هفتوان تپه واقع در شمال دریاچه ارومیه پس از کاوشهاى گسترده در تپه حسنلو واقع در جنوب این دریاچه ودر جهت سنجش و آزمایش نتایج کاوشهاى این محوطه مهم باستانى عصر آهن ایران بین سالهاى 1960 تا 978 1 مورد کاوش قرار گرفته است. در این مقاله مجموعه سفالهاى کشف شده از دوره 5 هفتوان (عصر آهنI) با روش تحلیل کیفى و توجه به دو متغیر عمده در زمینه سفالگرى (تکنولوژى، فرم و شکل ظروف سفالى) مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته است. سپس نتایج به دست آمده با سفالگرى دوره ماقبل عصر آهن (مفرغ متاخر) (دورهVI) هفتوان مقایسه شده است، تا بتوان تغییرات در سفالگرى بین دو دوره فرهنگى را در تسلسل لایه نگارى یک محوطه باستانى به اثبات رساند. افزون بر این، نتایج این مطالعه با محوطه همزمان تپه حسنلو (دوره V) با روش تعمیم نتایج مورد بررسى قرار گرفته است. در این زمینه آنچه که بیشتر جلب توجه مى کند ماهیت متفاوت تغییرات سفالگرى در دو محوطه همزمان در دوران آهن است. نتایج این مطالعه مى تواند بعضى ابهامات موجود در باستان شناسى عصر آهن شمالغرب ایران را روشن نماید.
هنگامی که رضاشاه حکومت خود را در سال 1304ش/1925م. با حمایت کشورهای بیگانه از جمله استعمار انگلیس شروع کرد، به منظور تأمین منافع انگلیس به عنوان مهم ترین عامل در دست یابی رضاشاه به قدرت، و همچنین رسیدن به اهداف خود که بااهمیت ترین آن حفظ حکومت بود، در آغاز به همکاری با روحانیون و علما پرداخت به طوری که بسیاری از این جماعت در مراسم تاجگذاری او شرکت کردند. امّا رضاشاه پس از تثبیت قدرت خود در راستای جدایی دین از سیاست در ایران به اقدامات و اصلاحاتی از جمله مدرن نمودن کشور و ترویج فرهنگ غربی و اروپایی دست زد که با عکس العمل های مختلفی از سوی اقشار مختلف جامعه از جمله روحانیون و علما مواجه شد. در این پژوهش سعی بر این است تا با روشی توصیفی تحلیلی و استفاده از ابزار مطالعه کتابخانه ای سنخ شناسی روحانیون دوره پهلوی اول و عکس العمل روحانیت و جامعه مذهبی آن عصر در مقابل اقدامات و اصلاحات رضاشاه بررسی شود. در نتیجه باید گفت که روحانیون عصر رضاشاه را می توان به سه گروه مخالفان حکومت، موافقان و دسته ای که از سیاست کناره گرفتند، تقسیم کرد.
در صدر اسلام دو واژه مهاجر و انصار نمایانگر یاران حضرت رسول اکرم (ص) بود که در رخدادهای مهم حیات نبی مکرم را همراهی می کردند و بعد از رحلت پیامبر (ص) در رویدادهای زمان خلفای سه گانه نیز نقش آفرین بودند. انصار به گروهی از پیروان رسول خدا (ص) اطلاق می شد که در یثرب ساکن بودند و از هر گونه جانفشانی برای تعالی اسلام و حمایت از پیامبر (ص) دریغ نکردند. در میان انصار شخصیت های مهمی وجود دارند که مورد توجه رسول اکرم (ص) و اهل بیت عصمت (ص) بودند. از جمله ایشان قیس بن سعد عباده است که هم در رویدادهای زمان پیامبر (ص) به عنوان حامی آن حضرت، حضور فعالی داشت و هم بعد از وفات رسول خدا (ص) پشتیبان خاندان رسالت و به طور خاص حضرت علی (ع) بود. قیس بن سعد در ابتدای خلافت امام علی (ع)، از طرف امام (ع) به ولایت مصر منصوب شد، وی در جنگ های صفین و نهروان در زمره فرماندهان شجاع سپاه حضرت علی (ع) محسوب می شد. حکومت بر آذربایجان هم از سوی امام علی به وی پیشنهاد شد هر چند عملاً خیلی کوتاه در آن ولایت بوده است. در این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی و تاریخی به تاثیرگذاری قیس بن سعد عباده بر حوادث و وقایع تاریخی دوران خلافت امیرالمؤمنین (ع) پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله از این تحقیق قیس بن سعد از ابتدا مورد اعتماد امام علی (ع) بود و این اعتماد به او و واگذاری مسئولیت های نظامی به وی از اواسط صفین به بعد بیشتر شد تا جایی که در آخر خلافت علی (ع) یکی از بهترین یاران امام علی (ع) بود.
