"یکی از پدیده های اجتماعی جامعه معاصر ایران در حوزه روابط بین شخصی، پدیده نوظهور معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج است. این مطالعه با هدف بررسی و شناخت نگرش دانشجویان نسبت به معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج و همچنین بررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش به این گونه معاشرت ها انجام شده است. در این مطالعه که به روش پیمایش صورت گرفته است، 398 نفر دانشجوی دختر و پسر از دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. چهارچوب نظری مورد استفاده در این مطالعه، نظریه تغییر نگرشی و ارزشی رونالد اینگلهارت بوده است.
یافته های پژوهش نشان می دهد که 25.6 درصد از دانشجویان دارای نگرشی مثبت، 50.8 درصد نگرشی میانه و 23.6 درصد از آنان دارای نگرشی منفی به این گونه معاشرت ها بوده اند. این در حالی است که نگرش خانواده ها منفی تر از نگرش دانشجویان بوده است و زنان نگرش بسیار منفی تری نسبت به مردان به این گونه معاشرت ها داشته اند. از میان متغیرهای مورد بررسی، متغیرهای (اولویت های ارزشی مادی / فرامادی، اعتقادات دینی، پایبندی به ارزش های دینی، نگرش خانواده، نگرش دوستان، جنسیت و میزان هزینه شخصی) دارای رابطه معنادار آماری با متغیر وابسته بوده اند. در تحلیل چند متغیره نیز متغیرهای مستقل موجود در مدل تحقیق توانسته اند در کل 76.8 درصد از واریانس متغیر وابسته را در جامعه آماری تبیین کنند که این مقدار نشانگر میزان بالای برازش مدل تحقیق می باشد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که متغیرهای مربوط به فرض جامعه پذیری که بیشتر فرهنگی بودند تاثیر بیشتری بر نگرش دانشجویان داشتند تا متغیرهای مربوط به فرض کمیابی.
"
"مقاله حاضر با مرور متون برنامهریزی زبان در آثار غربیان و ایرانیان به تبیین جایگاه متولیان برنامهریزی زبان به طور کلی و زبان فارسی به طور خاص میپردازد و در حقیقت در جستجوی پاسخ پرسشهای زیر است: چه کسانی میتوانند متولی برنامهریزی زبان باشند؟ در این میان رسانهها چه جایگاهی دارند؟ رسانه ملی ایران چه جایگاهی در برنامهریزی زبان دارد؟ مردم ایران که مخاطبان برنامهریزی زبان فارسی هستند، چه نگرشی نسبت به متولیان این برنامهریزی بویژه رسانه ملی دارند؟ در این مقاله، نقش منحصر به فرد سازمان صدا و سیما و ضرورت به رسمیت شناختن این نقش تبیین میشود.
"
اسکاکپول در مقام «نظریه آزمایی» با استفاده از تحلیل تاریخی ـ تطبیقی و به کارگیری روشهای استقرای حذفی توافق و اختلاف جان استوارت میل ضمن اثبات درستی تئوری خویش، مدعی شد که فرضیات نظری تئوری پردازان اصلی انقلاب (مارکس، گار، تیلی، اسملسر و جانسون) را رد نموده است. مقاله حاضر با به کارگیری همان منطق و روش شناسی به کار گرفته شده توسط اسکاکپول، یعنی دستگاه استقرای حذفی میل، مورد انقلاب اجتماعی ایران به موردهای قبلی مطالعه وی اضافه گردید تا مشخص شود حضور این مورد جدید ــ که موردی مناسب و مشمول قلمرو مضمونی تئوری اسکاکپول محسوب می شود ــ چه دلالت آزمونی برای تئوری انقلاب وی خواهد داشت.
