خداوند کتب آسمانی را محور هدایت انسان و قرآن را محور تمامی کتب آسمانی قرار داد. تولد آثار غنی و مؤثر در فرهنگ و تمدن اسلامی نیز بر پایة این رهیافت رخ داد. آیت الله مرعشی نجفی از دوران جوانی با توجه به علاقه و احساس ضرورت در بازشناسی نسخه های خطی، شروع به جمع آوری این ذخایر کرد. او دست به تأسیس کتابخانه ای زد که یکی از بزرگ ترین مجموعه های جهان اسلام محسوب می شود و امروزه گنجینه ای بزرگ از نسخه های خطی ادوار گوناگون به شمار می رود. در این مقاله در پی آن هستیم تا پس از آشنایی با خطوطِ شش سدة اولیه اسلام و ویژگی های تزیینی(تذهیب) صفحات قرآنی، به بررسی نسخه های این کتابخانه بپردازیم و به این پرسش ها پاسخ می دهیم که:
خوشنویسی مورد استفاده در قرآن های خطی شش سدة اول اسلام از چه نوع بوده است؟
نسخ خطی قرآنی موجود در کتابخانة آیت الله مرعشی، متعلق به شش سدة اول اسلام، از حیث شیوة خوشنویسی و تذهیب های به کار رفته چه ویژگی های بارزی دارند؟
هدف: این پژوهش بر آن است که به بررسی وضعیت فرهنگی ارامنة بوشهر و تأثیر فعالیت آنها در رشد فرهنگی این شهر در دورة قاجار بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و برپایة منابع کتابخانه ای و اسناد این دوره انجام شده است. در پایان نیز پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها به استنتاج پرداخته شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش:ارامنة بوشهر در دوره قاجار در محلات مخصوص به خود در بوشهر سکونت و بیشتر به تجارت و بازرگانی اشتغال داشتند. ارامنة این شهر از لحاظ اعتقادی جزء مسیحیان ارتدوکس و در ارتباط مستمر با ارامنة اصفهان بودند. آنها در این دوره با حفظ آئین و زبان مادری خود به زبان های مختلف مورد نیاز خود تسلط داشتند. درمورد نحوة پوشش ارامنه، در این دوره به طور عمده تمایزی میان آنها و اهالی بوشهر وجود نداشت. همچنین، با حفظ هویت مذهبی و فرهنگی خود، نقش فعالی در رشد و توسعة فرهنگی بوشهر داشتند. علاوه بر تأسیس مدرسه و نوانخانه ویژه ارامنه، در توسعه مدرسة سعادت مظفری و ارائة الگویی جهت تأمین بودجة آن مشارکت فعال داشتند. اقدامات ارامنة بوشهر تنها به این بندر محدود نبود و در تأسیس نهادهای آموزشی و امور مطبوعاتی در دیگر بنادر خلیج فارس نیز نقش قابل توجهی دربالا بردن سطح آگاهی و رونق این بنادر ایفا کردند.
اصفهان، شهری با سابقه کهن در مرکزفلات ایران، هزار سال تجربه شهرنشینی به شیوه اسلامی- ایرانی را پشت سرگذاشته و در این گذر طعم ویژه سه دوره برجسته( آل بویه، سلجوقیان، صفویه) را آزموده است ؛ که اوج آن در دوره صفویه رغم خورد. یکی از نمادهای بالندگی شهرنشینی در این دوره توسعه «اقتصاد شهری» اصفهان بود که عوامل گوناگونی در تحقق آن نقش داشتند. دراین پژوهش نقش شاخص های «جمعیت»،« زیرساخت های حمل و نقل» و«مکان یابی» که از مؤلفه های علم «اقتصاد شهری» به شمار می روند، مورد بررسی قرار می گیرند. در این راستا، این سوال مطرح می شود که این شاخص ها تحت تأثیر چه عواملی شکل گرفتند و چه نقشی در توسعه سازمان «اقتصاد شهری» اصفهان در این دوره داشتند. پژوهش حاضر تحقیقی تاریخی است که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی نظیر «تراکم جمعیت»، « توسعه زیر ساخت های حمل ونقل» و «مکان یابی مناسب عناصر شهر» تأثیر بسزایی در توسعه «اقتصاد شهری»اصفهان دوره صفوی داشته اند.
بلوچستان در آغاز حکومت قاجار گرفتار آشوب های ناشی از منازعات خان های محلی گردید. بخش وسیعی از این منطقه که همواره جزو جغرافیای تاریخی ایران بوده، سرانجام با دخالت انگلستان جدا شد.
پژوهشگر می کوشد پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابد که آیا قاجارها در آغاز حکومت شان توانستند حاکمیت دولت مرکزی را در بلوچستان تثبیت کنند؟ سؤال دیگر این که چه کسانی طی دوران زمامداری فتحعلی شاه و محمدشاه در صحنه سیاسی این ایا لت نقش آفرین بودند؟
چنین فرض می شود کشمکش های محلی در بلوچستان که ریشه در تاریخ میانه ایران داشت، فرصت تثبیت حاکمیت ایران بر این ناحیه را پس از فروپاشی دولت صفوی و افشاری نداد و دولت انگلستان نیز کوشید از این نابسامانی سیاسی در جهت مطامع استعماریش استفاده کند.
این تحقیق با بهره گیری از مندرجات سفرنامه ها، خاطرات رجال سیاسی و سایر منابع دست اول، به روش«تحلیل تاریخی» تحوّلات سیاسی بلوچستان را در یک دورة حساس تحلیل می نماید.
