هدف از بررسی موضوع مقاله حاضر که از نظریه رشد اخلاقی، نظریه مرتن، نظریه پارسونز، نظریه گافمن، نظریه تعارض درون نقشی دارندورف و نظریه معیارهای اخلاق علمی رزنیک بهره گرفته است، دست یابی به ترجیحات نظری و رفتاری مربوط به هنجارهای اخلاق علمی دانشجویان دکتری و میزان انطباق و عدم انطباق آنها است. در این پژوهش با روش پیمایش به وسیله پرسشنامه اعتباریافته با پایایی 81 و 80 درصد، 196 دانشجوی دکتری به صورت تمام شماری در سه گروه علوم پایه، فنی مهندسی و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، تحت آزمون قرار گرفته اند. نتایج حاصله حاکی از عدم انطباق کامل بین ترجیحات نظری و رفتاری در هنجارهای اخلاق علمی دانشجویان دکتری است. 16.33 درصد دانشجویان در ترجیحات نظری و رفتاری مربوط به هنجارهای اخلاق علمی دارای انطباق بیش از 60 درصد و 83.68 درصد آنان، دارای عدم انطباق بیش از 40 درصد هستند و میزان عدم انطباق در ترجیحات نظری و رفتاری مربوط به هنجارهای اخلاق علمی در میان سه گروه تحصیلی متفاوت است. نتایج تحقیق نشان می دهد ترجیحات مربوط به هنجارهای اخلاق علمی (انتظارات درون نقشی) در هر یک از سطوح نظری و رفتاری جداگانه دارای انطباق بوده ولی در مقایسه میان ترجیحات نظری و رفتاری مربوط به هنجارهای اخلاق علمی (انتظارات درون نقشی)، انطباق بالایی وجود ندارد.
امروزه و با ورود هر چه بیش تر زنان به محیط های کاری و بویژه محیط های دانشگاهی نیاز به انجام پژوهش هایی با هدف بررسی واکنش های شغلی این گروه بیش تر احساس می گردد، افزون بر این، به نظر می رسد که زنان از حساسیت بیش تری نسبت به مسایل حمایتی و اخلاقی در سازمان برخوردار باشند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر بافت اخلاقی سازمان بر واکنش های شغلی کارکنان خانم دانشگاه فردوسی مشهد، هم چنین بررسی نقش میانجی متغیر حمایت سازمانی ادراک شده می باشد. روش نمونه گیری، طبقه بندی دو مرحله ای می باشد و پرسش نامه در میان 210 تن از کارکنان خانم دانشگاه فردوسی مشهد توزیع شده است. برای تامین اعتبار محتوایی پرسش نامه از نظر کارشناسان و اساتید مدیریت استفاده شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و برای کل پرسش نامه 798/0 برآورد شد که نشان از پایایی مناسب پرسش نامه دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون میانگین، تحلیل عاملی تاییدی و معادله های ساختاری با استفاده از نرم افزار WARPPLS استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که وجود بافت اخلاقی از راه وجود حمایت سازمانی بر رضایت مندی کارکنان خانم دانشگاه فردوسی موثر است. هم چنین، اثر منفی مستقیم و غیرمستقیم بافت اخلاقی بر قصد ترک سازمان تایید شده است.
مسأله نوشتار حاضر کیفیت حکمروایی است. هدف این نوشتار یافتن پاسخی به این پرسش است که چه رابطه ای بین ماهیت منابع مالی دولت و کیفیت حکمروایی وجود دارد؟ به عبارت دیگر وابستگی دولت به منابع رانتی(منابع طبیعی و کمک های مالی خارجی) و مالیات چه تأثیری بر کیفیت حکمروایی دارد؟ در مقام یافتن راه حل تئوریک مسأله، تئوری های مربوط به رابطه منابع مالی دولت و حکمروایی نیک مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش نیز از 135 کشوری که سهم منابع طبیعی و مالیات آن ها در تولید ناخالص داخلی غیرصفر بوده و همچنین از 100 کشوری که سهم کمک های مالی خارجی در کل درآمدهای دولت غیرصفر بوده، تشکیل شده است. جهت یافتن راه حل تجربی مسأله و آزمون شروط علّی نیز، از روش تحلیل تطبیقی کمّی و تکنیک رگرسیون خطی استفاده شده است. پژوهش حاضر از میانگین حق اظهار نظر و پاسخگویی، حاکمیت قانون،کنترل فساد، ثبات سیاسی،کیفیت تنظیمی(بوروکراسی)،کارآیی دولت، اندازه دولت، مشارکت سیاسی و آزادی های اقتصادی با عنوان شاخص حکمروایی نیک استفاده و تأثیر منابع رانتی(منابع طبیعی و کمک های خارجی) و مالیات بر تمامی ابعاد را نیز به صورت جداگانه بررسی نموده است. یافته های تحقیق نشان می دهد ماهیت حکمروایی در بین کشورهای مورد بررسی تابعی از میزان درآمدهای ناشی از منابع رانتی(منابع طبیعی و کمک خارجی) و مالیات است، به نحوی که به تناسب افزایش درآمد منابع رانتی،کیفیت حکمروایی کاهش و برعکس با افزایش درآمدهای مالیاتی،کیفیت حکمروایی افزایش می یابد.
