills and also because They Have opportunity for Understandig Concepts and Basic Skills like Eating, Dressing, Communication,… in these Centers. In fact these Services Are Effective for Rural Children`s Social Development.
Introduction: The aim of this study is to analyze the rate of social capital in rural production cooperatives and analysis of its related factors. Method: The statistical population of the study consists of 2820 members of 18 rural production corporations of Koohdasht County in Lorestan province which from 93 people were selected using Cochran formula. In order to increase the accuracy of the data, 100 members were selected by two-stage random sampling technique and were interviewed. The reliability of the main scales of the questionnaire was confrmed as Cronbach alpha coefficients were above 0.70. The questionnaire was validated through getting the comments and opinions of some faculty members and cooperative experts. Finally, the data were analyzed using SPSS (version 11.5). the Findings: There are significant differences between two with high and low social capital in the gender, marital situation, literacy level, income level, whole of land under ownership, membership precedence in corporation, cooperative principals , participation knowledge of production in productive activities, participation in decision-making meetings and participation in performed training periods. Conclusion: according to results of stepwise Discriminate Analysis, 5 variables of matrimony situation, whole of land under ownership, membership precedence in cooperative, knowledge of cooperative principals, and participation in productive activities, discriminated two groups with high and low social capital in the best way.
Intorduction: The aim of this study is to analyze the relation between social capital and those values which sociologists prescribe for the development of societies. Considering the fact that values have their roots in social macro structure, and regarding the appearance of women public sphere, the main research question is that, do woman's modern values differ across diverse social capital. Therefore, this research has striven to explain the effect of women's social capital on their values orientation. Method: The research is a survey questionnaires were given to 504, 15-45 women in Shiraz. For this purpose 342 students were chosen from different field of study by random sampling. The questioner has face construct validity and reliability credits. Cronbach's Alpha is applied to assess reliability. To improvement of construct validity Factor analysis is applied. Findings: Social capital has a significant relation with globalism, universalism, rationality and desire to gain knowledge. Conclusion: social capital that always had been missed in development procedure has a significant relation with development related values. In other words it has a determining effect on improvement of women’s cognition about development related values.
بازنمایی زندگی روزمره موضوع بحث بسیاری از تولیدات رسانه ای در ایالات متحده امریکاست. بی شک زمانی که سخن از زندگی روزمره به میان می آید، خانواده محوری ترین عنصر آن تلقی می شود. ژانرهای مختلف تلویزیونی مانند سریال های دنباله دار، کمدی موقعیت و غیره که اوج پیداش آنها در امریکا به دهه 1950 بازمی گردد، به بازنمایی خانواده، روابط مبتنی بر آن، دغدغه ها، انتظارات و رویکردهای معطوف به آن پرداخته اند. اوقات فراغت و الگوی مصرف خانواده که در جامعه سرمایه داری جدیّت بیشتری دارد نیز می تواند از این رو حائز اهمیت باشد که روابط خانوادگی و نحوه گزینش الگوی مصرف و بازنمایی آن در سریال ها شکل و نوع روابط مبتنی بر یک خانواده امریکایی را نشان دهد. به طور طبیعی مطالعه خانواده به عنوان اشل کوچکی از جامعه بزرگ تر می تواند ترسیم کنندة افق شناخت آن جامعه باشد. موضوع بحث این مقاله مطالعه کمدی موقعیت سیمسون هاست. این برنامه تلویزیونی که شهرتش مرزهای فرهنگی متفاوتی را درنوردیده است، سایقه تولیدش به دهه 1980 بازمی گردد. ژانر طنز و محتوای روزمره و قابل لمس آن نیز باعث شده در ایالات متحده امریکا نیز این سریال محبوبیت بی نظیری نزد شهروندان امریکایی داشته باشد. مقاله به مطالعة فصول شماره 3 تا 8 این کمدی موقعیت می پردازد چرا که مطالعه تمامی بخش های این سریال دنباله دار که نزدیک به 400 قمست است خارج از حوصله این مقاله است. سؤال اصلی این مقاله این است که چگونه در این کارتون، خانواده امریکایی در اوقات فراغت بازنمایی شده اند. به طور واضح تر اینکه اولاً تک تک افراد خانواده سیمسون اوقات فراغت خود را به مصرف چه کالاهایی اختصاص می دهند و ثانیًا در سطح خانوادگی این مصرف چه شکلی دارد. مبنای نظری ای که مقاله بر آن متکی است، تئوری بازنمایی استوارت هال می باشد و روش مطالعه نشانه شناسی رولان بارت است. واحد تحلیل در قسمت های مرتبط سکانس و در قسمت های غیرمرتبط موضوع آن قسمت خاص می باشد.
