در این پژوهش، اجزای تشکیل دهنده «توییتر ایرانی» و الگوهای تأثیرپذیری کاربران ایرانی توییتر از نگرش های سیاسی اینفلوئنسرهای توییتر ایرانی را شناسایی و ارزیابی کرده ایم. بدین منظور اینفلوئنسرها و دنبال کننده ها (فالوئرها) براساس گرایش های سیاسی شان دسته بندی شده اند و الگوهای تأثیرپذیری دنبال کننده ها از اینفلوئنسرها به تفکیک گرایش های مختلف، شناسایی و ارزیابی شده است. در دسته بندی اینفلوئنسرها و دنبال کننده ها از تکنیک های داده کاوی و در تحلیل داده های شبکه ای، از تحلیل های نرم افزار گفی (Gephi) استفاده کرده ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد، با وجود آنکه هیچ کدام از گرایش های سیاسی در توییتر ایرانی، از لحاظ مقبولیت در میان کاربران و اینفلوئنسرها، برتری محسوسی به گرایش های رقیب ندارند، بخش قابل توجهی از کاربرانی که طرفدار هریک از گرایش های سیاسی موجودند، معمولاً تمایل کمی دارند که در معرض پیام های سیاسی متفاوت قرار بگیرند و بیشتر سعی می کنند مطالبی منطبق یا نزدیک به نگرش های سیاسی خودشان را بخوانند.
در بین مورخان علم دو نظریة عمده دربارة جای گاه علم در فرهنگ اسلامی وجود دارد: برخی بر این باورند که علم در اسلام مسئله ای حاشیه ای است و اساساً در دستگاه تعلیم و تربیت اسلامی، پدیدة علم از جای گاه جدی و بااهمیتی برخوردار نبوده و در حاشیه قرار داشته است. طرف داران این نظریه آن را «نظریة حاشیه ای» می نامند. بنا بر این نظریه، دستاوردها و موفقیت های بزرگ و انکار ناپذیر علمیِ دانش مندان مسلمان و فیلسوفان طبیعی را باید ثمرة محفل های خصوصی دانست که از فشارها و تضییقات راست دینان و سنت گرایان در امان ماندند. عده ای هم بر این اعتقادند که علم در فرهنگ اسلامی از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده و اساساً واژة علم و دانش در هیچ تمدنی، به جز تمدن اسلامی، چنین جای گاهی نداشته و واژه ای کلیدی در این تمدن بوده است. طرف داران این نظریه آن را «نظریة ضبط و تخصیص» نام نهاده اند. بر اساس این نظریه، اگرچه علوم معقول در جهان اسلام بر علوم منقول غالب نشد، ولی با آن از در آشتی درآمد. این مقاله بنا دارد با بهره گیری از منابع معتبر به بررسی این دو نظریه بپردازد.
کشور چین همواره یکی از قطب های فرهنگی و تمدنی جهان در طول تاریخ به حساب می آمده است؛ اما به علت رخ دادن تحولات تاریخی به خصوص از نیمه قرن 20، سیاست ها و مسائل فرهنگی این کشور دستخوش تغییرات گسترده ای شد. با گذشت چند دهه از تحولاتی که مشخصا با انقلاب کمونیستی در این کشور هم خوان بوده است، اکنون چین به عنوان دومین اقتصاد جهان و از مهمترین تولیدکنندگان صنایع فرهنگی و رسانه ای می باشد. لذا برای فهم دنیای جدید که در آن معادلات قدرت به سرعت در حال تغییر است، شناخت مسائل فرهنگی و ارتباطی چین الزامی می باشد. در این مقاله پس از بررسی روند تاریخی و سیاسی این کشور از سال 1949 یعنی انقلاب کمونیستی مائو به دگردیسی سیاست های فرهنگی در این کشور و سپس برخی مقررات و خط مشی های فرهنگی و رسانه ای آن می پردازیم.
