ترجمه منابع آثار و تألیفات از زبان های اروپایی در دوره قاجار یک داد و ستد فرهنگی، علمی و تجربی بود که بر نگرش، جهان بینی و فرهنگ و معارف گروه های فعال اجتماعی ایران تأثیر زیادی داشت. در این فرآیند، رابطه زبان و فرهنگ در ترجمه به عنوان یک اصل مهم در مطالعات فرهنگی، نقش اثرگذاری در شکل گیری گفتمان میان متن مبدأ و ذهن و فرهنگ خالقان جدید (مترجمان) در جامعة ایران داشته است. آنچه که باعث شده است تا فاصله فرهنگی میان متن ترجمه از متن اصلی کمتر شود به اهمیت نقش ترجمه و مترجم در انتقال فرهنگی و نسبت بین سیاست فرهنگی و ترجمه مربوط می شود. تأثیر فرهنگ در انتخاب اثر برای ترجمه کردن، انتقال و دگردیسی اسطوره های فرهنگی و مفاهیم علمی و اجتماعی، تعبیر نادرست و سوء برداشت های فرهنگی، عناصر فرهنگی ترجمه ناپذیر، سانسور فرهنگی، ترجمه و سلطه زبانی و نقش ترجمه فرهنگی در ساخت فرهنگی و تداوم هویت قومی، ملی و مذهبی از مسائل مهمی است که در ترجمه های دورة قاجار قابل بررسی و ارزیابی است.
دوره قاجاریه از جهت رشد ترجمه کتاب های اروپایی حائز اهمیت است. مقدمات ترجمه و چاپ کتاب در روزگار عباس میرزا و میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی فراهم آمد و بعدها تشکیل دارالترجمه دربار و دارالفنون باعث شد ترجمه و نشر رونق بیشتری یابد. در این دوره کتاب های بسیاری چاپ و منتشر شد. علاوه بر کتاب های علمی، نظامی، فلسفی و اقتصادی تعداد زیادی کتاب های تاریخی نیز ترجمه و انتشار یافتند. با وجود این، اگرچه اقدام به ترجمه در زمینه دانش های نوین اروپا برای یافتن راهی بوده است که بدان وسیله ایران را به کاروان تمدن و دانش نوین جهانی پیوند دهد و درهای جدید از علم و معرفت را بر روی ایرانیان بگشاید، اما این مسأله دارای معایب و نقایصی نیز بود که شناسایی این معایب حائز اهمیت است.
اصفهان در دوره اسلامی تا سدهی هفتم از مراکز تمدنی است که از سنت محلی نگاری قابل توجهی برخوردار بوده است. در این مقاله مکتوبات محلی نگاری اصفهان در دو شاخهی تاریخ نگاری محلی؛ یعنی نگاشتن کتب تاریخ محلی دنیوی و دینی، به لحاظ کمی و کیفی مورد بررسی قرار گرفته است. کتب بازمانده از دستبرد حوادث و همچنین اشارات و نقل قول هایی که از کتب مفقوده، در کتاب های دیگر باقی مانده است، روی هم رفته، مجموعه ای است از آنچه از تاریخنگاری محلی باقی مانده است. با مطالعه و تحلیل این مجموعه، الگوواره ای شکلی و محتوای در هر کدام از دو گونه ی محلی نگاری جلوه گر می شود. با مقایسه مجموعه موجودِ محلی نگاری اصفهان با مجموعه محلی نگاری موجودِ سایر نقاط ایران و با بهره گیری از مدل های مستخرج از آن، می توان به تحلیل چارچوبه محتوایی و ساختاری کتب تاریخ محلی اصفهان اقدام نمود. با استفاده از این تحلیل مشخص شده که هر یک از دو گونه تاریخنگاری محلی اصفهان، ضمن برخورداری از ممیزات و ویژگی های خاص خود، تا حد زیادی تابع سنت محلی نگاری رایج در سایر نقاط ایران است.
