هدف اصلی این مقاله ارزیابی پژوهش های تربیتی منتشر شده در نشریات معتبر علوم تربیتی و روان شناسی ایران در بازه زمانی 85-1381، براساس تاکسونومی مغالطه های روش شناختی اسکات است. بنابراین، این پژوهش با هدف توجیه نقد اسکات انجام شده است. در نتیجه مقالات پژوهشی معتنابهی مورد بررسی قرار گرفتند تا تصویری کلی از وضعیت پژوهش های تربیتی در ایران ارائه شود. یافته های حاصل از بررسی مقالات، براساس نُه مغالطه روش شناختی گزارش شده است. این مغالطه ها شامل مغالطه معرفتی، مغالطه تجانس، مغالطه علی، مغالطه ذاتی گرا، مغالطه دانش فارغ از ارزش، مغالطه آینده نگری، مغالطه تحویلی، مغالطه جبرگرایانه و مغالطه عمل گرایی است.از 158 مقاله منتشر شده در نه نشریه علمی- پژوهشی ایران 96 درصد،از روش پژوهش کمّی، 4 درصد از روش پژوهش ترکیبی بهره گرفته اند و فقط یک مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی تدوین و منتشر شده است. در این پژوهش کلیه مقالات به شیوه سر شماری، با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهند که اغلب مغالطه های مورد وصف نه تنها در تمام پژوهش های کمّی، بلکه در یک پژوهش کیفی و شش پژوهش ترکیبی مورد مطالعه نیز به تناوب مشاهده شده اند. این نتیجه نیاز به رویکرد بدیل در عرصه روش شناسی پژوهش را نمایان می سازد.
متفاوت بودن دو جنس مرد و زن ورای هرگونه برتری در هر جامعه ای مستعد نابرابری بوده است. این نابرابری در جوامع مختلف به سبک های متفاوتی جریان داشته و نوعی برتری و حق کشی را به دنبال داشته و این نابرابری ورای قومیت ها و گروه های متفاوت بیشتر در جنسیت نمود بارزی پیدا کرده است. امروزه به موازات تحولات گسترده ای که در اوضاع اجتماعی زنان در جوامع بشری پدید آمده است، شاهد تغییر و تحولاتی درخواسته ها و نیازهای زنان جامعه هستیم که این خواسته ها در جهت احقاق حقوق از دست رفته آنها و دستیابی به عدالت جنسیتی است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر نابرابری جنسیتی در میان دختران 18 تا 59 ساله شهر تهران به روش پیمایشی انجام شده است. در بررسی نتایج حاصل از فرضیات پژوهش بر اساس تحلیل واریانس مشخص شد که رابطه معناداری بین وضعیت اشتغال و قومیت با نابرابری جنسیتی وجود دارد. همچنین در آزمون های همبستگی ابطه درآمد و گرایش مذهبی با نابرابری جنسیتی معنادار شد و اما در نتایج تحلیل واریانس ابطه بین تحصیلات و نابرابری جنسیتی معنادار دیده نشد.
"هدف اصلی این مقاله بررسی وضعیت «آی پی تی وی» و «تلویزیونهای اینترنتی» در ایران و جهان و نیز وضعیت فنّاوریهای پخش تصویر و فیلم در فضای سایبر ایرانی بوده است. روش تحقیق روش اسنادی مبتنی بر اینترنت بوده است. در بخش آی پی تی وی، از گزارشهای تحقیق اتحادیه بینالمللی ارتباطات راه دور بهرهبرداری شده و در بخش تلویزیونهای اینترنتی و فنّاوریهای پخش تصویر و فیلم در فضای سایبر ایرانی، با روش انتخاب نمونههای هدفمند، 4 وب سایت اینترنتی یوتیوب، ویدئو گوگل، کلام تی و رضوی تی وی، به عنوان اصلیترین فنّاوریهای پخش تصویر و فیلم در فضای سایبر ایرانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. با استفاده از وب سایتهای اصلی این شبکههای اینترنتی نیز سعی شده است کارکردها و ویژگیهای این شبکهها، به طور دقیق و مستند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند. بر اساس مطالعه حاضر به نظر میرسد صداوسیما به عنوان رسانه ملی باید با رصد کردن تلویزیونهای اینترنتی به نیازهای جدید مخاطبان فضای سایبر بیندیشد و برنامهریزیهای لازم را در این خصوص انجام دهد.
