نوع شخصیت بر عملکرد شغلی تاثیر می گذارد اما این موضوع کمتر با رویکرد جامعه شناختی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه شخصیت پارسونز تلاش کرده است تاثیر نوع شخصیت را بر فرهنگ کار بررسی نماید. روش به کار رفته در این پژوهش، روش پیمایشی است. جامعه آماری کلیه کارمندان دانشگاه های آزاد فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویر احمد، هستند که 481 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در هر واحد دانشگاهی انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسش نامه می باشد که جهت تعیین اعتبار مقیاس های آن از روش اعتبار سازه به کمک تکنیک تحلیل عاملی و جهت تعیین پایایی از شیوه هماهنگی درونی به روش آلفای کرانباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش بیانگر آن هستند که میانگین نمره فرهنگ کار و ابعاد آن (همکاری و تعهد) و نیز شخصیت ابزاری و ابعاد آن (اکتساب، تفکیک، منفعت جمعی، عام گرایی، غیر عاطفی) در سطح متوسطی است. اما نتایج تحلیلی پژوهش نشان می دهند که شخصیت ابزاری بر فرهنگ کار تاثیر معنا دار و معکوس دارد به گونه ای که با افزایش ویژگی های شخصیت ابزاری، فرهنگ کار کاهش می یابد. به علاوه در بین متغیرهای جمعیتی، تنها ارتباط سن و سنوات خدمت با فرهنگ کار معنی دار است.تبیین فرهنگ کار بر حسب مجموع متغیرهای مستقل بیانگر آن است که ابعاد تفکیک، منفعت جمعی، و اکتساب، به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده های فرهنگ کار هستند و قادرند حدود 12/0 از تغییرات فرهنگ کار را تبیین نمایند. یافته های تحقیق با نتایج تحقیقات مشابه مقایسه گردیده و پیشنهاداتی جهت تقویت فرهنگ کار در بین کارمندان ارایه شده است.
کوشش های گفتمانی حافظ برای بازنمایی گفتمان استعلایی عصر، و پایداری در مقابل نظام معنایی و کنشگران آن، با هدف غیریّت سازی و مشروعیّت زدایی، ذیل الگوی گفتمان پایداری، قابل تبیین است. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گفتمانی ادبیات پایداری در غزلیات حافظ، بر مبنای نظریه گفتمان لاکلائو و موف و الگوی نشانه شناسی گفتمانی سلطانی، بپردازد. در این شیوه، دیوان غزلیات حافظ از منظر متن، بینامتنیت و بافت مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله مقاله این است که نظام های گفتمانی بازنمایی شده در متن کدامند و چه نسبتی با گفتمان پایداری دارند. بر اساس این روش، روشن شد که چهار خرده گفتمان: حاکمیّتی، پایداری، عرفان و تصوّف در متن حضور دارند و عمده نزاع معنایی متن، حاصل تقابل خرده گفتمان پایداری با گفتمان هژمونیک حاکمیّت وقت و گفتمان تصوّف رسمی است. با توجه به قراین متنی، خرده گفتمان پایداری در تعامل با خرده گفتمان عرفان است. خرده گفتمان تصوّف نیز در این دوره، همسو با حاکمیّت وقت، در عرصه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی حضوری فعّال دارد. بازنمایی ویژگی های هویتی طبقات سیاسی- اجتماعی مرتبط با گفتمان حاکم، با هدف تاثیرگذاری بر ذهن سوژه ، از کوشش های گفتمانی صاحب اثر است که در مجموع منجر به تبیین چهره قدرت و هویت گفتمانی آن شده است.
