هدف اصلی این مقاله، مطالعه تطبیقی تاثیرات سیاست های حمایت از خانواده بر افزایش سطح باروری در جوامع با باروری زیر سطح جانشینی است. روش تحقیق مطالعه تطبیقی، اسنادی و مدل سازی آماری است. منبع داده ها بانکهای بین المللی داده از جمله داده های سازمان ملل، بانک جهانی و کشورهای OECD می باشد. نتایج سه دسته اثرات اقدامات سیاستی شامل: سیاست های نسبتاً موثر در افزایش باروری، سیاست های مؤثر در حفظ ثبات باروری و سیاست های غیر مؤثر در حفظ ثبات یا افزایش باروری را نشان می دهد. سیاست های جمعیتی برخی از کشورهای اروپای غربی (1G) و شمالی (2G) که بر ارتقاء یا حفظ ثبات سطح باروری کل مؤثر بوده اند، سیاست هایی صریح، شفاف و در ضمن کارآمد حمایت از خانواده ارزیابی شده اند و سهم خدمات خانواده از بودجه عمومی دولت قابل توجه بوده است. همچنین خدمات حمایتی و مراقبتی کودکان و برنامه های تعادل کار-زندگی خانوادگی در این کشورها بطور موثرتری اجرا شده است. در مقابل، کشورهای آسیای شرقی (3G) که سیاست های حمایتی آنها در افزایش باروری اثربخشی کمتری داشته است، برنامه های حمایتی و خدمات مراقبت از مادر - کودک ضعیف تری داشته اند، همچنین اشتغال زنان و مادران دارای فرزند در بخشهای رسمی و غیررسمی اقتصاد با موانع جدی روبرو بوده است، بعلاوه سیاست های تعادل کار- زندگی در بین آنها بطور مؤثر اجراء نشده است. برازش مدل رگرسیونی اقدامات دولتی تعیین کننده سطح باروری در کشورهای با باروری زیر سطح جانشینی، نشان می دهد که که درصد سهم خانواده از GDP و نیز میزان مزایای مراقبت از کودک به درصد از کل GDP در یک خانواده دو فرزندی، به ترتیب با ضریب بتای 98/0 و 293/0 بیشترین تاثیر را بر افزایش سطح باروری کل داشته اند. بطور کلی، سهم خدمات حمایت از خانواده از بودجه عمومی دولت، سیاست های تعادل کار- زندگی خانوادگی و حمایت های مادر - کودک بویژه برنامه های مراقبت رسمی از کودکان اقدامات سیاستی موفق در زمینه حمایت از خانواده در جهت افزایش باروری بوده اند.
هنر امروز ایران به مثابه هنری که در بستر هنر معاصر و معاصریت شکل گرفته است، جزئی مهم از این جهانِ جدید است و مفاهیم و ساختارهایش تحت التزامات این پارادایم بزرگ تر قرار دارد. این جهان جدید همانند جهان دین، برساخته ی دستگاه های قدرت و عوامل آن است. در پژوهش حاضر، دین و هنر همچون دو متن همسان فرض شده اند. هدف ما، تطبیق ساختار جهان دینی و نظام روحانی آن در ساخت الگوی مسلط با جهان هنر معاصر است. بدین منظور باید ساحت های دین و هنر و نظام روحانی درونی آنها، آشکار شده و با بیان نسبت هر یک با ساختار قدرت، براساس جامعه شناسی دین ماکس وبر به یک رده گان شناسی از عاملان بسط نهاد هنر دست یافت. هدف ما پاسخ به این پرسش است: ساختارهای نهادی هنر معاصر مانند گالری ها چگونه به سیاست های فرهنگی هنر معاصر ایران شکل می دهند؟ از خلال توجه به نقش نهادها و نیروهای آن در خلق جهان دینی به نظر می آید که می توان این مسیر را درست تر پیمود. با تطبیق دو جهان دین و هنر می توان دید که اینجا کلیسا و دستگاه روحانی آن قرابت بسیاری به نهادهای جهان هنر و ساخت سلسله مراتبی آن دارند. معادل کارویژه آن در جهان هنر را می توان در نهاد گالری دید. پژوهش حاضر، برای رسیدن به این هدف به سراغ گالری هما به عنوان یکی از مراکز تأثیرگذار در هنر امروز ایران رفته است. در این میان متون برساخته آن مهم ترین ابزار تحلیل ما هستند.
