فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۲۱ تا ۱۷٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
بازنمایی دین در فیلم نامه های اولین جشنواره فیلم دینی رویش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی مقاله حاضر میزان و نوع بازنمایی دین در فیلم نامه های سینمایی ارسالی به اولین جشنواره فیلم دینی رویش است. برای این منظور، با توجه به تعاریف مختلفی که از دین صورت گرفته بود، تعریف برون دینی لئوبا با قدری تغییر استفاده شد. بر اساس این تعریف، دین مجموعه ای شامل چهار بعد نظری اعتقادی، درون فردی، رفتاری و نهادی در نظر گرفته شده است. روش اجرای تحقیق اسنادی بوده و با تکنیک تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری تحقیق تمام فیلم نامه های ارسالی به جشنواره بوده که از این میان 158فیلم نامه به شیوه نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهند بعد درون فردی دین کم ترین تجلّی را در فیلم نامه های ارسالی به جشنواره داشته و ابعاد تجسم یافته از دین همچون تجلیات مادی و رفتاری دین بیشترین ظهور را داشته است. درنتیجه، به نظر می رسد آنچه با عنوان فیلم نامه های دینی ارسال شده است به طور عمده شامل عناصر از پیش ساخته شده دینی همچون هنجارها و ابنیه دینی بوده است تا تجربه دینی یا ارزش های اخلاقی.
بازسازی مدل ارتباطی «منبع معنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل ها در رشته های گوناگون علوم توانسته اند نقشی میانجی میان تئوری و عمل را ایفا کرده و آموزش را آسان تر کنند. این نقش در دانش ارتباط آن چنان است که می توان در کتاب مستقلی صرفاً به مرور و مقایسه انواع مدل های ارتباط پرداخت. مقاله حاضر معتقد است که اگر در ترسیم مدل ارتباط، نظمی منطقی و مبتنی بر رعایت درجات بزرگنمایی یک میکروسکوپ فرضی دنبال شود، احتمالاً بتوان بیشتر عناصر ارتباط و تعامل میان آن ها را نمایش داد. مقاله با پایبندی به چنین پیشنهادی، به جستجوی ربط میان نظریه دیرینه گروهی از اندیشمندان ارتباط در «وجود معنی در ذهن، نه در پیام» و دستاوردهای جدید پژوهشگران سیستم عصبی مغز پرداخته و این دیدگاه را مطرح می کند که معنی را باید در محل تازه کشف شده ای به نام «حافظه طولانی ماندنی» در هیپوکامپ مغز دنبال کرد و به این قضیه متکی بود که عملکرد آن وابسته به مولکول های بزرگ پروتئینی است. سپس مقاله در کنار بیان مسئله «مشابهت معنی متجلی شده در ارتباط گیر با معنی مورد نظر ارتباط گر» که در ویرایش های پیشین مدل «منبع معنی» به صورت ( ) مطرح می شده، مسئله اصلی دیگری را عنوان می کند که بیانگر «مشابهت مفهوم صید شده ارتباط گیر با محتوای ارسالی ارتباط گر« ( ) است. آنگاه با توضیح درباره دو شرط فرعی «میزان ربط معنی مورد نظر ارتباط گر با محتوای تولیدی او«(ربط میان ( با C) و «میزان ربط مفهوم صید شده ارتباط گیر بامعنی متجلی شده او» (ربط میان با ) موضوع چهار مسئله ای بودن فرا گرد ارتباط را مطرح می کند. آنگاه در آخرین مرحله بازنگری مدل پیشین، در مروری بر اندیشه حکمای قرون گذشته ایران درباره ارتباط، عنصر جدیدی را می یابد که به آن «زمینه سوم» می گوید.
