هدف جامعه و نظام اسلامی، تعالی معنوی و مادّی آحاد امّت اسلامی است. در چنین نظامی، تعالی انسان و نه بهره بردن هر چه بیشتر از تمتعات حیوانی اصالت خواهد داشت. برای فراهم آوردن چنین شرایطی لازم است نظام های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور بر مبنای ارزش های اسلامی، پایه ریزی و سازماندهی شوند تا نه تنها عوارض نامطلوبی را بر فرهنگ جامعه نگذارند، بلکه خود تعمیق گر ارزش های اسلامی باشند. این رویکرد فعالانه در مقابل رویکردی انفعالی قرار می گیرد که در آن نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فارغ از چشم انداز فرهنگی مطلوب پایه ریزی شده آن گاه عوارض و آثار این نظام ها بر فرهنگ ارزیابی می گردد و در جهت کاهش عوارض منفی تلاش می شود. در این مقاله پارادایم تعالی (با محوریت فرهنگ) به عنوان جایگزینی برای پارادایم توسعه (با محوریت اقتصاد) تبیین شده و مهندسی فرهنگی در سطوح مختلف به عنوان چارچوب برنامه ریزی کلان این نظامِ تعالی بخش مورد بحث قرار می گیرد.
"توسعه علمی از ارکان بسیار مهم توسعه همه جانبه محسوب می شود و در رشد و شکوفایی جنبه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه نقش اساسی ایفا می کند. توجه به توسعه بر مبنای نتایج پژوهش های علمی ضرورتی حیاتی است. در این راستا، ایران نیز برای رسیدن به توسعه همه جانبه نیازمند توسعه علمی است. اما آن چه از تحقیقات مرتبط با این موضوع بر می آید آن است که موانع مختلفی، توسعه علمی در ایران را با مشکل مواجه ساخته است. هدف این مقاله آن است که با استفاده از تکنیک فراتحلیل، نتایج ده تحقیق و یا اثر مکتوب را در این خصوص واکاوی کرده و با طبقه بندی موانع توسعه علمی در ایران از دیدگاه اندیشمندان، راه حل هایی را در این خصوص جست و جو نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد در حالی که تنها 10 درصد این آثار فقط به موانع درون فضای اجتماعی علم و 20 درصد فقط به موانع بیرون فضای اجتماعی علم توجه و تاکید نمودند، 70 درصد آن ها به وجود هر دو نوع این موانع در جامعه ایران اشاره دارند. براین اساس، برای برون رفت از این موانع، توجه و تلاش همه جانبه برای رفع هر دو نوع این موانع ضروری است. دیگر یافته این پژوهش آن است که تعداد اندکی از این آثار ده گانه به امکان علم بومی و نیز بومی شدن علوم اعتقاد داشته و آن را عاملی اساسی برای توسعه علمی می دانند. این آثار عدم توجه و یا کم توجهی به شرایط اجتماعی، ارزشی و فرهنگی حاکم بر فضای جامعه و نیز عدم تلاش برای بومی سازی علم را از موانع تاثیرگذار بر باروری و توسعه علم قلمداد کردند. به عبارت دیگر، این آثار توجه به منظومه ای از عوامل ارزشی و فرهنگی و اجتماعی خاص هر عرصه زندگی در فرایند تولید علم و به کارگیری یافته های علمی (بومی گرایی) و تلاش برای بازسازی نظریه ها و تحلیل های علمی و به کارگیری فناوری های غیربومی با توجه به الزامات و زمینه های بومی و ملی (بومی سازی علم) را عناصری مهم و موثر بر باروری و توسعه علم در ایران برشمردند.