در سالیان اخیر میزان فرزندآوری زنان به تدریج رو به کاستی نهاده و حتی تشکیل زندگی بدون فرزند نیز رواج پیدا کرده است. این موضوع یک مسئله حیاتی برای آینده جمعیت کشور و تأمین نیروی فعال خواهد بود و چنانچه به طور جدی برای آن چاره اندیشی نشود، جمعیت فعال کشور در آینده از یک طرف و سالخوردگی جمعیت از طرف دیگر، چالش هایی جدی برای کشور رقم خواهند زد. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل دلایل کم میلی زنان به فرزندآوری انجام شد. پژوهش حاضر از نظر روش، کیفی- نظریه مبنایی و از نظر هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان در پژوهش 11 نفر از زنان متأهل بودند که با ملاحظه برخی معیارها و با روش نمونه گیری هدفمند و رویکرد نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته ای بود که با تحلیل متون مصاحبه ها با کدگذاری سه گانه باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای سنجش روایی داده ها از دیدگاه مشارکت کنندگان و خبرگان بیرون از پژوهش و برای سنجش پایایی از کدگذاری مجدد به کمک کدگذار همکار استفاده شد که ضریب پایایی 80/0 حاصل شد. یافته ها نشان داد در دیدگاه مشارکت کنندگان 10 مضمون محوری در مورد بی فرزندی یا کم میلی به فرزندآوری در زنان متأهل وجود دارد که عبارتند از: چالش های اقتصادی، ناکارآمدی خانواده پرجمعیت، مدیریت بدن، تحمل دوگانه، قسمت و تقدیر، اضطرار و هراس، ناباروری ناخواسته و لاعلاج، توافق مشروط، گذشته خود و دیگری و فشار اجتماعی. در نهایت نیز مدل پارادایمی کم میلی به فرزندآوری در زنان ارائه شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات درمانی و پروفیلاکتیک کورکومین بر مسمومیت حاد کبدی ناشی از تجویز مبندازول در سگ های نژاد ژرمن شیپرد انجام پذیرفت. در این پژوهش 20 قلاده سگ به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. سگ های گروه A روزانه 150 میلی گرم بر کیلوگرم مبندازول همزمان با مصرف غذا، به شکل خوراکی و داخل کپسول ژلاتینی دریافت کردند. سگ های گروه B، روزانه 500 میلی گرم بر کیلوگرم کورکومین و 150 میلی گرم بر کیلوگرم مبندازول همزمان با مصرف غذا، به شکل خوراکی و داخل کپسول ژلاتینی دریافت کردند. سگ های گروه C و D نیز مشابه گروه دوم تحت تیمار قرار گرفتند؛ با این تفاوت که به ترتیب 2 و 24 ساعت پس از مصرف مبندازول، کورکومین دریافت کردند. آنزیم های ALT، AST، ALP و LDH در همه گروه ها اندازه گیری شد. در سگ های گروه A، غلظت سرمی آنزیم های ALT، AST،ALP و LDH به طور معنی داری پس از 24 ساعت افزایش یافت (05/0>P). مقادیر آنزیم ها در گروه های B، C و D کاهش یافت اما تأثیر آن فقط در گروه D معنی دار بود و غلظت آنزیم ها در محدوده نرمال قرار گرفت (05/0>P). نتایج این پژوهش نشان داد که کورکومین به صورت معنی داری، دارای اثرات درمانی در مقابل مسمومیت حاد کبدی ناشی از تجویز مبندازول است.
