فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۰۱ تا ۷٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
شبکه اجتماعی همسرگزینی و تأثیر آن بر رضایت از زندگی زناشویی در بین مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد نظری و روشی نو، به موضوع شبکه اجتماعی همسرگزینی و تأثیر آن بر رضایت از زندگی زناشویی در بین مردان متأهل شهر مشهد پرداخته است. تحقیق حاضر در سطح شبکه های خود- محور انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق، مردان متأهل شهر مشهد و حجم نمونه این تحقیق 180 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای- طبقه ای، از سه منطقه بالا، متوسط و پایین شهر مشهد انتخاب شده اند. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری دادهها، مصاحبه بوده است. داده های این تحقیق مشتمل بر داده های رابطه ای و غیر رابطه ای است؛ به این صورت که داده های مربوط به متغیرهای مستقل و میانجی این تحقیق از نوع رابطه ای و داده های مربوط به متغیرهای وابسته و کنترل این تحقیق از نوع داده های غیر رابطه ای یا انتسابی بوده است. یافته ها نشان می دهد که اندازه شبکه همسرگزینی و تنوع شبکه همسر گزینی از حیث پایگاه اجتماعی – اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری بر میزان حمایت اجتماعی شبکه از فرد دارد و حمایت اجتماعی شبکه، بر رضایت فرد از زندگی زناشویی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. مردان متأهل به طور متوسط شامل 2 نفر می شوند و از نظر ترکیب شبکه بیش از 80 درصد اعضای شبکه همسرگزینی، با فرد نسبت خویشاوندی داشته اند. یافته ها نشان داد که اندازه شبکه همسرگزینی و تنوع شبکه همسرگزینی از حیث پایگاه اجتماعی- اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری بر میزان حمایت اجتماعی شبکه از فرد دارد و حمایت اجتماعی شبکه، بر رضایت فرد از زندگی زناشویی تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
بازنمایی ""دیگری فرودست"" در رمان های دوره پهلوی اول دکتر ابوتراب طالبی* مریم ناظری**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی آن است که درکی از چگونگی بازنمایی روابط قدرت درون یکی از پر مخاطب ترین ژانرهای ادبی (رمان) به دست آورد. روابطی که نه به صورت آشکار بلکه به طور پنهانی درون سطرهای رمان گنجانده شده و گویای ذهنیت نهانی نویسندگان این رمان ها در مورد اقشاری بود که در مقاله پیش رو با عنوان ""دیگری"" تعریف شده اند.
در مبانی نظری، ابتدا به موضوع بازنمایی وفر ایند تولید معنا پرداخته شده است، سپس با تحلیل پیوند آن با نظریه گفتمان،معانی شکل گرفته در یک دوره تاریخی (پهلوی اول)به مثابه نظامی ارزیابی شده که معنا درون آن ساخته و پرداخته شده است. در مقاله نشان داده شده است که در این فرایند ""دیگری"" شکل می گیرد. این مقاله، با تدقیق در چگونگی کاربست این مفهوم (دیگری) در نظریه های پسا استعماری و فرودست، به سوژه هایی اشاره کرده است که از طریق تمایز قائل شدن با ""دیگری"" و در مقام مقایسه با آنها، ""خود"" را هویت می بخشند. این دیگری های به حاشیه رانده شده، با رجوع به دوره تاریخی پهلوی اول و گفتمان مسلط ناسیونالیستی این دوران تعریف شده اند.
نتایج بدست آمده از مطالعه رمان ها که با استفاده از روش نقد ادبی در کنار تکنیک های تحلیل روایت (مانند نکات گرامری و عنصر زمان روایت) به دست آمده است، به خوبی بیانگر نحوه اعمال قدرت از طریق بازنمایی است. اقشاری از جامعه ایران که با دلالت های نظری، به عنوان ""دیگری"" این نویسندگان معرفی شده اند، با موارد مطروحه در نظریات گفتمان شرق شناسی و مطالعات پسااستعماری تطابق دارند.در متون موردمطالعه ویژگی هایی مانند خروج از مرکز دیالوگ و پرت کردن آنها به محدوده غیر، تغییر جایگاه آنها از شخص به شی و صدور گزاره هایی کلی درباره فرودستان و تعمیم دادن این گزاره ها به تمام اقشار فرودست، به آنها نسبت داده شده است.