اصول و روش های تعامل با دیگری: برگرفته از مبانی انسان شناختی مکتب اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش های فرزندپروری مادران کودکان 3 تا 5 ساله: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
رویکردهای توسعة اجتماعی در دیدگاه اعضای هیئت علمی گروه های علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعة اجتماعی یکی از مهم ترین چالش های کنونی جوامع درحال توسعه است؛ زیرا از سویی بیانگر سطح انسجام اجتماعی آن ها و از سوی دیگر نشان دهندة ظرفیت های انسانی و اجتماعی این جوامع است. امروزه رابطة بین سطح توسعه یافتگی هر کشور و رفاه، آسایش، رضایت اجتماعی، سلامت روحی و روانی و احساس کامیابی شهروندان آن بر کسی پوشیده نیست. در این پژوهش، رویکرد های توسعة اجتماعی از منظر اعضای هیئت علمی گروه های علوم اجتماعی دانشگاه های دولتی استان تهران بررسی شده است. روش پژوهش، کیفی است و با استفاده از نظریة مبنایی انجام شده است. در نظریة مبنایی، برای گردآوری داده ها معمولاً از تکنیک مصاحبه استفاده می شود؛ بنابراین، در پژوهش حاضر نیز از طریق مصاحبة حضوری با استادان گروه علوم اجتماعی، داده های لازم گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که همة مصاحبه شوندگان به اهمیت توسعة اجتماعی در کشور اعتقاد دارند. آن ها لازمة رسیدن به توسعه را توجه جدی به حوزة اجتماعی و ارتقای سطح آگاهی و مشارکت واقعی شهروندان در فرایندها و برنامه های توسعه می دانند. تحلیل و ارزیابی دیدگاه مصاحبه شوندگان بیانگر آن است که جامعة ایران هنوز نتوانسته است سطوح قابل قبولی از توسعة اجتماعی را پیاده کند و موانع توسعة اجتماعی در کشور، پررنگ تر و تأثیرگذارتر از عوامل توسعه اند. بدین ترتیب، مفهوم توسعة اجتماعی به عنوان مقولة محوری پژوهش انتخاب شد. این امر نشان می دهد که حوزة عمومی و اجتماعی باید خلاقیت ها و استعدادهای خود را در جهت تحقق مطالبات و اهداف جامعه به کار گیرد. موانعی مانند نبود جامعة مدنی، نداشتن مشارکت اجتماعی، نبود احزاب مستقل، پایین بودن سطح امنیت و اعتماد، حضور پررنگ دولت در همه عرصه ها، توسعه نیافتگی فرهنگی، تقابل بین سنت و نوگرایی، فاصلة بین شهر و روستا، توجه نامساوی به اقوام و اقشار، نابرابری های اجتماعی و خویشاوندی نگری، از جمله موانعی هستند که از داده ها بیرون کشیده شده اند و دلالت بر این دارند که برای نیل به توسعة اجتماعی در کشور باید به نحوی اصولی با این عوامل مقابله کرد.
فراتحلیل مطالعات خودکشی در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، فراتحلیل مطالعات انجام شده در زمینة خودکشی و اقدام به خودکشی در استان ایلام است. این مقاله، ضمن بررسی مطالعات کوشیده است عمده ترین اشکالات وارد شده بر مطالعات را دسته بندی و ارائه کند. هدف از پژوهش حاضر، ترکیب کمی پایان نامه های انجام شده در حوزة جامعه شناختی و روان شناختی و عوامل مؤثر بر خودکشی و اقدام به خودکشی است. روش گردآوری داده ها، مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است.
یافته ها: میانگین اندازة اثر rدر مطالعات مربوط به رویکرد جامعه شناختی ESrQ=0/29 و در مطالعات مربوط به رویکرد روان شناختی ESrQ=0/30 به دست آمد. نتایج آزمون تفاوت در بررسی رویکرد و عوامل جامعه شناختی که 99/4 می باشد، نشان می دهد که بین اندازة اثر به دست آمده در میان متغیرهای جامعه شناختی تفاوت معنادار وجود دارد؛ به عبارت دیگر، اندازة اثر در بین مطالعات مورد بررسی و متغیرها ناهمگن است و اندازة اثر توسط متغیرهای مداخله گر میانجی می شود. نتایج آزمون تفاوت در بررسی رویکرد و عوامل روان شناختی که 74/4 می باشد، نشان می دهد که بین اندازة اثر به دست آمده در میان متغیرهای روان شناختی تفاوت معنادار وجود دارد.
