فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۳۲۱ تا ۱۸٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
بررسی و مقایسه میزان مصرف فرهنگی در کلان شهرها، شهرها و روستاها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با چرخش تحلیل اجتماعی از فعالیت تولیدی به سمت فعالیت مصرفی، شالوده تفاوت های اجتماعی توسط مفهوم سبک زندگی تغییر کرده است. توجه به نحوه مصرف کالای فرهنگی در کشور می تواند به خوبی نشان دهنده تمایزات و تشابهات قشرهای مختلف اجتماعی باشد. در چند دهه اخیر رشد شتابان شهر نشینی در ایران وپیدایی و گسترش رسانه های نوین و توسعه شبکه راهها موجب دگرگونی در تعاملات میان شهر و روستا گشته است. بر این اساس در پژوهش حاضر با توجه به داده های آماری یکی از طرحهای ملی[i]، به وضعیت فعالیت و مصرف کالاهای فرهنگی در شهر و کلانشهرو روستا می پردازیم؛ یافته ها نشان می دهد میزان مصرف کلیه کالاهای فرهنگی بررسی شده، در میان شهر و روستا و کلان شهر تفاوت معنا داری را نشان می دهد. همچنین تحلیل رگرسیون مدل تحقیق مربوط به میزان مصرف کالاهای فرهنگی نشان داد که سهم نسبی متغیر محل سکونت در پیش بینی تغییرات میزان مصرف نسبت به سرمایه اقتصادی و به ویژه سرمایه فرهنگی بسیار کمترمی باشد.
بررسی نقش مطالبات اقتصادی در انقلاب و خیزش کشورهای عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از اواخر سال 2010 کشورهای عربی شاهد انقلاب و خیزش عظیم توده های مردمی است. پرسش مهم این است که عامل وحدت بخش نیروهای مخالف برای آنکه صف واحدی بر ضد نظام سیاسی حاکم تشکیل دهند و این قدرت عظیم را به وجود آوردند، چیست؟ برخی تحلیل گران مطالبه اصلی توده مردم، را «مطالبات اقتصادی» معرفی کرده و نام «انقلاب نان» را بر این خیزش های بزرگ اطلاق کرده اند. با مطالعه آخرین وضعیت اقتصادی این کشورها این نتیجه به دست آمد که گرچه عوامل اقتصادی را می توان به عنوان یکی از انگیزه های خیزش های مردمی در کشورهای عربی شناخت؛ با این وجود آنچه باعث شده توده های عظیم مردمی متحد شوند و خیزش هایی در سطح انقلاب به وجود آورند، فراتر از عوامل اقتصادی است و باید ریشه این عوامل را در «تغییر ارزش ها» جستجو کرد.
گونه شناسی باندهای جرم و فساد در فضای مجازی
حوزههای تخصصی:
توسعه پدیده جهانی فناوری اطلاعات و ارتباطات، تحولی شگرف در ابعاد گوناگون حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی ایجاد نموده است. این گسترش رو به رشد فضای مجازی با توجه به ناشناخته بودن بسیاری از اجزای آن برای عامه مردم به عاملی برای افزایش فرصت های جنایی بدل گشته است. این ویژگی توسط مجرمان مجازی مورد سوء استفاده قرار گرفته و شکل گیری گروه های فساد و جرم در این فضا را به دنبال داشته است.
مقاله حاضر شناخت و طبقه بندی جرایم مجازی سازمان یافته و موانعی که باعث عدم شناخت این جرایم می باشند را به روش کتابخانه ای مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
سه دسته از گروه های جرایم سازمان یافته که از پیشرفت تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی به منظور نقض کنترل های نظم بخش و قانونی بهره می برند عبارتند از: 1) گروه های جرایم سازمان یافته سنتی که از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی استفاده می کنند تا فعالیت های مجرمانه خود را تسهیل کنند.
2) گروه های سازمان یافته مجازی مجرمانه که به طور اختصاصی به صورت آنلاین عمل می کنند. 3) دسته سوم، از فعالیت هایی تشکیل شده است که مقصود و هدف از آن به خطر انداختن درستی، مقبولیت و اعتماد به رایانه ها و سیستم هایی است که به اینترنت متصل می شوند و اطلاعات بر روی آنها پردازش می شود.