این بررسی نشان می دهد: بلوچستان در آغاز دورة قاجار کانون ناآرا می های فراوانی گردید که دولت انگلستان با فرصت طلبی کوشید با فرقه تراشی بر نابسامانی آن بیفزاید. قاجارها هم به دلیل درگیری با دولت روسیه و انکلس و نیز بی کفایتی برخی دولتمردان، نتوانستند حاکمیت ایران را بر این نواحی به طور کامل برقرار سازند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی کارکرد قشقایی ها در رابطه با نهضت ملی ایران پس از کودتای 28 مرداد 1332 می باشد.
روش رویکرد پژوهش: این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای و سپس تجزیه و تحلیل داده ها به پاسخ به سوالات پژوهش پرداخته است.
یافته ها و نتایج: یافته ها حاکی از آن است که با آشکار شدن موفقیت کودتا در روز 28 مرداد 1332، قشقایی ها، پس از آنکه از پیشنهادشان مبنی بر حرکت مصدق به سوی منطقه ایلی قشقایی نتیجه ای نگرفتند، خود عازم ایل شدند و در آنجا با خلع سلاح پاسگاه ها، در مقابل دولت کودتا حالت نظامی به خود گرفتند. آنها در مدت زمانی که اثر بخشی آن 4 ماه و دامنه اش بیش از یک سال طول کشید، تلاش کردند تا اقداماتی را علیه حکومت کودتا انجام دهند و در این راه دست به گردهمایی های ایلی، قراردادهای درون و برون ایلی و گفتگوهایی با حزب توده، که تلاش مشابهی را انجام می داد، زدند.
در عصر پیامبر(ص) غزوات و سرایایی در سه جبهه مشرکان، یهود و روم تدارک دیده شد. در مجموع، 29 غزوه و 66 سریه صورت گرفت که جز در یک غزوه (احد)، همه با پیروزی همراه بود. یکی از عوامل موفقیت در این جنگ ها، سازماندهی کارآمد نیروی نظامی درعرصه جنگ بود. آن حضرت مسلمانان را در دو شیوه جنگ منظم (غزوه) و جنگ نامنظم (سریه) وارد کارزار کردند. پیامبر(ص) هیچ گاه بدون سازماندهی چهارگانه جنگ نمی کردند که شامل سازماندهی قبل از حرکت، در حین حرکت ، در اردوگاه یا محل استقرار و نهایتا در حین جنگ. در این تحقیق برآنیم تا بررسی کنیم هر یک از این سازماندهی ها چگونه صورت می گرفته و چه ویژگیهایی داشته است. فرضیه این تحقیق بر این امر استوار است که این سازماندهی ویژگی های منحصر بفردی داشته و بر پیروزی در غزوات و جنگهای ایشان تاثیر داشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد اولاً این چهار مرحله سازماندهی از ابتکارات رسول خدا (ص) بوده و درعصر جاهلیت، وجود نداشته وثانیاً این سازماندهی در پیروزی و موفقیت جنگی مسلمانان تأثیر مستقیم داشته است.
ظهور تمدن جدید در اروپا و انتشار آن به ماورای اروپا از مجرای استعمار، به اجبار نوسازی را بر جوامع شرقی و از جمله ایران، تحمیل کرد. اما نوسازی اجباری به جای تاسیس تمدن جدید به دوگانگی و التقاط تمدنی منجر شد. رفع این نقیصه جز با نوسازی اختیاری و انتقال کامل تمدن جدید ممکن نبود. اما، انتقال تمدن جدید بدون الگو و طرح معین نظری و عملی ممکن نمیشد. یافته های این تحقیق نشان میدهد که امیرکبیر از کلیت تمدن جدید درک و تصویر ذهنی مشخصی داشت و اقدامات نوسازانه او براساس الگو و طرح معینی در نظر و عمل آغاز و هدف اصلی او تاسیس تمدن جدید بود. اما، شکست اقدامات او نه به دلیل مشکلات و نقائص شناختی و ادراکی از تمدن جدید، بلکه، به علت غلبه مدافعان شرایط و مناسبات جاری و مخالفت آنان با اصلاحات و نوسازی همه جانبه بود.
دوران حکومت خاندان بویه، از درخشان ترین دوره های تاریخ ایران محسوب می گردد. بنیان گذاران این سلسله مهم ترین حکومت مستقل و نیرومند ایرانی بعد از اسلام را تأسیس کردند. یکی از مهم ترین فرمانروایان این حکومت، ابوشجاع فنا خسرو، ملقب به عضدالدوله می باشد که بدون شک از نامدارترین چهره های آل بویه و سرآمد جباران عصر خویش می باشد. اقدامات عضدالدوله در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی، مذهبی و مخصوصاً در زمینه عمرانی او را از دیگر امیران آل بویه متمایز کرده است. در نوشتار حاضر، سعی شده با رجوع به منابع تاریخی دست اول و متأخر و بر اساس روش تاریخی-تحلیلی، شخصیت و اقدامات عضدالدوله دیلمی در زمینه های سیاسی، فرهنگی، مذهبی و عمرانی مورد بررسی قرار گیرد. با نگاهی به فهرست اقدامات و شخصیت عضدالدوله دیلمی در می یابیم که وی، شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان خود را به خوبی شناخته و درک کرده بود و شاید بتوان گفت که عضدالدوله فراتر از زمان خود و یا لااقل همراه با زمان حرکت می کرد که در نتیجه آن به خاطر گستردگی قلمرو و فتوحات، احترام به دانش و دانشمند، ایجاد مؤسسات علمی و فعالیت های عمرانی همراه با تساهل و تسامح در مذهب، سرآمد حکام و امیران سده های نخستین هجری قمری قرار گرفته است.