"مقاله حاضر به بررسی تلاقی موسیقی پست مدرن ـ سبک و زمینه موسیقایی آن ـ با رسانههای دیجیتال میپردازد نویسنده با اشاره به ویژگیهای موسیقی پست مدرن که همچون رسانههای دیجیتال شکلی از التقاط و چند سبکگرایی را در خود میآمیزد، علیه خود مختاری موسیقی، مصرف انبوه و فرهنگ تودهای قد علم میکند. خدمات و امکانات رسانههای دیجیتال و توانایی آنها در آشکار ساختن هویتهای فردی که عضوی از خرده فرهنگهای خاص هستند، صنعت توده را بار دیگر به چالش میکشد.
نویسنده معتقد است موسیقی دوازده دانگی (تونالیته) از طریق امکانات رسانههای دیجیتال، منجر به چهار پیآمد قابل توجه میشود: 1ـ معنا و ساختار موسیقی در شنوندگان شکل می گیرد. 2ـ خود مختاری موسیقی به عنوان نوعی کالای مصرفی کاهش مییابد. 3ـ رشد خرده فرهنگها را امکانپذیر میسازد 4ـ خلاقیت و تفکر را تقویت میکند. این پیآمدها نشانگر این فرضیه هستند که موسیقی پستمدرن، صنعت توده در جامعه سرمایهداری را از دریچه دیگری به چالش میکشد
"
"این مقاله برگرفته از پژوهشی است که در سال 1384در مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما با هدف بررسی میزان و چگونگی نمایش خشونت در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیون ایران انجام شده است و نتایج آن با پژوهش مشابهی که در سال 1379 در همین مرکز انجام شده مقایسه گردیده است.
از نتایج جالب توجه این مقایسه آن که: میزان نمایش اعمال خشونتآمیز در این سالها تنها 1درصد کاهش یافته و افرادی که دست به خشونت زدهاند بیشتر دارای نقش مثبت بودهاند. " "اعمال خشونتآمیز، ویژگیهای خشونت، فیلمهای سینمایی، سریالها، صحنههای خشونتآمیز، قالب جدی خشونت، خشونت عمدی و سهوی، نحوة ارائه خشونت، مهاجم، قربانی.
"
به منظور مقایسه چهار حالت هویت سردرگم، زود هنگام، مهلت خواه و کسب شده در سه گروه عرب، بختیاری و غیرعرب و غیربختیاری، آزمون تجدید نظر شده هویت بنیون و آدامز (امیدیان 128:1382) به 347 دانش آموز دختر و پسر داده شد. این دانش آموزان به صورت تصادفی از 8 شهرستان استان خوزستان انتخاب شدند. 78 نفر آنها عرب، 105 نفر بختیاری و 164 نفر از سایر گروه ها بودند. نتایج در رابطه با مقایسه نمره های هویت نشان داد که تفاوت آزمودنی ها در هویت کسب شده معنی دار نیست ولی آزمودنی های عرب در حالتهای هویت سردرگم و زودهنگام، از بختیاری ها و گروه غیرعرب و غیربختیاری بیشتر بودند. در حالت هویت مهلت خواه دانش آموزان عرب زبان و بختیاری ها از گروه سوم نمره بیشتری کسب کردند. در بعد اعتقادی گروه عرب زبان در هویت زود هنگام بر دو گروه دیگر برتری داشتند. در حالت مهلت خواه، در بعد اعتقادی گروه عرب فقط بر گروه غیرعرب و غیربختیاری برتری داشت و با گروه بختیاری تفاوت معنی داری نداشت. در بعد روابط بین فردی نتایج مشابهی به دست آمد. در حوزه هویت ملی دانش آموزان بختیاری از نظر هویت زود هنگام و مهلت خواه بر گروه سوم برتری داشتند. نتایج با توجه به دیدگاه مارسیا (1966) و پینی (1992) مورد بحث قرار گرفت.
