مومیایی یا عرق کوه که به اصطلاح محلی به آن مومنایی گویند،ترشحی است قیرمانندکه در شکاف ها وشکستگی های طبقات زمین و در بعضی غارها یافت می شود. درحال حاضر این ماده توسط مردم بومی مناطق مختلف شهرستان بهبهان به عنوان ماده داروئی شفابخش مورد استفاده قرار میگیرد.هدف از این مطالعه،شناخت بیشتر این ماده وآشنایی با خواص داروئی آن می باشد. در این راستا ،تحقیقی در سال1394 در یکی از شهرهای شهرستان بهبهان، ازطریق تکمیل پرسشنامه توسط افراد بومی این شهر،انجام شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد این ماده که به دو صورت خوراکی و موضعی قابل استفاده می باشد، در درمان بیماری های مختلفی از قبیل شکستگی استخوان،ضرب دیدگی و کوفتگی،التیام درد و بهبود زخم های جلدی موثر است. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد میزان این ماده نسبت به گذشته کمتر شده و به همین دلیل کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد میزان این ماده نسبت به گذشته کمتر شده و به همین دلیل کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
با توجه به طبیعت متفاوت ساختار تولید در بخش های مختلف اقتصاد، رشد این بخش ها اثر متفاوتی بر اشتغال دارد. از سوی دیگر با توجه به تجزیه بازار کار بر حسب جنسیت، اثر رشد بخش های مختلف اقتصاد بر اشتغال زنان و مردان نیز متفاوت است. در این پژوهش ساختار شغلی اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصادی در ایران و اثر رشد بخشی بر درآمد جنسیتی نیروی کار (مردان و زنان) در چارچوب مدل ماتریس حسابداری اجتماعی بررسی شد. از آنجایی که در ماتریس های حسابداری اجتماعی موجود در ایران حساب عوامل تولید خصوصاً نیروی کار بر حسب جنسیتی تفکیک نشده است، در همین راستا هدف اولیه در این پژوهش ارائه روشی به منظور تهیه ماتریس حسابداری اجتماعی که در آن درآمد نیروی کار بر حسب جنسیت تفکیک شده است. سپس بر اساس آن مدل ماتریس حسابداری اجتماعی ارائه و اثر رشد بخشی بر کل درآمد نیروی کار، درآمد نیروی کار زنان، و درآمد مردان به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند با رشد بخشی اثرات یکسانی بر درآمد شاغلین زن و مرد ندارد و درآمد نیروی کار مردان با اختلاف زیادی بیش از درآمد نیروی کار زنان افزایش می یابد.
این پژوهش باهدف پیش بینی سازگاری زناشویی براساس انسجام خانوادگی، زمان باهم بودن و منابع مالی در معلمان زن انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی معلمان متأهل زن مقطع ابتدایی شهرکرج در سال تحصیلی 94-93 بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی 230 نفر به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه سازگاری زناشویی اسپنیر (1976، DAS) و بمنظور سنجش انسجام خانواده، زمان باهم بودن و منابع مالی از مقیاس فرایند و محتوای خانواده سامانی (1387) استفاده شد. داده ها از راه همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که در سطح معناداری 05/0>P، انسجام خانوادگی، زمان باهم بودن و منابع مالی با سازگاری زناشویی معلمان رابطه ای معنادار دارند و هم چنین، نتایج رگرسیون گام به گام نشان دادند که به غیر از منابع مالی که اثری معنادار در معادله رگرسیون نداشت، دو مؤلفه انسجام خانوادگی و زمان باهم بودن7/47 درصد از واریانس سازگاری زناشویی را تبیین می کنند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که انسجام خانواده و زمان باهم بودن توانایی پیش بینی سازگاری زناشویی را دارند.
پژوهش حاضر، با هدف مطالعه میزان دینداری و ارتباط آن با میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی اینترنتی بر اساس نظریه گلوله جادوئی و مدل دینداری گلاک و استارک انجام شده است. روش پژوهش، روش پیمایشی است. بر اساس فرمول لین، حجم نمونه 400 نفر محاسبه شد که با روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای با 32 پرسش، ترکیبی محقّق ساخته و دیگران ساخته است که اعتبار آن ها را صاحب نظران تأیید کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (939/0) محاسبه شد. نتایج نشان داد بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به وضعیّت عضویت و نوع فعالیت آن ها در شبکه ها تفاوتی معنادار وجود داشته است و بین سابقه عضویت در شبکه ها و میزان دینداری آنان نیز رابطه ای معنادار وجود داشته است؛ ولی بین میزان استفاده (فعالیت) از شبکه های اجتماعی و میزان دینداری، رابطه معناداری دیده نشد. نتایج، همچنین گویای تفاوتی معنادار بین میزان دینداری دانشجویان با توجه به جنسیت و گروه تحصیلی آن ها بود.