در پایان با توجه به شناخت حاصل شده به منظور کاهش آسیب های ناشی از باندهای جرم و فساد پیشنهاد می شود که بهترین شیوه در جلوگیری از وقوع جرایم رایانه ای، آموزش عموم جامعه از یک سو و ایجاد پلیس سایبر و تقویت آن به منظور گشت زنی در فضای مجازی از سویی دیگر می تواند به افزایش امنیت در این عرصه کمک شایان توجهی نماید.
بررسی تاثیر مجذوب شدن و ویژگی های وب سایت بر رضایت و استفاده کاربران از شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: فیس بوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزاش آمار استفاده از شبکه های اجتماعی و به خصوص فیس بوک در بین کاربران ایرانی، این پژوهش، با هدف بررسی تاثیر مجذوب(جذب) شدن بر تداوم استفاده کاربران انجام شده است. تعداد ٤٠۶ پرسشنامه از کاربران ایرانی فیس بوک جمع آوری گردید و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار PLS استفاده شده است. بررسی و تحلیل یافته ها حاکی از آن است که مجذوب شدن بر رضایت، سهولت و سودمندی ادراک شده کاربران تاثیر دارد و سودمندی ادراک شده و رضایت کاربران منجر به قصد استفاده آنها از فیس بوک می گردد. با این حال، اگرچه رضایت و قصد استفاده کاربر بر تداوم استفاده او از فیس بوک اثرگذار می باشد؛ اما سودمندی و سهولت ادراک شده تاثیری بر تداوم استفاده کاربران ندارد.
کاربست های نظامی شکار در فتوحات دورة ایلخانان و تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکار از جمله سنن رایج در بین اکثر اقوام گذشته است که با انگیزه های متفاوت بدان می پرداختند. اقوام ترک و مغول شکار را با هدف تأمین غذا و مایحتاج زندگی و همچنین تمرین فنون رزمی انجام می دادند. چنگیز خان و تیمور در فواصل جنگ ها و یا فصولی از سال، با برگزاری شکار در مناطق مختلف، سپاهیان خود را به تیر اندازی و شیوة فریب، اغفال، محاصره و صید حیوانات شکاری عادت می دادند تا آنان همین فنون را در میادین جنگ علیه دشمن به کار گیرند. در واقع، شکار نه تنها به منظور تأمین بخشی از آذوقه اقوام ترک و مغول انجام می پذیرفت، بلکه صحنه شکار مانند مانور نظامی بود که در آن فنون جنگی از جمله اسب سواری، تیر اندازی، شیوة محاصره و به دام انداختن دشمن تمرین می شد. این شیوة تمرین نظامی برای شاهزادگان و جوانان میدانِ جنگ ندیده، اهمیت بسیاری داشت. در این مقاله، علل و انگیزه های فرمانروایان ترک و مغول از شکار و چگونگی انجام آن در دورة ایلخانان و تیموریان به شیوة تحلیلی و توصیفی بررسی شده و همچنین به منظور بیان چگونگی فنون رزمی اقوام ترک و مغول (الهام گرفته از سنن اجتماعی)، به روش هایی مانند برگزاری مراسم جشن و بخشش هدایا اشاره می شود که فرمانروایان برای تقویت روحیه سپاهیان انجام می دادند.
جی غال اسمک (جوغاسم، پیشوک، پیقُک، چیدم، چیدان، چکیدان ...)؛ پیاه مردم شناسی و جغرافیای گیاهی (قلمرو رویشی) این گیاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر یک روبر (الگو) و نقشه (واگیره) کار برای گیاهان ایران بوده که حاصل کار طولانی مدت نویسنده و با کمک بیش از پانزده تن از دانشجویان کوشا و علاقمند و هوشمند دانشکده علوم اجتماعی در ربع قرن گذشته، به سامان رسیده است.