"مقالة حاضر به بررسی نسبت رسانه و زبان میپردازد. این نسبت را میتوان در قالب یک نسبت زبان شناختی و شناختشناسی (epistemology) در نظر گرفت. رویکردی نیچهای به زبان نشان میدهد که چگونه زبان از استعارهها شکل گرفته و چگونه در حوزة شناختشناسی، بنیاد فهم زبان را استعاره میسازد. استعاره در کاربرد ادبی، انتقال یک موضوع (یا پیام) به موضوع دیگری است که به ظاهر با موضوع اول مرتبط نیست، اما معنا و تجربة دیگری از آن را به دست میدهد. از سوی دیگر، با رویکردی مک لوهانی به رسانه، به سه سازة بنیادین رسانه اشاره میشود: انتقال، پیام (در قالب زبان گفتاری یا زبان تصویری) و معنا. وجود همین سه سازة بنیادین در یک ارتباط زبانی، نسبت زبان شناختی و شناختشناسی زبان و رسانه را مشخص میسازد؛ از آنجا که هرگونه «ارتباط زبانی» از یک «پیام» تشکیل شده است که از فرستنده به گیرنده «منتقل» میشود و «معنای» نهایی را میسازد، میتوان به این نتیجه دست یافت که بنیاد رسانه نیز چون بنیاد زبان بر استعاره است و به عبارت دیگر رسانه همان استعاره است.
"
مقاله مبانی نظری ساختار تعامل پلیس و مردم در راستای اجرای سیاست های کلان فرماندهی نیروی انتظامی و با هدف پایان نگاه تک بعدی ناجا به مقوله نظم و امنیت شهری و بهره مندی پلیس از سرمایه های اجتماعی تالیف شده است.
این مقاله درصدد شناخت تعاملات پلیس و مردم، تدوین الگو و بازسازی مجدد روابط متقابل ناجا با جامعه است. اهمیت این موضوع از جنبه های سازمانی و اجتماعی قابل اشاره است. به خصوص اینکه تعاملات اجتماعی پلیس راه گشای بسیاری از تنگناهای سازمانی و برنامه ریزی در محورهای زیر است:
فرایند اعتماد سازی برای مشارکت مردم در طرح های انتظامی و امنیتی ناجا.
ناخت راه های تقویت گرایش مردم به نظم و امنیت و نحوه مشارکت آنان با پلیس در مواقع بروز بحران های اجتماعی.
شناخت قواعد و هنجارهای تعاملات اجتماعی پلیس و مردم در چهار حوزه گفتمانی، عاطفی، مبادله ای و قدرت (اقتدار).
"پس از تشکیل دولت مدرن در ایران ـ در زمان رضا شاه ـ تا کنون یکی از دغدغه خاطرهای مسئولین امنیتی و سیاسی کشور حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران بوده، بگونه ای که پس از آن فرآیند مشارکت ملی با چالش های جدی مواجه شده است و همبستگی ملی متاثر از نوع رویکرد حکومت مرکزی در برخی مناطق ایران که منطبق بر اقوام غیر فارس و غیر شیعه مذهب هستند در دوره های خاص تاریخی انسجام سرزمینی کشور را به چالش گرفته است. قوم بلوچ، در جنوب خاوری کشور در استان پهناور سیستان و بلوچستان ساکن است. این قوم که دنباله آن به خارج از مرزهای سیاسی ایران کشیده شده، عوامل پیوندگر متعددی آن را با سایر اجزای ملت ایران پیوند داده، همچنین عوامل دیگری نیز این پیوند را تضعیف کرده است. این مقاله برآن است که ضمن تبیین نظری دو رویکرد کارکردگرایی هارتشورن و آیکونوگرافی (نمادنگاری) گاتمن در خصوص عوامل انسانی و جغرافیایی نقش آفرین در همگرایی و واگرایی موثر در وحدت ملی را در خصوص قوم بلوچ مورد پژوهش قرار دهد.
اطلاعات مورد نیاز این تحقیق به روش کتابخانه ای و تهیه پرسشنامه در ارتباط با برخی نخبگان قومی بلوچ (اعضای شورای شهر و مولوی ها) و همچنین مصاحبه با مسئولین استان گردآوری شده، سپس اطلاعات گردآوری شده به روش کیفی و توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. در نتیجه تحقیق مذکور همگرایی قوم بلوچ با دیگر اجزای ملت ایران افزایش یافته است."