" آی پی تی وی، تلویزیونهای اینترنتی، ویدئو کست، ویدئو گوگل، یوتیوب
این مقاله ضمن بررسی مفهوم هویت ملی و اشکال و جنبه های مختلف آن، به بررسی تأثیر فوتبال بر هویت ملی پرداخته است. ادعای مقالة حاضر این است که فوتبال در دنیای امروز به عنوان یکی از عناصر سازندة هویت از جایگاه مهمی برخوردار است؛ بدین معنی که به جز کارویژه های اساسی و خاص خود، موجد و مقوم نوعی هویت در بعد ملی نیز می باشد. موفقیت در مسابقه های فراملی فوتبال، نوعی هویت و غرور ملی ایجاد کرده و جوامع دیگر را به پذیرش جایگاه برتر و قابل احترام کشور متبوع تیم برنده وادار می کند و به همین ترتیب، شکست یک تیم ملی فوتبال نیز باعث نوعی سرخوردگی و جریحه دارشدن غرور یک ملت و کشور می شود. مقالة حاضر ضمن بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با محور قراردادن سؤا ل هایی در مورد چرایی و چگونگی تأثیر فوتبال بر هویت ملی، تلاش می کند تا روابط علّی بین این دو متغیر را بررسی و تحلیل کند.
با ورود زنان به بازار کار و عهده دار شدن نقش هایی به جز نقش همسری و مادری، آن ها با نقش هایی متعددی روبه رو می شوند که گاه ممکن است تعارض ها و تنش هایی برای آن ها بوجود آورد و در نتیجه، سلامت روانی آن ها را نیز تهدید کند و گاهی برعکس، ممکن است به خاطر ورود به جامعه و افزایش تعاملات اجتماعی اثرهایی مثبت برای آن ها داشته باشد و در واقع، کیفیت زندگی آن ها را بالا ببرد. این پژوهش به مطالعه اثرهای اشتغال زنان بر کیفیت زندگی آن ها می پردازد. هدف این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که آیا وضعیت اشتغال زنان- شامل ویژگی های عینی شغل آن ها و نگرشی که نسبت به وضعیت اشتغال خود دارند (رضایت شغلی)_ بر کیفیت زندگی آنان تاثیر دارد؟ به این منظور، در چارچوب روش پیمایش از بین 284 نفر از زنان شاغل در وزارت علوم، پژوهشات و فناوری، 163 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، انتخاب و پرسش نامه در میان آنان توزیع شد. بدین منظور، از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و مقیاس سنجش رضایت شغلی کندال و اسمیت استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها نشان دادند که از بین متغیرهای مستقل پژوهش، رضایت شغلی، مقدار حقوق، سن و وضعیت تاهل بر مقدار کیفیت زندگی زنان شاغل مورد مطالعه تاثیر داشته است. در واقع، افرادی که از رضایت شغلی و مقدار حقوق بالاتری برخوردار بودند، افراد در رده سنی 34-25 و افراد مجرد از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار بودند. روی هم رفته، افراد مورد مطالعه از کیفیت زندگی متوسطی برخوردار بودند و در واقع اشتغال زنان تاثیری مخرب بر کیفیت زندگی آن ها نداشته است.