این نوشته توانسته است قلمرو رویشی این گیاه را در حدود یک چهارم سرزمین ایران پی گرفته و بقایا و بازمانده خرده فرهنگ گردآوری و مصرف آن را به ویژه در قحط سالی ها و گرانسالی ها و تنگ سالی ها را ثبت و ضبط کرده و نام فارسی این گیاه را از یک نام ""جوغاسم"" آن هم با املای ""جوقاسم"" که از نظر تاریخی و زبان شناسی بی معنا است را به حدود پنجاه نام از چندین استان ایران، استان های آذربایجان شرقی و غربی، کرمانشاه، ایلام و بخش هایی از استان زنجان و اصفهان و همدان و لرستان و استان مرکزی برساند و نمونه هایی از ادبیات شفاهی و باورها و هنجارهای مربوط به این گیاه را مردم نگاری کند و از طریق این کار میدانی بسیار کوچک از نظر مضمون و بسیار عمیق از نظر توجه به ریزه کاری ها همچون گمانه زنی های باستان شناسی و با زمان بری بسیار به مقیاسی برای کار بر روی تک تک گیاهان مفید و هم گذشته ایران دست یابد.
این کار میدانی سبب شده است که ما به تحلیل جدیدی درباره خرافه نیز دست یابیم به این عنوان که پیش از این تصور غالب این بود که خرافه حاصل مغزهای ناتوان جامعه و شیوع و نفوذ آن باورها و رفتارها به جامعه فرهنگ است. این کار نشان می دهد که به احتمال زیاد، داقل بخشی از آنچه را که ما امروزه خرافه می دانیم حاصل ذهن های پیشرفتة حکما و جامعه برای اعمال نفوذ و کنترل کودکان و کم دانشان و حاهلان عصر خویش بوده است.
برساخت های شخصی پسران از نزاع های بین فردی خود در بستر محلات شیراز (مشارکت کنندگان: مهرجویان کانون اصلاح و تربیت استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، ارائه ی یک چارچوب نظری و مدل پارادایمی از برساخت های شخصی پسران از نزاع هایِ بین فردی شان در بستر محله های زندگی آنهاست. برای تحقق این هدف از روش شناسی کیفی و روش نظریه ی زمینه ای استفاده شد. مشارکت کنندگان این تحقیق را با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار، هجده پسر ۱۵ تا ۱۸ ساله ی شیرازی تشکیل دادند که در کانون اصلاح و تربیت استان فارس به علت ارتکاب نزاع های بین فردی حضور داشتند. برای دستیابی به چارچوب نظری و مدل پارادایمی از طریق ۳ مرحله ی کدگذاری، بیش از ۵۰ مفهوم، ۱۳ مقوله ی فرعی، ۶ مقوله ی اصلی و یک مقوله ی هسته با عنوان «قمپزشدن برای سازگاری با شرایط زندگی در محلات» استخراج گردید. چارچوب نظری کشف شده حاصل از این پژوهش مطرح می کند که پسران در فضای اجتماعی نامساعد محلات خود، به طور مکرر در معرض نزاع های متنوع قرار می گیرند. با این مواجهه، علاوه بر حساسیت زدایی نسبت به پدیده ی نزاع و مشروعیت بخشی به کاربرد آن، این قضیه در ذهن پسران خطور می کند که آنها نیز ممکن است قربانی نزاع شوند؛ بنابراین ترس از بزه دیدگی و همچنین پیش بینی قربانی شدن، آنها را به فکر چاره ای اساسی می اندازد. بر این اساس پذیرش ارتکاب نزاع، مطلوب ترین و اجتناب ناپذیرترین راهبرد برای حل مسائل شخصی و خانوادگی، در دسترس پسرانِ محلات پایینِ شهری است. آنها با ارائه و نمایش یک نزاع شکوهمند و فتح آن، نه تنها مشکل حاضر خود را حل می نمایند، بلکه با کسب یک هویت قمپزی، از خطرات احتمالی آتی نیز پیشگیری می کنند. از نظر پسران، کسب هویت قمپزی در این محلات برای ادامه ی حیات ضروری است که منجر به کاهش آسیب و در نهایت باعث بیمه شدن خود و دگران مهم آنها در برابر انواع قربانی شدن می شود.