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های مجازی در تبیین آگاهی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد شهر ارومیه انجام شده است. روش تحقیق مورد استفاده از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری مشتمل بر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه می باشد که از این تعداد 380 دانشجو به عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه می باشد. همچنین، جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین آگاهی سیاسی به تفکیک محتوای مصرف شبکه های مجازی تفاوت معنی داری داشته است، به طوری که دانشجویانی که از محتوای خبری و مذهبی شبکه های مجازی استفاده می کنند، آگاهی بیشتری نسبت به سایر گروه ها دارند. همچنین، رابطه خطی بین میزان مداومت در مصرف و میزان آگاهی سیاسی دانشجویان مورد تأیید واقع شد و نوع رابطه نیز مثبت و مستقیم می باشد. همبستگی بین متغیرهای میزان استفاده از شبکه های مجازی و آگاهی از جناح بندی های سیاسی و قوانین انتخاباتی و تقسیمات کشوری مثبت و معنادار بوده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی، توانسته اند 14 درصد از تغییرات متغیر آگاهی سیاسی را تبیین نمایند.
سینما با وجود شأن والای هنری و تأثیرگذاری بالایی که دارد، اما پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی نتوانسته در حد و اندازه رفع نیازهای آن ظاهر گردد. یکی از دلایل این وضعیت ناظر به خلأ سیاست گذاری در این حوزه می باشد. سیاست گذاری صحیح در یک حوزه، حاصل شناخت درست از مسائل آن حوزه است. مسائلی که از شکاف بین وضع مطلوب و وضع موجود حاصل می شود. این پژوهش بر آن است که با تحلیل بیانات رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست گذار اصلی کشور، ضمن ترسیم وضعیت موجود و مطلوب سینما، الگوی مسائل سینما را با توجه به شکاف موجود در دو وضعیت مذکور طراحی نماید. مهم ترین یافته های این پژوهش که با روش تحلیل مضمون حاصل شده، این است که ورود غلط و مغرضانه سینما به کشور در ابتدا از یک سو و عملکرد جبهه فرهنگی مقابل و کم کاری هنرمندان و مسئولان جبهه خودی از سوی دیگر، سبب بروز مسائل متعدد در سه لایه مضمون، قالب و عوامل سینما گشته است. اما مسئله اصلی مدنظر رهبر انقلاب در تحقق سینمای اسلامی که دیگر مسئله ها باید در نسبت با آن فهم و اولویت بندی شوند، تقویت کمی و کیفی هنرمند مؤمن و انقلابی و فراهم کردن مجال ظهور و بروز برای اوست.
این مقاله با استفاده از روش های نوین جمعیتی، میزان باروری کل و شاخص های مربوطه را به صورت چندمتغیری بررسی می نماید. روش مورد استفاده در این بررسی بر اساس مدل رگرسیونی بقا با بازه های زمانی مجزای افزایش در تعداد فرزندان برای هر پیشرفت موالید به صورت جداگانه می باشد. پیشرفت موالید و یا افزایش در تعداد فرزندان عبارت است از انتقال یک زن از تولد به تولد اولین فرزند، انتقال از تولد اول به دوم، انتقال از تولد فرزند دوم به سوم و الی آخر. مدل های مربوط به هر انتقال، به صورت جداگانه، مجموعه ای از احتمالات تولد را پیش بینی می نمایند. این احتمالات در ساختن جداول عمر چندبعدی باروری به کار می روند. داده های مورد استفاده، نمونه 2% داده های خام سرشماری سال ۱۳۸۵ است و بررسی به صورت چندمتغیری باروری، هم به صورت مقطعی و هم به صورت نسلی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهند که گذار باروری ایران در دو مرحله اتفاق افتاده است: 1) مرحله اول شامل محدود نمودن موالید و کم کردن تعداد فرزندان می باشد، 2) مرحله دوم شامل به تعویق انداختن فرزندآوری. در مرحله اول انتقال باروری، زنان با باروری بالا شروع به کاستن از تعداد بچه های زنده به دنیا آمده می نمایند. در مرحله دوم، زنان با باروری پایین زمان فرزندآوری خود را به تعویق می اندازند.
