پرسش آغازین در این پژوهش عبارت است از «آیا سیاست گذاری های محلّی بر ارتقای سطح احساس تعلق به محله کوهسار مؤثر بوده است؟» برای انجام این پژوهش یک روش ترکیبی طراحی شد. در بخش کیفی از دو روش مطالعه ی میدانی و اقدام پژوهی و در بخش کمّی از روش پیمایش استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در مطالعه ی میدانی مصاحبه ی نیمه ساخت یافته بود و در اقدام پژوهی از تکنیک های مختلف PRA و در پیمایش نیز از پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. یافته ها نشان می دهد اقداماتی که در طولانی مدت در محله انجام شد، احساس تعلق به محله را کاهش داده است. سیاست گذاری ها عمدتاً متکی بر نوسازی بوده و موجب انشقاق بیشتر در ساکنان محل شده است. مهاجرت فزآینده به یا از محله بر کاهش سطح تعلق به محله افزوده است. ارزان بودن قیمت مسکن و عدم امنیت، محله کوهسار را به مکانی گذرگاهی تبدیل کرده است.
در بسیاری از تحقیقات و پیمایشهای انجام شده که به ارزشیابی برنامههای تلویزیونی اختصاص دارند، مفهوم تنوع به عنوان یکی از متغیرهای مهم در رضامندی مخاطبان مورد توجه قرار گرفته است اما تعریف عملیاتی و شیوههای سنجش آن اغلب نادیده گرفته شده است. در این مقاله سعی میشود تا ضمن ارائه تعریفی روشن و جامع از تنوع در سطح برنامهها، شبکهها و سیستمهای تلویزیونی چند شبکهای، روشهای سنجش آن نیز مورد بررسی قرار گیرد. از این رو نگارنده ضمن اشاره به روشهای قدیمیتر و مقایسه آنها با روش چند مقیاسی سنجش تنوع، بر اولویت این روش تأکید میورزد و در خاتمه مقاله با به کارگیری این روش در سنجش تنوع برنامهها و شبکههای تلویزیونی کشور فنلاند، کارآمدی آن را مورد آزمون قرار میدهد.
عشایر ایران به دلایل مختلفی دارای اهمیت هستند، اول از این نظر که سهم بزرگی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و اساس معیشت آنان مبتنی بر دامداری سنتی است، دوم کوچ گری و جا به جا شدن بین آنها میان ییلاق و قشلاق که به منظور تعلیف دام در مراتع طبیعی و بهره جویی از تنوع آب و هوایی صورت می گیرد و سوم وابستگی آنها به ساختار سیاسی اجتماعی مبتنی بر سلسله مراتب ایلی که از شاخص های مهم شناخت اجتماع عشایری است. پژوهش بر روی ایلات، عشایر و اقوام ایرانی آداب و رسوم، فرهنگ و ساخت اجتماعی جامعه ایلی را نمایان می سازد و با پرداختن به سازمان اجتماعی و شیوه اقتصادی می توان به برنامه ریزی برای یافتن راه کارهای اجتماعی اقتصادی عشایر کمک کرد. در دهه های اخیر در نتیجه تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور، جامع عشایر تغییرات اساسی کرده است، متلاشی شدن نظام قبیله ای، فراموشی سنت های فرهنگی، جایگزینی فرهنگ مردمان یکجا نشین، تغییر در نوع معیشت و سکونت یا مهاجرت شهری، مواردی است که فرهنگ عشایر کوچرو را تحت شعاع قرار داده است. هدف این بررسی توصیف وضعیت اجتماعی فرهنگی طایفه مستقل عرب کُتی یکی از بزرگ ترین طوایف عرب کوچرو در نزدیکی تهران است که به عنوان بخشی از تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده در آن به دلیل هم جواری با شهر ورامین و کلان شهر تهران بوده است.
سینمای ماورا از اقسام فاخر هنر هفتم است که به منظور تجسم نمایشی پدیده های غیبی، با رویکرد تربیتی در دهة هشتاد در تلویزیون ایران طلوع درخشده ای داشت. متأسفانه این ژانر نوظهور و متعالی با انتقادهای غیرفنی و گاهی سرکوبگرانه از عرصه هنر تلویزیون خارج شد و اکنون در رکود به سر می برد. این گونة فاخر به همان اندازه که اهمیت فرهنگی و تربیتی دارد، همواره دارای چالش های نظری و بیانی (فنی) خاصی بوده است. یکی از چالش های این ژانر نوظهور، داشتن نظام نشانه ای ساختمند است. نشانه های تصویری سریال های ماورایی باید قدرت معناسازی بسیار قوی ای داشته باشند و انطباق معنایی با آموزه های اسلامی از نقاط اساسی در قدرتمندی آنها است . تحقیق حاضر در تحلیلی نشانه شناختی، بازنمایی «فرشته» را در سریال «ملکوت» بر اساس مطالعه تطبیقی با مبانی اسلامی فرشته شناسی بررسی می کند. این مقاله ابتدا آموزه های فرشته شناختی مورد نیاز را به عنوان مبنای نظری با تأکید بر قرآن کریم و آرای مفسران شیعه از فرهنگ اسلامی جمع آوری کرده و سپس با روش تحلیل نشانه شناختی بر اساس دو الگوی تحلیل رمزگان تلویزیونی اسلین و تحلیل هم زمانی (جانشینی: تقابلی) سوسور – اشتراوس دال های معناساز سریال را بررسی می کند . مهم ترین دستاوردهای این تحقیق عبارت اند از: ارائه مبانی نشانه ای تمثل فرشته و جهان غیبیِ این موجود ماورایی در سینما بر اساس مبانی اسلامی فرشته شناختی؛ نقد بازنمایی فرشته در دو حوزه: یکی رمزگان تلویزیونی (از نظر چهره پردازی، شخصیت پردازی، عناصر بصری صحنه و...) و دیگری نقد نشانه شناختی «جانشینی: تقابل شناسی» (تقابل هستی تجردی فرشته با ماده و نیز هدایت او با اضلال نفس و شیطان و....) در سریال مذکور؛ حل تعارض تمثل زیبا و زشت فرشته؛ و دفاع از انطباق داشتن گریه فرشته به عنوان یک نماد پرمعنا و قوی در تولیدات رسانه ای با موازین دینی.