نتیجه گیری: در بیشتر مطالعات انجام گرفته، محققان بدون استفاده از روش های مستقیم و مراجعه به جامعه و صرفاً با تکیه بر داده های دسته دوم، خودکشی را بررسی کرده اند. دربارة مطالعة خودکشی مجموعه معیاری از روش یا نظریه وجود ندارد؛ به عبارتی دیگر، یک اجتماع علمی از محققان که دارای کنش متقابل مکرر با باورها و ارزش های مشترک و دارای مناسبات اجتماعی آمیخته به پیوند متقابل و اجماع معرفتی باشند، شکل نگرفته است. پراکندگی نظریه ها، موضوعات و روش های مطالعه نیز در مطالعات دیده می شود.
عقب ماندگی و توسعه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه یافتگی با توسعه نیافتگی و عقب ماندگی در نزد بسیاری از صاحب نظران توسعه ای در ایران همراه هم و تا حدودی به جای هم مورداستفاده قرارگرفته است. این اختلاط مفهومی و معنایی زمینه بدفهمی های عمده ای در مورد جریان توسعه در ایران شده است. در این مقاله سعی شده است تا ضمن معرفی زمینه ها و بستر ظهور جریان اندیشه ای که به جای شناخت توسعه به عنوان فرآیند و عمل، بر عقب ماندگی و توسعه نیافتگی تأکید کرده اند، به ابعاد این پدیده با عنوان پارادایم عقب ماندگی اشاره گردد. در این مسیر به جای تأکید بر سؤال «چه باید کرد؟» بر سؤال «چه نباید کرد؟» تأکید خواهد شد. زیرا سؤال اول ما را به سوی آرمان گرایی جدیدی در توسعه سوق می دهد که همراه با افزایش انتظارات و آرزوها تا فهم واقعیت های پیرامونی و تواناسازی در بهره گیری بهتر از شرایط است. در این مسیر، به لحاظ مفهومی و نظری، توسعه بومی و تجربه توسعه به جای توسعه بیرونی و عقب ماندگی اصل خواهد شد و به لحاظ عملی هم به جای محوریت بخشیدن به برنامه های متمرکز دولتی، بر مشارکت مردمی و توسعه مردم مدار تأکید خواهد شد.
بررسی رضایت شغلی کارکنان از سبک رهبری مدیران (مطالعه موردی: کارکنان زن دانشگاه الزهرا(س))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اندازه مدیران سازمان ها نسبت به رضایت شغلی کارکنان وقوف بیشتری داشته باشند، بهتر می توانند با برنامه ریزی منطقی علاوه بر افزایش سطح رضایت شغلی آنها موجبات ارتقاء و بهره وری سازمان را فراهم آورند. در قلمرو مطالعات انسانی این امر از اهمیت بسزایی برخوردار است و این پژوهش بر آن است تا با بررسی و مقایسه رضایت شغلی کارکنان زن از سبک رهبری مدیرانِ میانی زن و مرد در دانشگاه الزهراء(س) توصیه ها و راهکارهایی را به برنامه ریزان، مدیران و دست اندرکاران در جهت گزینش هر چه بهتر سبک منتج به رضایت شغلی کارکنان زن ارائه نماید و بدین ترتیب سطح کمی و کیفی عملکرد دانشگاه ارتقاء یابد. این پژوهش با استفاده از دو پرسشنامه ی محقق ساخته در زمینه رضایت شغلی و سبک رهبری مدیران انجام گرفته است. به منظور تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزار spss و آزمون آماری همبستگی خی دو - پیرسون استفاده شده است. این تحقیق سبک رهبری مدیران زن در دانشگاه الزهراء(س) را کارمدار- وظیفه گرا و سبک رهبری مدیران مرد را رابطه مدار-تحول گرا یافته و رضایت شغلی کارمندان از سبک رهبری مدیران میانی مرد را بیشتر می داند که در تحلیل آن می توان به روحیه اثبات مدیریتی از سوی زنان و عبور از سقف شیشه ای از جانب مردان با توجه به مدیریت در محیط خاص بانوان اشاره نمود.لازم به ذکر است که این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و در محدوده زمانی سال91-90 صورت پذیرفته است.