امروزه در عصر جهانی شدن کشورها به طور ناگهانی با عواملی خطرزا که خارج از سرزمین و کنترل شان پدید می آیند ، مواجه می شوند. در چنین شرایطی دولت ها ملزم هستند حتی اگر احتمال تهدیدی که متوجه جان شهروندان شان هست در حد پایین باشد، اقدامات لازم برای حفاظت از آن ها به عمل آورند. طی ماه ژانویه 2020 ویروس تنفسی کشنده و ناشناخته معروف به کُرونا در شهر ووهان چین ظاهر ، پس از این که جهش پیدا کرد از حیوان به انسان منتقل و با سرعت تمام انتشار پیدا کرد. با توجه به این که روزانه چندین و چند هزار مسافر در سطح جهان جا به جا می شوند، انتقال بیماری های عفونی از این دست دیگر مرز نمی شناسد و همین موضوع ابعاد گسترده به خود گرفت تا جایی که منجر به نگرانی و وحشت در سطح جهانی شد. به ویژه که واکسن و دارویی تا به حال در این زمینه کشف نشده است. و اما در مواردی همچون قضیه بیماری کُرونا که جان و سلامت میلیون ها انسان به خطر افتاده است، آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات از جایگاه و اهمیت غیرقابل وصف برخوردار بوده، هر نوع محدودیت و سانسور در این زمینه می تواند فاجعه آفرین شود.
مساله اصلی این پژوهش، خلاء نظری موجود در تحقیقات پیرامون روش جذب گروه های تروریستی است. داده ها از طریق روش های گردآوری اسناد و مدارک کتابخانه ای و با بهره گیری از هوشمندی منبع باز جمع آوری شده اند. ابتدا با روش «مطالعه موردی» و روش نمونه گیری «گلوله برفی» 124 نفر از اعضای اروپایی داعش مورد مطالعه قرار گرفته و برای هرکدام پروفایل جداگانه ساخته شد. سپس 7 نظریه مطرح علوم اجتماعی و علوم سیاسی «هویت مقاومت کاستلز، ذهن بی خانمان پیتر برگر، کنترل ذهن آدورنو و مارکوزه، شستشوی مغزی ادگار شاین، کاپلان و سادوک، محرومیت نسبی تد رابرت گر، از خودبیگانگی یا الیناسیون مارکس و حاد واقعیت ژان بودریار» با شاخص های «فنون اقناع رسانه ای»، «طریق جذب» و «دلیل جذب» اروپایی های جذب شده توسط این گروه تروریستی تطبیق داده شد. دلیل انتخاب این هفت نظریه «هویتی – رفتاری- رسانه ای» استخراج مستمر کدها و مشاهده روندی تکرارپذیر بود که در پروفایل این افراد مشاهده گردید. هر 7 نظریه با قوت و ضعف هایی تایید شدند. سه نظریه «هویت مقاومت»، «شستشوی مغزی» و «حادواقعیت» نظریه های اصلی این پژوهش تلقی می شوند که با درصد بالایی اثبات شده و می توانند چراغ راه پژوهش های بعدی باشند. دو نظریه «ذهن بی خانمان» و «کنترل ذهن» نیز تقریبا بیش از نیمی از موارد مطالعه را در بر گرفته اند و گاه «سیگنال ضعیف» و گاهی دیگر «هشدار زودهنگام» نسبت به جوامع مسلمانان و شهروندان درجه دو اروپایی محسوب می شوند. از بین 14 فن اقناع 5 فن «تطمیع»، «برجسته سازی»، «همراهی با جماعت»، «اغراق» و «تداعی» بالاترین رتبه را در فرایند اقناع و جذب نیروی داعش به خود اختصاص داده اند. ترکیب برنده اول «همراهی با جماعت، تطمیع، برجسته سازی، اغراق» بوده است. ترکیب «تداعی، تطمیع، اغراق، برجسته سازی» درجایگاه دوم و ترکیب «همراهی با جماعت، تطمیع، اغراق، مقایسه، برجسته سازی» در جایگاه سوم می ایستند. بنا به یافته های این تحقیق، داعشی ها در استفاده از فنون اقناعی «تکرار»، «ترس»، «نمادها»، «ترین ها» و «طنز» موفق عمل نکرده اند.
