"در مقاله حاضر ضمن بیان جایگاه نذر به لحاظ مفهومی و نظری در مردم شناسی دینی، به بیان وضعیت آن به عنوان یکی از اعمال و رفتارهای دینی در میان مردم مسلمان ایران پرداخته می شود. علاوه بر این، شناسایی سهم و نقش آن، در تمایز بین زنان و مردان در انجام مراسم دینی و در نهایت تبیین هویت یابی زنان از طریق انجام آن،مورد نظر است. برای بیشتر زنان ایرانی به دلیل اعتقاد دینی یا آگاهی از ارزش های اجتماعی معطوف به نذر در مقایسه با مردانی که به این سنت دینی باور دارند ولی به گونه ای متفاوت از زنان عمل می کنند یا زنانی که به ادای نذر به عنوان یک وظیفه دینی یا امر اجتماعی باور نداشته و در نتیجه در مراسم دینی مشارکت عمده و فعالی ندارند، موقعیت خاصی فراهم می سازد. فرایند نذر موجب و منشا تمایزدهی آنها از دیگران (زنان و مردان بی توجه به نذر) می شود. این معنی را می توان با تاکید بر نذرهای زنان و مردان در مراسم دینی نشان داد. با وجود اینکه بسیاری از نذورات و وسایل مورد استفاده در مراسم دینی برای این منظور به طور مشترک برای زنان و مردان مورد استفاده قرار گرفته ، ولی بعضی از آنها ویژه مراسم و مناسک دینی مردان و برخی دیگر مختص زنان است. با ملاحظه طبقه اجتماعی، زمان، مکان، جنسیت و موقعیت فرهنگی و اجتماعی زنان و مردان، استفاده متفاوت از نذورات برای این گروه اجتماعی،?هویت آفرین نیز است.
"
"انخستین قدم در برنامه ریزی توسعه منطقهای، شناسایی وضع موجود آن مناطق است که این شناسایی مستلزم تجزیه و تحلیل بخش های مختلف اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی آن است. برای تخصیص اعتبارات و منابع میان مناطق مختلف، شناسایی جایگاه آن منطقه در بخش مربوطه و رتبه بندی سطوح برخورداری از مواهب توسعه ضروری است. جهت رتبه بندی بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روشهای متفاوتی وجود دارد که الزاما جوابهای یکسانی در پی ندارد. در میان این روشها آنالیز تاکسونومی با تلفیق نمودن شاخصهای مختلف توسعه درجه توسعه یافتگی آن مناطق را مشخص می کند. پژوهش حاضر 16 نقطه شهری استان گلستان و 9 شهرستان این استان را با توجه به شاخص های متعدد مسکن و ساختمان، تاسیسات و تجهیزات شهری، فرهنگی، نیروی انسانی و آموزشی. به صورت مجزا و ترکیبی از لحاظ سطوح توسعه یافتگی رتبه بندی کرده و با ارایه روشی جدید، توسعه بین بخشی و تعیین نقاط حد بحرانی و جایگاه مراکز سکونتگاهی، راهبردهای بخشی و ترکیبی جهت رسیدن به توسعه را ارایه نموده است.
"
"فصلنامه پژوهش و سنجش ده سال فعالیت خود را در حوزه ارتباطات و با رویکرد رادیو و تلویزیون به انجام رسانده است. این نشریه کوشیده است تا از یکسو در حوزه رسانه و ارتباطات به جایگاه مناسبی دست یابد و به غنای ادبیات این حوزه بیفزاید و از سوی دیگر در حد امکان خود به نیازهای صدا و سیما در بخشهای نظری و کارکردی، پاسخ گوید. محصولی که تاکنون ارائه شده در یک مسیر تکاملی به گونهای از هر دو حوزه و برای هر دو حوزه بوده است. این فصلنامه طی یک دهه فعالیت توانسته است مخاطبانی را در میان استادان و دانشجویان رشته ارتباطات و نیز سایر رشتههای مرتبط بیابد و از سوی دیگر مدیران و پژوهشگران سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در جریان تازهترین دستاوردهای علمی قرار دهد.