سالمندی سالم؛ تحلیل مقایسه ای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت مردان و زنان سالمند در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با استفاده از داده های حاصل از پیمایش نمونه ای و اجرای «پرسشنامة ساخت یافته» در میان سالمندان 60 ساله و بالاتر شهر شیراز در سال 1390 به بررسی مقایسه ای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت زنان و مردان سالمند و تبیین تفاوت های جنسیتی بر اساس مشخصه های اجتماعی و جمعیتی می پردازد. نتایج تحلیل های دو متغیره بیانگر تفاوت معنادار بین مردان و زنان سالمند در چهار بُعد از شش بُعد سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت است؛ زنان در ابعادی نظیر مسؤولیت سلامت و روابط بین فردی و در مقابل مردان در ابعاد مدیریت استرس و فعالیت جسمانی نمره بالاتری را کسب کردند. در دو بُعد تغذیه و رشد روحی تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده نشد؛ علاوه بر این، وضعیت سلامت خود ادراک و خود کارآمدی سلامت زنان در سطح پایینتری در مقایسه با مردان بوده است. نتایج تحلیل چندمتغیره با استفاده از آزمون تحلیل طبقه بندی چندگانه نشان داد که بعد از کنترل متغیرهای اقتصادی و اجتماعی (تحصیلات، اشتغال، و درآمد) جنسیت به طور محسوس و معناداری سبک زندگی ارتقای سلامت را تحت تأثیر قرار می دهد و زنان میانگین نمره بالاتری را در شاخص سبک زندگی ارتقای سلامت خواهند داشت. به طور خلاصه، نتایج مطالعه نشان داد جدای از ابعاد زیست شناختی متفاوت زن و مرد، شرایط اجتماعی نابرابر، رفتارهای سلامت متفاوتی را برای زنان و مردان به همراه دارد.
بررسی برخی عوامل و روند های سیاسی موثر بر ساخت یابی هویت اسلامی- ایرانی (در دوران معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر نهاد اصلی این مقاله بررسی زمینه ها و عوامل سیاسی موثر بر ساخت یابی هویت ایرانی - اسلامی به روش کیفی و توصیفی است. پیدایش واحدهای سیاسی جدید تحت عنوان «دولت - ملت»، موجب شکل گیری مفهوم جدیدی از هویت جمعی، تحت عنوان هویت ملی شد. هویت ملی ایران نیز یک برساخته اجتماعی و محصول مهندسی سیاسی -اجتماعی است، اما این مهندسی نه محصول دوره کنونی بلکه پیامد جریانات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی دوره های تاریخی پیش و پس از ورود اسلام است. این مقاله به زمینه های شکل گیری و تاثیر گذاری چهار جنبش (تنباکو، مشروطه، ملی شدن نفت و پانزده خرداد) ونهادهای مدنی بر هویت ایرانی – اسلامی پرداخته است. این جریانات که از ویژگی های قیام شیعی و رهبری فرهمندی برخودار بوده با اعلام فتوا وحکم جهاد چه در دوران نهفتگی جنبش و نهادهای مدنی چه در دوره ی آشکارِ فعالیت به بسیج توده ای پرداختند. در نتیجه این جریان ها باعث خودآگاهی،استقلال و مبارزه علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی شده و با شعار بازگشت به خویشتن و تاکید بر حفظ میراث و فرهنگ خودی ضمن احیای تفکر و اندیشه اسلامی در سال(1357) با پیروزی انقلاب اسلامی، هویت اسلامی - ایرانی را به جهانیان اثبات نموده است.