"
" یکی از معضلات فعلی جامعه جوان ایران، مساله اشتغال است . بالا بودن نرخ بیکاری در کشور که تابعی از دو عامل رشد فزاینده جمعیت و کمبود فرصت های شغلی است. گرچه برخی از عوامل بیکاری، ریشه در وضعیت اقتصادی جامعه دارد ولی عوامل مهم تر را باید در فرهنگ جامعه جس ت جو کرد . در برخی استان ها مثل یزد با وجود وضعیت طبیعی و اقلیمی ناسازگار و نبود شرایط
مناسب، مشکلی به نام بیکاری وجود ندارد و به عکس، کرمانشاه با دارا بودن اقلیم های گوناگون، و شرایط طبیعی مساعد در رده استان های با بیشترین مشکل 18 ساله شهر کرمانشاه - بیکاری است. این مقاله بر آن است تا نگرش جوانان 26 نسبت به کار و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را مورد بررسی قرار دهد . جامعه 18 ساله ساکن شهرکرمانشاه تشکیل می دهد. روش - آماری این تحقیق را جوانان 26 پژوهش پیمایش با استفاده از تکنیک پرسشنامه بوده است و آزمون فرضیات پژوهش نشان می دهد که عوامل اجتماعی با نگرش به کار مرتبط است؛ به گونه ای که میزان
« نگرش به مردم و آینده شهر » و نیز « رضایت از زندگی » و « رضایت از خانواده » رابطه دارد. « نگرش به کار » با نوع یافته های پژوهش مؤید این نکته است که بحران ارزش ها موجب می شود
فرآیند جامعه پذیری بدرستی انجام نشود و جوانان به عنوان ماحصل این فرآیند قادر به درونی کردن نگرش مثبت به کار نباشند. "
هدف از این مطالعه، مقایسه کارکرد خانواده در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی با گروه غیربالینی و نیز بررسی میزان هم پوشی در کارکرد خانواده بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی است. شرکت کنندگان در این پژوهش شامل 90 نفر (67 نفر زن) بوده، که از این تعداد 46بیمار در قالب دو گروه مبتلا به اختلالات اضطرابی (n=18) و افسردگی(n=28) و 44 نفر در گروه غیربالینی قرار گرفتند.
مقیاس سنجش خانواده (FAD) توسط افراد هر سه گروه تکمیل شد. آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) برای بررسی معنادار بودن تفاوت میانگین های سه گروه انجام شد.
بر اساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره بین گروه بیماران مبتلا به افسردگی، اختلالات اضطرابی و گروه غیربالینی، تفاوت معناداری در نمرات میانگین زیرمقیاس های FAD وجود داشت. بدکارکردی حوزهای کارکرد کلی، حل مسئله، نقش ها، پاسخگویی عاطفی، و کنترل رفتار در دو گروه بیماران، هم پوشی نشان داد. گروه بیماران افسرده به طور خاص در بعد ارتباطات و بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی در بعد آمیختگی عاطفی بدکارکردی نشان دادند. تلویحات بالینی و پژوهشی این مطالعه مورد بحث قرار گرفته است.
بیماری های مزمن از جمله دیابت می توانند اثرات قابل ملاحظه ای را بر کیفیت زندگی روزمره مانند ارتباطات خانوادگی، ازدواج و ارتباطات زناشویی داشته باشند. اگرچه تاثیر دیابت در زندگی هر دو جنس مشهود است ولی این تاثیر در تمام جوانب زندگی یک دختر نوجوان برجسته تر می باشد.
هدف این مطالعه تبیین مشکلات ازدواج و تشکیل خانواده از دیدگاه دختران نوجوان مبتلا به دیابت است.در این مطالعه کیفی، تعداد 28 دختر نوجوان، بین 18-13 سال، مبتلا به دیابت نوع 1 مراجعه کننده به انجمن دیابت آذربایجان غربی و درمانگاه های بیمارستان های شهر ارومیه با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف مورد مطالعه قرار گرفتند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق انفرادی و گروه های متمرکز و تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا انجام شد.
