فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۴۸۱ تا ۳۰٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
12 اردیبهشت: روز معلم، گرامی باد: معلم؛ ماه آخر
حوزههای تخصصی:
چهره های اسطوره یی و بنمایه های باستانی در شعر مولوی
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی کتاب: جریان شناسی تاریخ نگاری ها در ایران معاصر
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای هویت ملی از دیدگاه محمود افشار و رشید یاسمی
حوزههای تخصصی:
هویت ایرانی در تاریخ نگاری ملک زاده
حوزههای تخصصی:
"نسبت دین و رسانه با تکیه بر قالب مستند "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله گزارشی پیرامون وضعیت سینما و برنامههای مستند تلویزیونی با مضمون دینی است. در این مقاله ضمن ارائه توضیحاتی در مورد رویکرد دینی رسانه به ویژه در قالب ساخت برنامههای مستند تلاش شده است تا در گفتگو با تنی چند از مستندسازان عرصة سینما و تلویزیون ایران این موضوع مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در ضمن این مصاحبه، به سؤالاتی از قبیل چیستی مستند، جایگاه مستند با مضمون دینی، چگونگی طرح آن در قاب تلویزیون و اوضاع فعلی و آینده این مقوله پاسخ داده شده است، بیان تجربیات فعالان این عرصه دست کم میتواند به ترسیم خطوط وضعیت کنونی مستند با مضمون دینی کمک کند و نارساییهای موجود را باز شناساند. همچنین با طرح مباحث نظری پیرامون سینمای مستند، مستند با مضمون دینی، رسانة دینی تلاش شده است تا فضای کلی بحث اندکی روشنتر شود.
"
آموزش رسانهای و 18 اصل حاکم بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نویسنده این مطلب از برجستهترین متفکران حوزه بینالمللی آموزشهای رسانهای است. لنمسترمن پیش از این کتابی منتشر کرده بود که به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانهای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال 1985 از سوی انتشارات Comedia Books به علاقهمندان مباحث مربوط به آموزش رسانهای عرضه شد. حالا او کتاب دیگری در دست دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر میکند. نام این اثر آموزش رسانهای در اروپای دهه 1990 است [Media Education in Europe in the 1990’s]. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که ترجیح میدهد از عبارت آموزش رسانهای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانهای (Media Literacy) استفاده کند.
"
روشهای جدید خبری در جنگ دوم خلیجفارس: انگارهسازی و جذب در بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"بررسی کارکرد وسایل ارتباط جمعی و شیوههای خبری آن در غرب، نشان میدهد که در این شیوهها اهداف خاصی برای اغوای مخاطبان تعقیب میشود.
نویسنده با استفاده از نظریه «انگارهسازی» پروفسور مولانا و جرجگربنر و همچنین نظریه «جذب در بازی» پییربوردیو، به بررسی شیوههای فنی خبررسانی رسانههای تصویری امریکا در جنگ دوم خلیجفارس میپردازد و نتیجهگیری میکند که این شیوهها در جهت نظریههای «انگارهسازی» و «جذب در بازی» مخاطبان را سرگرم میسازند به گونهای که جنگ به صورت یک بازی سرگرمکننده رایانهای در میآید تا واقعیتها به همان گونهای که غربیها میخواهند در ذهن مردم جهان تصویر شود.
همزمان با بهرهگیری غرب از این شیوههای خبری، ورود رسانههای جایگزین مانند پایگاههای اینترنتی و وبلاگنویسی خبر، فرصتهای مناسبی برای شکستن انحصار خبری غرب ایجاد کرده است. افزایش کاربرهای اینترنتی در زمان جنگ دوم خلیجفارس به دلیل همین شکستن انحصار خبری بود. در این جنگ مردم سراسر جهان میتوانستند خاطرات روزانه سربازان امریکایی و مردم بغداد را از طریق وبلاگها بخوانند. آیا چنین شرایطی به معنای شکست شیوههای خبری غرب در آینده خواهد بود؟
پاسخ نویسنده به این پرسش البته مثبت است
"
تهاجم به عراق ـ پیروزی یا شکست جنگ رسانهای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نگارندة این مقاله، با اشاره به نقش مهم رسانههای گروهی به عنوان رکن چهارم دموکراسی، به تشریح چگونگی پوشش ناقص و یک جانبه اخبار مربوط به تهاجم نیروهای امریکایی و انگلیسی به عراق و کوتاهی رسانههای گروهی غرب به ویژه نیوزیلند در انعکاس صحیح این رویداد میپردازد و موضوعاتی چون حمله مستقیم به خبرنگاران، ترتیب نمایش موهوم تبلیغاتی از سرنگونی مجسمه صدام در بغداد، سرپوش گذاردن بر تلفات غیرنظامی و جنگ رسانهای را مورد بررسی قرار میدهد.
وی در پایان، با طرح برخی پرسشهای بدون پاسخ درباره جنگ عراق، بر لزوم تلاش رسانههای گروهی جهان در عمل به رسالت واقعی خود در تبیین دموکراسی و یافتن پاسخ مناسب برای این پرسشها تأکید میورزد.
