" این مقاله به دنبال بررسی چگونگی پیدایش و شکلگیری هویتهای جدید منطقهای در استان خوزستان تحت تاثیر فعالیتهای شرکت نفت با استناد به آثار داستاننویسان خوزستانی است. نویسنده ابتدا محدوده جغرافیایی پژوهش را که شامل مناطق نفتخیز خوزستان بوده، روشن کرده و به تعریف داستان و ادبیات داستانی پرداخته است؛ سپس بازتاب تحولات اقتصادی و اجتماعی فعالیتهای شرکت نفت را در آثار داستاننویسان خوزستانی نشان داده است.
کوشش شده است که نقش هر یک از این تحولات در شکلگیری هویتهای جدید نشان داده شود. در پایان نیز با بررسی مسایل فرهنگی بهطور مشخص به مقوله هویتهای جدید پرداخته است. "
«سلبریتی» شکل جدیدی از شهرت است که تحت تأثیر برخی تغییرات اجتماعی نظیر رسانه ای شدن، افول دین رسمی سازمان یافته، افول اقتدار گروه های مرجع سنتی و کالایی شدن، ظهور کرده است. این شکل جدید از شهرت، به دلیل دارابودن پنج ویژگی خاص از اشکال سنتی شهرت، متمایز گردیده است: واسطه محوری، مخاطب محوری، سرعت بالا و دامنه گسترده، تنوع بخشی و جابه جایی. اگرچه فرهنگ سلبریتی بدون حضور سلبریتی ها، امکان پذیر نیست، اما این فرهنگ، فراسوی سلبریتی ها می رود و مخاطبان، ارزش ها و نگرش های متناظر و رسانه های واسط را نیز دربر می گیرد. در پژوهش حاضر، از منظر جامعه شناختی و با استفاده از روش پیمایش، به بررسی گرایش کاربران اینستاگرام فارسی به فرهنگ سلبریتی، پرداخته شده است. جامعه ی آماری شامل، کلیه کاربران اینستاگرام فارسی است که از بین آن ها، به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 384 نفر انتخاب گردیده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که میانگین گرایش به فرهنگ سلبریتی در جمعیت مورد مطالعه، 39/46 از 100 است و به لحاظ فراوانی، اکثر پاسخ دهنده ها (49.2%) دارای گرایش متوسط به فرهنگ سلبریتی هستند. آزمون مقایسه میانگین ها نشان می دهد که به لحاظ جنسیت، زنان، به لحاظ سن، گروه سنی 20 تا 29 سال و به لحاظ تحصیلات، گروه تحصیلی لیسانس، از بیش ترین گرایش به فرهنگ سلبریتی برخوردار هستند. نتایج استنباطی پژوهش نیز نشان می دهد که بین مذهب گرایی و متغیر وابسته (گرایش به فرهنگ سلبریتی) رابطه ی معکوس و بین دو متغیر گرایش به رسانه و مصرف گرایی با متغیر وابسته رابطه ی مستقیم برقرار است.
افزایش مصرف رسانه های نوین توجه پژوهشگران در خصوص رابطه این فناوری ها با ابعاد مختلف زندگی روزمره را به خود جلب کرده است. در این میان دیدگاه های متضادی در خصوص دلالت های فناوری های نوین رسانه ای در ارتباط با خانواده ها مطرح شده است. در جامعه ما نیز مصرف رو به رشد رسانه های نوین، زمینه ساز مطالعات قابل توجهی در خصوص تأثیر این رسانه ها بر خانواده ها شده است. ما در این مقاله، دیدگاه های مختلف مربوط به تأثیر رسانه های نوین بر خانواده را ذیل سه رویکرد آسیب شناختی؛ تأثیرات ایجابی؛ و پیچیدگی تأثیرات صورت بندی کرده ایم و بر همین اساس مقالات منتشرشده طی دهه اخیر (1395-1385) را مورد بررسی قرار داده ایم. روش تحقیق در این مقاله فرا تحلیل می باشد و مقالات در ابعاد مختلف رویکرد نظری، روش، متغیرهای تحقیق و یافته های تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که در بیشتر این مقالات رویکرد آسیب شناختی حاکم بوده و رسانه های نوین، به عنوان رسانه هایی آسیب زا بازنمایی شده اند. همچنین علاوه بر بی توجهی به تأثیرات مثبت این رسانه ها، پیچیدگی تأثیرات رسانه های نوین و همچنین نقش متغیرها و عوامل میانجی و نقش خانواده ها در پذیرش یا عدم پذیرش این رسانه ها و کنترل تأثیرات آن ها نادیده گرفته شده است. بر همین اساس با نگاهی مبتنی بر جبرگرایی تکنولوژیک، تصویری منفعلانه از خانواده در مواجهه با این رسانه ها ترسیم شده است. در نهایت بر اساس این یافته ها پیشنهادهایی در خصوص به کارگیری نظریات موضوعی به ویژه نظریه های حوزه مطالعات خانواده، روش های ترکیبی، انجام مطالعات طولی و توجه جدی به مکانیزم های تأثیرگذاری و متغیرهای میانجی جهت فهم و تبیین بهتر رابطه متقابل رسانه های نوین و ابعاد مختلف خانواده ارائه شده اند.