هدف این مطالعه بررسینقش همسان همسری و تأثیر رعایت یا عدم رعایت این عامل بر روی تصمیم به طلاق در زنان شهر شیرازاست.براساس یافته های پیشین و بررسی نظریات مرتبط با طلاق، ترکیبی از نظریات همسان همسری و کارکرد گرایی به عنوان چارچوب نظری تحقیقوروش مطالعه،کمی و تکنیک پیمایش استفاده شده همچنین، جامعه آماری تمام زنان شهر شیرازبوده است؛ که با یک نمونه 480 نفری(در دو گروه، 240 نفر از زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده برای ارائه درخواست طلاق و 240 نفر از زنانی که زندگی مشترک داشتند)این تحقیق انجام شد. تحلیل مربع کا، تأثیر متغیرهای ذیل را در تصمیم زن به طلاق نشان داد: وضعیت اشتغال زن، قومیت زن، تشابه قومیتی زوجین، ساخت بازاری ازدواج، تشابه محل سکونت پدر زوجین و اعتیاد شوهر. تحلیلرگرسیون لجستیک نیز نشان داد که سن زن با تصمیم وی به طلاق ارتباط دارد.
مقاله حاضر به شهر مجازی به عنوان شکل جدیدی از حیات شهری که می تواند در کنار و به موازات شهر واقعی شکل بگیرد، می پردازد. شهر مجازی نه تنها ظرفیت های شهر واقعی را گسترش می دهد، بلکه به حد برخی از مشکلات زندگی در شهرهای واقعی، نظیر ترافیک، کمک قابل توجهی می کند. از دیگر سو، مقاله به این نکته اشاره می کند که شکل گیری دولت/حکومت الکترونیک بدون شکل گیری شهر مجازی اگر ناممکن نباشد، حداقل دشوار خواهد بود.
مروری بر مطالعات اچ آی وی/ ایدز و تحولات پارادایمی آن نشان می دهد که در ربع قرن گذشته به ترتیب سه پارادایم ریسک های رفتاری، برساخت گرایی اجتماعی و برساخت گرایی رادیکال در مطالعات اجتماعی اچ آی وی/ ایدز حاکم بوده است و کم و بیش برنامه های کاری و مداخله های مبتنی بر آن ها در سطوح متفاوت فردی، گروهی، ملی، منطقه ای و جهانی تدوین و به اجرا گذاشته شده است. این مقاله نسبت علم جمعیت شناسی با این پارادایم های فکری در مطالعات اجتماعی اچ آی وی ...
یکی از موضوع هایی که در دهه های اخیر وارد حوزه جامعه شناسی شده و توجه بسیاری از محققان اجتماعی را به خود جلب کرده، نقش مهم تعیین کننده های اجتماعی در سلامت انسان است. در این مقاله، رابطه سلامت با برخی از تعیین کننده های اجتماعی شامل دینداری، سبک زندگی سلامت محور و حمایت اجتماعی آزمون می شود. این مطالعه یک مطالعه پیمایشی است که جمعیت آماری آن را دانشجویان دانشگاه تبریز تشکیل می دهند. اطلاعات مورد نیاز برای سنجه های دینداری، سبکزندگی سلامت محور، حمایت اجتماعی و سلامت (جسمی، روانی و اجتماعی) با پرسشنامه از یک نمونه 350 نفری که براساس فرمول کوکران تعیین و به روش طبقه ای متناسب انتخاب شدند، به دست آمد. آزمون های اعتبار و پایایی مؤید اعتبار و پایایی بالای سنجه ها بود. براساس یافته های تحقیق متغیرهای دینداری، سبک زندگی سلامت محور و حمایت اجتماعی 8/36 درصد تغییرات سلامت کل، 6/16 درصد تغییرات سلامت جسمی، 2/31 درصد تغییرات سلامت روانی و 6/32 درصد تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین می کنند. از نظر آماری دینداری دارای تأثیر معنادار مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت کل است، ولی در ابعاد مختلف سلامت، تأثیر دینداری به شیوه های مختلف نمودار می شود. دینداری به طور غیرمستقیم و ازطریق متغیر سبک زندگی سلامت محور بر سلامت جسمی تأثیر دارد. اثر دینداری بر سلامت اجتماعی به طور غیرمستقیم و از طریق حمایت اجتماعی است. تأثیر دینداری بر سلامت روانی هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم (ازطریق حمایت اجتماعی) تأیید می شود. این یافته ها دلالت های نظریه های کارکردگرا درخصوص اثر مثبت دینداری بر سبک زندگی سلامت محور، حمایت اجتماعی و سلامتی، به خصوص سلامت روانی و سلامت اجتماعی را تأیید می کنند.
تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی جوانان از حقوق و تکالیف شهروندی و عوامل مؤثر بر آن در شهر مشهد در سال 85 به اجراء درآمد. شیوه نمونه گیری خوشه ای و حجم نمونه برابر با 400 نفر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که بیش از 70 درصد نمونه از حقوق و تکالیف شهروندی آگاهی زیادی دارند و آگاهی مردان بیشتر از زنان است. با افزایش بُعد خانوار و پایگاه اقتصادی فرد، میزان آگاهی نیز افزایش می یابد. مهم ترین متغیر مؤثر بر میزان آگاهی، شرکت در انتخابات است. طرز تلقی جوانان از نوع و میزان مشارکت در امور شهری به عنوان وظایف شهروندی، سن پاسخگو، میزان آگاهی سیاسی، جو سیاسی خانواده و پایگاه اقتصادیـ اجتماعی خانواده متغیرهای مؤثر دیگری هستند که به ترتیب وارد معادله شده اند. این متغیرها در مجموع 99 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین مینمایند. میزان مشارکت در انجمن های داوطلبانه، تنها متغیری بوده که رابطه معناداری با متغیر وابسته برقرار نکرده و احتمالاً دلیل آن این بوده است که در نمونه مورد مطالعه بیش از 70 درصد نمونه در هیچ انجمن یا سازمانی مشارکت داوطلبانه نداشته اند.
در جامعه شناسی و نظریه های اجتماعی، مفهوم نقش بسیار مهمی دارد. مفاهیم زیادی وضع شده اند و آثار زیادی هم برای توضیح این مفاهیم نوشته شده اند. مسئله این است که مفاهیم چه هستند؟، چگونه شکل می گیرند؟ و چه کارکردایی برای علم دارند؟ و صاحب نظرانی که بیشتر از بقیه به مفهوم توجه داشته اند این سوالات را چگونه توضیح داده اند. کانت از مقولات به مثابه مفاهیم ماقبل تجربی سخن می گفت، هگل روی خود-تکاملی مفهوم تأکید می ورزد، مارکس برعکس هگل، مفهوم و دیالکتیک مفاهیم را بازتاب جهان واقعی می داند، نیچه بر روی ماهیت استعاری مفاهیم متمرکز است و آن ها را گورستان ادرکات تلقی می کند. دورکیم برعکس کانت، بر ماهیت پسینی و اجتماعی مفاهیم تأکید دارد و بلومر بر نقش کلیدی مفاهیم در علم و کارکردهای آن تمرکز دارد. صاحب نظران مذکور گرچه فیلسوف یا جامعه شناس هستند ولی رهیافت آن ها در تحلیل مفاهیم در وهله اول، منطقی، سپس، روان شناختی و ادبی، و در وهله آخر، اجتماعی یا فرهنگی است.
مطالعه سینما به عنوان یک عنصر فرهنگی و اجتماعی، می تواند ما را به عمق لایه های حیات اجتماعی مان برساند. چنین هدفی در مطالعه این مقاله، از طریق کاوش وضعیت بازنمایی مناسبات جنسیتی در فیلمهای سینمایی پس از انقلاب اسلامی دنبال می شود. پرسش آغازین تحقیق این است که نابرابریهای جنسیتی چگونه در فیلمهای سینمایی پس از انقلاب بازنمایی و برساخت می شوند؟ آیا تصویر دو جنس در این فیلمها، در مقایسه با یکدیگر از جهت مواجهه با مقوله های اجتماعی مختلف تفاوت معناداری دارد؟ چارچوب نظری در این تحقیق، نظریه فمینیستی است که به کمک آن مناسبات جنسیتی در سینمای ایران بررسی می گردد.
در این تحقیق، تعداد 62 حلقه فیلم از سینمای پس از انقلاب به روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته است که نتایج آن حکایت از تایید همه فرضیات در نظر گرفته شده در این تحقیق دارد. فرضیاتی که موید وجود نابرابری جنسیتی در سینمای ایران به سود مردان و ضرر زنان هستند. سینمای پس از انقلاب بنا بر رویکرد نظری فمینیستی، پدرسالاری را در روابط دو جنس بازنمایی و بر ساخت کرده است.