آل بویه از دیلمیان سرزمین دیلمِ(خاص) بودند. اما چون شرایط اقتصادی این منطقه چندان مطلوب نبود، ناچار به مانند نیاکان خود و به واسطة مهارت های نظامی متأثر از شرایط جغرافیایی زادگاه خود، در لباس پیاده نظام به حکومت های گوناگونی همچون علویان طبرستان و زیاریان (در سال های250 تا321ق) پیوستند و بخش مهمی از ساختار نظامی و سیاسی حکومت آنها را شکل دادند. این فرایند نقش مهمی در آشنایی دیلمیان با فضاهای جدیدتر داشت و در نهایت سبب شد حکومت آل بویه پی افکنده شود. تجربة سال ها خدمت در دربار حکومت های پیش گفته به رفتار نسبتاً هوشمندانه تر برخی از امیران آل بویه با عوامل انسانی دخیل در عرصة اقتصاد و استفادة بهتر از توانمندی های طبیعی و اداری در قلمرو نسبتاً گستردة آنان انجامید که در حدود پنجاه سال روبه افزایش بود. دستیابی به سرزمین ها و منابع جدید درآمد و مدیریت نظام کارآمد دیوان سالار در مناطق مرکزی و غربی ایران و عراق موجب شد ساختار اقتصادی آل بویه بر سه مؤلفة کشاورزی، صنعت و بازرگانی استوار شود و پشتوانه دوام حکومت آنان گردد.
عبدالرحمن بن محمد بن خلدون مورخ و متفکر نواندیش، جهت بازشناسی علل و عوامل انحطاط مغرب اسلامی، طرحی نو در شناسایی مناسبات سیاسی و اجتماعی زمان خود به کار گرفت و سعی کرد به صورت کاملاً دقیق و موشکافانه به تجزیه و تحلیل جوامع هم عصر خود بپردازد. برخلاف بسیاری از مورخین قبل از او که نگاهی صرفاً توصیفی به مسائل تاریخی داشتند، وی سعی کرد به کنه و حقیقت امور دست یابد و به دنبال شناخت علل و عوامل شکل گیری وقایع بود. ازاین رو با توجه به شرایط آشفته و نابسامان جامعه مغرب که انحطاط این سرزمین را به دنبال داشت، با نگاهی ژرف و واقع بینانه به تحلیل و بررسی مناسبات سیاسی و اجتماعی زمان خود پرداخت و با تأسیس علم عمران سعی در شناخت وجوه متعدد جامعه داشته و آراء و عقاید متعددی در زمینه های مختلف جغرافیا، تاریخ و جامعه شناسی از خود به جای گذاشت. در پژوهش توصیفی تحلیلی حاضر که با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای انجام گرفته است تلاش شد آرای وی در مورد انحطاط جامعه مغرب و نقش گروه های مختلف در شکل گیری این انحطاط مورد بررسی قرار گیرد.
جغرافیا نقش مهمی در تاریخ هر سرزمین دارد و تاریخ هر سرزمین و ناحیه، بستگی زیادی به موقعیت و مکان
جغرافیایی آن دارد. از این رو، می توان ادعا کرد که هر یک از بخش های مختلف ایران، به دلیل قرار گرفتن در
یک موقعیت جغرافیایی متفاوت و داشتن شرایط آب هوای خاص، جایگاه ویژه و اهمیت زیادی دارند. و هر
یک از این نواحی توانسته اند، به سهم خود، نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور داشته باشند. سرزمین
گرگان امروز، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، در طول تاریخ ایران، خصوصاً تاریخ ایران باستان، اهمیت و
نقش مهمی در تاریخ و تحولات ایران داشته و در منابع به کرّات از آن نام برده شده است. تا کنون پیرامون حصار
دفاعی گرگان در زمان ساسانیان در این منطقه بحث های زیادی شده است، اما در رابطه با جایگاه سیاسی
هیرکانیه و نقش جغرافیا در تحولات تاریخی این سرزمین در زمان هخامنشیان کار مستقلی انجام نشده است؛
لذا در این پژوهش می کوشیم که با استفاده از شیوة پژوهش های تاریخی و با استفاده از متون کهن تاریخی و
شواهد باستان شناسی به بررسی موقعیت جغرافیایی هیرکانیه و تاثیرات آن در اهمیت و جایگاه سیاسی این
سرزمین در دوره هخامنشیان بپردازیم.
یکی از وجوه مهم مطالعاتی در حوزه انقلاب اسلامی و سیره امام خمینی(ره) قدرت شگفت انگیز پدیدآوردن انسجام قوی و ایجاد هم گرایی بین قشرها و اقوام و گروه های مختلف مردم ایران است. برای تعمق در این پدیده کم نظیر تاریخی باید به ویژگی های فقهی و سیاسی رهبری امام(ره) توجه کافی شود و جایگاه مصلحت عمومی، مشارکت عمومی، وظایف و خدمت گزاری عمومی، اصل عدالت اجتماعی، حاکمیت قانون، مردمی بودن و... در اندیشه و سیره ایشان بررسی گردد. در مقاله زیر پژوهش دراین باره مدنظر قرار گرفته است.