سبک زندگی کارگزاران زمینه اصلاح سبک زندگی عمومی در مسیر تمدن اسلامی است. اما زمانی می تواند فرصتی برای اثربخشی در جامعه ایجاد کند که مطابق با سبک زندگی مطلوب باشد. هدف نوشتار ارزیابی شکاف بین وضعیت موجود سبک زندگی کارگزاران جمهوری اسلامی ایران با وضعیت مطلوب، با استفاده از روش تحلیل اهمیت- عملکرد (IPA) است. پرسش این است که آسیب ها و نقص های سبک زندگی کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در پاسخ می توان گفت: کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران در بعد رفتار و اخلاق دچار آسیب و نقص بوده و در بعد اعتقادی مشکلات کمتری داشته اند. یافته های تحقیق با روش تحلیل IP نشان می دهد که شاخص های: نفی استبداد، قانون مداری، مشورت و همفکری، وفای به عهد، ساده زیستی و قناعت در بعد رفتار و شاخص های: اقامه حق و دفع باطل، اخلاص در عمل، خدامحوری در زندگی، تقوا و پرهیزکاری، عفت و حیا، انتقادپذیری و سعه صدر در بعد اخلاقی و شاخص: امانت دانستن مسئولیت در بعد اعتقادی، اگرچه اهمیت زیادی در راستای تحقق سبک زندگی مطلوب دارد اما وضعیت موجود در این شاخص ها مطلوب نیست. بنابراین حاکمیت و همه کارگزاران نظام باید در جهت تقویت این شاخص ها، تلاش نمایند.
آنچه در این مقاله مدنظر است بررسی وضعیت ارتباطات در جهان امروز و به طور اخص رسانه ها و همچنین ارتباط آن با دین است. اندیشمندان مختلفی در حوزه ارتباطات و اطلاعات همچنین رابطه آنها با مقوله دین را مورد بررسی قرار داده اند. در این تحقیق سعی شده است که مهم ترین نظریات بعضی از آنها مورد تأمل قرار گیرد. چگونگی ارتباط رسانه ها با عامل فرهنگ و همچنین نقش آنها در شکل دهی به شخصیت انسان ها و همچنین نحوه ارتباط انسان ها با یکدیگر از خلال رسانه ها از جمله عواملی بودند که این مقاله دغدغه بررسی آنها را داشت. از آن جایی که جهانی شدن یا به تعبیر بعضی از اندیشمندان، جهانی سازی، خصوصاً در حوزه اقتصاد، مهم ترین ویژگی و مشخصه ی جهان امروز را تشکیل می دهد، عامل رسانه ارتباط تنگاتنگی در گسترش این مقوله بازی می کند و از آنجا که دین به طور قابل توجهی چه به صورت ایجابی و چه به صورت سلبی از جهانی شدن که رسانه نقش کاتالیزور را در آن دارند مورد تأثیر و تأثر قرار می گیرد، این مقاله ارتباط بین دین و رسانه و همچنین جایگاه دین در حوزه های مختلف رسانه ای را مورد بررسی و تأمل قرار می دهد.
این مقاله، مقاله ای کاملاً تحقیقی است و به چگونگی بکارگیری طب جدید در مناطق روستایی با الگوگیری از تعاونی های سنتی روستایی خرده مالکی اشاره دارد. تحقیق اصلی این مقاله در دو ناحیه روستایی ایران انجام گرفته که عبارتند از:
1- مناطق روستایی فریدن، واقع در استان اصفهان که از پنج گروه جمعیتی لر، ترک، فارس، ارمنی و گرجی تشکیل شده است.
2- مناطق روستایی سلسله، واقع در استان لرستان که ساکنان آن را لک ها تشکیل می دهند.
توماس کوهن در کتاب ساختار انقلاب های علمی پیشرفت علم به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت نظریه های علمی را مورد نقادی جدی قرار می دهد و الگوی پیشرفت تکاملی داروین را برای بیان سیر تکامل علم پیشنهاد می کند. اما الگوی داروینی مورد پیشنهاد او در زمان انتشار کتابش مورد توجه جدی قرار نگرفت. این مقاله سعی دارد چگونگی به کارگیری استعاره های انتخاب طبیعی، درخت حیات و پیشرفت تکاملی داروین را در نظریه پارادایمی بررسی کند و به ارزیابی این پرسش ها بپردازد: آیا این استعاره ها به طور کامل قابل به کارگیری در تحول نظریه های علمی هستند؟ و آیا به کارگیری این استعاره ها می توانند هدف اصلی کوهن یعنی کنار گذاشتن پیشرفت علم-به معنای رشد انباشتی و تقرب به واقعیت- را برآورند؟