تحلیلی بر عوامل حیاتی موفقیت در حوزة کارآفرینی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر موضوع کارآفرینی فرهنگی به دلیل ماهیت فرهنگی، اهمیت مقوله فرهنگ و تأثیر آن بر رشد اقتصادی کشور ها اهمیت ویژه ای یافته است. نوشتار حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، پیمایشی است. به منظور جمع آوری داده ها از ابزار پرسش نامه 25 سؤالی، استفاده شده است. جامعه مورد بررسی، کارآفرینانی هستند که در حوزه کسب و کار های فرهنگی فعالیت می کنند. همچنین، حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعداد 217 نفر محاسبه شد. ابزار های مورد استفاده برای تحلیل داده ها شامل، تحلیل عاملی اکتشافی به منظور دسته بندی عوامل شناسایی شده و تحلیل عاملی تأییدی با هدف تأیید مدل به کار برده شده است. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از ابزار یادشده نشان می دهد 23 عامل که در پنج بُعد نگرش فرهنگی، اطلاعات عمومی در حوزه فرهنگ، مهارت های فردی، مهارت های بازاریابی و آگاهی از منابع محیطی قرار می گیرند را می توان به عنوان عوامل تأثیر گذار بر موفقیت کارآفرینی فرهنگی در نظر گرفت.
بررسی تطبیقی چالش های حقوقی حمایت از آثار سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«اثر سینمایی» ازجمله موارد مهم در فهرست آثار قابل حمایت در حقوق مالکیت فکری بوده و از مقررات حمایتی آن بهره مند است. بررسی سیر تاریخی پیدایش و حمایت حقوقی از این دسته آثار، بیانگر آن است که شناسایی اثر سینمایی به عنوان اثری مجزا و مستقل، بر خلاف سایر آثار قابل حمایت، با موانعی روبرو بوده که عمده ترین آنها عبارت اند از: تعیین موضوع حمایت و تعیین پدیدآورنده اثر سینمایی. این مقاله، تلاش میکند تا با بررسی تطبیقی قوانین ملّی و داخلی فرانسه و انگلستان از یک سو و قانون حمایت از حقوق مؤلّفان، مصنفان و هنرمندان ایران (مصوب سال 1348) از سوی دیگر، سابقه تاریخی این دو چالش را مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار دهد. از نتایج مهم بررسی حاضر که به آن اشاره شده، ضرورت رفع نیازهای موجود در حوزه حقوق آثار سینمایی با مدنظر قرار دادن تجربه های سایر کشورها و نظام های حقوقی پیشرو توسط قانون گذار ایرانی است تا موضوع حمایت در آثار سینمایی، تعیین و با توجه به این موضوع، پدیدآورنده اثر نیز شناسایی شود.
شبکه های اجتماعی فردی و دلبستگی به محله در شهر تهران: با تأکید بر وسایل ارتباطی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلبستگی به محله نمایانگر احساس ذهنی مثبت افراد نسبت به محلة مسکونی است که تعهد ساکنان به محل سکونت و تمایلشان به حفظ رابطه با آن در طول زمان و در مراحل مختلف زندگی را موجب می شود. این پژوهش نقش شبکه فردی و همچنین شیوه های ارتباطی نوین بر دلبستگی را بررسی می کند. در بررسی شبکه های فردی، به پیوندهای محلی و فرامحلی توجه شده است. جامعه آماری این پژوهش پیمایشی را 391 نفر از ساکنان بالای 15 سال ساکن شهر تهران تشکیل می دهند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. مناطق 3، 11 و 18؛ و چهار محله از هر منطقه شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند. بر اساس یافته ها، دلبستگی افراد به محله در سطح متوسط است. روابط افراد بیشتر فرامحلی است، شبکه روابط محلی فرد بر دلبستگی به محله تأثیر می گذارد اما روابط فرامحلی مؤثر نیست. بررسی نتایج پژوهش در زمینه نقش وسایل ارتباطی نوین نشان می دهد که دربین وسایل ارتباطی نوین، فقط تماس از تلفن همراه افراد با دلبستگی به محله ارتباط معناداری دارد. بین متغیرهای زمینه ای و محله ای نیز سن، درآمد ماهیانه خانوار و مدت اقامت فرد در محله با دلبستگی به محله ارتباط مثبت و معناداری دارند.
مطالعه تغییرات زمانی ارزش فرزند در ایران (مطالعه زنان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرزند و فرزندآوری از مهم ترین ارزش های خانواده در ایران است. نسل های مختلف زنان در ایران، براساس تجارب و حوادث تاریخی و تجربه زندگی مشترک، نگرش و برداشت متفاوت و گاه متضاد از معنا و مفهوم فرزند دارند. با تکیه بر دو دسته از نظریه های غربی شامل تغییرات فرهنگی، گذار جمعیتی دوم، تضاد نسلی و ساختاری و نظریه های جوامع پیرامون مانند نظریه جهان محلی شدن، الگوی پژوهش ساخته شد.