برآورد تاثیر علّی در علوم اجتماعی با استفاده از روش همتا سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه گذشته تحلیل علی برمبنای رهیافت خلاف واقعیت در علوم اجتماعی گسترش قابل ملاحظه ای یافته است. این دانش امکان برآورد تاثیر علّی و نیز ارزیابی سیاستها و پروژه های اجتماعی را فراهم میسازد. مقاله به ارایه یکی از روشهای برآورد تاثیر علّی، روش همتا سازی، میپردازد. ابتدا چارچوب نظری تحلیل علی برمبنای رهیافت خلاف واقعیت ارایه میشود. سپس، با استفاده از روش همتا سازی فاصله ای با نمرات گرایش، تاثیر سواد مادر بر مرگ و میر کودکان در ایران برآورد میشود. داده های بکار رفته از بررسی جمعیتی و بهداشتی ایران است. نتایج نشان میدهد که برای موارد همتا شده، سواد مادران باعث کاهش مرگ و میر کودکان به اندازه 18 مرگ در هزار تولد زنده میشود. مقاله همچنین محدودیتهای کاربرد روش را در مطالعات مشاهده ای ارایه میکند.
بررسی تطبیقی هویت قومی در ایران و لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت قومی سطحی از هویت جمعی است که می تواند گروهی از افراد را که با یکدیگر اشتراکات جغرافیایی، زبانی، تاریخی، نژادی و مذهبی دارند ، را با هم همبسته و منسجم کند. مقاله حاضر با هدف بررسی تطبیقی هویت قومی در ایران و لبنان در میان دانشجویان دانشگاه های تهران و دانشگاه آمریکایی بیروت انجام شد. متغیر وابسته که به عنوان مسأله اصلی تحقیق در نظر گرفته شده است “ هویت قومی” دانشجویان است که با متغیرهای مستقلی همچون هویت ملی، جهانی شدن، فرهنگ تساهل و تسامح، جنس، سن، ... در ارتباط و مقایسه گذاشته شده است. چارچوب نظری استفاده شده در این تحقیق، تلفیقی از نظریات مید، اسمیت، فینی و گیدنز است. حجم نمونه آماری شامل 800 نفر دانشجویان دانشگاه تهران و بیروت است که نمونه هر کشور400 نفر از میان چهار قومیت عمده ایران (فارس، ترک، کرد و لر) و لبنان (شیعه، سنی، مسیحی مارونی و دروزی) به روش سهمیه ای انتخاب شدند. روش تحقیق حاضر از نوع پیمایشی است و گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه انجام شده است. در این بررسی برای تعیین روایی از اعتبار صوری و برای تعیین پایایی سؤال ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. نتایج آزمون های آماری نشان می دهد بین میزان هویت قومی دانشجویان ایرانی و لبنانی تفاوت وجود دارد: میزان هویت قومی دانشجویان لبنانی از دانشجویان ایرانی بیشتر است. در بین دانشجویان ایرانی میزان هویت قومی دانشجویان کرد از دانشجویان سایر اقوام بالاتر است. همچنین، در بین دانشجویان لبنانی هویت قومی دانشجویان شیعه و دروزی بالاتر از دانشجویان سایر اقوام است. متغیرهای جهانی شدن و فرهنگ تساهل و تسامح دانشجویان ایرانی بر هویت قومی آنها تأثیر معناداری دارد. هرچه جهانی شدن و تساهل و رواداری در بین دانشجویان ایرانی قوی تر باشد، میزان هویت قومی شان قوی تر است. همچنین، هرچه میزان هویت ملی، جهانی شدن و فرهنگ تساهل و تسامح در بین دانشجویان لبنانی بیشتر باشد، میزان هویت قومی شان بیشتر خواهد بود.
