فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۸۱ تا ۱۵٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
بررسی رابطه میزان مذهبی بودن و سبک زندگی با ازخودبیگانگی نوجوانان موردمطالعه: دانش آموزان دبیرستان های شهر شیراز در سال 91-1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازخودبیگانگی یکی از علائم بیماری روحی و روانی در بین انسان ها است که موجب می گردد تا آن ها نتواند نقش هایشان را در ارتباط با خود و یا جامعه به خوبی انجام دهند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه میزان مذهبی بودن و سبک زندگی نوجوانان با ازخودبیگانگی آن ها پرداخته است. نمونه موردمطالعه 381 دانش آموزان )دختر و پسر)دبیرستانی شهر شیراز می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایشی استفاده شده است. اطلاعات موردنیاز با شیوة نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای به دست آمد.نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای مناسک مذهبی، هویت مذهبی، سبک زندگی و مشارکت فرهنگی رابطه منفی با ازخودبیگانگی نوجوانان دارد و بر روی هم توانسته اند نزدیک به 23 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. بیشترین همبستگی بین دو متغیر انجام مناسک مذهبی و هویت مذهبی با متغیر ازخودبیگانگی می باشد. مهم ترین متغیری که بیشترین تغییرات ازخودبیگانگی جوانان را تبیین می کند مناسک مذهبی است. این متغیر به تنهایی نزدیک به 19 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح می دهد. دومین متغیر واردشده در مدل، متغیر هویت مذهبی می باشد که 7/2 درصد تغییرات ازخودبیگانگی نوجوانان را توضیح می دهد. سبک مشارکت فرهنگی سومین و آخرین متغیر واردشده در مدل است که با دو متغیر پیشین بر روی هم توانسته اند نزدیک به 23 درصد تغییرات متغیر وابسته را توضیح دهند.
نقدی بر «نقد دکتر شریعتی و دکتر آبراهامیان»
منبع:
حافظ آذر ۱۳۸۴ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
برساخت معنایی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کم آبی و خشکسالی زاینده رود (با تأکید بر پایداری شهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برساخت معنایی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کم آبی و خشکسالی زاینده رود با تأکید بر پایداری شهری، از طریق تجربه زیسته ی شهروندان اصفهانی مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش مطالعه ی حاضر کیفی، از نوع پدیدارشناسی و نحوه ی نمونه گیری مبتنی بر نمونه گیری هدفمند از نوع متجانس بوده است. بر این اساس 32 نفر از شهروندان زن و مرد اصفهانی در محدوده ی سنی 30 تا 65 سال انتخاب شدند و در طول مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته، تجربه ی زیسته ی خود درباره ی کم آبی و خشکسالی زاینده رود را به طور کامل بیان کردند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون و برای تعیین اعتبار یافته ها از معیارهای قابلیت اعتبار، قابلیت اطمینان و مطابقت با عینیت داشتن، استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب 4 مقوله ی فراگیر دسته بندی شد که حاصل استخراج و مفهوم بندی داده ها در 92 مقوله ی پایه، 27 مقوله ی سازمان دهنده و 14 مقوله ی زیر فراگیر است. مقوله های فراگیر به عنوان پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کم آبی و خشکسالی زاینده رود با تأکید بر پایداری شهری عبارتند از: سرمایه ی اجتماعی(کاهش مشارکت اجتماعی،...)، سرمایه ی سیاسی(کاهش اعتماد سیاسی، ...)، سرمایه ی اقتصادی(کاهش قیمت زمین های کشاورزی بی آب و کم آب، تغییر در کاشت محصولات، ...) و سرمایه ی فرهنگی(تغییر در ذائقه ی غذایی، ...)، در مجموع یافته ها بیانگر آن است که کم آبی و خشکسالی زاینده رود، سرمایه های(اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) شهروندان و بویژه ساکنان منطقه ی شرق اصفهان(عمدتاً کشاورزان) را تحت تأثیر قرار داده است. در عین حال، شهروندان خشکسالی و کم آبی را دلیل اساسی تخریب تمدن و فرهنگ شهر تاریخی اصفهان قلمداد نموده و سلامت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شهر را در خطر می بینند.
