بحث در زمینه"" حق بر محیط زیست در فقه ""، از جمله مباحث بنیادی و پایه ای در استنباط است که شناخت لازم نسبت به آن مبنای بسیاری از احکام و فتوا و قوانین مستنبط از ادله در خصوص نحوه بهره برداری از محیط زیست قرار می گیرد، این بحث نو پیدایی است که تاکنون در فقه امامیه بطور جدی بحث نشده، آنچه در این مقاله بررسی می شود؛ گام جدید جهت قراردادن محیط زیست در قالب یک حق از حقوق نسل سوم که یک منفعت جمعی و حق جمعی و عمومی است؛ این واژه را از نسل سوم حقوق بشر در حقوق بین الملل به امانت گرفته ایم و به دنبال آن در فقه امامیه هستیم که چگونه به حق بر محیط زیست باید رسید. قاعدتاً برای اثبات این حق باید به ادله و منابع و مبانی و اهداف و ضمانت اجرایی این حق در فقه امامیه بپردازیم چرا که این حق، یک حق حقوقی است نه یک حق اخلاقی، یافته مقاله این است که؛ آموزه های فقه امامیه در حق بر محیط زیست توان حق انگاری محیط زیست را دارد وقتی سخن از حق است؛ دیگر مثل حق نسل اول و دوم نیست که یک طرف محق و طرف دیگر مکلف، یک طرف بدهکار و طرف دیگر طلبکار باشد، بلکه حق بر محیط زیست در فقه امامیه یعنی؛ تحقق یک مسئولیت جمعی وحقوقی است نه مسئولیت اخلاقی؛ سخن از حلال و حرام بودن، مجازات کردن ومجازات داشتن متعدیان و متجاوزان به محیط زیست است. بنابراین با توجه به محق و مکلف بودن انسان، امانت الهی (تعهد، تکلیف و ولایت الهی) و حق جمعی بودن محیط زیست، منفعت جمعی و اینکه سود و زیان این حق متوجه جامعه بشری است؛ حقی است عمومی که در قالب امر به معرف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه همگانی بالاترین ضمانت اجرایی شکل گیری مسئولیت مشترک است؛ علاوه بر ضمانت اجرایی بیرونی، ضمانت اجرایی درونی منبعث از حق حقوقی است و شخص خاطی و ظالم، ضامن و پاسخگو و مستوجب مجازات گردد.
"این مقاله به بررسی جایگاه نوین رسانهها در برنامهها و فعالیتهای آموزشی مدارس میپردازد و چگونگی بهرهگیری از رسانهها را برای ارتقای سطح آموزشی مدارس تشریح میکند. در سالهای اخیر رسانهها به عنوان ابزارهای نوین آموزشی مورد توجه دستاندرکاران آموزش قرار گرفتهاند و از آنها به عنوان مکمل فرایند یادگیری انفرادی و گروهی یاد شده است. استفاده بهینه از این ابزارها مستلزم تجهیز مدارس به مراکز رسانهای و در صورت امکانپذیر نبودن دسترسی مدارس منفرد به این مراکز، استفاده از مراکز رسانهای منطقهای است. خدماتی که در این مدارس عرضه میشود فراتر از ارائه وسایل کمک آموزشی سنتی و یا کتابخانههای معمولی است که اکثر مدارس به آنها مجهز هستند.
