این پژوهش به وضعیت فرآیند کارآفرینی زنان با تاکید بر جامعه ایران می پردازد. یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی و سنجش توسعه و پیشرفت هر کشور میزان مشارکت زنان در تولید است این تحقیق به میزان خلاقیت، کسب و کار و نوآوری های زنان در بخشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پرداخته است. بررسی شواهد تجربی حاکی از آن است که با وجود احراز نقش های دوگانه زنان شاغل...
هدف از مطالعه حاضر، پیگیری و ردیابی دانش آموختگان کارشناسی دانشگاه های شهید چمران اهواز، لرستان و ایلام طی یک دوره پنج ساله بود.1 در این مطالعه با بهره گیری از چارچوب نظری تجدید نظر شده نظریه وبر، توسط براون و اسکیس، رابطه آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار ایران بررسی گردید. با استفاده از روش میدانی- توصیفی (ردیابی) دیدگاه 1800 نفر از دانش آموختگان هر سه دانشگاه در گروه های آموزشی فنی و مهندسی، علوم پایه، کشاورزی و دامپزشکی و علوم انسانی که طی سال های 1375 تا 1380 فارغ التحصیل شده بودند ردیابی گردید. نتایج به دست آمده نشان داد: اولاً مساله اشتغال دانش آموختگان در کشور بحرانی بوده است. ثانیاً در زمینه مطابقت تجارب و برنامه آموزشی دوره های کارشناسی با نیازهای موجود در بازار کار ناهماهنگی وجود داشته است. ثالثاً نتایج این مطالعه، دیدگاه نظری براون و اسکیس (تجدید نظر شده وبر) را برای دستیابی به اشتغال در بازار کار ایران تایید می کند. لذا ضروری است دانشگاه ها در چهار زمینه اساسی «مهارت های روش شناسی و کارآفرینی، مهارت های علمی، مهارت های ارتباطی و مهارت های اطلاع رسانی» فعالیت های خود را متمرکز سازند
"بازنمایی زنان در آگهیهای بازرگانی و جایگاه جنسیت در تبلیغات بخشی از مهمترین و شاید جذابترین مطالعات ارتباطی است که اغلب زیرمجموعه مباحث جامعهشناسی تبلیغات قرار میگیرد. مطالعات داخلی و خارجی متعددی که در این زمینه انجام شده، ابعاد متنوعی از چگونگی بازنمایی جنسیت در آگهیها را مورد توجه قرار داده است اما در این میان (و به طور خاص در ارتباط با زنان) دو موضوع «استفاده ابزاری از زنان در صور غیراخلاقی» و «بازنمایی زنان در نقشهای سنتی و تکرار کلیشههای جنسیتی با تأکید بر تفاوتهای زن و مرد» بیش از سایر موضوعها، مورد توجه محققان علوم ارتباطات و نیز جامعهشناسان قرار گرفته است. این مقاله، موضوع دوم یعنی چگونگی بازنمایی زنان در قالب نقشهای سنتی و بازتولید کلیشههای جنسیتی در تبلیغات را مورد توجه قرار داده است.
"
"مقالة حاضر کنکاشی است پیرامون نقش رسانه در ارتقا یا تضعیف سلامت جسمی و روانی خانواده.
نویسنده برای تبیین موضوع، با برجسته کردن کارکرد آموزشی رسانه، روشهای مستقیم و غیرمستقیم القای مفاهیم مربوط به حوزة بهداشت و سلامت را از طریق رسانههای دیداری و شنیداری برمیشمرد.
همچنین در بخشی از مقاله به تحولات خانواده در دوران معاصر اشاره شده که رسانهها جهت تاثیرگذاری بیشتر و انطباق برنامهها با واقعیات اجتماعی باید به آنها توجه کنند.
کلید واژهها: سواد سلامتی، رویکرد سلامتمحور، نظریه بازتاب رسانهای، سلامت اخلاقی، نظریه کنترل اجتماعی، جدایی عاطفی، خانواده زیستی، خشونت خانگی.
"