معمای نظریه و عمل(رابطه ی نظریه و عمل در اندیشه ی سیاسی مدرن) بررسی مردم شناختی باورهای عامیانه
حوزههای تخصصی:
«انسان دانشگاهی» ایرانی و مشکل زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور ما یکی از بزرگترین نسبت های دانشجویان و دانش آموختگان را در سطح عالی، به نسبت کل جمعیت در جهان دارد. با وجود این، اکثریت قریب به اتفاق کنشگران آموزش عالی معتقد به آن نیستند که «جماعت دانشگاهی» در مفهوم متعارف این واژه در ایران به وجود آمده باشد. در این مقاله ضمن تبیین این موضوع و رابطه و مباحث آن در همین حوزه از علوم، به نسبت آن با مفهوم بوردیویی «انسان دانشگاهی» و به طور خاص به اهمیت زبان و تاثیر آن در این فرایند، اشاره خواهیم کرد. پرسش اصلی مقاله بنابراین، در کنار تشریح وضعیت موجود، آن است که آیا ما با کمبود یا نبود یک «زبان دانشگاهی» نیز سروکار داریم؟ اگر آری چرا؟ و رابطه این زبان با آنچه شاید بتوان زبان متعارف اجتماعی نامید در شرایطی که انحصار علم به شدت در حال بیرون رفتن از دست دانشگاهیان است و در کشوری که از خصوصیات بارز آن چند زبانه بودن و چند فرهنگی بودن هویت هایش است، چه می تواند باشد و چگونه باید این روابط را تحلیل کرد؟ مقاله در تحلیل های اصلی خود، لزوم بازنگری ای اساسی در شیوه های تدریس، پژوهش و کنش دانشگاهی را در ساختارها و در فرایندها نشان می دهد و زبان را به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها در این راه معرفی می کند که باید «ساخته شود.
مطالعه عوامل موثر بر فاصله موالید در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در سال های اخیر مطالعه فاصله موالید و عوامل موثر بر آن به عنوان یکی از روش های بررسی رفتار باروری در هر جامعه مورد توجه قرار گرفته است. به منظور انجام تحلیل های آماری این قبیل داده ها اغلب از روش های مربوط به آنالیز داده های بقا از جمله مدل رگرسیونی کاکس برای هر فاصله تولد مجزا و بدون در نظر گرفتن وابستگی بین فواصل مختلف استفاده می شود. در این مقاله فاصله تولدهای مربوط به زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی اهواز را، با استفاده از مدل های رگرسیونی کاکس تعمیم داده شده و با در نظر گرفتن وابستگی بین فاصله های تولد، مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. از میان نتایج مختلف می توان به نقش تحصیلات زن در فاصله تولدهای دوم به بعد و تاثیر وسایل جلوگیری از باروری در افزایش فاصله تولدها اشاره نمود. سن زن در هنگام ازدواج نیز از جمله متغیرهایی است که با افزایش آن، فاصله تولد ها نیز افزایش می یابد. نوع شغل مرد، مدت زمان شیر دادن و جنس فرزند و یا فرزندان قبلی نیز با فاصله تولدها رابطه معناداری دارند.
"
بررسی مؤلفههای آرامشبخشی در برنامههای صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله آرامشبخشی به عنوان یکی از کارکردهای فرعی اما بسیار مهم رسانه از چندی پیش به عنوان یک سیاست کلی در دستور کار بخشهای گوناگون سازمان صدا و سیما قرار گرفت و از همان زمان نیز انجام پژوهشی جامع در باب مفهوم، شاخصها، ساز و کارها و روشهای آرامشبخشی در برنامههای این رسانه ملی ضروری تلقی گردید.