نخستین شمارههای پژوهش و سنجش به شکلی جُنگ مانند در موضوعات مختلف ارائه میشد اما به تدریج با احساس نیاز به تمرکز بیشتر بر روی موضوعات خاص، هر شماره به یک موضوع ویژه اختصاص یافت و دستاندرکاران نشریه با توزیع فراخوان مقالات؛ دریافت مقاله از استادان و پژوهشگران؛ بهرهگیری از پژوهشهای انجام شده در واحدهای پژوهشی سازمان صدا و سیما؛ و ترجمه برخی آثار برگزیده خارجی کوشیدند تا مجموعهای مناسب گرد آورند و در اختیار علاقهمندان قرار دهند و بدین وسیله به تعمیق اندیشه در این حوزه کمک کنند. حسن قبول مخاطبان طی یک دهه فعالیت نشان داد که نشریه توانسته است هر چند با برخی فراز و نشیبها، وظیفه خود را انجام دهد و به موقعیت مناسبی دست یابد.
به این ترتیب همکاری بسیاری از استادان بنام و برجسته این حوزه و نیز پژوهشگران ارجمند از داخل و خارج صدا و سیما و سایر علاقهمندان و ارائه مقالات ارزنده که بسیاری از آنها حاصل پژوهشهای انجام شده در حوزه رسانه و ارتباطات بوده، سرمایه اصلی کار نشریه در طی یک دهه گذشته محسوب میشده است.
پژوهش و سنجش در دهه دوم فعالیت خود نیز خواهد کوشید تا ضمن استفاده از تجارب ارزشمند یک دهه کار و تلاش، گامهای بلندتری در جهت رسیدن به اهداف خود بردارد و در این راه نیازمند راهنمایی و کمک همه استادان، پژوهشگران، مدیران رسانه و نیز همة علاقهمندان است.
شمارهای که اینک در پیش روی شماست دارای مقالات متنوعی پیرامون موضوعات مختلف در حوزه رسانه و ارتباطات است و به صورت جُنگ ارائه شده است. پر واضح است نظرات، انتقادات و پیشنهادهای صاحبنظران میتواند به پر بارتر شدن هر چه بیشتر نشریه کمک کند.
"
"مقاله حاضر میکوشد با ارائه تعاریف گوناگون از فرهنگ و ضرورت توجه به تغییرات فرهنگی در جریان هر تغییر و نوآوری در جامعة بشری، به کارکرد فرهنگی رسانهها نظری بیفکند. در این راستا نویسنده به سه نظریه عمده در زمینة فرهنگ و رسانهها اشاره میکند که عبارتند از: نظریه جامعة تودهوار، نظریه جبر فناوری و نظریه اقتصاد سیاسی. طی شرح این نظریهها، نظریات اندیشمندانی چون هارولد والدانیس، مارشال مکلوهان، زیگموند بامان و اریک فروم آمده است.
بخش دوم مقاله به نظریههای موجود در زمینة فرهنگ و جهانی شدن اختصاص دارد که طی آن ضمن نقد دیدگاههای ارنست گلنر و والراشتاین ابعاد جریان فرهنگی مانند پیدایی خرده فرهنگها، انتقال فناوری و انتقال سرمایه بررسی میشود.