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و روانی بر احساس نشاط (مورد مطالعه : دانش آموزان 18- 16 ساله شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و روانی بر احساس نشاط دانش آموزان دبیرستانی شهر اهواز صورت گرفته است. روش مطالعه تحقیق پیمایشی و جامعه آماری آن دانش آموزان دبیرستانی 18- 16 ساله شهر اهواز است و شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. داده ها با پرسشنامه گردآوری شده است و از طریق آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مبتنی بر نتایج تحقیق، میانگین احساس نشاط دانش آموزان در سطح مطلوبی است . سایر نتایج نیز بیانگر آن است که بین احساس نشاط و متغیرهای عزت نفس، احساس محرومیت نسبی، شبکه روابط اجتماعی، اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی، رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بر اساس ضریب تعیین رگرسیونی می توان گفت که 40/0 درصد تغییرات متغیر وابسته از طریق متغیرهای وارد بر مدل رگرسیونی تبیین گردیده و سهم متغیر عزت نفس در تبیین واریانس احساس نشاط بیش از سایر متغیرها است. بنابراین هر چه عزت نفس، اعتماد اجتماعی و شبکه روابط اجتماعی در حد بالا و احساس محرومیت نسبی در حد پایینی باشد، به همان اندازه احساس نشاط در بین دانش آموزان بیشتر خواهد بود.
انتقاد در شعر شاعران زن پس از انقلاب (فاطمه راکعی و سپیده کاشانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دورة معاصر، شاعران و نویسندگان مردمی برای دفاع از ارزش های انقلاب و ترویج افکار انقلابی، مشکلات، مسائل و ... را با قلم انتقاد بیان کرده اند. از میان آن ها، راکعی و کاشانی از جمله زنان شاعر منتقد به شمار می روند. هدف از این پژوهش، که به روش تحلیلی آماری انجام شده، تحلیل اشعار انتقادی این دو شاعر و هم چنین پاسخ به این مسئله است که این گونه اشعار در چه زمینه هایی سروده و به چه شیوه هایی بیان شده اند. بر اساس تحلیل آماری، این نتیجه حاصل شد که کاشانی و راکعی هر دو در انتقاد از معضلات کشور یا جامعة بشری از نگرشی واقع گرایانه و در عین حال فرامرزی برخوردارند؛ به طوری که اشعار انتقادی آنان بازتابی از شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه و زمان است. چنین اشعاری علاوه بر این که بیان گر حضور فعال زنان شاعر در عرصه های سیاسی و ادبی جامعه است، تأییدی است بر نظریة اجتماعی ادبیات که هنر را از بسترهای اجتماعی و سیاسی متأثر می داند.
کاوشی بر رمان ""بدایة و نهایة""نجیب محفوظ بر اساس نقد فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زن در طول تاریخ مورد ستم ها قرار گرفته، دین مبین اسلام به زن و حقوق آن توجه ویژه ای نمود و در اوایل قرن بیستم روشنفکران در تلاش بودند تا ندای مظلومیت زن را به گوش همگان برسانند از بین این روشنفکران نجیب محفوظ می باشد، وی در آثارش و به ویژه در رمان های واقع گرایانه اش از مظلومیت زن و اجحاف حقوق وی سخن گفت. پژوهشگر در این مقاله درتلاش است تا با استفاده از نقد فمینیستی و در چهارچوب عناصر فمینیستی، نگاه نجیب محفوظ بر زن در رمان بدایه و نهایه که یکی از رمان های مرحله ی واقعگرایانه ی خود می باشد را مورد بررسی قرار دهد همچنین بر اساس نقد فمینیستی ارتباط بین شخصیت های اصلی رمان و عنوان رمان""بدایة ونهایة"" مورد بررسی قرار گرفته شد.