روش پژوهش، پیمایشی است. جمعیت آماری، پنج نسل از زنان شهر زنجان با توجه به شرایط تاریخی انتخاب شده اند: متولدین قبل از سال 42، متولدین سال های 57-1342، متولدین سال های 67-1358، متولدین سال های 70-1367 و متولدین سال های 74-1370. از هر نسل 100 نفر و درمجموع 500 نفر حجم نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به شیوه PPS است.
براساس یافته های پژوهش، تفاوت میانگین ارزش بین نسل های بررسی شده به لحاظ آماری معنادار است؛ پایین ترین سطح ارزش فرزند متعلق به نسل زنان متولد سال های 74-1371 و بالاترین سطح مربوط به نسل زنان متولد سال های قبل از 42 است. فردگرایی با ارزش فرزند ارتباط منفی و دینداری با ارزش فرزند ارتباط مثبت دارد. تأثیر تجربه جهانی شدن بر ارزش فرزند، در نسل متولدین 67-1358 شدیدتر از سایر نسل ها است.
فرهنگ و دانش عامیانه (مطالعه موردی: شیوه های سنتی و دانش بومی شترداری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مردم شناسی به عنوان علم فرهنگ و بررسی شیوه تعامل و تطابق بشر با محیط جایگاه ویژه ای دارد. یکی از مهمترین مباحث مردم شناسی در شناخت فرهنگ جوامع روستایی و عشایری بررسی دانش بومی آنان و بررسی شیوه انطباق آنان با محیط و طبیعت و رفع نیازهای زیستی و غیر زیستی از محیط است. دانش بومی به راه حل هایی گفته می شود که به صورت تجربی در سالیان دراز، انسان، جهت حل مشکلات خود و بر پایه تجربیات گذشتگان به دست آورده و در هر منطقه ای با توجه به شرایط ویژه در آن می تواند متفاوت باشد. ثبت و ضبط دانش بومی آن محلی و تجربیاتی که طی سالیان طولانی با آزمون و خطا بدست آمده، بوسیله مردم شناسان باعث شناخت آ نها از افکار دامداران، چوپانان و ساربانان درباره محیط اطراف آنها می شود. در این مقاله به بررسی شیوه سنتی شترداری و دانش بومی شترداران و ساربانان در مراتع شمال کشور در منطقه گمیشان و با هدف شناخت و شناسایی اطلاعات و اصطلاحات رایج آنها از شتر و شترداری پرداخته شده است. منطقه مورد بررسی جزء مراتع قشلاقی استان گلستان و شهرستان گمیشان می باشد که تقریباً در 25 کیلومتری این شهرستان واقع شده است. در این پژوهش سعی شده تا از طریق روش هایی مانند مصاحبه، مشاهده، عکسبرداری و فیلمبرداری اطلاعات لازم در زمینه شیوه شترداری با تکیه بر دانش بومی جمع آوری شود. یافته ها در این پژوهش شامل دانش بومی مربوط به چرخه با تقویم فعالیت های شترداری و ساربانی، چراگاه گله شتر، موارد مربوط به تولید مثل و زایش در شتر، دام های همراه گله، جایگاه گله در شترها، نشانه گذاری در دام و تولیدات شتر مانند شیر و فرآورده های آن، پشم و کرک و همچنین گوشت می باشد.
