اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور موجب تحول در جهان بینی انسان ایرانی گردید. نشانه های این تحول پس از انقلاب مشروطه، تشکیل نخستین گروه های اپوزیسیون دانشجویی خارج از کشور در زمان رضاشاه بود. این حرکت های سیاسی که در دهه ۲۰ و ۳۰ ادامه یافت، متأثر از جریان های سیاسی درون کشور بود. در دهه ۴۰ تحولات سیاسی شتاب بیشتری یافت و با سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید امام به خارج از کشور، دانشجویان با تأسیس تشکل هایی طی سال های دهه ۴۰ و ۵۰ با ایشان ارتباط برقرار کرده و خواهان روابط متقابل جهت مبارزه با استبداد و استعمار شدند. ایشان با استقبال از فعالیت های دانشجویان، آنان را تشویق و نسبت به آینده کشور امیدوار کرد. در مقاله حاضر تلاش می شود علل و مؤلفه های تعامل میان امام و جنبش های دانشجویی خارج از کشور بین سال های ۱۳۵۷ ۱۳۴۲ بررسی شود.
جنگ ایران و عراق روابط آیندﮤ جمهوری اسلامی ایران را با بسیاری از کشورها تحت ﺗﺄثیر قرار داد. بیشتر کشورهای منطقه بلافاصله جانب عراق را گرفتند؛ اما به نظر می رسد که مواضع میاﻧﮥ امارات در برابر دو کشور، با روابط گستردﮤ این کشور با جمهوری اسلامی مرتبط بود. این پژوهش برآن است نقش روابط اقتصادی را در میزان تعهد سیاسی امارات در برابر ایران در دورﮤ جنگ بررسی کند. به نظر می رسد نتایج حاصل برای ایجاد روابط بهتر با کشورهای منطقه در جهان امروز مفید باشد. بنابراین باید پرسید: روابط اقتصادی دو کشور در میزان تعهد سیاسی امارات در برابر ایران چه تأثیری گذاشت. فرض ما برآن است که روابط اقتصادی افزایش تعهد سیاسی امارات در برابر ایران را موجب شد. در این نوشتار، روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و برپایﮥ مطالعات کتابخانه ای و نشریات ادواری است. اشتراک نظردو کشور در مسائلی مانند مخالفت با حضور بیگانگان در منطقه و دیدارهای فراوان مقامات آنها و مخالفت امارات با قطع راﺑﻄﮥ اعراب با ایران، ازجمله نشانه های افزایش تعهد سیاسی امارات متحده در برابر جمهوری اسلامی ایران در سطوح بین المللی است.
غزنویان در ابتدا توسط کرامیه با اسلام آشنایی پیدا کرده بودند و بعد از کسب قدرت در خراسان، محمود غزنوی بنا به اهداف سیاسی و به دست آوردن مشروعیت از خلافت عباسی، رهبر فرقه ی کرّامیه درآن زمان ابوبکر محمدبن اسحاق محمشاد را به ریاست نیشابور برگزید. اما عملکرد کرامیه در مدت ریاست شان و نیز اقدامات خاندان میکالی رؤسای سابق نیشابور در تضعیف کرامیه و هم چنین بی فایده بودن کرامیه برای محمود بعد از رسیدن به اهدافش، سبب برکناری آن ها از ریاست شهر شد و این مسئله باعث کاهش قدرت کرّامیان شد تا در نهایت، در سال 488ه.ق براثر درگیری مذهبی ای که در نیشابور پدید آمد، آن ها برای همیشه از نیشابور بیرون رانده شدند. این پژوهش با شیوه ی توصیفی تحلیلی و با روش گردآوری کتابخانه ای درصدد است تا روابط کرامیه و غرنویان را تحلیل کند و هم چنین علل برکشیده شدن کرامیه به ریاست شهر نیشابور و هم چنین علل برکناری آنان را بررسی کند.