در این مقاله با طرح مفهوم «انگاره اجتماعی» و «نظریه اجتماعی» و بیان نسبت میان آن ها تلاش میشود تاریخ اندیشه اجتماعی معاصر ایران مورد بازخوانی انتقادی قرار گیرد. آنچه اندیشه اجتماعی دوران معاصر ایران را از پیش از آن متمایز میسازد، واردشدن تأملاتی نظاممند درباره «امر اجتماعی» است که بسیار متفاوت با اندیشههای اجتماعی پیشین در تاریخ اندیشه ایران بوده و به همین اعتبار از آن با عنوان «نظریه اجتماعی» نام برده میشود. نظریه اجتماعی حدود یک سده پیش، از غرب و توسط اندیشهورزان ایرانی و از راه ترجمه وارد فضای بیناذهنی ایرانیان شده است؛ فضایی که مختصات آن با کمک مفهوم «انگاره اجتماعی» ترسیم خواهد شد. در این مقاله تلاش میشود تا به نسبت میان نظریه اجتماعی و انگاره اجتماعی معاصر ایران پرداخته شود.
نظریه اجتماعی محصول لحظهای است که امر اجتماعی موضوع تفکر واقع شد و از این رو است که در توضیح نظریه اجتماعی توجه به این لحظه ضروری است؛ لحظهای که امری به عنوان امر اجتماعی متمایز میشود و در استقلال خود مورد تأمل نظاممند قرار میگیرد. هر نظریه اجتماعی درباب یک امر اجتماعی زمانمند و مکانمند است و بدین ترتیب میکوشد آن امر اجتماعی را به روشی معلوم و مشخص بفهمد. انگاره اجتماعی شیوه اى است که توسط آن افراد جامعه خود را در تاریخ جاى مى دهند تا انتظارات معطوف به آینده، میراث سنتهاى گذشته و ابتکاراتشان را در زمان حال به یکدیگر پیوند بزنند. انگاره اجتماعی تنها مجموعهای از ایدهها نیست، اما از ایدهها برساخته شده است و در فضای بیناذهنی افراد جامعه جریان دارد و افراد به کمک آن به معنابخشی اعمال خود و جامعه در کلیت آن دست میزنند.
دوران معاصر تاریخ ایران، دوران مواجهه انگاره اجتماعی ایرانیان با انواع نظریههای اجتماعی سنتهای مختلف غربی است. نظریههایی که در کوشش برای توضیح دادن امر اجتماعی زمانمند غرب تدوین شدهاند توسط اندیشهورزان ایرانی وام گرفته میشوند تا امر اجتماعی اکنون ایران را به فهم درآورند. این وامگیری با قطع ارتباط میان حیات ذهنی و حیات اجتماعی، توهم توضیح و تبیین حیات اجتماعی را ایجاد کرده و در این مقاله به پیامد این وامگیری که در قالب اندیشه اجتماعی معاصر ایران قابل پیگیری است، برای انگاره اجتماعی معاصر ایران پرداخته میشود. بازخوانی انتقادی این اندیشه میتواند با به دست دادن توضیحی از وضعِ حالِ اندیشه اجتماعی به طور خاص و انگاره اجتماعی به طور عام، راه را برای گذار به تدوین نظریه اجتماعی ناظر بر امر اجتماعی اکنون ایران هموار گرداند.