"
آینده جامعه شناسی انقلاب
نقد و بررسی عملکرد موسسه فرهنگی علیمرادیان (میزگرد)
حوزههای تخصصی:
رادیو و آینده
گزارشی از سمینار ارائه یافته های تحقیقاتی
حوزههای تخصصی:
بررسی شیوع کودک آزاری در دو منطقه تهران
حوزههای تخصصی:
"بد رفتاری با کودک یک مشکل بهداشتی-روانی است که مورد بی توجهی زیادی قرار گرفته است. در ایران به دلیل فراوانی عوامل مستعد کننده و همچنین وجود شواهد گوناگون، به نظر می رسد میزان شیوع بدرفتاری با کودکان بالا باشد، ولی میزان گزارش قانونی آن بسیار کم است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع بدرفتاری جسمی با کودک در دو منطقه کاملا متفاوت تهران از نظر وضعیت اقتصادی اجتماعی و بررسی برخی از عوامل مخاطره آمیز بوده است .
در این پژوهش مقطعی که در دو منطقه 20 و 3 آموزش و پرورش تهران در سال 1375 انجام شد، مجموعا 840 کودک با نسبت مساوی از دو منطقه، دو جنس و سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان، با روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. کودکان دو منطقه از نظر بعد خانوار ،تحصیلات پدر و میزان اشتغال مادر تفاوت قابل ملاحظه ای داشتند اما از نظر سن پدر و مادر و میزان مهاجرت محسوسی نشان نمی داد.
میزان شیوع بدرفتاری جسمی با کودک با اطمینان 95 درصد در منطقه 20 ،با شیوع 37 تا 46 درصد و در منطقه 3 با شیوع 16 تا 24 درصد بوده است. عاملان بدرفتاری را در منطقه 20 بیشتر مادران و در منطقه 3 به نسبت مساوی مادران و پدران تشکیل می داند. مهمترین کودکان در معرض خطر بدرفتاری جسمی در منطقه 20، کودکان سنین راهنمایی (ابتدای سنین نوجوانی) و کودکان دارای پدر بیکار بوده اند. در منطقه 3، دختران دبیرستانی و کودکانی که تحصیلات پدرشان در حد دیپلم یا کمتر بود، بیشتر در معرض خطر بوده اند. این تحقیق با حمایت مالی ستاد ""شهر سالم"" و معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی کشور انجام شده است.
"
جایگاه حقوقی رسالت رسانهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر به بررسی پارهای از قوانین ملی و بینالمللی در زمینه حدود و اختیارات وسایل ارتباط جمعی و برخی تأثیرات آموزههای دینی بر کارکرد رسانهها میپردازد.
در بخش اول پس از تشریح نظریه هنجاری رسانهها لزوم سازگاری آنها با ارزشهای خاص هر جامعه در دو حوزة علوم ارتباطات و حقوق بررسی شده است.
به نظر نویسنده، ابداع نظریة بیطرفی ذاتی رسانهها نسبت به ارائه اخبار و اطلاعات مشکوک و دارای انگیزههای سیاسی است زیرا هدفمند بودن فعالیتهای رسانهای و تلاش برای ایجاد نظام فکری و ارزشی از وظایفی است که در علوم ارتباطات بر آن تأکید شده است. همان گونه که مخاطبان برای گزینش رسانة مورد علاقه و رضایت خویش ذیحق هستند، رسانهها نیز حق دارند برای اشاعه و انتشار افکار و اطلاعات مورد قبول خود تلاش کنند.
همچنین وظیفة «آموزش» و «رهبری و راهنمایی» افراد جامعه، رسالتمند بودن فعالیت رسانهها را تأیید میکند.
در حقوق ایران نیز قانونگذاران، مسئولیت اجتماعی و الهی برای رسانهها قائل شده و متذکر شدهاند که رسانة جمهوری اسلامی باید در خدمت اشاعة فرهنگ اسلامی، برخورد سالم اندیشهها، ارائه آگاهیهای مکتبی، سیاسی و اجتماعی، ایجاد احساس مسئولیت، امید و اعتماد در مردم، افشای توطئههای دشمنان داخلی و خارجی و فراهم آوردن زمینه رشد انسان تا مرحلة خلیفهالهی باشند. از دیدگاه قانون اساسی آزادی رسانهها تا جایی پذیرفته میشود که در چهارچوب قابل قبول شرعی باشد. از سوی دیگر امام خمینی، رسانهها را معلم جامعه و انتشاردهندة تقوا میدانند.
در بخش دوم مقاله، تأثیر دین بر محتوا و کارکرد رسانهها مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش نویسنده ثابت میکند که التزام به آموزههای اخلاقی و دینی، مسئولیتزا و موجب پیدایش تعهداتی است که به تحرک بیشتر رسانهها میانجامد.
عدالتطلبی، امر به معروف، نهی از منکر، دفاع از ستمدیدگان و نصیحت و خیرخواهی برای مؤمنان و ائمه مسلمین به رسانهها و خبرنگارانِ متعهد اجازة سکوت و مماشات نمیدهد بلکه جستجو، تبلیغ، فریاد و تشویق جامعه به اقدام را وظیفة حتمی آنان میداند.
"