پژوهش حاضر از نوع تبیینی است و در آن به بررسی احساس امنیت زنان 29-15 ساله شهر تهران در دو بعد احساس امنیت در محیط خانواده و احساس امنیت در مکان های عمومی پرداخته می شود. در این نوشتار، با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نمونه گیری تصادفی ساده با 384 نفر از زنان 29-15 ساله شهر تهران مصاحبه شده است و نتایج آماری آزمون ها نشان می دهد که متغیرهای احساس امنیت محل سکونت و احساس نظم اجتماعی تاثیر مثبت و مستقیم و متغیرهای پدرسالاری و خشونت خانگی تاثیر منفی و معکوسی بر احساس امنیت زنان دارند.
این مقاله از یک سو کوششی در جهت بازخوانی اندیشه ی استاد مطهری در موضوع خانواده است و از سوی دیگر، می کوشد یک الگوی نظریه پردازی اسلامی به منظور اسلامی کردن علوم اجتماعی ارائه دهد و به همین دلیل، رویکرد نظری بر آن حاکم است، هرچند نظریه ای که ارائه خواهد شد، با توجه به فرضیه های مختلفی که در چارچوب نظری آن لحاظ گردیده، زمینه ی پژوهش های تجربی گوناگونی را فراهم می سازد. بر اساس این نظریه، استحکام پیوند خانوادگی و در مقابل بی ثباتی آن، بیش از هر چیز ناشی از توجه یا بی توجهی به تفاوت های فطری زن و مرد است.
" مهاجرت روستا شهری پدیده ای است که در فرآیند صنعتی شدن کش ورها ظاهر شده است و بسیاری از تحولات اجتماعی فضایی جوامع ناشی از این پدیده می باشد. در ایران همراه با صنعتی شدن شهرها جذب جوانان جویای کار مازاد در بخش کشاورزی از روستا به شهر به نفع فعالیت های صنعتی و خدماتی آغاز شد. در این مقاله سعی شده است به دنبال این مس اله باشد که مهاجرت
جوانان از روستا چه پیامدها و آثاری بر مهاجر ان و جوامع مهاجرپذیر و مهاجرفرست داشته است؛ بنابراین ابتدا با توجه به دیدگا ههای موجود در خصوص مهاجرت به طور مختصر به انگیز ههای مهاجر تهای روستا شهری پرداخته شده است و سپس با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و به صورت پیمایشی پیامدهای مهاجرت جوانان در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بررسی شده است.
نتایج تحقیق دو نوع پیامد مثبت چون بهبود وضعیت اقتصادی، افزایش آگاهی جوانان، آموزش بهتر، روابط اجتماعی و گذران اوقات فراغت جوانان و منفی قطع ارتباط جوان با خانواده خود در روستا و مسائل مرتبط با آن به بر هم خوردن نسبت جنسی در روستاها و شهرها و آثار دیگری چون بزهکاری و
آسیب های اجتماعی در هر یک از حوزه ها را نشان می دهد.
"
آغاز هزاره ی سوم و انقلاب اطلاعات و ارتباطات، با نفی زمینه های نگرش جنسیتی از قبیل محدود ساختن حضور بر اساس جنسیت در فضای تعاملی، جامعه ی بشری را با چالش مواجه کرده است. رابطه ی مبتنی بر کامپیوتر بین آدم ها روز به روز فراگیرتر می شود. کامپیوترها روز به روز از طریق شبکه های محلی و جهانی و نیز از طریق فناوری بی سیم به یکدیگر پیوند می خورند. فناوری های کامپیوتری امکان تعامل انسان ماشین را به شکلی کاملاً جدید و بدیع و مهم تر از آن امکان تعامل انسان انسان در فضایی مجازی را فراهم می کنند. در این پژوهش فرصت های موجود در فضای مجازی برای تعامل اجتماعی زنان ایرانی بر اساس تعدادی از نظریه های ارتباطی و فمنیسمی مورد بررسی قرار گرفته است. روش مطالعه،توصیفی مبتنی بر پیمایش است به این معنا که تعداد 102 نفر از زنان فعال در فضای مجازی به عنوان نمونه انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه نظرات آنها جمع آوری شد. با توجه به یافته های تحقیق مشخص می شود که فضای مجازی،فرصت های ارتباطی و اطلاعاتی مناسبی برای زنان به وجود آورده است، فرصت هایی که در خارج از ای ن فضا دسترسی و استفاده از آن ها دشوار خواهد بود. همچنین براساس نتایج، فرصت های ارتباطی موجود در محیط های مختلف فضای مجازی بیشتر از فرصت های اطلاعاتی مورد توجه و استقبال زنان قرار گرفته است.