نشاط عمومی در زندگی اجتماعی فرهنگی شهر: مطالعه ای با رویکرد تئوری کیفیت اجتماعی در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این تحقیق مطالعه ی جامعه شناختی نشاط عمومی در شهر اردبیل با رویکرد تئوری کیفیت اجتماعی است. در این تحقیق با استفاده از تئوری کیفیت اجتماعی به تنظیم فرضیه و پرسشنامه مبادرت گردیده است. متغیر وابسته نشاط عمومی و متغیر مستقل کیفیت اجتماعی است. مفهوم کیفیت اجتماعی عبارت است از میزان توانایی شهروندان در مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی جوامع حاضر در آن، تحت شرایطی که رفاه و پتانسیل شخصی آنها ارتقا یابد. کیفیت اجتماعی، به چهار حوزه اشاره دارد: امنیت اقتصادی، انسجام اجتماعی، ادغام اجتماعی و توانمندسازی اجتماعی. در این پژوهش مدل کیفیت اجتماعی بر مبنای این فرضیه شکل گرفته که شادکامی افراد تحت تأثیر چهار مؤلفه ی ذکر شده قرار می گیرد. پژوهش حاضر از نظر کنترل شرایط پژوهش، پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی مقطعی است. جامعه ی آماری آن همه ی شهروندان بالای ۱۵ سال شهر اردبیل است وحجم نمونه ۳۹۹ نفر تعیین شده است. اطلاعات با یک پرسشنامه ای ۳۲ سؤالی و با روایی سازه های مناسب (براساس ضریب آلفای کرونباخ) برحسب نسبت سن و جنس و از طریق نمونه گیری چند مرحله ای (ابتدا طبقه بندی شده و سپس تصادفی) تکمیل گردیده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که میانگین نشاط در مجموع با مقدار ۷۲/۳ نیز به طور معناداری از حد متوسط بالاتر است. در مجموع در جامعه ی آم اری م ورد مطالعه افراد، نش اط خود را بالاتر از ح د متوسط ارزیابی می کنند. همچنین کیفیت اجتماع ی در شه ر اردبیل در حد متوس ط ارزیابی می شود. طبق یافته های تحقیق، بین کیفیت اجتماعی و نشاط عمومی همبستگی و رابطه ی معناداری وجود دارد و بیانگر این واقعیت است که در این پژوهش، تئوری کیفیت اجتماعی هم به عنوان تئوری و هم به عنوان رویکرد برای تبیین نشاط عمومی، توسط نتایج این پژوهش، حمایت می شود.
اخلاق علم در فضای آموزش علوم اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق در آموزش بهمثابه بخشی از اخلاق حرفهای آکادمیک، مجموعهای از قواعد و ضوابط ایجابی و سلبی حرفهای مورد توافق اجتماع علمی است که کنشگران حوزهی آموزش را ملزم به رعایت اخلاق و پرهیز از بیاخلاقی در فرآیند آموزش علم مینماید. اعضای هیات علمی، دانشجویان و مدیران سه دسته از کنشگران اصلی در فضای آموزش هستند که متناسب با نقش و انتظارات نقش خود ملزم به رعایت اخلاق حرفهای و حفظ شرافت دانشگاهی هستند. نظر به مسالهمندی رعایت اخلاق علم در فضای آموزش دانشگاهی پرسش از «گونههای عدم تبعیت از هنجارهای مرتبط با نقش کارگزاران اصلی (اساتید، دانشجویان و مدیران) فضای آموزش علوم اجتماعی در ایران» موضوع این پژوهش است. این پژوهش با کاربرد تکنیک تحلیل محتوای کیفی و استفاده از مصاحبهی نیمهساختمند و مراجعه به تجربیات دانشجویان دکتری رشتههای علوم اجتماعی دانشگاههای علامه طباطبایی، تهران، شهید بهشتی، الزهرا و تربیت مدرس قصد دارد تا گونههای هنجارشکنی اخلاق علم در فضای آموزش علوم اجتماعی ایران را با توجه به موقعیت و نقش هر یک از کنشگران اصلی این رشته شناسایی نماید. نتایج پژوهش نشان میدهد دامنهی عدم تبعیت از هنجارهای اخلاق علم در آموزش علوم اجتماعی گسترده است و نهفقط صرفا به کنشگران رشتهی علمی (اساتید، دانشجویان و مدیران) برحسب میزان و نوع هنجارشکنی علمی محدود نمیشود بلکه متاثر از ساختار آموزش در سطوح دانشگاه، دانشکده و گروه آموزشی شامل قواعد، قوانین و رویههای سازمان آموزش است. انتظار میرود اتخاذ یک رویکرد تلفیقی در شناسایی گونههای عدم تبعیت از هنجارهای اخلاق علم در دو سطح کنشگر و ساختار و پرهیز از یکسونگری در بررسی این موضوع بتواند درک روشنبینانهتری از وضعیت اخلاق علم در ساختار آموزش عالی ایران ارائه نماید.