یافته های بدست آمده از تحلیل محتوا نشان داد که مشکلات ازدواج از دیدگاه دختران مبتلا به دیابت متاثر از سه عامل نگرش دختر نوجوان نسبت به تاثیر نامناسب بیماری، نگرش خانواده و جامعه نسبت به بیماری و مسائل روان-شناختی می باشد. با توجه به این که جوامع مختلف دارای نگرش ها و باورهای متفاوتی هستند که تغییر دادن آن ها مشکل و نیاز به زمان داشته و از سوی دیگر با توجه به ماهیت مزمن دیابت، نگاه جامعه و خانواده به بیماری دیابت، ویژگی های سنی نوجوانان و با توجه به این که در حال حاضر در کشور ما احتمال ازدواج در این رده سنی وجود دارد و از آن جایی که مشکلات ازدواج و تشکیل خانواده دختران نوجوان مبتلا به دیابت مربوط به عوامل متعددی می-باشد، انجام مداخلات مناسب و اصلاح الگوهای سازگاری در این نوجوانان ضروری به نظر می رسد.
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی گروهی از عوامل مرتبط با کاهش انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی می باشد. نمونه آماری تحقیق شامل 312 نفر از دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی، دانشکده پردیس و دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل در سال تحصیلی 86-1385 می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شده بودند. روش پژوهش همبستگی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته، آزمون انگیزه تحصیلی، پرسشنامه سلامت روانی، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ، امیدواری، مقیاس حمایت اجتماعی، پرسشنامه استرسورهای دانشجویی استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان داد که 56 نفر (9/17 درصد) دارای انگیزش تحصیلی بسیار پایین هستند، 249 نفر (8/79 درصد) دارای انگیزش تحصیلی متوسط هستند و فقط 7 نفر (2/2 درصد) از انگیزش تحصیلی بالایی برخوردارند. همچنین نتایج به دست آمده با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای مورد مطالعه توانایی پیش بینی انگیزش تحصیلی دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی را دارد. با توجه به نتایج، متغیرهای عزت نفس (001/0p<)، بومی بودن (001/0p<)، تحصیلات پدر (001/0p<)، تحصیلات مادر (001/0p<)، استرسورهای خوابگاه و استرسورهای محیط به عنوان عوامل درون سازمانی (001/0p<)، جنسیت (05/0p<)، و امیدواری (05/0p<) به ترتیب اولویت می توانند انگیزش تحصیلی دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی را پیش بینی کنند و سهم عزت نفس در پیش بینی انگیزش تحصیلی بالاتر از سایر متغیرها است
این مقاله تلاشی است برای تبیین نسبت جهانی شدن و رابطه هویت قومی و هویت ملی، و به این سوال پاسخ دهد که آیا ارزشهای بنیادین جهانی شدن سبب برجستگی هویت قومی در برابر هویت ملی در میان عرب زبانان ایرانی می شود و به عبارتی ارزشهای جهانی شدن چه تاثیری بر خاص گرایی در میان عرب زبانان ایرانی دارد. در این طرح از روش پیمایش استفاده شده، و علاوه بر داده های کمی از داده های کیفی از طریق انجام مصاحبه نیز استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه ”عرب زبانان شهر اهواز“ تشکیل می دهند و کلیه افراد 18 سال تا 65 سال عرب زبان اهوازی مورد پرسش قرار گرفتند. برای برآورد حجم نمونه با در اختیار داشتن جامعه آماری، از فرمول کوکران استفاده شده و حجم نمونه آماری 560 نفر برآورد گردید .برای سنجش پایانی و اعتبار داده ها و اطلاعات جمع آوری شده از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد وبرای تحلیل داده ها از تحلیل واریانسی و رگرسیون نیز استفاده شد.داده های تحقیق نشان دهنده این واقعیت است که ارزشها و گرایش به ارزشهای جهانی شدن سبب برجستگی بیشتر هویت قومی در برابر هویت ملی در میان اعراب خوزستان شده است. در عین حال داده های کیفی نشان دهنده پتانسیل بالایی برای ادغام اجتماعی یا پذیرش اجتماعی اعراب با سایر اقوام خوزستانی است. از این رو گفتمانهای برابری طلبانه که بر حقوق شهروندی ابتناء دارد می تواند راهبردهای موثری در استحکام سازه هویت ملی باشد. می توان داده های کمی و کیفی را در الگوی ناسیونالیسم مدنی یا هویت مدنی جدید ایرانیان تعبیر و تفسیر نمود.