با گسترش فضای مجازی و رسانه ای شدن فضای فرهنگی، هویت یابیِ افراد نیز دگرگون شده است. از منظر جامعه شناختی، تحلیلِ نمود هویتی زنان در فضاهای مجازی که آزادی کمتری در فضاهای «واقعی» سنتی برای ابراز هویت خود دارند، اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا فضای مجازی ظرفیت بیشتری برای خلق و بازنمایی هویت مطلوب و آرمانی دارد. به علاوه، استفاده از رویکردهای کیفی برای فهم عمق و سیالیت فرایند هویت یابی سودمندتر است. ازاین رو، مقاله پیش رو فرایند هویت یابیِ 16 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه یاسوج در فضای مجازی را با رویکردی کیفی واکاوی کرده است. تکنیک جمع آوری داده ها مصاحبه بدون ساختار و نیمه ساختاریافته بوده است. روش نمونه گیری غیرتصادفی، هدفمند و با حداکثر تنوع؛ راهبرد تحلیل داده ها کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی بوده است. بر اساس ماهیت مضامین مصاحبه ها، علل، بسترها و پیامدهای استفاده این دختران از فضای مجازی ذیل ده مقوله محوریِ «ماهیت ارتباط، ابراز جنبه های متفاوت خود، استفاده هدفمند جهت تأمین نیازها و خدمات متنوع، ارضای تمایلات روحی فیزیولوژیک، پرکردن اوقات فراغت، ضعف شخصیت روانی و مهارتی، نابسامانی زندگی خانوادگی، خودهای متفاوت ارائه شده در فضای مجازی، قابلیت های فضای مجازی در زندگی مدرن و دامنه آسیب های فضای مجازی» تحلیل شدند. در سطحی انتزاعی تر، می توان گفت مقوله هسته «فضای مجازی پژواکِ فضای واقعی و جولانگاه خودهای واقعی وانمودی» بازتاب دهنده روند هویت یابی دختران موردمطالعه در فضای مجازی است که ناشی از تأثیر دوسویه ویژگی های روان شناختی فیزیولوژیک اجتماعیِ دختران و شرایط زیست فرهنگی اجتماعیِ آنان در فضای واقعی جامعه است.
سیاستگذاری مطبوعاتی در ایران تابع بسیاری از متغیرهاست. از دستگاه های اجرایی متولی مدیریت و نظارت بر رسانه ها گرفته تا فضای عمومی جامعه و سایر گروه های ذی نفع و نهادهای موجود در نظام سیاسی جمهوری اسلامی که به عنوان بازیگرانی فعال بر فرایندهای سیاستگذاری اثرگذار هستند. بااین همه در تاریخ 40 ساله جمهوری اسلامی نمی توان نقش ساختاری و گفتمانی رهبران انقلاب در تبیین فرایندهای سیاستگذاری مطبوعاتی را نادیده گرفت. این مقاله با تحلیل گفتمان دیدگاه های امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای درباره مطبوعات و رسانه ها تلاش کرده تا الگوی مطلوب سیاستگذاری رسانه ای را در پرتو اندیشه های این دو شخصیت بازطراحی کند. این مقاله با استفاده از روش تلفیقی، از نظریه سیستمی در سیاستگذاری بهره گرفته و از داده های تحلیل گفتمان رهبران انقلاب بر اساس مدل نورمن فرکلاف، به عنوان ورودی های سیستم استفاده کرده و خروجی سیستم را بر اساس این ورودی ها آسیب شناسی کرده است. سابقه قریب به دو دهه روزنامه نگاری پژوهشگر از یک سو و استفاده از روشی تازه برای تحلیل گفتمان بیانات رهبران انقلاب در حوزه رسانه، فرصتی فراهم کرده تا در این پژوهش، مدلی مطلوب برای تعریف رسانه انقلابی در سپهر گفتمانی رهبران انقلاب ارائه شود و پس از آن، مدل مطلوب سیاستگذاری در این حوزه به دست آید.