مقالة پیش رو، گزارش پژوهشی است که به منظور شناخت مؤلفههای آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما انجام گرفته است. در مرحله اول این پژوهش مؤلفههای آرامشبخشی با مطالعه مبانی نظری و ادبیات تحقیق و با تأکید بر سه رویکرد دینی، ارتباطی و روانشناسی اجتماعی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
در مرحله دوم، به منظور بررسی نقش صدا و سیما در ایجاد آرامش در بینندگان، 842 نفر از زنان و مردان 18 سال به بالای شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. پرسشنامه محقق ساختة «نقش صدا و سیما در آرامشبخشی مخاطبان» در شهریور ماه 1379 به صورت انفرادی توسط پرسشگران آموزش دیده روی پاسخگویان اجرا شد که پس از جمعآوری دادهها و تجزیه و تحلیل آنها با نرمافزار رایانهای SPSS به نتایج بسیار جالبی دست یافت.
در مرحله سوم و پایانی پژوهش نیز با توجه به دستاوردهای مطالعات و تحقیقات مراحل اول و دوم، راهکارها و پیشنهادهایی برای افزایش آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما ارائه گردید.
آموزش شهروندی
تبلیغات هیتلری
تحلیل جایگاه مشارکت زنان در فرایند توسعه سیاسی - اجتماعی انقلاب اسلامی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۱
دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوسازی با دگرگونی های ژرفی در عرصه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی انسان ها همراه بوده و خانواده را به عنوان ساحتی مهم حوزه زندگی بشر، دچار دگرگونی نموده است. یکی از پیامدهای این تغییرات، تحولاتی جمعیتی بود که جوامع بشری را با چالشی جدی مواجه ساخت. نوسازی در نیم قرن اخیر، از طریق عوامل گوناگون بر کاهش باروری جوامع انسانی تأثیر گذاشته است. یکی از این عوامل، اشاعه اندیشه های فمینیستی است. این نوشتار، با روش اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی دلالت های جمعیت شناختی نظریه فمینیستی می پردازد. یافته ها حاکی از این است که نظریه فمینیستی، با اشاعه اندیشه هایی چون فردگرایی، نگرش منفی به ازدواج، تولید مثل و نقش مادری و تجویز سقط جنین و آزادی های کامل جنسی، و تحقیر کارخانگی و تشویق زنان به کسب تحصیلات عالیه و اشتغال خارج از خانه و نیز تشویق زنان به بازتعریف هویت زنانه، بر تحولات جمعیتی و کاهش باروری تأثیر گذاشته است. به نظر می رسد، دلالت های فمینیستی، موجب مسائل نوینی برای جوامع شده و به دلیل ناسازگاری با آموزه های دینی و الگوی اسلامی – ایرانی خانواده، نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرند.
رویکردی نو در تحلیل مسائل خاورمیانه
حوزههای تخصصی:
روندهای شکل گیریِ دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث «روندهای شکل گیریِ دینداری»، موضوع نسبتاً بدیع و کمتر کار شده ایست که جای آن در کنار بحث های «ریشة دین خواهی» و «منشأ دین» خالی است. مقاله پس از تشریح محتوا، کاربرد و ضرورت های این موضوع، به بازشناسی و تفکیک الگوهای دیندارشدن می پردازد. تفکیک و جداسازی میان الگوهای دیندارشدن، با استفاده از سه معیار «عرضه یا تقاضایِ» دین، «قصدی یا غیرقصدی» بودنِ دینداری و «تقدم نظری یا عملی» داشتنِ این روند انجام شده است.
«کشش های فطری» و «آمادگی های روانی» از الگوهایی هستند که ذیل تقاضا برای دین مطرح می شوند. «اکتساب» اما، شاخص ترین الگوی عرضه محور است. آنچه اما واقعی تر است و از رواج بیشتری هم برخوردار است، الگوی «توأمانیِ» فطرت- اکتساب است. دیندارشدنِ ناشی از «محرومیت»، یا مواجهه با یک «اتفاق باشکوه» یا متأثر از «شخصیت های دینی»، به مسیرهای غیرقصدیْ تعلق دارند. مسیرهای «منطقی- عُقلایی» و «انتخابگری» را هم باید در زمرة الگوهای قصدی محسوب کرد که تنها دربارة انسان های به لحاظ عقلی، رشید و بالغ امکان پذیر است. دستِ آخر به «دیندارشدنِ عملی» می رسیم که رایج ترین الگو در میان دینداران، خصوصاً کودکان و نوجوان است. «الگوی شامل» اما واقع نگرانه ترین مسیر دیندارشدن را عرضه می نماید.