استان سمنان یکی از استان های پهناوروکم تراکم کشور است به طوری که در میان استان های موجودازلحاظ وسعت رتبة هفتم را دارد ولی از لحاظ جمعیت در رتبة بیست و نهم واقع شده است. بنا بر این مقدار جمعیت آن با توجه به مقدار وسعت آن بسیارکم است. حداقل نیمی از وسعت این استان به نوبة خود از شرایط و تمهیدات کافی و وافی برای استقرار جمعیت های انسانی لااقل در حد میانگین تراکم جمعیت کشور برخوردار است؛ ولی در حال حاضر این خصوصیت برای این استان وجود ندارد. علاوه براین استان از لحاظ مقدار تراکم جمعیت (تعداد نفرات در واحد سطح) در میان استان های کشور ما در پایینترین رتبه قرار گرفته است. همچنین چیدمان جمعیت مستقر در آن نیز از نظم و سامان لازم برخوردار نیست، به گونه ای که غالب جمعیت این استان در حریم شهرهای آن(بخصوص شهرهای رده اول استان) و همچنین در نواحی اطراف این شهرها و در امتداد جادة سراسری استان استقرار یافته اند و سایر نقاط استان علیرغم برخورداری از شرایط و تمهیدات کافی، غالباً دچار روند نزولی و گسیختگی جمعیت ها و واحدهای سکونت گاهی مستقر(با توجه به قدمت آنها) شده اند. در این مقاله در تلاش هستیم به تبیین وضعیت و ارائة راهکارهای مؤثر جهت پراکنش مناسب و مطلوب جمعیت در گسترة این استان مهم کشور نائل شویم.
هدف این مقاله بررسی عوامل انگیزشی و اجتماعی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به عنوان بخشی از کنشگران اجتماع علمی ایران، از نگارش مقالات بین المللی (آی. اس. آی) است. در بخش نظری با هدف فراهم ساختن دانش زمینه ای لازم برای ورود به میدان تحقیق دیدگاه های رایج در جامعه شناسی علم ازجمله مدل کارکردی، مدل مبادله، مدل برساخت گرایی اجتماعی و مدل میدانی علم را مرور کرده ایم. روش پژوهش نیز با توجه به لزوم فراهم ساختن امکان ورود به ساحت معنایی، براساس نظریة مبنایی تدوین شده است. در این تحقیق با 24 تن از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم پایه و مهندسی دانشگاه تهران مصاحبه عمیق به عمل آمد. این مصاحبه ها طی سه مرحله کدگذاری شدند و در نهایت روایت تحلیلی از این مقولات استنباط شد. خط اصلی این تحلیل، که در واقع روایتی توصیفی- تحلیلی دربارة موضوع تحقیق است، شامل چهار مقولة هسته ای است. این چهار مقوله به ترتیب عبارت اند از «ذهنیت فرهنگی پیشین دربارة دانشگاه» به عنوان شرط زمینه ای شروع فرایند، «وضعیت اجتماعی» و «وضعیت نظام آموزش عالی» به عنوان عوامل ساختاری مؤثر در راهبردهای دانشجویان و سرانجام مقوله «کنش های راهبردی دانشجویان برای کنترل، اداره و برخورد با اوضاع خاص». سرانجام پژوهش به مقولة تحلیلی «رشد تولید مقالات بین المللی» به مثابة پیامد ناخواستة این فرآیند دست می یابد. نتیجة پژوهش نشان می دهد دانشجویان عمدتاً با نگاه آرمانی وارد دانشگاه می شوند و در برخورد با وضعیت نامساعد و محدودیت های دانشگاه و جامعه، که با انتظارات ذهنی آنان سازگاری ندارد، انگیزة مهاجرت تحصیلی در آن ها تقویت می شود. آنان در چنین موقعیتی نگارش مقالات بین المللی را وسیله ای تسهیل کننده برای تحقق راهبرد خود می یابند. بدین ترتیب، بخشی از افزایش سهم ایران در تولید دانش جهانی را می توان پیامد ناخواسته انگیزه های راهبردی دانشجویان برای تدارک مقدمات مهاجرت از کشور قلمداد کرد.