مقاله حاضر درپی پاسخ گویی به این پرسش است که افراد تراجنسی «هویت جنسیتی خود را چگونه و در قالب چه مضامینی درک و تجربه می کنند؟». به همین منظور تعداد سی مصاحبه نیمه ساخت یافته با کمک روش نمونه گیری نظری هدفمند و گلوله برفی با تراجنسی هایی که در یکی از مراحل گذار بودند یا آن را به پایان رسانیده بودند، انجام و با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای بررسی شدند. «هویت آشفته»، «هویت بلاتکلیف»، «هویت ناقص» و «هویت رشدیافته»، مقولات عمده ای هستند که از درک ایشان از هویت جنسیتی در سه مرحله پیش از آگاهی از تراجنسی بودن، فاصله بین آگاهی تا عمل جراحی و پس از عمل جراحی استخراج شده و درنهایت به انتزاع مقوله نهایی «هویت یابی مطرود»، به عنوان پاسخی به چیستی ادراک شرکت کنندگان از هویت جنسیتی خود ختم شده اند. یافته ها حاکی از آن است که در جریان دیالکتیک شناسایی درون و برون و در مرحله «آشفتگی» و «بلاتکلیفی» هویت، بازخوردهای طرداندود که هویت موردادعای ترنس را نمی پذیرند، سویه غالب دیالکتیک فوق را تشکیل می دهد. در وضعیت «هویت ناقص» نیز وضع به همین منوال است و تلاش فرد برای جای گرفتن در یکی از قالب های پذیرفته شده زن یا مرد و سعی در راستای پاک کردن رد ترنس بودن، به بازتولید ساختار و گفتمان هویتی منجر می شود که او را طرد می کند. به نظر می رسد در شرایط هویت رشدیافته است که عاملیت فرد مجال می یابد در راستای مقاومت در برابر گفتمان جنسیتی دوتایی و طردکننده حاکم، قد علم کند، خود را فراتر و بیش از جنسیت هویت یابی کند یا به طور متقابل چنین گفتمان هویتی را طرد و بر گفتمان غیردوتایی تأکید کند.
پژوهش حاضر به منظور تبیین مفهوم بازاریابی فرهنگ و تعیین عناصر اساسی آن طراحی گردیده است.دلایل اصلی انتخاب موضوع عبارتند از تازگی موضوع و اهمیت آن در سرنوشت جوامع هم از نظر دوام و غنای فرهنگ و ایفای نقش موثر در عرصه بین المللی و هم از لحاظ بهره مندی از مزایای آن در ابعاد اقتصادی و درآمد زایی و دلیل دیگر و شاید مهمتر از دلایل قبلی خلاء دیدگاه ها و نظریات علمی در حوزه بازاریابی فرهنگ می باشد.لذا این پژوهش به صورت تحلیلی به بحث در خصوص دلایل ظهور از دیدگاه اصحاب فرهنگ و سرمایه گذاران،مفهوم بازاریابی فرهنگ و امکانپذیر بودن آن،مفهوم بازاریابی فرهنگی و در نهایت پیامدهای توجه به بازاریابی فرهنگ می پردازد.نتایج بررسی ها نشان می دهد در صورت رونق بازاریابی فرهنگی جامعه می تواند از مزایا و پیامدهای اقتصادی آن به ویژه در حوزه اشتغال و درآمد منتفع گردیده و بعلاوه مهمتر از آن تحقق سیاست هایی همانند صدور ارزش های اسلامی را تسهیل نموده و جامعه را در برابر جنگ فرهنگی و نرم دشمنان محافظت می نماید.
هویت یکی از موضوعات بسیار مهم و چالش برانگیز در عرصه معماری معاصر ایران بوده که دارای پیشینه تاریخی در این سرزمین می باشد، به گونه ای که می توان آن را از اصلی ترین مولفه ها در طراحی معماری گذشته ایرانی برشمرد. بهمین علت، بازشناسی هویت در طراحی فضاهای شهرهای سنتی را می توان یکی از مهمترین وظایف پژوهشگران دوره معاصربه منظور دستیابی به یک معماری با هویت دانست. هدف از این نوشتار بررسی و بازنگری هویت در طراحی باغ ها و پارکها بعنوان فضاهای سبز در طراحی شهرهای گذشته و کنونی ایرانی بوده تا بدین وسیله بتوان، اصول ومولفه های دارای هویت ایرانی را در طراحی فضاهای سبز شهرهای معاصر تبیین نمود. این مقاله گامی است در تحلیل وتشریح مفهوم هویت در معماری فضای سبز ایرانی در دستیابی به راهبردهای هویت بخش در فضای سبز شهری معاصر ایران. روش تحقیق اتخاذ شده به صورت توصیفی- تحلیلی بر پایه مطالعه متون کتابخانه ای و اسناد تصویری خواهد بود. نتایج و یافته های حاصل از بررسی ها و ارزیابی جایگاه هویت در معماری باغ های ایرانی و پارکهای معاصر ضمن دستیابی به معیارهای واجد هویت در طراحی فضای سبز، بیانگر آن می باشندکه هویت عاملی اساسی در طراحی باغ های ایرانی بوده که در روزگار معاصر با ورود نوگرایی و جایگزینی الگوهای پارک های غربی جایگاه آن به فراموشی سپرده شده است.
