این پژوهش به بررسی باور به عادلانه بودن دنیا، رضایت از زندگی و حمایت های اجتماعی در دانشجویان ایرانی و هندی پرداخته است. تعداد 197 دانشجوی دختر از دانشگاه تهران و97 دانشجوی دختراز دانشگاه پونا هند مورد مطالعه قرارگرفتند. برای جمع آوری داده ها از نمونه مورد مطالعه از سه پرسش نامه رضایت از زندگی داینر وهمکاران (Deiner et al,1985)، باور به عادلانه بودن امور دالبرت (Dalbert,2001) و حمایت های اجتماعی زیمت و همکاران (Zimet et al,1988) استفاده گردید. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری آزمون تی برای گروههای مستقل، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان دادند که دانشحویان هندی در مقایسه با دانشجویان ایرانی نمره بالاتری در رضایت از زندگی، باور به عادلانه بودن امور دنیا و حمایت های اجتماعی بدست آوردند. هم چنین، بین رضایت از زندگی، باور به عادلانه بودن دنیا (هر دو بعد) و حمایت های اجتماعی هم در دانشجویان ایرانی و هم دانشجویان هندی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد و در نهایت، یافته ها نشان دادند که باور به عادلانه بودن دنیا و حمایت های اجتماعی قادر به پیش بینی رضایت از زندگی هستند.
مقاله حاضر به بررسی سبک زندگی و مصرف رسانه ای در بین شهروندان شهرستان تنکابن می پردازد. مسئله اصلی مورد بحث در مقاله بررسی پیوند دو مفهوم مهم جامعه شناختی یعنی مصرف رسانه ای و سبک زندگی است. نظریه هایی که در این نوشتار استفاده شده است عبارت است از: نظریه های مربوط به سبک زندگی 1- نظریه مصرف تورشتاین وبلن ،2- نظریه قشر بندی ماکس وبر و3 - نظریه سبک زندگی و مصرف پیر بوردیو ودر کنار اینها نظریه های مربوط به اثرات رسانه ها نیز1- نظریه گلوله یا تزریقی 2- نظریه استفاده و خشنودیو در نهایت 3- نظریه کاشت جورج گربنر .اصلی ترین نظریه هایی که قادر به تبیین تئوریک مسأله ی این تحقیق بود نظریه کاشت و نظریه بوردیو است.از ترکیب دو نظریه پیر بوردیو و نظریه کاشت گربنر به رابطه بین سبک زندگی و مصرف رسانه ای توجه شده است. با استفاده از روش پیمایش وابزاراصلی آن یعنی پرسشنامه،موضوع اصلی این تحقیق در بین 240 نمونه از 43280 نفر جمعیت از ساکنان شهرستان تنکابن بررسی گردید. بر اساس مدل نظری ارائه شده برای سبک زندگی سه نوع سبک یعنی: 1- عوامانه 2- میان مایه یا متوسط و 3- نخبه گرایانه تعریف شد و و این سبک ها را در ارتباط با مصرف رسانه ای مبتنی بر دو پارامتر تماشای شبکه های صدا و سیما و شبکه های تلویزیونی ماهواره ای سنجیدیم. یافته های این تحقیق نشان می دهد که بیشتر کسانی که به تماشای برنامه شبکه های تلویزیونی صدا و سیما می پردازند سبک زندگی شان عوامانه است.بیشتر کسانی که به عنوان پربیننده در تماشای برنامه های ماهواره ای تعریف شدند سبک زندگی شان میان مایه یا متوسط است.بیشترکسانی که از طرفی مخاطب فیلم و سریال های شبکه های تلویزیون صدا و سیما هستند و از طرفی به موسیقی پاپ ایرانی و موسیقی سنتی علاقه دارند ، سبک زندگی شان عوامانه است.و بیشترکسانی که بیننده فیلم های سینمایی ماهواره هستند و به موسیقی پاپ خارجی نیز علاقه دارند سبک زندگی شان میان مایه است. بیشترکسانی که بیننده موسیقی و ترانه های شبکه های ماهواره به ویژه موسیقی کلاسیک هستند سبک زندگی شان نخبه گرایانه است
این پژوهش به فرهنگ سیاسی (که یکی از موضوعات مهم در حوزه های علوم اجتماعی و سیاسی می باشد) دانشجویان دانشگاه تهران و عوامل موثر بر آن می پردازد. برای تحلیل فرهنگ سیاسی از نظریه های کسانی چون آلموند، وربا، پای، راش، لیپست و دال استفاده شده است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک جمع آوری داده ها و اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد و برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS استفاده گردیده و از آماره های تحلیلی مانند رگرسیون سود جسته تا به ارائه تحلیل مسیر و در نهایت رسم مدل نهایی دست یابیم. شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با300 نفر بوده است. نتیجه تحقیق چنین نشان می دهد که سطح نظری فرهنگ سیاسی دانشجویان بیشتر از نوع تبعی می باشد و بین سطح نظری و سطح رفتاری فرهنگ سیاسی دانشجویان شکاف وجود دارد. همچنین متغیرهایی مانند منافع سیاسی، مهارتهای سیاسی، پایگاه اجتماعی – اقتصادی، سن براین شکاف تاثیر دارد و تاثیر متغیرهایی همچون موانع اجتماعی وخانوادگی، اعتماد سیاسی بر شکاف فوق الذکر تایید نگردید.