بخش سوم مقاله در برگیرندة نظریههای موجود درباره رسانه و جهانی شدن است که رویکرد سه دیدگاه مارکسیستی، لیبرالیستی و پسامدرن را در این باره بیان میکند. نویسنده در پایان به نتیجهگیری از مباحث مطرح شده میپردازد"
انقلاب اسلامی ایران دارای چه تاثیر و بازتابی در نظریه های انقلاب بوده است؟ این سوالی است که مقاله حاضردر صدد پاسخگویی بدان است. پس از سیری گذرا به نظریات انقلاب در زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران که با استناد به دو اثر مهم جک گلدستون (1980) و ستان تیلور (1984) صورت می گیرد، نویسنده بازتاب این انقلاب را در دو حوزه پی می گیرد: بازتاب انقلاب اسلامی ایران در نسل سوم تئوری های انقلاب و مهم تر از همه تولد و شکل گیری نسل چهارم نظریات انقلاب، نظریاتی که نقطه عزیمت آن ها و منشا شکل گیری شان انقلاب اسلامی ایران است. این رهیافت های چهارگانه نوین برخاسته از انقلاب اسلامی ایران عبارتند از: رهیافت های فرهنگی (که قائلان فراوانی دارد)، رهیافت انقلاب های اجتماعی جهان سومی جان فوران، رهیافت معنویت گرایانه میشل فوکو و بالاخره رهیافت ماورای طبیعت گرایانه یا عرفانی لیلی عشقی. در متن پیش رو این چهار رهیافت به طور نسبتا مفصل و گویا توضیح داده می شود. به این ترتیب این مقاله علاوه بر مقدمه و نتیجه گیری دارای دو بخش اصلی با عناوین نظریه های انقلاب قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران،که شامل آثار کلاسیک و آثار و نظریات مدرن می گردد، و نظریه های انقلاب بعد ازانقلاب اسلامی ایران می باشد که خود دارای دو زیر مجموعه تجدید نظر تعدادی از نظریه پردازان نسل سوم در تئوری های خویش و تولد نسل چهارم تئوری های مدرن انقلاب می باشد. در این قسمت آخر است که رهیافت های چهار گانه فرهنگی،جهان سومی، معنویت گرایانه و عرفانی به تفصیل مورد شرح و تفسیر قرار می گیرد.
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه میزان تأثیر روش تدریس بحث گروهی با روش تدریس سخنرانی بر پیشرفت تحصیلی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان دانشگاه اصفهان است.
روش پژوهش حاضر نیمه تجربی است. برای اجرای پژوهش چهار کلاس انتخاب شد، دوکلاس به عنوان گروه گواه و دو کلاس به عنوان گروه آزمایش. در یک ترم تحصیلی در دو کلاس روش بحث گروهی و در دو کلاس روش سخنرانی اجرا شد. درنهایت، نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی و آزمون مهارتهای ارتباطی دانشجویان هر دو گروه با هم مقایسه شد. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس، مانوا و t مستقل تحلیل شد.
نتاج پژوهش نشان داد که در مجموع، روش تدریس بحث گروهی از نوع گروههای پنج نفره بر افزایش پیشرفت تحصیلی و نیز مهارتهای ارتباطی دانشجویان مؤثرتر از روش سخنرانی است. به علاوه، فرضیه سوم پژوهش در باره پیشرفت تحصیلی دانشجویان تأیید شد، به این صورت که روش بحث گروهی برای پسران مؤثرتر از دختران بود، لکن این فرضیه در مورد مهارتهای ارتباطی رد شد.
مطالعه خوراک در انسان شناسی تاریخچه ای طولانی دارد. انسان شناسی از بدو تولد خود در قرن نوزدهم دامنه گسترده ای از موضوعات را شامل شده است. از اندازه گیری اسکلت و استخوان بندی انسان ها به منظور تعیین میزان جرم زایی آنان گرفته، تا مطالعه و بررسی برده داری. به این معنا در واقع انسان شناسی نه یک رشته خاص بلکه مجموعه ای از رشته های خاص دانشگاهی است. از این رو انسان شناسی خوراک هم مانند سایر زیرشاخه های انسان شناسی موضوعی در خور توجه بوده است و این رشته نیز پا به پای رشته انسان شناسی رشد کرده است. خوراک تنها به عنوان موضوعی که ارزش مطالعه دارد مورد توجه انسان شناسان قرر ندارد بلکه یک واسطه است که دامنه وسیعی از مطالعات فرهنگی را به هم مرتبط می کند.