شبکه معنایی عدالت لایه های پیچیده معنایی است که ترکیب این معانی و ارتباط وثیقی که میان آنها برقرار است، مفهوم عدالت را پدید می آورد. در این پژوهش سعی شده است با تحلیل شبکه معنایی ایزوتسویی به مفهوم عدالت نگریسته شود و با توجه به این نظریه، عدالت نه مفهومی تک بعدی بلکه مفهومی متکاثر و محصول برهم نهی شبکه ای از معانی است که تنها در ساختاری جامع از مفاهیم فهم می گردد. تأثیر ترمینولوژی عدالت بر ارائه نظریه عدالت امری متداول در ادبیات عدالت پژوهان معاصر است به گونه ای که هر نظریه ای از عدالت مبتنی بر مفهوم شناسی خاصی از عدالت است. به نظر می رسد ایده های گوناگون عدالت با تأکید بر گونه خاصی از معنای عدالت، نگاهی تک بعدی به عدالت داشته اند و بالمآل نظریه ای تک بعدی حاصل آمده است. در این پژوهش سعی شده است با عنایت به شبکه معنایی ایزوتسویی که تحلیل شبکه ای را برای بررسی معانی واژگان پیشنهاد می کند، به عدالت نگریسته شود. بر این اساس عدالت نه یک مفهوم تک بعدی بلکه مجموعه ای بهم پیوسته از معانی است که در ساختاری منسجم ایده عدالت را محقق می سازند. در میان نظریه های عدالت معاصر، رویکرد برابری پیچیده به خوبی نظریه ای مبتنی بر شبکه معانی ارائه می دهد. در ساختار برابری پیچیده علاوه بر اصالت بخشی به برابری، سایر آموزه های حقوقی و اخلاقی عدالت نیز پاس داشته می شود. نتیجه آنکه توجه به ابعاد مختلف عدالت از حیث مفهومی با عنایت به دیدگاه شبکه معنایی و از دیدگاه نظری با توجه به نظریه برابری پیچیده، نظریه ای جامع را در خصوص عدالت فراهم می آورد که در نهایت تعارض میان معیارهای عدالت را مرتفع می سازد.
مهاجرت برگشتی یکی از الگوهای مهاجرت است که کمتر در مطالعات به آن توجه شده است. افزایش درصد مهاجرت های شهر به روستا در سالهای اخیر می تواند نشانگر تغییر الگوهای مهاجرتی در ایران باشد. هدف از مقاله حاضر انداز گیری مهاجرت برگشتی بر اساس داده های موجود و شناخت عوامل موثر بر آن است. در این مطالعه از رویکرد اقتصاد نئوکلاسیک جهت تحلیل و تبیین مهاجرت برگشتی و علل آن در مناطق مختلف به کار گرفته شد. روش تحقیق مورد استفاده تحلیل داده های ثانویه داده های خرد 2 درصد مرکز آمار ایران است. نتایج نشان داد که بازگشت مهاجران در برخی استانها مانند خراسان رضوی، فارس، گیلان و مازندران بیشتر از استانهای دیگر بوده است. پیروی از خانوار، دستیابی به مسکن بهتر و اشتغال از عوامل تعیین کننده در بازگشت مهاجران به مبدأ مهاجرت شان بوده است. دستیابی به مسکن بهتر یکی از دلایل بازگشت مهاجران است که در طبقات و متغیرهای مختلف تاثیرگذار است و در تمامی طبقات شغلی مختلف (کارفرما، کارکن مستقل، مزد بگیر بخش خصوصی) مشاهده می گردد. الگوی بازگشت مهاجران نشان دهنده بازگشت به استانهای همسایه، مناطق برخوردار و نیمه برخوردار است. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که متغیرهای جنس، تحصیلات، سن، جریان مهاجرت و سطح توسعه یافتگی، 27 درصد از تغییرات مهاجرت اقتصادی را برای مهاجران برگشتی سرپرست خانوار تبیین می کند.