"
بیست وهشتمین جشنوارة بین المللی فیلم فجر، در بهمن سال 1388 برگزار شد. پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات، در مصاحبه هایی تخصصی با 32 تن از کارشناسان و فعالان سینمایی1 دیدگاه های آن ها را بررسی کرده است. فعالان سینما مزیت هایی برای جشنواره قائل اند: 1. فضای رقابتی انگیزه بخشی به فیلم سازان برای تولید آثار پخته تر؛ 2. شناخت ضعف فیلم ها و اصلاح نسبی پیش از نمایش عمومی؛ 3. شناخت موضوعات مورد اقبال مخاطبان و منتقدان؛ 4. فرصتی سالیانه برای تعامل و تبادل دیدگاه ها درخصوص تحولات سینمای ایران. اغلب اهالی سینما معتقدند در مقطع کنونی تأمین هزینه های برگزاری و سازمان دهی جشنواره به وسیله دولت می تواند برای سینمای ایران مفید باشد. اغلب فعالان اذعان دارند که برگزیده و تحسین شدن یک فیلم یا عوامل آن در جشنوارة فیلم فجر باعث اعتباربخشی به آن می شود. فعالان سینمایی، ضمن تأیید اکران هم زمان فیلم های جشنواره در شهرهای بزرگ، معتقدند سلیقه و ذائقة سینمایی جوانان شهرستان ها ارتقا می یابد و باعث رشد و گسترش متوازن و متعادل سینما در کشور می شود؛ اگرچه بسیاری از آنان مخالف برگزاری بخش اصلی جشنواره در سایر شهرها بودند. اغلب تأثیر جشنوارة فیلم فجر را در اعتبار و جایگاه سینمای ایران در عرصة بین المللی مثبت، اما اندک ارزیابی می کنند. از نگاه آن ها روند برگزاری جشنـواره، اگرچه به دلیل تغییر مدیریت ها در سال های مختلف، افت وخیزهای بسیار داشته است، اما در مجموع، روبه رشد بوده است.
از جمله مسائل مستحدثه و غیرمنتظره در جامعه ایران معاصر در دهه کنونی، پدیده موسوم به «ازدواج سفید» است. ازدواج سفید به عنوان مؤلفه ای انضمامی از سبک زندگی مدرن، با مختصات ویژه تقریباً هیچ تناسب معنا داری با نیازها، انتظارات، اقتضائات، زیرساخت های فرهنگی، الگوها و قواعد هنجاری و تجربه های زیسته جامعه ایران به عنوان یک جامعه مذهبی دارای اکثریت مسلمان، برخوردار از حاکمیت دینی و ملتزم به شریعت اسلامی ندارد. به دلیل همین ناهمخوانی است که این پدیده به رغم نوظهور بودن و کمیت وقوعی بسیار محدود آن (عمدتاً در برخی کلان شهرها و در میان شمار اندکی از شهروندان) حساسیت های بسیار زیادی را در سطح عموم برانگیخته و اندیشمندان علوم اجتماعی را در جهت یافتن علل و دلایل مؤثر در تکون و بسط تدریجی و آرام آن و نیز آثار و پیامدهای مختلف آن به فرضیه سازی و نظریه پردازی برانگیخته است. نوشتار حاضر سعی دارد با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و با ارجاع به منابع کتابخانه ای، مصاحبه اکتشافی با برخی از کارشناسان و نیز مشاهدات عینی، این پدیده را تا حد امکان، از ابعاد مختلف موردبررسی و تحلیل قرار دهد.
آنچه توجه به رسانه های جمعی را به طور کلی در ایران و جهان معنی دار تر می کند طرح مقوله ای تحت عنوان اوقات فراغت در جوامع جدید و توسعه روابط غیر رسمی بین افراد است که در نتیجه حضور دولتهاو سازمانهای اجتماعی ضروری شده است.
از آنجا که ارزش ها نیرومندترین عنصر تعیین کننده در نظام اجتماعی و فرهنگی جوامع به شمار می روند و شیوه جهت گیری، کنش و تعامل افراد را تعیین و هدایت می کنند. لذا این مقاله در صدد است ضمن شناخت وضعیت جهت گیری ارزشی افراد، رابطه بین تغییرات اقتصادی و اجتماعی و نوع جهت گیری ارزشی را مورد بررسی قرار دهد. داده-های این تحقیق با انجام 31 مصاحبه کیفی از میان افراد هیجده سال و بالاتر ساکن در شهر بندرعباس، گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 6/51 درصد از مصاحبه شوندگان دارای جهت گیری ارزشی مادی، 9/41 درصد دارای گرایشات ارزشی التقاطی و 5/6 درصد نیز دارای گرایشات ارزشی فرا مادی گرایانه بودند. بعبارت دیگر، افراد ارزش های مادی را نسبت به ارزش های فرامادی، در اولویت بالاتری قرار می دهند. همچنین افراد جوانتر نسبت به افراد مسن تر، و افراد دارای تحصیلات بالاتر نسبت به افراد دارای تحصیلات پایین تر، بیشتر به سمت ارزش های فرامادی گرایش دارند. در خصوص وضعیت اقتصادی شهر بندرعباس، همه مصاحبه شوندگان به جز یک نفر که توسعه اقتصادی در شهر بندرعباس را بر مبنای شرایط سیاسی می دانست، اعتقاد داشتند که از نظر اقتصادی و توسعه فضایی وضعیت شهر در طی چهار دهه گذشته بهتر شده است. اما در خصوص وضعیت اجتماعی و فرهنگی نظرات متفاوتی وجود داشت که آنها را به دو دسته تقسیم بندی نمودیم. همچنین نتایج حاصل از تحلیل داده های کیفی نشان می دهد که میزان اعتماد اجتماعی، تعاملات اجتماعی و عام گرایی مصاحبه شوندگان در سطح نسبتاً پایینی قرار دارد.
با توجه به افزایش روزافزون مشکلات شهری به ویژه در کشورهای درحال توسعه (افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی، بی عدالتی، فقر، بی کاری، سوءتغذیه، سطح نازل زندگی و...) که بر تمام جنبه ها تأثیر مستقیم دارد، مشکلات بسیاری نیز به ویژه برای اقشار و دهک های پایین تر جامعه به وجود آمده و زندگی را برای آنان دشوار کرده است. ازاین رو پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی مقایسه ای و براساس روش کتابخانه ای و پیمایشی، که شامل توزیع760 پرسش نامه درمیان سرپرست های خانوار (براساس مدل کوکران) درمیان افراد محدودی (شهروندان مناطق 2 و 4 به عنوان مناطق مهاجر و بومی نشین شهر) بوده است، به مطالعة شاخص های مختلف عینی و ذهنی کیفیت زندگی در این دو قشر بزرگ در سطح شهر قم پرداخته است. برای تحلیل داده های به دست آمده از مطالعات میدانی، از نرم افزار اس پی اس اس و برای بررسی اثبات وجود رابطه و همبستگی بین متغیرها از آزمون تی استفاده شده است. درمجموع نتایج نشان می دهد که به جهت تفاوت ساختارهای مختلف اجتماعی فرهنگی، به ویژه اقتصادی ساکنان دو منطقه، سطح رفاه و کیفیت زندگی ساکنان این دو منطقه و به عبارتی روشن تر شهروندان مهاجر و بومی شهر قم، تفاوت های نسبتاً آشکاری دارد که حکایت از سطح نازل و رضایتمندی اندک از شاخص های کیفیت زندگی در منطقة 2 و رضایتمندی نسبی از کیفیت زندگی درمیان شهروندان بومی شهر (منطقة 4) دارد.
موضوعات اخلاقی متعددی باید در ارتباط با پژوهش جدی گرفته شوند. پژوهشگران باید از مسؤولیت خود جهت حفظ منافع و دسترسی افراد درگیر با پژوهش آگاه باشند. این پژوهش با هدف اندازه گیری اخلاق پژوهش در بین دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکتری به عنوان پژوهشگران انجام شده است. دانشگاه تهران به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده است. تعداد 323 پرسشنامه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تکمیل شده است. از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی جهت وزن دهی شاخص ها استفاده شده است و با استفاده از آزمون t فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، شاخص رفتار ناشایست دارای بیشترین اهمیت در بین شاخص های اخلاق پژوهش است. همچنین، از نتایج آزمون فرضیه ها مشخص شده است معیارهای اخلاق پژوهش؛ مانند: پاسخگویی، صداقت، رفتار ناشایست، حریم خصوصی و گمنامی در جامعه آماری با اطمینان 95 درصد قابل قبول هستند؛ اما تنها شاخص حقیقت جویی در بین دانشجویان دانشگاه تهران در هاله ای از ابهام است.