اهمیت روابط خانوادگی فرد به عنوان شاخص مهمی در سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی، در مبتلایان بیماری های مزمنی مانند ام اس دوچندان می شود. مطالعه حاضر که با هدف بررسی تجارب مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در زمینه روابط خانوادگی، صورت پذیرفته یک پژوهش کیفی به شیوه پدیدار شناسی است. مشارکت کنندگان 15 نفر بوده اند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق و تفسیر داده ها به روش کلایزی و رویکرد IPA انجام شده است. نهایتا سه خوشه اصلی در حیطه روابط خانوادگی مبتلایان به دست آمد که عبارتند از «روابط با والدین»، «روابط زناشویی» و «رابطه با فرزندان». هر یک از این خوشه ها دارای دو خوشه فرعی هستند که عبارتند از: خوشه اول؛ تعارضات والدینی و درون خانوادگی، حمایت های خانواده، خوشه دوم؛ روابط عاطفی و روابط جنسی و خوشه سوم؛ فرزندان و فرزند آوری. روابط خانوادگی یکی از دغدغه های عمده مبتلایان به ام اس در همه سطوح والدین، فرزندان و روابط زوج می باشد. همان طور که حضور تعارضات مزمن در خانواده به عنوان یکی از عوامل ابتلا به بیماری و تشدید علائم می باشد، روابطی همراه با همدلی و درک و حمایت می تواند به بهبود بیماری، همکاری بیمار برای درمان، ارتقای کیفیت زندگی و کاهش احتمال عود منجر شود.
گذر از تاریکی به سوی روشنایی تمثیلی زیبایی است که گذشتگان برای توصیفِ توسعه ظرفیت های انسانی به کار برده اند. ظرفیت های بالقوه ای که امکان بالفعل شدن نیافته یا این که توسط خود آدمی سرکوب شده اند. تمثیل غار در اندیشه افلاطون مبتنی بر همین گذار از تاریکی به روشنی بوده است و درواقع این تمثیل توصیفی متعالی تر از وضعیت انسان را به نمایش می گذارد. فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی نیز نوعی از تحولات انسانی را به تصویر می کشد. توصیف آدمی که بر مرز روشنی و تاریکی در حال حرکت است و به ناگاه به درون جهان تاریکی ها پرتاب می شود. هدف از انجام این مقاله خوانش دوباره ای بر فیلم گاو بوده و تبیین الگوهای انسان شناسی آن است. روش تحلیل محتوای کیفی تکنیکی بوده که برای کسب این مفاهیم انتخاب شده است. در پایان الگوهای انسان شناسی یافته شده نشان می دهند که گذر به حقیقت متعالی تر و جامعه پذیری مطلوب مبتنی بر الگوهای فرهنگی بلندمدت و تدریجی است.
یکی از مشکلات عمدة مدیریت بحران زلزله در ایران، کمبود آموزش و اطلاع رسانی عمومی مناسب است. گرچه معمولاً بعد از وقوع هر زلزله، مسئولان و رسانه ها بحث های مختلفی در رابطه با زلزله و لزوم آمادگی در مقابل آن مطرح می کنند، اما به طور کلی جامعه اطلاعات کافی در این باره ندارد و ضعف بزرگی در میزان آگاهی های عمومی وجود دارد. با توجه به احتمال بالای پیشامد زلزله در کلان شهر تهران تصمیم گیری دربارة چگونگی آگاهی بخشیدن به عموم شهروندان جهت مدیریت شرایط بحران ضروری است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی اجزاء آگاهی بخشی و اطلاع رسانی دربارة زلزله تهران به روش دلفی انجام شده است. مخاطبان و مسیرهای اطلاع رسانی به منظور آگاهی بخشی، شناسایی و اولویت بندی شده اند. اجماع ۴۳ نفر از خبرگان حوزه های مرتبط نشان داد که شش گروه دانش آموزان، زنان خانه دار، دانشجویان، افراد شاغل، کودکان و سالمندان به ترتیب مهم ترین مخاطبان هدف برای اطلاع رسانی هستند. برای هر یک از این گروه های شش گانه ۱۰ مسیر اطلاع رسانی برای انتقال پیام شناسایی شده است. در نهایت فهرست اولویت بندی شده از مخاطبان و مسیرها به دست آمد که می تواند در جهت آماده سازی شهروندان برای مقابله با بحران مورد توجه سیاست گذاران و مجریان نهادهای مرتبط قرار گیرد.