در شماره ی پیش مختصری از حال و احوال زندگی آمریکایی سخن گفتیم. اکنون می خواهیم بدانیم، آیا آمریکایی ها از زندگی کنونی خود راضی هستند؟ آیا مثل ما از گرانی اجاره مسکن رنج می برند یا رنج دیگری دارند؟ دل خوشی یک فرد آمریکایی به چیست؟ چه چیزی به زندگی او معنا می دهد؟ و با گرفتن کدام واقعیت یا خیال زندگی برایش بی معنا می شود؟ آینده ی سبک زندگی در آمریکا چه خواهد شد؟ راستی آیا در مورد زندگی خود، پاسخ این سؤالات را می دانیم؟
زمینه و هدف: برای تحقق مسئولیت مدنی، همواره مداخله مادی شخص در حادثه زیان بار لازم است. مداخله مادی یعنی ارتباط مادی شخص با حادثه، که این ارتباط ممکن است از طریق فعل شخصی، فعل اشیاء و فعل غیر برقرار شود. بنابراین فعل شخصی یکی از موارد مداخله مادی شخص در حادثه زیان بار است. مقصود از رفتار شخصی، ارتکاب فعل یا ترک فعل عمدی یا غیرعمدی است که از سوی شخص منجر به حادثه زیان بار می شود. هدف این مقاله تبیین مسئولیت مدنی کارکنان پلیس راهور در فعل یا ترک فعل زیان بار است. این مقاله در دو بخش تنظیم شده است، بخش اول به بررسی مسئولیت مدنی درخصوص فعل زیان بار می پردازد و بخش دوم، مسئولیت مدنی پلیس راهور را درباره ترک فعل تحلیل می کند. روش: مقاله حاضر از نظر روش، توصیفی تحلیلی است و یافته های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای و پرونده های جاری در قوه قضائیه تحلیل شده اند. یافته ها و نتایج: بیتوجهی و قصور اشخاص و سازمانها (مانند شهرداریها، ادارات راهوترابری، برق و...) منجر به وقوع تصادفات مرگباری میشود و صدمات جبرانناپذیری بر مردم و دولت تحمیل میکند. سازمانهای یادشده باید قبل از هرگونه عملیات، هماهنگی لازم را با پلیس راهور انجام دهند و محدوده کارگاهی عملیات را با نصب علایم استاندارد، ایمنسازی کنند و برابر مواد 211 و 212 آییننامه راهنمایی و رانندگی، که از مصادیق ترک فعل برای راهور نیز محسوب می شود، پلیس هم موظف شده تا از ادامه کار اشخاص و سازمانهایی که بدون رعایت ضوابط ایمنی در راهها، عملیات اجرایی میکنند، جلوگیری کند. بدیهی است در غیر این صورت، پلیس نیز درکنار آن سازمان ها مسئولیت خواهد داشت. کارشناسان تصادفات باید قصور ناشی از انجام فعل یا ترک فعل پلیس یا مأمور پلیس را در بروز تصادفات، مشخص کنند و موظف اند در علت نامه تصادف، میزان مسئولیت آنها را تعیین و به مراجع قضایی منعکس کنند.
توانایی مغز انسان های اولیه چقدر بوده است؟ چه زمانی به وجود آمد؟ چه خصایلی انسان اندیشمند را از انسان های دیگر متمایز می کنند؟ با تکیه بر تعداد قابل توجه پژوهش های جدید، از این پس این امکان وجود دارد که بتوان موضوع پیدایش فرهنگ را در بین انسان ها تشریح کرد...
"از دهه هفتاد میلادی مطالعات در زمینه نابرابری های موجود در مورد شاخص های سلامت و بیماری و به ویژه تفاوت در مورد سلامت زنان و مردان در سطوح ملی و بین المللی در غرب آغاز شده است. از آن جا که دامنه مطالعات فوق الذکر عمدتا به جوامع غربی محدود شده است، جای خالی تحقیق در این زمینه در ارتباط با جوامع دیگر در عرصه بین المللی به خصوص جوامع جهان سوم یا جوامعی که دارای فرهنگی متفاوت با جوامع غربی هستند، احساس شده است. در کشوری چون ایران، که در منطقه خاورمیانه قرار گرفته، مطالعات در زمینه سلامت زنان و عوامل مرتبط با آن در مراحل ابتدایی خود قرار دارد. تحقیقی که در این مقاله به بخشی از نتایج آن اشاره می شود، تلاشی در راستای از میان بردن خلا موجود در زمینه مطالعه تفاوت های سلامت و بیماری در مورد مادران شاغل و غیرشاغل در سطح شهر تهران است که در چارچوب جامعه شناسی پزشکی و بهداشت به انجام رسیده است.
"
در این مقاله رابطه غرور ملی با برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش توضیح مفهوم غرور ملی به معنای احساس مثبت افراد نسبت به کشورشان و مفهوم سازی آن در دو شکل ناسیونالیستی و میهن دوستانه است. در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده و جامعه آماری آن، شهروندان بالای 15 سال ساکن در مناطق چهارده گانه شهر اصفهان است. نتایج پژوهش حاکی از این است که غرور ملی ناسیونالیستی و غرور ملی میهن دوستانه روابط مثبت یا منفی با متغیر های مستقل تحقیق، از خود نشان داده اند و جنسیت افراد اثری در شکل دادن به گرایش های ناسیونالیستی یا میهن دوستانه آنها نداشته است.
