فقدان ابزار مفهومی و نظریه های کارآمد برای تحلیل مناسبات تاریخی شهرنشینی در ایران، ازجمله مهم ترین موانع در مسیر رشد این گونه بررسیها است. در این میان، دشواریهای عدیده ای مانع از آن شده است که تاکنون تعریف کاربردی و دقیقی از مقولة «شهر» در ایران ارائه شود. در مقالة حاضر، سعی شده است با طرح برخی مباحث پایه ای، مؤلفه های بنیادین زندگی شهری در سده های میانه شناسایی و تحلیل شود تا بر اساس آن، زمینه های لازم برای ارائة «تعریف» شهر در این دوره، فراهم آید؛ و هم از این رو، به این پرسش پاسخ داده شود که تعریف پدیدة «شهر» در سده های میانه، بر چه مؤلفه ها و ملاکهایی باید استوار شود؟
هدف این تحقیق بررسی میزان کودک آزاری به تفکیک جنس، سن، نوع آزار جسمی، جنسی، روانی، اجتماعی و مسامحه و غفلت، هم چنین بررسی تاثیر عوامل اعتیاد والدین و میزان تحصیلات آنان بر پدیده کودک آزاری است. بدین منظور اطلاعات مذکور از کلیه گزارش های تلفنی که در سال 1384 در زمینه کودک آزاری با خط تلفن کودک سازمان بهزیستی استان اصفهان برقرار شده بود، استخراج گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که فراوانی کودک آزاری در دختران و پسران تفاوت معنا داری ندارد. فراوانی کودک آزاری روانی ـ عاطفی نسبت به دیگر انواع آزار، به طور معناداری بیشتر است (05/0P<). گروه سنی 10- 5 سال از بیشترین فراوانی کودک آزاری برخوردار است (05/0P<). تحصیلات پایین والدین در بروز کودک آزاری مؤثر بوده، فراوانی کودک آزاری در والدین بیسواد وکم سواد به طور معنی داری بیش از والدین تحصیل کرده بود (05/0P<). نتایج پژوهش حاضر بر آموزش عمومی والدین، در سطح جامعه در زمینه حقوق کودکان، خصوصاً در مورد نیازهای عاطفی آنها و توجه ویژه به کودکان سنین 10- 5 سال تاکید دارد.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی نیازهای کارکنان ناجا و تعیین اهمیت و اولویت این نیازها بود. 3917 نفر از کارکنان ناجا در سطح کشور پرسشنامه نیازها را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون خی دو نشان داد که نسبت های متفاوتی از کارکنان در سطح هر یک از نیازهای پنج گانه قرار گرفته اند (p<0.001). نتایج یک هرم معکوس را نشان داد. بیش ترین درصد کارکنان اولویت نیازشان در سطح نیازهای رده بالا (خودشکوفایی، احترام، اجتماعی) و درصد کمی از کارکنان اولویت نیازشان در سطح نیازهای رده پایین (ایمنی و فیزیولوژیکی) بود.
این پژوهش به بررسی رابطه بین میزان شناخت مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اصفهان از ناتوانی های ویژه یادگیری دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آن ها می پردازد. سؤال های ویژه پژوهش در زمینه ارتباط میزان شناخت مدیران دوره ابتدایی از ناتوانی های یادگیری، همچون ناتوانی در زبان گفتاری و زبان نوشتاری، حساب، خواندن و مسائل عاطفی - اجتماعی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آن ها، بر اساس متغیرهای جنسیت، مدرک تحصیلی و سنوات خدمت است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران دوره ابتدایی شهر اصفهان به تعداد 411 نفر و تمام دانش آموزان دوره ابتدایی به تعداد 116832 نفر است. نمونه پژوهش شامل 120 نفر از مدیران دوره ابتدایی، است. روش نمونه گیری چند مرحله ای و ابزار اندازه گیری، شامل پرسشنامه 35 سؤالی محقق ساخته با ضریب پایایی 92/0 است که روایی آن از نظر محتوایی مورد تایید اساتید و کارشناسان واحد اختلالات یادگیری سازمان آموزش و پرورش اصفهان قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها در محیط نرم افزاری SPSS و با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون چندمتغیره صورت گرفته است. نتایج نشان داده که بین میزان آگاهی مدیران مدارس نسبت به مسائل عاطفی – اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد و بین میزان آگاهی مدیران زن و مرد مدارس دوره ابتدایی تنها در مؤلفه های ناتوانی در زبان گفتاری و خواندن تفاوت به چشم می خورد. همچنین بین میزان شناخت مدیران بر اساس سطح تحصیلات و سابقه خدمت در تمام مؤلفه های ناتوانی ویژه یادگیری تفاوت معنادار وجود دارد.
هدف اساسی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل آسیب زای عمده در تربیت دینی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر تهران از دیدگاه مدیران مدارس آن ها بوده است. جامعه آماری، مدیران از مدارس راهنمایی مناطق 19 گانه شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 83-1382 در یکی از مدارس راهنمایی به کار اشتغال ...