مقاله حاضربه منظور شناسایی و ارزیابی نگرش زنان نسبت به مالکیت شخصی به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای کسب قدرت و تصمیم گیری در درون خانواده تهیه و تدوین گردیده است. نگرش به عنوان نوعی از معرفت که برپایه محاسبات احساسی، عاطفی وشناختی وارزیابی عملکردها شکل می گیرد وطبیعتا در روابط میان اعضای خانواده وحتی ایفای نقش ها موثر می افتد. براین اساس ابتدا ضمن انجام مطالعه مقدماتی ومصاحبه با افراد مطلع وداوران ، وتصحیح پرسشنامه وباکسب نمره روایی 75 درصدی ، از میان جامعه آماری مورد مطالعه، 640 نفر نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای ، با نمونه اخذ نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند . آنگاه داده ها واطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد ومدارک به ویژه تکنیک پرسشنامه جمع آوری ، و نیز از نرم افزارSPSS جهت آزمون های آماری استفاده شد .یافته های تحقیق نشان می دهد که نمره نگرش زنان در شهرستان نوشهر چالوس نسبت به مالکیتَ شخصی در حد بسیار بالایی است . متغیرهایی چون احساس امنیت در زندگی خانوادگی و اجتماعی ، میزان اقتدار ، نوع ارزیابی از مالکیت شخصی ، سطح تحصیلات وموقیعت خانوادگی و شغلی در اخذ نمره بالای نگرش موثر بوده اند.آنچه از تحقیق حاضر به عنوان نتیجه می توان مطرح ساخت این است که عوامل ساختاری وکارکردی برنگرش افراد نسبت به مالکیت تاثیر بسیاری برجای می گذارد ،و هرچه افراد در مناسبات وروابط اقتصادی -اجتماعی بیشتر درگیر شده باشند ، نمره بیشتری نسبت به مالکیت شخصی اخذ می کنند.
موج انقلاب ها و شورش های مردمی که از دسامبر 2010 اکثر کشورهای عربی را در برگرفت از رخدادهای نادر تاریخی محسوب می شود. در این رخداد، چهار رژیم اقتدارگرا در تونس، مصر، لیبی و یمن یکی پس از دیگری به واسطه انقلاب های مردمی در سال 2011 از هم فروپاشیدند و بسیاری دیگر نیز با چالش های جدی مواجه شدند. در این تحقیق تلاش شده است تا در پرتو دستگاه نظری برآمده از مهم ترین سازه های نظریه های مطرح انقلاب ها، به این پرسش پاسخ دهیم که: چه عللی و با چه ترکیب یا ترکیب هایی، به وقوع انقلاب در کشورهای عربی منجر شده است؟ بدین منظور، روش تطبیقی تاریخی (کیفی)، با تکنیک اختلاف میل و جبر بولی انتخاب شد و شش کشور عربی (تونس، مصر، لیبی و یمن به مثابه موردهای انقلابی، و الجزایر و مراکش به مثابه موردهای غیرانقلابی) در یک دوره زمانی شش ساله (2005 تا 2010) تحت[U1] مطالعه [DU2] قرار گرفت. با مطالعه این کشورها و مقایسه آنها با یکدیگر، بسیاری از سازه های مهم نظریه های انقلاب، شأن علّی خود را از دست دادند و نتوانستند تمایزی میان موردهای انقلابی و غیرانقلابی ایجاد کنند. این مطالعه نشان می دهد که انقلاب های عربی محصول ترکیب متفاوتی از شروط علّی هستند و عوامل علّی مشترک میان آنها اندک بوده است. حتی نظریه های متأخر انقلاب، که به واسطه وقوع انقلاب اسلامی به عناصر تبیینی جدیدی مجهز شده بودند، [DU3] نمی توانند تبیینی مجاب کننده از واقعه انقلاب در کشورهای عربی ارائه دهند.
شکاف اجتماعی، گسست و انشعاب بین افراد، نهادها و گروه های اجتماعی است که در منافع، ارزش ها و موقعیت آنها ریشه دارد. این گسست ممکن است سبب شکل گیری گروه ها و نیروهای اجتماعی متعارضی شود که برای اعضای خود هویت جمعی قائل اند. برخی شواهد بیان کنندۀ فراهم شدن زمینۀ بروز شکاف های اجتماعی مختلف در جامعۀ ما هستند. این مقاله به بررسی و شناخت شکاف اجتماعی، ابعاد و عوامل مؤثر بر آن می پردازد. روش پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده است. پاسخگویان 527 نفر از شهروندان 15 تا 75 سال مناطق 22 گانۀ شهر تهران بودند که با نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و با آنان مصاحبه شد. نتایج پژوهش نشان می دهند در مرحلۀ اول بیشترین واریانس به ارزش های فرهنگی (0.616)، ارزش های مذهبی (0.551) و ارزش های سیاسی (0.436) مربوط و در کل، میانگین شکاف سیاسی (2.22)، شکاف فرهنگی (2.16) و شکاف نسلی (2.15) بیش از انواع دیگر آن است. در گروه های با هویت سیاسی اصلاح طلب، هویت مذهبی شدید و هویت فرهنگی سکولار، آمادگی برخورد از سایر گروه ها بیشتر است. همچنین از میان عوامل نظری بررسی شده، عامل اولویت ارزشی (سنتی - مذهبی) بیشترین رابطه را با شکاف اجتماعی دارد.
