محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، یکی از تاریخ نگاران عصر قاجار است. او چون به دربار شاه راه داشت، نکته های قابل توجهی از زندگی رجال، وضع اجتماعی، زدوبندهای سیاسی و مسائل پشت پرده را در کتابی به نام روزنامه خاطرات آورده است. از آنجا که تردید است در اینکه سایر آثار موسوم به او نوشته خود او باشند، بنابراین در این مقاله، برای شناخت اندیشه های اعتمادالسطنه، روزنامه خاطرات که نوشته اوست، مورد توجه قرار دارد. یافته های این پژوهش، بر اساس روش تاریخی و توصیف و تحلیل اندیشه های اعتمادالسلطنه در کتاب روزنامه خاطرات به دست آمده و حاکی از آن است که او با وجود آشنایی با تمدن غرب و رواج روشنگری در ایران، در زمینه اندیشه اجتماعی، دیدگاهی سنّتی داشته است؛ به طوری که اندیشه های وی در مورد شاه، این بود که او سایه خداوند بر روی زمین است. اعتمادالسلطنه، در زمینه سیاسی، مخالف هرگونه دگرگونی و تغییر است و هرنوع اصلاحی را در چارچوب حفظ وضع موجود می داند. افکار سیاسی او در زمینه قانون، حکومت استبدادی، حکومت مذهبی و اعطای آزادی به مردم، از جمله نمونه هایی است که او در آنها این اندیشه خود را نشان می دهد. از طرفی، اندیشه های وی در حیطه اقتصاد نیز به افزایش ثروت، درآمدزایی، صرفه جویی و عدم خروج سرمایه از مملکت منجر شد که در این مقاله، به تحلیل و تبیین این موارد می پردازیم.
در این مقاله سعی شده است با اشاره به دگرگونیها و تحولات سریع و شتابان در سطح جامعه جهانی و همچنین جامعه خودمان در زمینه های مختلف از جمله دگرگونیهای معرفتی، جمعیتی، رسانه ای، اقتصادی، سیاسی به آثار و نتایج حاصل از این تحولات از جمله: - بی ثباتی اجتماعی و سیاسی، بر هم خوردن مناسبات میان کشور ها، در معرض خطر قرار گرفتن بهزیستی ملی و بین المللی، کاهش قدرت نظارت اجتماعات و کشورها بر سرنوشت خویش و همچنین نگرانیهای حاصل از این تحولات جهانی در خصوص مسایل تربیتی و روابط میان فرزندان و خانواده ها بپردازد. - بی توجهی خانواده ها به مسأله اساسی تفاوت نسل ها، فقدان پیش شرط های لازم و مهارتهای سازواری با ناسازها از سوی والدین، تباین فرهنگ رسمی و غیر رسمی در جامعه، عدم توانایی خانواده ها در اقناع حس کنجکاوی فرزندان، سستی در روابط عاطفی میان والدین و فرزندان و فاصله گرفتن جوانان و نوجوانان با مذهب و جلوه های مذهبی برخی از نگرانیهایی است، که در این خصوص به آنها پرداخته شده است ضمن بررسی ابعاد مربوط به هر کدام هشدارهای تربیتی لازم برای بهره گیری مراکز رسمی و غیر رسمی آموزشی و تربیتی ارایه شود.
تمدن جیرفت با قدمت پنج هزار ساله، یکی از باشکوه ترین تمدن های ایران است، که در سال ۱۳۷۹ خورشیدی کشف و پس از مدتی مورد توجه باستان شناسان قرار گرفت. عمده آثار به جا مانده از تمدن جیرفت مربوط به کنده کاری های اشیا سنگ صابون است که با نقوش متنوعی از جمله نقوش گیاهی، انسانی، حیوانی، موجودات خیالی و فضاهای معماری آراسته و گاهاً برخی سنگ نشان شده اند. در میان این نقوش، با بررسی های انجام شده مشخص شد، نقش عقرب، پس از نقش مار بیشترین میزان فراوانی را نزد مردم این تمدن دارا بوده است. نقش عقرب به دو صورت طبیعی و خیالی ترسیم شده است که در نوع خیالی آن به صورت ترکیب با انسان دیده می شود. نقش عقرب-انسان در میان نقوش موجودات خیالی جیرفت، بیشترین درصد فراوانی را دارد که نشان از جایگاه ویژه آن به لحاظ مفهومی و اسطوره ای است. در این مقاله با توجه به جایگاه نقش عقرب به تحلیل آثار در جیرفت پرداخته می شود. هدف این مقاله مطالعه نقش عقرب به صورت آیکونوگرافی است. آیکونوگرافی، یک روش تفسیر در تاریخ فرهنگ و تاریخ هنر است که پس زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی موضوعات و الگوها را در هنرهای دیداری آشکار می کند. بدین جهت با روش توصیفی- تحلیلی به گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اسنادی پرداخته شده است. نتیجه تحقیق جنبه های شمایل شناسانه نقش عقرب را مورد مطالعه قرار داده است و نهایتاً با آوردن نقوش در جدول و رسامی کردن طرح ها، به تحلیل یافته ها پرداخته است.
بی شک ظهور سلسله صفویه در آغاز قرن دهم ﮪ / شانزدهم م، از حوادث مهم و تأثیر گذار در تاریخ ایران است. هر کدام از تحولات و دگرگونی های دوران صفویه در نوع خود بی نظیر و بی بدیل می باشد و تمام حوزه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در بر می گیرد. نحوه تشکیل حکومت صفویه، بحث های فراوانی را بین مورخان برانگیخته، تا جایی که برخی از مورخان، تشکیل دولت ملی در ایران را، مدیون خاندان صفویه می دانند که بعد از حکومت های مختلف ترک و مغول در ایران، یک حکومت ایرانی و در عین حال با مرکزیت سیاسی واحد ایجاد نمودند. علاوه بر آن رواج مذهب تشیع در ایران نیز از ویژگی های منحصر به فرد این سلسله می باشد، تا جایی که کشور ما اکنون بعنوان بزرگترین اقلیّت شیعه در جهان اسلام پذیرفته شده است. در ریشه یابی علل سقوط صفویه، عوامل مختلفی از جمله سیاستهای شاه عباس اول در زمینه تجدید سازمان ارتش صفوی و به کنار راندن قزلباشان، تبدیل املاک ممالک، تربیت جانشین در حرم و نیز ضعف جانشینان او در اداره کشور مورد توجه قرار گرفته است. در این میان پژوهش حاضر در پی بررسی انحطاط اخلاقی دربار ایران عصر صفوی و ضعف و ناکارآمدی ارکان صفوی در عصر شاه سلطان حسین بعنوان عامل مهم فروپاشی صفویه از درون است که این را حتی قبل از حمله افغانان غلجزایی در آستانه سقوط و نابودی قرار داده بود.