مقاله حاضر با هدف تعیین نقش برنامه طنز تلویزیونی دورهمی در میزان نشاط اجتماعی- فرهنگی مخاطبین از دیدگاه کارکنان صدا و سیما در تابستان 1398 انجام پذیرفت. روش تحقیق پیمایشی از نوع توصیفی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه کارکنان سازمان صدا و سیمای شهر تهران به تعداد430 نفر بود. 203 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری طبقه ای- نسبتی از بین کارکنان بخش های مختلف به عنوان نمونه انتخاب شدند. در فرآیند گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای برگرفته از ابزار اندازه گیری آکسفورد و نظریه هزارجریبی و مرادی (1393) برای نقش برنامه دورهمی در نشاط اجتماعی در سه بعد احساسی- شناختی- رفتاری و با اضافه کردن بعد آگاهی رسانی در نشاط فرهنگی استفاده شد. روایی پرسشنامه از طریق نظر متخصصان و پایایی متغیرهای پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و بالای 7/0 بدست آمده و مورد تایید قرار گرفتند. داده ها از طریق آزمون تی تک نمونه ای با نرم افزارآماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج حاصل نشان داد؛ برنامه شاد دورهمی در افزایش میزان نشاط اجتماعی- فرهنگی و ابعاد آن شامل احساسی، شناختی، رفتاری و آگاهی رسانی نقش دارند (05/0p<). نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نیز نشان داد: نقش برنامه شاد دورهمی در بعد آگاهی رسانی رتبه اول، در بعد رفتاری رتبه دوم، در بعد شناختی رتبه سوم و در بعد احساسی آخرین رتبه را داشته است (05/0p<).
مطالعه حاضر با هدف شناسایی و تبیین پدیده داغ ننگ در جامعه ورزش معلولین اجرا و از روش تحقیق ترکیبی با طرح اکتشافی استفاده شد ابتدا در بخش کیفی پژوهش با استفاده از تکنیک گراندد تئوری مدل استراوس و کوربین ، مصاحبه با 70 نفر و سپس، در بخش کمّی به شیوه پیمایشی پرسشنامه در اختیار 120 نفر از ورزشکار معلول قرار داده شد. اعتبار پرسشنامه را صاحبنظران تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ (971/0) محاسبه شد در این خروجی از مدل سازی معادلات ساختاری" با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده به بررسی مسیرهای مشخص شده پژوهش مطابق با مدل مفهومی پرداخته شد که محکی برای اعتبار « نظریه برپایه » تلقی می شود. یافته ها نشان داد که داغ ننگ بعنوان یک برساخته اجتماعی چگونه بر هنجارهای جامعه ورزشی و طرد اجتماعی در این افراد و جلوگیری از شرکت فعالانه آنها در عرصه های اجتماعی ورزشی نقش ایفا می کند که منجر به پدیده بهره کشی ابزاری از فرد معلول ورزشکار چه در سطح فرد، خانواده و جامعه ورزشی می شود این پدیده بهره کشی از معلولان ورزشکار همزمان می تواند جزء شرایط علی ، شرایط پدیده ، شرایط کنش و تعامل محسوب شود . شاخص برازش مدل کمی 088/0 که بیانگر مطلوبیت قوی مدل است و می تواند الگوی مناسبی با نگاهی کلی گرا ، سیستمی و بلندمدت به مقوله ورزش معلولین باشد و می کوشد تا راهنمای عمل مدیران در افق های زمانی دورتر و حیطه های وسیع تر اجرایی باشد
هدف پژوهش حاضر شناخت مهارت های ارتباطی مدیران و کارکنان و ارتباط آن با تحول سازمانی می باشد. این تحقیق به صورت کمی بوده و از طریق پیمایش انجام گرفته است. جامعه آماری آن مدیران نهاد ریاست جمهوری بودندکه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 نفر از مدیران به عنوان نمونه آماری و به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و پایایی پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر تحول سازمانی 876/0 و برای متغیر مهارتهای ارتباطی 796/0 تایید شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون اسپیرمن برای همبستگی و رگرسیون خطی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد بین مهارت های آموزش و مشاوره، مهارت های بازخورد، مهارت های کلامی- شنیداری، مهارت های ارتباط به شیوه حمایتی مدیران با تحول سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین ضرایب رگرسیونی نشان داد مولفه های مهارتهای آموزش و مشاوره، مهارتهای بازخورد، مهارتهای ارتباط به شیوه حمایتی برتحول سازمانی در نهاد ریاست جمهوری معنی دار است. اما مولفه مهارتهای کلامی-شنیداری بر متغیر وابسته تاثیر معناداری نداشته است.