"قومیت به عنوان زمینه ای که رفتار باروری در آن شکل می گیرد، جایگاه اساسی در مطالعات باروری در جوامع چند قومیتی دارد. با این حال، علی رغم ساختار چند قومیتی ایران هنوز تحقیقات اندکی در زمینه ارتباط قومیت و باروری صورت گرفته است. مقاله حاضر با استفاده از داده های طرح (بررسی ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار 1380)، به آزمون تئوری ها و فرضیه های مربوط به رابطه قومیت و باروری در ایران می پردازد. یافته های تحقیق بیانگر تفاوت های قومی باروری در ایران می باشد. برای تبیین این تفاوت ها، از دو فرضیه همانندی مشخصه ها و اثر قومی/ فرهنگی استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری نشان داد که تفاوت های قومی باروری، به طور چشمگیری، بعد از کنترل مشخصه های اجتماعی- جمعیتی به ویژه تحصیلات کاهش یافته و تا حدی در رفتار باروری و گروه های قومی همانندی و همگرایی ایجاد می شود. با این حال، این همانندی و همگرایی کامل نیست و علی رغم کنترل آماری مشخصه ها، هنوز برخی از تفاوت های قومی باروری بدون تبیین باقی می ماند. تفاوت های باقیمانده را می توان از یکسو ناشی از الگوهای متفاوت تعیین کننده های بلا فصل باروری در بین گروه های قومی و از دیگر سو، متاثر از فرهنگ تاریخ اجتماعی، ارزش ها، هنجارها و اعتقادات خاص قومی دانست. مطالعات جمعیت شناسی مردم شناسانه با به کار گیری روش های کیفی می تواند شناخت عمیق تری نسبت به تاثیر هنجارها، ارزش ها و فرهنگ قوی بر رفتارهای باروری در ایران ارایه نماید.
"
این مقاله پژوهش های پیمایشی در حوزة دین را نقد و بررسی کرده است. البته تأکید اصلی مقاله بر نقد پیمایش های اندازه گیری دین داری است و نه لزوماً هرگونه پیمایش مربوط به دین. نقطة عزیمت مقاله بحث از هماهنگی و هم خوانی ناخواسته اما آسیب زای دو گرایش فکری در دو گروه متفاوت است: گرایش قشری گری دینی حاکم بر ذهن دولت مردان، سیاستمداران و مدیران جامعه ازیک سو و گرایش پوزیتیویستی حاکم بر ذهن دانشگاهیان و پژوهشگران ازسوی دیگر. آن قشری گری دینی و این تنگ نظری پوزیتیویستی کاملاً با هم سازگارند. هردو دین را امری بیرونی و عینی در نظر می گیرند و هریک به نحوی کمیت نگرند. هردو نگاهی قسری (مکانیکی) دارند و هردو می کوشند واقعیت دینی را هرچه بیشتر به اجزا تجزیه کنند. در ادامه، نویسنده پس از بیان مبادی روش شناختی این گونه تحقیقات بر نقادی پژوهش های پیمایشی دین در غرب و ایران تأکید می کند و می کوشد از طریق نقد یک مدل غربیِ سنجش میزان دین داری (مدل گلاک و استارک) و یک مدل ایرانی (مدل شجاعی زند) به مشکلات بنیادی پژوهش پیمایشی دین نقبی بزند. به دنبال چنین کوششی است که نویسنده امکان سنجش میزان دین داری را به دو دلیل منتفی می داند: نخست آنکه دین داری امری هم بیرونی و عینی و هم درونی و کیفی است و تبلور بیرونی دقیقاً تعین یافته ای ندارد. از این رو، هیچ یک از حالات افراد را نمی توان معیار ثابت سنجش دین داری تلقی کرد، زیرا خود این یا آن حالت آدمی نیست که بایست مورد توجه قرار گیرد بلکه معنای نهفته در حالت آدمی اهمیت دارد. دلیل دوم نیز این است که به هیچ وجه نمی توان میزان اهمیت هریک از مؤلفه های دین داری را در ترکیب کلی دین داری مشخص کرد و چون دین داری های بسیار متنوعی وجود دارد که وزن مولّفه های مختلفشان به نسبت متغیر است، هرگونه امکان مقایسه میان آن ها منتفی می گردد. به عبارت دیگر، دین داری های مختلف ناهمگن و ناهم سنخ اند و لذا سنجش و مقایسة امور ناهم سنخ ممکن نیست (سطح مقیاس اسمی). به جای سنجش میزان دین داری باید به رتبه بندی نوع دین داری (رسیدن به سطح مقیاس ترتیبی) پرداخت زیرا تنها می توان میزان دین داری افرادی را با هم مقایسه کرد که دین داری شان از یک سنخ باشد. روش مناسب این سنجش نیز روش کیفی است. بدین ترتیب، سنجش میزان دین داری در واقع جای خود را به رتبه بندی کیفی انواع دین داری می دهد.