نقش برنامه ریزی و طراحی شهری بر احساس امنیت در مجتمع های مسکونی شهر همدان
منبع:
دانش انتظامی همدان سال دوم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۷)
53 - 76
حوزههای تخصصی:
امروزه امنیت جایگاه ویژه ای در آرامش و افزایش کیفیت زندگی شهری خواهد داشت. امنیت از نظر لغوی به معنای راحت و آسوده و بی بیم گردانیدن می باشد و مفهوم آن به دفاع یا حفاظت از خود، خانواده، دوستان و اموال باز می گردد که خود نشان دهنده ضرورت بحث می باشد. امنیت از نیازهای اساسی انسان است که نحوه ی پاسخ به آن تأثیر مستقیم در ارضای نیازهای دیگر او دارد. انسان همیشه در طول تاریخ سعی در پاسخ به این نیاز داشته است، ساخت ابزارآلات دفاعی، ایجاد تأسیسات تدافعی و نظامی در سکونتگاهها و شهرها، تشکیل نیروی نظامی و ... برخی از اقدامات او برای حفظ امنیت فردی و اجتماعی اش بوده است. با این وجود در سال های اخیر، تغییر ویژگی های جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی انسان ها تأثیر زیادی در شکل گیری مسکن داشته است. طبقه بندی ساده قشر مخاطب برای دسته بندی گونه مسکن مورد نیاز پاسخ گوی نیازهای دامنه وسیع استفاده کنندگان از مجموعه های مسکونی نمی باشد. در این بین احساس امنیت از جمله عوامل انسانی محیطی است که می تواند نقش بسزایی در رضایت مندی انسان ها از فضایی که در آن زندگی می کنند داشته باشد. امنیت در مجموعه های مسکونی تنها از طریق موانع سخت فیزیکی میسر نبوده، چه بسا همین موانع فیزیکی به لحاظ روحی روانی حس ناامنی را در مردم تقویت کند. با توجه به رشد جمعیت و افزایش نیاز به مجموعه های مسکونی در شهرهاازجمله شهر همدان، روشن کردن الگو و خط مشی هایی برای نیل به اهداف برنامه ریزی شده، ضروری به نظر می رسد که در این بین ایجاد حس امنیت به عنوان یکی از عوامل انسانی محیطی نقش مهمی را در رضایت مندی و آسایش افراد در زندگی شان ایفا خواهد نمود نتایج حاصل این مقاله حاکی از آن است که ایجاد حس امنیت از طریق غیر مستقیم و با بهره گیری از سیاست های پیشگیرانه تلفیقی کالبد معماری و روابط اجتماعی، فرهنگی (از قبیل: مسأله اشراف و دید، افزایش قابلیت رویت پذیری بصری، برقراری تناسب میان تراکم جمعیتی و مجموعه های مسکونی، ایجاد کاربردهای متنوع و متجانس و ....) تحقق پذیر خواهد بود. بر این اساس این مقاله به بررسی نقش برنامه ریزی و طراحی شهری بر احساس امنیت در مجتمع های مسکونی شهر همدان می پردازد.
بررسی نگرش معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون به مواد به منظور اعتبار یابی مقیاس نگرش به مواد
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تبیین جامعه شناختی نگرش معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون به مواد و اعتبار یابی مقیاس نگرش به مواد در معتادان می باشد. سوال اصلی تحقیق حاضر این است که آیا حضور در درمان نگهدارنده با متادون بر نگرش معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون به مواد تأثیر دارد؟ روش تحقیق پژوهش حاضر، پیمایشی و از نوع مقطعی می باشد. جمع آوری اطلاعات از طریق ابزار پرسش نامه صورت گرفت. جمعیت تحقیق عبارت است از کلیه معتادان که در فصل بهار سال 1391 به 11 مرکز نگهدارنده با متادون بابلسر و فریدونکنار مراجعه کرده اند. در مجموع تعداد 405 نفر افراد مورد مطالعه با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم انتخاب گردیدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که 5/41 درصد از پاسخ گویان نگرش منفی به مواد داشته اند. همچنین نتایج تحلیل عاملی نشان داد که گویه های مقیاس نگرش به مواد زیر سه عامل عاطفی، رفتاری و شناختی بار شدند. این عوامل قوی ترین گویه ها را گرد آورده است. به شکلی که هیچ کدام از این گویه ها بر روی دو عامل بار عاملی مشترک ندارند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای باور و مشارکت در درمان به ترتیب قوی ترین متغیرهای تأثیرگذار بر نگرش به مواد می باشند.