رسانه های نوین و در رأس آن ها اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی با دگرگونی در مفاهیم زمان و مکان، تغییر در اشکال نوین ارتباطی و ایجاد مراجع نوین هویت، موجب پیدایش ذهنیت های ناپایدار و هویت های تازه شده اند. بنابراین، پژوهش حاضر درصدد مطالعه تأثیر شبکه اجتماعی فیس بوک بر هویت جنسیتی دانشجویان است. مقاله حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه اینترنتی محقق ساخته در بین دانشجویان کاربر شبکه اجتماعی فیس بوک دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1392-1391 صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هویت جنسیتی کاربران، تحت تاثیر عضویت در فیس بوک قرار دارد. همچنین، بین مدت زمان عضویت در فیس بوک و میزان استفاده از فیس بوک و هویت جنسیتی، همبستگی معکوسی وجود دارد؛ یعنی با افزایش مدت زمان عضویت در فیس بوک و میزان استفاده از فیس بوک، هویت جنسیتی کاربران تضعیف می شود.
ارائه و معرفی خلاقانه شخصیت های قدسی و معصوم در قالب ساختارهای تلویزیون و تبلیغ آنها از زبان این رسانه با چالش هایی روبروست که نیازمند واکاوی و مطالعه دقیق است. این مقاله تلاش دارد با بازشناسی نسبت تلویزیون و دین و مرور نظریه های فلسفی مربوطه، به این سؤال اساسی پاسخ دهد که انتقال مفاهیم مجرّد و ارائه شخصیت های قدسی و معصوم مانند حضرت حجت و تبلیغ فرهنگ مهدوی در تلویزیون، چگونه و تا چه اندازه امکان پذیر است؟
این نوشتار می کوشد از طریق مروری بر ادبیات عموماً فلسفی و زیبایی شناختی پیرامونی که بیشتر در غرب انجام پذیرفته و با اتکا به اهداف دینی فرهنگ اسلامی ایرانی به نسبت معقولی بین آن دو برسد.
در این مقاله‘ رفتار زبانی جامعه ایرانیان ارمنی زبان و جامعه ایرانیان ترک زبان (با گویش آذربایجانی) مورد بررسی قرار می گیرد. ابتدا مفاهیم نظری مورد استفاده در تحقیق تشریح می شود. سپس اطلاعات تاریخی و طرحی از وضعیت اجتماعی – مردم نگاری جوامع مورد بررسی ارائه می شود. شناخت حوزه های استفاده از هر زبان برای افراد دو زبانه برای برنامه ریزان فرهنگی و آموزشی این امکان را فراهم می آورد تا با در نظر گرفتن واقعیتها و وضعیت موجود فعلی روشهای مناسبی را برای تعلیم و تربیت این افراد و رسیدن به اهداف فرهنگی و آموزشی کشور تدوین نمایند.
این مقاله به موضوع جالب سرگرمی و اطلاع رسانی به مثابه فرآیند همزمان تولید و انتقال ایدئولوژی در سطح جهان می پردازد. لازم به توضیح است که تلویزیون و بهویژه اخبار آن، بهدلیل استفاده از تصاویر میتواند بهراحتی از مرزهای زبانی و ملی عبور کند و دیدگاههای مردم درباره جهان را شکل دهد و به یک معنا به ایجاد ایدئولوژی قالبی کمک کند. موضوع این مقاله در چنین قالب نظری و تجربی که مبتنی است بر گسترش صنعت اطلاع-سرگرمی در نهادهای خبری رسانه ای جهان بهتر روشن می شود. توضیح آنکه، در دهه 1990 سبک جدیدی از اطلاع رسانه ای به نام اطلاع رسانی سرگرم کننده در شبکه های اخبار ظهور کرد که آثارش همچنان رو به گسترش و افزایش است. آغازگر این سبک خبری، آمریکا و شبکه های خبری آمریکایی بودند. گسترش اطلاع رسانی سرگرم کننده، از سوی دیگر، موجب جهانی شدن ایدئولوژی نئولیبرال شده است. این مقاله ظهور پدیده اطلاع رسانی سرگرم کننده در اخبار را مطالعه میکند و دلایل پیدایش آن را مورد مداقه قرار میدهد و در پایان نشان می دهد که این فرآیند جهانی شدن اگرچه با رکود اقتصادی جهانی کند شده اما همچنان ادامه دارد.