پژوهش ها درباره پیدایش مدارس جدید در ایران را می توان در سه دسته کلی تحلیل های نوسازی، تحلیل های دولت گرا و تحلیل های ضداستعماری تقسیم بندی کرد. به طور کلی سه نقد بر این تحلیل ها وارد است: پروژه ای دیدن ظهور مدارس جدید در ایران، تقلیل گرایی و ساده سازی. این تحلیل ها با نادیده گرفتن جزییات تاریخی و پیچیدگی هایی که در گذشته تاریخی ایرانیان رخ داده است روایتی ساده از ظهور مدارس در ایران ارایه می کنند. در مقابل باید به دنبال آشکارسازی پیچیدگی ها و ضرورت های تاریخی بود که از دل آن ها تولد مدرسه جدید ممکن شده است. به نظر ما به رغم اهمیت نقش نیروهای سه گانه پیش گفته در تکوین و گسترش مدرسه در ایران، این رخداد تاریخی را باید در متن گسترده تر تحول گفتمانی حول مفهوم تربیت جدید توضیح داد. ظهور مدرسه بیش از آن که حاصل نیروی یرونی و سوژه ای بنیان گذار باشد، حاصل ضرورت هایی بود که به طور تاریخی سربرآورده بودند، وقایعی که رخ داده بودند و نیروهای جدیدی که شکل گرفته بودند تا تربیت مدرسه ای را در ایران ممکن سازند. تربیت دولت، تربیت قشون و فنون و تربیت ملت سه برهه مهم پیدایش این گفتمان هستند که در این مقاله کوشیدیم با جزییات بیشتری ابعاد آن را با تکیه بر تحلیل هم آیندی روشن کنیم.
زمینه و هدف: نزاع در جوامع در حال توسعه و گذر از سنتی به مدرن به دلیل جابجایی ارزش های اجتماعی و کاهش تقید به هنجارهای موجود مشاهده می شود. استان اردبیل، در طی سال های گذشته، نزاع زیادی را تجربه کرده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، تبیین شکل گیری نزاع و درگیری دسته جمعی در استان اردبیل است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش اجرا، از نوع فراتحلیل است. فراتحلیل روشی کمی در مطالعات پیمایشی برای دست یابی به یک اندازه اثر معین از طریق آزمون کوهن است. جامعه آماری پژوهش شامل 19 مطالعه پژوهشی معتبر (مقالات، رساله ها و پایان نامه ها) است که 13 نمونه بعد از ارزیابی اعتبار و روایی انتخاب شدند. بازه زمانی آن بین سال های 1392 الی 1396 بوده است. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که سطح گرایش به نزاع و درگیری در سطح بالا (34 درصد)، متوسط (37 درصد) و پایین (29 درصد) است. نزاع دسته جمعی به عنوان متغیر وابسته اصلی، تأثیرپذیر از سرمایه اجتماعی (اندازه اثر = 213/0)، کنترل اجتماعی (اندازه اثر = 194/0)، نارضایتی اجتماعی (اندازه اثر = 189/0)، تعلق ایلی (اندازه اثر = 169/0) و اختلافات اجتماعی (اندازه اثر = 274/0) است. نتیجه گیری: پدیده نزاع و درگیری در جوامع سنتی از جمله استان اردبیل، از آن دسته آسیب هایی است که متأثر از سایر عوامل اجتماعی از جمله سرمایه اجتماعی، کنترل اجتماعی و اختلافات اجتماعی است که لازم است در استان اردبیل، این عوامل مورد توجه دستگاه های اجرایی و متولی امر قرار گیرد تا بتوانند با اقدامات مناسب از جمله تقویت سرمایه اجتماعی و کنترل تعلقات سنتی و نارضایتی و اختلافات اجتماعی، از تداوم و تشدید پدیده نزاع و درگیری دسته جمعی پیشگیری کنند.