تیپولوژی برنامه سازان و برنامه های رادیو بر اساس فرم و محتوا
منبع:
رادیو ۱۳۸۴ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان مشارکت شهروندان در امور شهری (مطالعه ی موردی: منطقه ی ۱۳ شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت و عدم مشارک ت مردم می توان د برنامه ریزی های یک شهر یا منطق ه را تح ت تأثیر قرار داده، روند برنامه ریزی را سرعت بخشیده یا کند نماید؛ از این رو بررسی موانع و مشکلات مشارکت مردم در یک منطقه یا شهر به روشن شدن آن کمک خواهد کرد. به عبارت بهتر رویارویی با مشکلاتی که شهرهای مهم جهان با آن درگیر هستند، همانند انفجار جمعیت، رفت و آمد خودروها در خیابان ها و جاده ها، آلودگی هوا و محیط زیست، سیل مهاجران روستایی و ده ها مسأله ی دیگر، تنها با بهره گیری درست و بهینه از توان و استعدادهای موجود در شهروندان و شهرها در قالب برنامه های مشارکتی قابل دستیابی است. هدف پژوهش حاضر سنجش عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان منطقه ی ۱۳ اصفهان در امور شهری است؛ لذا به همین منظور پس از طرح سؤال آغازین و ارائه ی هدف پژوهش براساس چهارچوب نظری، فرضی ه های تحقیق شکل گرفت و برای آزمون روابط متغیرها فرضیه های تحققی شکل گرفت و برای آزمون روابط متغیرهای فرضیه های مطرح شده، حجم نمونه براساس فرمول کوکران ۱۸۰ نفر از افراد بالای ۱۸ سال ساکن در منطقه ی ۱۳ شهرداری اصفهان به صورت خوشه ای و چند مرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه، مورد بررسی قرار گرفتند و داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss و روش های آماری مناسب (R پیرسون و تحلیل آماری anova oneway) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر رابطه ی معنادار بین متغیرهای مستقل (اعتماد نهادی، رضایت اجتماعی، امنیت اجتماعی و مدت زمان سکونت) با مشارکت است. در حالی که برطبق یافته های پژوهش بین متغیرهای مستقل و پایگاه اجتماعی – اقتصادی و نوع مالکیت و با مشارکت تفاوت معناداری وجود ندارد. الگوی نهایی نشان داد که بیشتر از همه، متغیر مستقل اعتماد نهادی در مشارکت اجتماعی مؤثر است.
چالش های نظری در گذار از رسانه های سنتی به رسانه های نوین؛ ترندسازی توئیتری در برابر برجسته سازی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نظر به دگرگونی شگرف در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ویژگی اساسی انقلاب رسانه ای درآمیختگی دو مفهوم دیجیتالی و تعاملی شدن خلاصه شده است. این دو در کنار هم سبب دگرگونی در قلمرو ارتباطات رسانه ای گشته و سبب می شود برخی نظریه های سنتی همچون برجسته سازی، مندرج در پارادایم مسلط بر وسایل ارتباط جمعی که یکسویی و مخاطب انبوه را مفروض داشت، در پارادایم تازه در سطح شبکه های اجتماعی مجازی با سازوکار هشتگ (#) و ترندسازی در تنگنای تبیین پدیده های ارتباطی قرار گیرد. مخاطبان دیروز، اکنون در گروه های کوچک ساخت بندی و در تعامل باهم می توانند درباره رویدادهای روز نظر داده و آن را نشر دهند. این مواضع نظری می تواند همسو یا مغایر با مواضع برجسته سازی شده در رسانه های جمعی باشد. این پژوهش به روش تحلیل مضمون خوانش های مسلط، مصالحه و متضاد کاربران توئیتر را استخراج کرده، نشان می دهد چگونه بخشی از کاربران با استفاده از سازوکار هشتگ و ترند توئیتری، برجسته سازی خبری تلویزیون را در جریان تحولات اجتماعی دی ماه 1396 کشور با خوانش های متفاوت و متضاد به چالش کشیدند. یافته ها نشان می دهد، برای تبیین پدیده های ارتباطی در سطح شبکه های اجتماعی مجازی به اصلاح و تحول در حوزه های نظری، به ویژه در نظریه برجسته سازی نیاز است. ادامه مطالعات درباره تحولات نظری توصیه شده است.
نحوة مذاکرة هویت تازه مسلمانان در ایران (با تأکید بر نقش اسلام)روستا و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افراد به طور معمول با محیط پیرامون خود به مذاکرة هویت می پردازند و با انباشتی از یافته های حاصل از این مذاکره ها، هویت خود را شکل می دهند. در شرایطی که فرد در زندگی خود تغییراتی مثل مهاجرت یا روی آوردن به دینی جدید را تجربه کند، این مذاکرات به منظور انطباق با شرایط جدید شدت می یابد و به انتخاب راهبردهایی برای سازگاری با این تغییرات و رسیدن به هویت جدید منجر می شود. حال سؤال این است که تازه مسلمانان ساکن در ایران در خصوص مؤلفه های هویتی ای چون نام گذاری، حجاب، تفریح و سرگرمی، ارتباطات (با دوستان و اقوام)، احکام و عبادات و مسائل مالی، چه راهبردهایی را برای دستیابی به هویت جدید خود انتخاب می کنند؟ هویت تازه مسلمانانة آنها چه وجوه متمایزی نسبت به هویت قبل از اسلام آنها پیدا کرده است، در چه ابعادی هویت سابق خود را استمرار داده اند و چه ابعاد خاص گرایانه ای دارند؟ در این تحقیق طی دو مرحله مصاحبه هایی با مجموعه ای از این افراد صورت گرفته است که با مقوله بندی این مصاحبه ها، راهبردهای نه گانه ای در خصوص مذاکرة هویت تازه مسلمانان با جامعة ایران استخراج شده است.
فرهنگ عامیانه سیرجان
روزنامه اردوی همایون
حوزههای تخصصی:
مسئله تربیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
فرصت های خاص رادیو در جذب مخاطب جوان
منبع:
رادیو ۱۳۸۴ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
چشم انداز خاورمیانه در آستانه هزاره سوم بررسی راهبرد امنیت ملی آمریکا
حوزههای تخصصی: