این مقاله به مطالعة روش های متنی شدة بازنمایی ایدئولوژی در کتاب های آموزشی زبان انگلیسی اینترچنج پرداخته و برای یافتن پاسخی برای این پرسش ها که کتاب های زبان انگلیسی اینترچنج، به مثابه صور نمادین، به معنایی که تامپسون به کار می برد، چگونه معنای ایدئولوژیک خود را به نوآموزان زبان انگلیسی انتقال می دهند؟ و اینکه چگونه در این کتاب ها ایدئولوژی و سبک زندگی آمریکایی به شکلی طبیعی و همگانی نشان داده می شود؟ ابتدا هر چهار کتاب زرد، قرمز، آبی و سبز اینترچنج مطالعه شد تا مؤلفه هایی که به وسیلة آنها سبک زندگی بازنمایی شده استخراج شود. سپس الگوی بازنمایی سبک زندگی آمریکایی در این کتاب ها کشف و مشخص شد که این الگوها راهبردهای اصلی این کتاب، جهت انتقال دیدگاه ها و عقاید آمریکایی هستند. برای پیگیری ادعاهای مقاله، روش شناسی مقاله طوری طراحی شد که ابتدا چهار بحث گروهی متمرکز انجام شود تا نحوة برخورد مخاطبان با این کتاب ها مطالعه و واکاوی شود. با تحلیل اظهارنظر زبان آموزان، یافته هایی به دست آمد مبنی بر اینکه اگرچه سبک زندگی و فرهنگ بازنمایی شده در این کتاب ها بیشتر آمریکایی است، اما این خود مخاطبان هستند که به هنگام برخورد با آنچه در این کتاب ها مطرح می شود و اینکه باید از چه سبک آداب و رسوم و عادت های اجتماعی پیروی شود، دست به انتخاب می زنند. یافته های این نوشتار همچنین نشان می دهد که در بسیاری از موارد، زبان آموزان حتی در انتخاب خود به گونه ای دست به یک بریکولاژ فرهنگی می زنند.
پژوهش ها درباره پیدایش مدارس جدید در ایران را می توان در سه دسته کلی تحلیل های نوسازی، تحلیل های دولت گرا و تحلیل های ضداستعماری تقسیم بندی کرد. به طور کلی سه نقد بر این تحلیل ها وارد است: پروژه ای دیدن ظهور مدارس جدید در ایران، تقلیل گرایی و ساده سازی. این تحلیل ها با نادیده گرفتن جزییات تاریخی و پیچیدگی هایی که در گذشته تاریخی ایرانیان رخ داده است روایتی ساده از ظهور مدارس در ایران ارایه می کنند. در مقابل باید به دنبال آشکارسازی پیچیدگی ها و ضرورت های تاریخی بود که از دل آن ها تولد مدرسه جدید ممکن شده است. به نظر ما به رغم اهمیت نقش نیروهای سه گانه پیش گفته در تکوین و گسترش مدرسه در ایران، این رخداد تاریخی را باید در متن گسترده تر تحول گفتمانی حول مفهوم تربیت جدید توضیح داد. ظهور مدرسه بیش از آن که حاصل نیروی یرونی و سوژه ای بنیان گذار باشد، حاصل ضرورت هایی بود که به طور تاریخی سربرآورده بودند، وقایعی که رخ داده بودند و نیروهای جدیدی که شکل گرفته بودند تا تربیت مدرسه ای را در ایران ممکن سازند. تربیت دولت، تربیت قشون و فنون و تربیت ملت سه برهه مهم پیدایش این گفتمان هستند که در این مقاله کوشیدیم با جزییات بیشتری ابعاد آن را با تکیه بر تحلیل هم آیندی روشن کنیم.
" این مقاله به دنبال بررسی چگونگی پیدایش و شکلگیری هویتهای جدید منطقهای در استان خوزستان تحت تاثیر فعالیتهای شرکت نفت با استناد به آثار داستاننویسان خوزستانی است. نویسنده ابتدا محدوده جغرافیایی پژوهش را که شامل مناطق نفتخیز خوزستان بوده، روشن کرده و به تعریف داستان و ادبیات داستانی پرداخته است؛ سپس بازتاب تحولات اقتصادی و اجتماعی فعالیتهای شرکت نفت را در آثار داستاننویسان خوزستانی نشان داده است.
کوشش شده است که نقش هر یک از این تحولات در شکلگیری هویتهای جدید نشان داده شود. در پایان نیز با بررسی مسایل فرهنگی بهطور مشخص به مقوله هویتهای جدید پرداخته است. "