موضوع تحقیق حاضر بررسی نقش دینداری نوجوانان در میزان هم نوایی آنان با هنجارهای اجتماعی می باشد. مسأله ای که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته این است که آیا میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی در میان نوجوانان دختر و پسر (19-12 ساله) با توجه به متغیر پیش بین دینداری دارای تغییرات خاصی است یا نه؟به عبارتی آیا بین دینداری و میزان هم نوایی ب ا هنجارهای اجتماعی در می ان نوجوانان دختر و پس ر (19-12 ساله) رابطه ای وجود دارد؟ جامعه ی آماری در این تحقیق تمامی نوجوانان دختر و پسر (19-12 ساله) شهر آذرشهر است که تعداد کل آنها 9083 نفر بوده است و از این تعداد طبق فرمول کوکران، نمونه آماری به تعداد 370 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردید. روش مورد استفاده در این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و جمع آوری داده ها و اطلاعات با استفاده از تکنیک پرسشنامه ای گردآوری شده است. در آزمون فرضیه ها از آزمون های آماری rپیرسون، F-testT-testو رگرسیون استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق از میان شاخص های اساسی متغیر پیش بین دینداری یع نی اعتقادات، عبادات و تشرع (انجام تکالیف فردی و جمعی) با هم نوایی با هنجارهای اجتماعی رابطه مستقیم و مثبتی داشتند. همچنین بین متغیر جنسیت با میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری دیده می شود ب ه طوری که در بین نوجوانان دختر میزان هم نوایی بیشتر از پسران است. و نیز بین متغیر رشته ی تحصیلی و پایه ی تحصیلی با میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری به دست آمد. بطوری که بین پایه ها و رشته های متفاوت تحصیلی میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی متفاوت می باشد. بین متغیر پایگاه اجتماعی نیز و میزان هم نوایی با هنجارهای اجتماعی تفاوت معنی داری بدست آمد.در نتیجه تحلیل رگرسیونی نیز بعد عملی دینداری یعنی تشرع بیشترین تأثیر را در هم نوایی نوجوانان داشته است
در این پژوهش سلسله مراتب ارزش های ازدواج در بین 2680 دانشجو و دانش آموز زن و مرد ایرانی با استفاده از مقیاس مؤلف ساخته ارزش های ازدواج (با ابعاد: محاط شدگی در برابر خودپیروی، و سلسله مراتبی در برابر برابرنگری) ارزشیابی شدند.
یافته های پژوهش نشان دادند که در مقیاس سلسله مراتب ارزش های ازدواج جوانان، ابعاد خودپیروی و برابر نگری در رتبه های بالاتر و ابعاد محاط شدگی و سلسله مراتبی در جایگاه پایین تری قرار دارند. انتظار میرفت که تهرانیها نسبت به جوانان سایر استان ها و دانشجویان در مقایسه با دانش آموزان، در ارزش های ازدواج خودپیروتر و برابرنگرتر باشند. هرچند تهرانیها و دانشجویان خودپیروتر بودند اما، با تاکید بیشتر بر توزیع نابرابر قدرت و نقش ها در زندگی زناشویی، بعد سلسله مراتبی ارزش های ازدواج را با اهمیت تر می شمردند.
در این مقاله وبلاگها بهعنوان شکلی از رسانههای جایگزین و شهروندی مطالعه میشوند. رسانههای جایگزین و شهروندی بهعنوان رسانههای غیر انتفاعی میتوانند مکانی برای رقابتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باشند و مشارکت مدنی و اعمال دموکراتیک را برخلاف رسانههای جریان اصلی دنبالنمایند. تحلیل دو وبلاگ ایرانی در این مقاله، نحوه شکلگیری و عملکرد آنها را در حوزه ادبیات رسانههای جایگزین و شهروندی نشان میدهد. این مطالعه نشان میدهد درحالیکه وبلاگها از یک طرف محدودیتها و دوگانگیهای مربوط به رسانههای جایگزین و جریان اصلی را ازبین بردهاند، رفتارهای یکسان با این رسانهها را نیز تولید میکنند. به گونهای که در درازمدت شکلگیری فضایی که اعمال مدنی و دموکراتیک در آن امکانپذیر باشد را تسهیل میکند.
علل وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون از زوایای متنوعی مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است. یکی از این رویکردها، تبیین انقلاب اسلامی از زاویه جامعه شناختی و تحلیل آن بر اساس چگونگی نقش و کارکرد طبقات اجتماعی است. بر همین اساس برخی از صاحب نظران معتقدند پیروزی انقلاب اسلامی، حاصل ائتلاف طبقات اجتماعی موجود درجامعه آن روز ایران علیه رژیم شاه بوده است. هدف اساسی این مقاله بازخوانی مجدد این گزاره و پی جویی دلایل وقوع ائتلاف مذکور می باشد. در این مقاله طبقات اجتماعی در عصر پهلوی دوم، به طبقات بالا، متوسط و پایین تقسیم شده اند و کوشش می شود تا به این سؤال پاسخ داده شود که چه رابطه ای بین سیاستهای شاه و مخالفت طبقات مختلف جامعه با رژیم وی وجود داشته است.