سابقه تاریخی، سیاسی و اجتماعی ارمنیان با ایرانیان در آسیای میانه و مشرق زمین به روشنی نشان می دهد در طول تاریخ، روابط فرهنگی ارمنیان با ایرانیان، بیش از دیگر کشور ها بوده است. مقاله حاضر می کوشد به بررسی تحلیلی و ریشه شناسی آیین نمایشی بومی وارداوار (در گویش ارمنیان مقیم روستاهای ارمنستان وارتاوار تلفظ می شود) در فرهنگ سنتی قوم ارمن بپردازد. در حال حاضر شاید تنها قوم یا ملتی که هر ساله در روز یکشنبه از دومین هفته ماه آگوست با برگزاری جشنی عمومی در میادین، خیابان ها و در کنار رودخانه ها به روی هم آب می پاشند، ارمنیان هستند. ارمنی ها به این مراسمِ کهنِ آیینی، وارداوار می گویند و عموما تمرد از آن را ناخوشایند و بدفرجام می دانند. یافته های تحقیق نشان می دهد خاستگاه وارداوارِ ارمنی، مهر ایرانی بوده است. مهر، همواره باعث درهم تنیدگی فرهنگ هایی گونه گون از قبایل و اقوامی گونه گون در فلات ایران، آسیای میانه، خاور نزدیک و نیمی از اروپا شده است. روش مطالعه کتابخانه ای، اسنادی، مصاحبه و مشاهده مشارکتی در یازده استان بزرگ ارمنستان به مدت پنج سال بوده است.
این مقاله مهم ترین رویکردهای جامعه شناختی در باب ماهیت معرفت علمی را مورد بررسی قرار می دهد. جامعه شناسان قدیم علم به ارایه یک رویکرد عقلانی درباره معرفت علمی پرداخته اند. براساس این رویکرد عقلانی یا دیدگاه معیار، علم یک پدیده عقلانی، همگانی، غیراجتماعی و بی تاثیر از علایق اجتماعی و فرهنگی است. دیدگاه های جدید جامعه شناسی براساس یک نوع معرفت شناسی نسبی گرا (فرهنگ گرا)، معرفت علمی را دارای ماهیت فرهنگی و اجتماعی می دانند. در نتیجه، استعاره معرفت علمی به مثابه «آیینه طبیعت و واقعیت» از میان برداشته شد و بنابراین اساس دیدگاه معیار درباره علم زیر سوال رفت. جامعه شناسان جدید علم با شعار ""علم به مثابه فرهنگ"" اظهار می کنند که معرفت علمی همواره جزئی از فرهنگ بوده ودر بیرون از فرهنگ نمیتوان مقام و جایگاهی برای آن تصور کرد. به بیان دیگر علم به عنوان یک رویه اجتماعی احتمالی، پایه و مبنای مطمئنی در واقعیت ندارد بلکه باید آن را به عنوان یک فعالیت کاملا اجتماعی-فرهنگی شناخت که پیوند اساسی با ارزش ها و ایدئولوژی های اجتماعی دارد. صاحبنظران جامعه شناسی معرفت علمی و طرفداران جنبش های سیاسی-اجتماعی منتقد علم (همچون فمینیست ها) ازجمله مهم ترین نمایندگان رویکرد فرهنگی اند که به بیان دیدگاه ها و نظریات آنها می پردازیم. در بخش پایانی مقاله رویکرد فرهنگی مورد نقد وبررسی قرار می گیرد.