در این مقاله، جک لول ، سرمقاله های نیویورک تایمز را به عنوان پیامد حوادث 11 سپتامبر، از چشم انداز اسطوره بررسی می کند. نویسنده، بعد از تعریف کردن اسطوره و مرور دامنه گسترده ای از پژوهش هایی که خبرها را به عنوان اسطوره بررسی می کنند، راه هایی را مورد مطالعه قرار می دهد که در آنها سرمقاله ها را می توان به عنوان اسطوره دریافت و در نظر گرفت.
"رابطه بین فرهنگ قدرتمند و فرهنگ بی قدرت با نظام شهروندی در فضای جهانی- محلی، محل توجه اصلی این مقاله است. این مقاله مدل ماتریسی را ارائه میکند که براساس آن چگونگی تعامل فرهنگی با روند محلی شدن وجهانی شدن، مورد تحلیل قرار میگیرد. با این نگاه مطالعه فرهنگی در فضای جهانی - محلی یک چالش جدی برای مطالعات فرهنگ شناسی با رویکرد مردم شناسی که فرهنگ را در یک فضای بومی مورد مطالعه قرار میدهد، محسوب میشود. دراینجا زمانی یک فرهنگ قدرتمند محسوب میشود که شهروندان در آن فرهنگ احساس افتخار داشته باند. افتخار به فرهنگ و تمدن بومی و یا احساس افتخار به پرچم ملی، به عوان یک علامت جدی، قدرت یک فرهنگ تلقی شده است از آن طرف فرهنگی بیقدرت، محسوب میشود که شهروندان آن احساس شرمندگی نسبت به فرهنگ و تمدن ملی خود داشته اند واحساس فقر ملی گسترده باشد. در چنین حالتی آرزوی شهروندی در سایر کشورها و جوامع بصورت قوی دیده میشود. با این نگاه لوزما دو تیپ شهروندی مطلق توضیح دهنده فرهنگ قدرتمند و فرهنگ بی قدرت نیست،بلکه حداقل چهار تیپ شهروندی را باید از هم متمایز نمود که پیوند معنا داری با نوع تعلق شهروندان یک جامعه به دولت و فرهنگ ملی دارد. قویترین فرهنگ در جوامعی شکل میگیرد که هم عشق سیاسی و یا تعلق عمیق نسبت به نظام سیاسی وهم تعلق ریشه دار نسبت به فرهنگ ملی وجود داشته باشد. از آن طرف ضعیف ترین حالت فرهنگی، زمانی ظهور پیدا میکند که شهروند یا شهروندان هم از دولت و نظام سیاسی خود بیزار باشند و همه احساس منفی نسبت به فرهنگ ملی خود داشته باشند. یکی از پیامدهای چنینن احساسی مهاجرت فیزیکی و مهاجرت فرهنگی است که ممکن است در سطح گستردهای ظهور پیدا کند.
"
"عصر اطلاعات و فناوری به بهرهمندی از دانش و مهارت کافی در فعالیت شغلی نیاز دارد.کسب موفقیت در بازار کار ایجاب میکند که فرد نه تنها به طور مستمر آموختههای خود را با دانش روز هماهنگ سازد، بلکه باید در حفظ رابطه شغلی-تحصیلی خویش تلاش کند؛زیرا این دو امر عمدهترین عواملی هستند که توانمندی قابل قبولی در انجام کارها برای شخص ایجاد میکنند و بهرهوری لازم وی را تا حدود زیادی تأمین مینمایند.در این راستا، مقاله حاضر به بررسی رابطه شغلی-تحصیلی دانش آموختگان رشته روانشناسی در ایران پرداخته است.محتوای آن شامل بحثهایی درباره عوامل مؤثر در بهرهوری و توانمندی شغلی دانش آموختگان، روش پژوهش، و یافتههای تحقیق و بحث است.در پایان، با اتکا به یافتههای به دست آمده از مطالعات کتابخانهای، مصاحبههای انجام گرفته و دادههای جمعآوری شده از پاسخنامهها، راهکارهایی در جهت توانمندی و موفقیت بیشتر دانش آموختگان در فعالیتهای شغلی ارائه شدهاند.
"