اینستاگرام به عنوان یکی از شبکه های اجتماعی، تغییرات بنیادینی در سبک زندگی و فرهنگ ایرانیان ایجاد کرده و در میان سلبریتی ها به مثابه الگوی مرجع کنشگران، نقش پررنگی داشته است. پژوهش حاضر که هدف اصلی آن، تبیین کنش های اینستاگرامی سلبریتی ها بر سبک زندگی کاربران ایرانی است، از نوع کاربردی بوده و اطلاعات آن، به شیوه پیمایشی (کمی) گردآوری شده است. جامعه آماری، تمامی کاربران ایرانی شبکه اجتماعی اینستاگرام را شامل می شود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 384 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. نمونه گیری نیز به شیوه غیر تصادفی هدفمند صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از این است که کنش های سلبریتی ها بر سبک زندگی کاربران ایرانی (الگوی مصرف، نوع پوشش، اوقات فراغت، مدیریت بدن و روابط میان فردی) تأثیرگذار است و در مجموع 25 درصد از واریانس مربوط به تغییرات سبک زندگی کاربران ایرانی اینستاگرام، از طریق کنش های سلبریتی ها تبیین می شود.
برابری جنسیتی و نابرابری های طبقاتی همواره دو نمود بارز تمایزات اجتماعی در جوامع مختلف بوده اند. هدف تحقیق حاضر، براساس یک رویکرد منسجم، رابطه متقابل ساختار قدرت در خانواده و پایگاه اقتصادی- اجتماعی را مورد کنکاش و بررسی قرار میدهد.این تحقیق حاصل یک پژوهش پیمایشی است که در بینزنان همسردار ساکن در مناطق منتخبی شهر اصفهان با نمونه ای342 نفری که با شیوه طبقه ای متناسب انتخاب شده بودند انجام شده است. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته ای است که به روش محتوایی، اعتبار آن و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی آن به دست آمده است. متغیرهای اصلی این پژوهش، ساختار قدرت در خانواده با پایگاهاقتصادی –اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های جمعی و میزانمهریه سن بوده است. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که خانواده از شکل سنتی پدر سالار خارج شده و زنان قدرت بیشتری نسبت به گذشته به دست آوردهاند وخانواده شکل متعادل تری به خود گرفته استهمچنینبا توجه به مجموع نمرات گویه های سه بعدساختار قدرت درخانواده های ساکن درشهر اصفهان 7/22 درصد زن سالار، 3/74 درصد متعادل، 3 درصد مردسالار هسنتد. از طرفی دیگربرحسب نتایج می توان اذعان داشت کهخانواده های اصفهانی بیشتر دموکراتیک هستند وازالگوهای تصمیم گیری دوسویه بهره می گیرند تایک سویه.به طور کلی می توان گفت نتایج تحقیق حاضر با تئوری تضاد (نظریه رندال کالینز)ونظریه منابع (بلاد وولف)منطبق است.
به طور کلی الگوهای ارتباطات خانواده در طول سه دهه گذشته تحقیقات بسیاری را در زمینه های گوناگون و در فرهنگ های مختلف برانگیخته اند. این در حالی است که بخش عمده این تحقیقات با استفاده از ابزار تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطات خانواده صورت گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی روایی و پایایی این ابزار در ایران بود. به این منظور 326 دانش آموز (161 دختر و 165 پسر) پایه های دوم و سوم دبیرستان های شهر شیراز ابزار مورد نظر را تکمیل کردند. بررسی روایی ملاکی این ابزار نشان داد بین ابزار تجدید نظر شده الگوهای ارتباطات خانواده و ابزار پیوند والد ـ فرزندی همبستگی وجود دارد. نتیجه تحلیل عامل محتوای این ابزار به شیوه مؤلفه های اصلی استخراج دو عامل جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی بود.
بررسی همسانی درونی نشان داد سؤالات مربوط به هر عامل با نمره کل آن عامل بیشترین همبستگی معنادار را دارند. همچنین بین نمرات مربوط به هر عامل و نمره کل نیز همبستگی معناداری وجود داشت. بررسی پایایی این ابزار به روش محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و شیوه آزمون بازآزمون حاکی از پایایی این ابزار بود. در مجموع، نتایج نشان داد ابزار تجدید نظر شده الگوهای ارتباطات خانواده از ویژگیهای روان سنجی مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری روا و پایا در مورد دانش آموزان ایرانی به کار برده شود.