چکیده پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل جهت ایجاد شرکت های دانش بنیان در دانشگاه ها انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل رؤسا، معاونین، رؤسای دانشکده ها،مدیران گروه و در بخش کمی اعضای هیات علمی می باشد. در بخش کیفی تعداد 13 نفر در فرآیند مصاحبه و در بخش کمی با حجم جامعه آماری 869 نفر، با استفاده از فرمول کوکران، 267 نفر به عنوان نمونه آماری مشارکت داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بود. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر آن بود که در ایجاد شرکت های دانش بنیان در واحد دانشگاه ها، 4 عامل اصلی و 120 مؤلفه تاثیر دارند. یافته ها نشان داد که در بین عوامل فردی، مؤلفه خلاقیت و نوآوری فرد 0/77، در عوامل مدیریتی، مؤلفه حمایت مدیران دانشگاه از افراد مؤسس شرکت های دانش بنیان در دانشگاه ها 0/81، در عوامل سازمانی، مؤلفه انطباق ایجاد شرکت های دانش بنیان با توجه به نیاز های منطقه و رشته های موجود ب0/81، در عوامل محیطی، مؤلفه برنامه ریزی تجاری مناسب جهت تبدیل ایده به محصول توسط دولت 0/84 از کل واریانس ها را تبیین و سایر متغیرها نیز به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار گرفتند. همچنین مدل نهایی پژوهش، با شاخص های برازش و ضرایب استاندارد مورد تائید قرار گرفت. بیشترین ضریب تأثیر مربوط به عامل مدیریتی با0/89 و کمترین ضریب تأثیر مربوط به عامل فردی با0/72 بود.
یکی از راه های ارتقاء سرمایه انسانی، توسعه آموزش و مهارت هاست که از دوران کودکی و در کانون خانواده آغاز می شود. بنابراین، نقش والدین در شکل گیری سرمایه انسانی را نمی توان نادیده گرفت. این مقاله از داده های طرح گذران وقت 94-1393 مناطق شهری کشور استفاده می کند تا مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان را توصیف کند و تفاوت های موجود را تبیین کند. یافته ها از نابرابری های جنسیتی قابل توجهی در سرمایه گذاری زمانی والدین و عوامل مرتبط با آن حکایت دارند. اگرچه مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان با تحصیلات پدران رابطه محدودتری دارد اما این رابطه فارغ از جنسیت والدین با رویکرد فرهنگی هم خوانی دارد زیرا والدین تحصیلکرده تر مشارکت بیشتری در آموزش فرزندان دارند. رابطه مشارکت پدران در آموزش فرزندان با مشارکت آنان در فعالیت های گوناگون را می توان با رویکرد اقتصادی تبیین کرد زیرا تنها مشارکت بیشتر در فعالیت های شغلی از مدت زمان اختصاص یافته به آموزش فرزندان می کاهد. اما رفتار مادران را نمی توان صرفا با رویکرد اقتصادی تبیین کرد زیرا این رابطه منفی، فعالیت های دیگری را نیز علاوه بر فعالیت های شغلی شامل می گردد. بنابراین، برنامه های سازگار کننده نقش های والدینی و غیروالدینی را می توان در تسهیل فرزندپروری، افزایش سرمایه انسانی و تحقق اهداف سیاست های کلی جمعیت موثر دانست.
Purpose: This study aimed to investigate the pattern design and validation of the organizational effectiveness of Islamic Azad University in Tehran province. Methodology: The research method was applied and qualitative in terms of data type. The statistical population of the study consisted of the experts in the field of educational management and higher education management. 30 individuals were selected as the sample size using the purposeful sampling and saturation principle methods. In this study, the Interview with the experts was valid & Reliable. Findings: The content analysis method (open, axial, and selective coding) was used to analyze the research data. The findings indicated that the components of organizational effectiveness in Islamic Azad universities of Tehran province include organizational commitment, organizational health, organizational innovation, and job satisfaction. According to the identified components, a model was presented with a proper fit. Conclusion: Human resource strategies should be bound to the organization's overall strategy and get to the point fruition.