امروزه پدیده ی وندالیسم در اشکال مختلف در فضای پیرامونی ما به چشم می خورد و علاوه بر خسارت های اقتصادی، تبعات اجتماعی ناخوشایندی نیز به دنبال دارد. با توجه به این موضوع هدف پژوهش حاضر، ارائه ی مدلی برای پیشگیری از رفتارهای وندالیستی مبتنی بر رویکرد بازاریابی اجتماعی است. برای طراحی مدل مذکور از روش شناسی «نظریه ی داده بنیاد» استفاده شده است. مدیران ارشد دستگاه های متولی و صاحب نظران دانشگاهی و همچنین اسناد و گزارش های مرتبط با موضوع به عنوان جامعه ی آماری پژوهش حاضر در نظر گرفته شده ومارب بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری نظری و انجام 9 مصاحبه با خبرگان و بررسی 12 مستند، منابع اطلاعاتی مورد نیاز جمع آوری شد. همزمان با جمع آوری داده ها، مراحل سه گانه ی تحلیل داده ها مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت پذیرفته و بر اساس آن، مدل کاربرد بازاریابی اجتماعی در پیشگیری از رفتارهای وندالیستی تدوین شد. بنا بر نتایج تحقیق، به کارگیری بازاریابی اجتماعی برای پیشگیری از رفتارهای وندالیستی شامل طیف وسیعی از اقدامات است که شامل راهبرد ایده پردازی (تأکید بر آسیب جمعی وندالیسم)، راهبرد قیمت گذاری (افزایش هزینه ی رفتارهای وندالیستی اعم از مالی و اجتماعی)، راهبرد ترویج (تبلیغات دهان به دهان و تذکرات شفاهی) و راهبرد توزیع (جلب مشارکت عمومی) است. اثربخشی این راهبرد ها تحت تأثیر عواملی مانند مدیریت ضعیف اماکن عمومی، خلأهای قانونی، باور به کم هزینه بودن وندالیسم و عوامل دموگرافیک است. در نتیجه ی کاهش رفتارهای وندالیستی ناشی از پیاده سازی صحیح راهبردهای چهارگانه ی مذکور، ضمن حفظ و پایداری محیط زیست، اعم از محیط پیرامونی و محیط های طبیعی و تاریخی، می توان انتظار داشت امنیت روانی و سرمایه ی اجتماعی نیز در جامعه بهبود یابد.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین مطلوبیت اجتماعی و خودکارآمدی با شادکامی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد بوده است. پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات کاربردی می باشد جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نکا به تعداد 190 نفر بود. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، به تعداد 127 نفر و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب جنسیت انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد مطلوبیت اجتماعی، خودکارآمدی و شادکامی استفاده شده است. روایی صوری ابزار توسط صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تأیید قرارگرفته است. پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای هر یک به ترتیب برابر 0/87، 0/81 و 0/88 به دست آمد. جهت بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مطلوبیت اجتماعی (0/256=r) و خودکارآمدی (0/321=r) با شادکامی دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ و سهم هر یک از مؤلفه های خودکارآمدی در پیش بینی شادکامی دانشجویان متفاوت است. هم چنین میزان مطلوبیت اجتماعی، خودکارآمدی و شادکامی دانشجویان مرد و زن متفاوت نیست.