پژوهش حاضر به بررسی نقش جاذبه های هیجانی (طنز و ترس)، در پیام های تبلیغاتی تلویزیونی
رانندگی ایمن پرداخته است و تعامل آن با جنسیت مخاطب، و تأثیر آن را بر نگرش افراد نسبت به
رعایت قوانین راهنمایی رانندگی مورد مطالعه قرار داده است. در این زمینه 036 نفر
شرکت کننده در پژوهش مقیا س های نگرش و سطح درگیری را پر ،« پیش آزمون » ابتدا در بخش
کردند، سپس به تماشای یکی از فیلم های تبلیغاتی با محتوای ترس یا طنز پرداختند و در پایان،
مقیاس های نگرش را کامل » پیگیری « را کامل کردند. آنگاه 20 نفر در بخش » پس آزمون « مقیاس
کردند. نتایج نشان داد که جاذبه ترس بیش از جاذبه طنز بر نگرش کلی و نگرش ابزاری افراد
تأثیرگذارست، اما میان جاذبه و جنسیت رابطه تعاملی وجود ندارد. نتایج نشان دهنده اثرگذاری
محدود جاذبه های پیام بر نگرش ابرازگرانه ارزشی بودند. به علاوه، در صورت تقسیم افراد
بر اساس سطح درگیری با موضوو، جاذبه طنز برای افراد با درگیری پایین، متقاعدکننده است.
یکی از گروه های اجتماعی که برای امرار معاش و مشارکت اجتماعی و اقتصادی خود نیاز جدی به امنیت اجتماعی دارد، گروه زنان سرپرست خانوار است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی جامعه شناختی ابعاد چهارگانه امنیت اجتماعی شامل امنیت مالی، جانی، عاطفی و ارتباطی در بین زنان سرپرست خانوار شهر تهران بوده است. در این راستا، پژوهشی پیمایشی در جامعه هدفی متشکل از 400 زن سرپرست خانوار تحت پوشش موسسات حمایتی مردم نهاد در شهر تهران که به شیوه نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه به همراه مصاحبه بود. چارچوب نظری پژوهش با بهره گیری از نظریه های امنیت اجتماعی از جمله چند بعدی و اقتصاد محور و نظریه های اقتصادی از جمله زنانه شدن فقر و بیگانگی اجتماعی تبیین و داده های حاصل از پیمایش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که زنان سرپرست خانوار در فضای خصوصی خانه و خانواده از احساس امنیت مالی، جانی، عاطفی و ارتباطی بالاتری برخوردار هستند. اما درفضای عمومی میزان احساس ابعاد امنیت اجتماعی در بین آنان کاهش چشمگیری می یابد.
"ایدز پدیدهای با جنبههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی امنیتی است که در بسیاری از کشورهای جهان برای پیشگیری از گسترش آن، رسانههای جمعی نقش مؤثری ایفا کردهاند. اما در کشور ما به دلایل مختلف، رسانهها بویژه صداوسیما وظیفه اطلاعرسانی در این زمینه را چنان که باید بر عهده نگرفتهاند در حالی که شواهد علمی نشان داده است آموزش و اطلاعرسانی گسترده و مداوم بهترین راه مصون کردن جامعه از خطر ایدز است. این مقاله به بررسی شواهد علمی آموزش و اطلاعرسانی درباره ایدز، نقش رسانههای جمعی و پیشنهاد راهکارهایی برای فعالتر شدن رسانهها در این زمینه در جمهوری اسلامی ایران میپردازد.
" "ایدز، آموزش، ارتباطات، تحول رفتاری.
"