از نظر نگارندگان برخی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی شاه، به ویژه سیاستهای امنیتی سرکوب گرایانه او، پس از کودتای 28 مرداد1332، زمینه و بستر لازم برای نارضایتی طبقات اجتماعی مختلف جامعه را فراهم کرد، در نهایت این طبقات، با پذیرش رهبری امام خمینی و در ائتلاف با یکدیگر، تنها طریق تحقق خواسته ها و مطالبات اجتماعی و اقتصادی خویش را در براندازی رژیم شاه جستجو می کردند.
در این مقاله ابتدا در قالب یک بحث نظری به بررسی دیدگاههای اثبات گرایی و مابعد اثبات گرایی در مورد امکان تاثیر گذاری ارزشهای دینی در علوم به خصوص علوم انسانی پرداخته شده است و با توجه به پذیرش نظری تاثیر ارزشها در علوم انسانی در دیدگاههای مابعد اثبات گرایی، تلاش گردیده تا ضمن بررسی گفتمانهای مختلف در مورد نحوه تاثیرگذاری ارزشهای دینی در علوم انسانی در دوران بعد از انقلاب اسلامی، ویژگیهای گفتمان و راهبرد مسلط در این دوران تبیین گردد.
در چند دهة اخیر، جوش و خروشی روش شناسانه برای احیای مفهوم علّیت، به ویژه درک مکانیسمی از علّیت در علوم اجتماعی میبینیم تا جایی که بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی، با وجود تمام اختلافات عمده در موضوعات مهم نظری و روش شناسی، به طور مشترک، بر تبیین پدیده های اجتماعی از طریق ارجاع به مکانیسم های علّی تأکید فزاینده ای کرده اند. با وجود ادبیات نسبتاً گستردة موجود در خصوص درک مکانیسمی از علّیت، سؤالات متعددی در خصوص معنا و کاربرد مکانیسم های علّی در علوم اجتماعی مطرح هستند. در این مقاله تلاش شده است ضمن کالبدشکافی مفهومی از واژة «مکانیسم» نشان داده شود که چرا دانش پژوهان علوم اجتماعی، به ویژه جامعه شناسان که عهده دار مطالعة پدیده های پهن دامنه و کلان هستند، نیاز مبرمی به مطالعة مکانیسم های علّی دارند. به عبارت دیگر نشان داده شده است که مکانیسم ها چگونه میتوانند برخی مشکلات اساسی و دیرپا را در مطالعات جامعه شناسی، تا حدود زیادی حل کنند. همچنین رابطة درک مکانیسمی از علّیت با فردگرایی روش شناختی در علوم اجتماعی تجزیه و تحلیل شده است.
در دوران اخیر محیط های شهری به کانون ظهور اشکال گوناگون تناقضات فضایی و اجتماعی تبدیل شده اند و نیز در شهرها شاهد توسعه شرایطی پر از ابهام در بعد اجتماعی و یا نارسایی در عملکرد فیزیکی هستیم. به ویژه کلان شهرها در دنیای کنونی به دلیل تراکم مشکلات ناشی از سازمان و عملکرد بخش های منفک درونی آن به مکان شکل گیری انواع تعارضات تهدیدکننده حیات شهرنشینان تبدیل شده اند. از زمان ظهور شهرهای بزرگ، نگرانی از خطرهای درونی فزاینده آن ها توجه بسیاری از اندیشمندان اجتماعی و شهری را به خود جلب نموده است. در این میان کلان شهرهای کشور ما نیز به دلیل عقب ماندگی ساختاری و فقدان برنامه ریزی و نیز رویکرد ناصحیح در توسعه شهری دچار سرنوشتی شده اند که بسیاری از دیگر شهرهای بزرگ جهان بدان مبتلا هستند. تجربه جهانی توسعه شهری نشان می دهد که رشد فوق العاده جمعیت شهری و در کنار آن افزایش زیرساخت های فیزیکی و در نهایت فعالیت عقلانی آن گونه که اقتضاء می نماید نتوانسته است مانع شکل گیری تعارضات قابل پیش بینی در عرصه های مختلف فضایی و اجتماعی گردد. با استفاده از رویکرد جامعه شناختی شهری مطالعه پدیده توسعه و عمران شهری از یک سو و ظهور عوارض و ناهنجاری های کارکردی به ویژه در بعد اجتماعی و فرهنگی از سوی دیگر موضوعی است که این مقاله درصدد بررسی آن است. به عبارت دیگر، هدف از این بررسی ترسیم چشم انداز جامعه شناختی تناقضات شهری در چارچوب تعارض توسعه عمرانی شهری در ارتباط با توسعه اجتماعی و فرهنگی آن است. تلقی توسعه شهری در مقیاس منحصراً کالبدی مقوله است که سال هاست مورد تردید است و در عوض توسعه توامان کالبدی، فرهنگی و اجتماعی به عنوان ابزار کار برنامه ریزی مورد توجه می باشد. این مقاله تلاش دارد تا با طرح دیدگاه اجتماعی، چگونگی تحلیل و بررسی تناقضات کنونی حیات شهری در ابعاد جامعه شناختی آن را در کانون مطالعه قرار دهد.