مَنجنیق، به منزلة سنگین ترین سلاح جنگی، در قرون میانة اسلامی از اهمیت بسیاری برخوردار بود. از این سلاح برای کوبیدن دیوارهای دفاعی و نفوذ به داخل شهرها استفاده می شد. در نخستین فتوحات اسلامی، منجنیق شکل ساده ای داشت؛ اما با گذشت زمان و به موازات تکامل و افزایش استحکام حصارهای دفاعی شهرها، منجنیق ها نیز روزبه روز تغییر کردند و تکامل یافتند؛ تا آن جا که در دورة اموی منجنیق های نفت انداز و آتشین ساخته شدند و در دورة عباسی، منجنیقیون به صنفی مشخص و با وظایف معلوم در سپاه بدل شدند. در نوشتار حاضر، به تاریخچة این سلاح سنگینِ پرتابی و نیز تحولات آن تا پایان دورة عباسی می پردازیم.
دانستهها درباره ی چرایی و چگونگی شهادت شمس الدین محمد بن مکّی جِزّینی عاملی (متوفای سال 786 ﻫ.ق)، مشهور به شهید اول، اندک، مبهم و متناقض است. این ابهام باعث شده است که محقّقان برای حلّ نکات مبهم ذکر شده در گزارش های متداول درباره ی شهادت وی، حدس و گمان هایی، خاصّه بر اساس برخی نظرات فقهی او، مطرح کنند. در مقاله ی حاضر، با بررسی اطلاعات موجود به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، این فرضیه که شهادت شهید اوّل پی آمد تلاش وی برای مقابله با جریانی انحرافی در میان شیعیان شام بوده، مورد ارزیابی و دفاع قرار گرفته است.
آنگاه که تاریخ نگاری اقتصادی در حوزه مطالعات تاریخی مفهوم پیدا کند و حدود و ثغور منطقی بحث تحدید شود، شناخت و تحلیل بخشی از کنش های جمعی انسان هاست که در راستای تامین معیشت آنها در اعصار گذشته صورت گرفته است. چنین مفهومی هنگامی موضوعیت می یابد که با رویکرد میان رشته ای به تاریخ پرداخته شود و در راستای فهم ساختاری جامعه در ادوار گذشته، وجه اقتصادی کنش انسان ها مورد مطالعه قرار گیرد. مورخین هنگامی که تاریخ را در وجه ساختاری آن که همانا با حکمت در مفهوم عملی آن برابری می کند و سه وجه سیاست مدن، اخلاق و تدبیر منزل و یا همانا اقتصاد را در بر می گیرد در نظر داشته باشند، از گذشته های دور به وجه اقتصادی حیات انسانی توجه داشته اما عنوان مستقلی که بتوان آن را تاریخ نگاری اقتصادی نام نهاد برای کار خود به کار نبرده اند. به کار بردن چنین مفهومی حتی در شرایط کنونی گفتمان علمی حاکم بر محافل تاریخی نیز جای تامل دارد، اما با در نظر داشتن تلاش آن دسته از مورخینی که از دوران گذشتـه اهتمام ویژه ای بـه وجه اقتصادی حیات انسان داشته اند و مهمتر رویکرد فیلسوف مورخانی که از سده 18م به بعد نوعی درک ساختاری را از گذشته انسان مورد ملاحظه قرار داده اند می توان چنین مفهومی را با تسامح به کار برد و در جهت هرچه بیشتر تخصصی و دقیق تر شدن مطالعات تاریخی از آن استفاده نمود. در همین جهت مقاله حاضر در پی آن است که با بررسی سیر تحول مطالعات تاریخی که رویکرد اقتصادی به موضوع داشته و زمینه های تکوین چنین رهیافتی را فراهم کرده اند، به تاریخ نگاری اقتصادی و سهم آن در ارتقای سطوح کیفی و معرفتی دانش تاریخ بپردازد.