در مقاله حاضر تلاش شده است تا با تعریف جدیدی از دموکراسی، نسبت اندیشه های امام خمینی(س) با این مسأله مورد بازاندیشی قرار گیرد. همچنین، استدلال شده است که در اندیشه امام خمینی(س) هرچند قالب و فرم دموکراسیهای رایج مانند دموکراسی لیبرال دیده نمی شود ولی اندیشه ایشان به لحاظ محتوا، اساساً مؤلفه ها و ستونهای اصلی دموکراسی را داراست.
سابقه اندیشه سوسیال دموکراسى در ایران به سالهاى قبل از مشروطه باز مىگردد. خاستگاه اصلى این جریان، منطقه قفقاز بود. در شکلگیرى این جریان سیاسى و فکرى سه نیرو مؤثر و دخیل بود: مجاهدان قفقازى، مشروطهخواهان انقلابى آذربایجانى و روشنفکران ایرانى ـ ارمنى.
نظریهپردازان این جریان از اندیشههاى سوسیال دموکراسى رایج در کشورهاى اروپایى، بهویژه روسیه متأثر بودند. آنان با ترجمه و نگارش مقالههاى متعدد و انتشار آنها در روزنامههاى مختلفِ وابسته به این جریان، به ترویج اندیشههاى سوسیالیستى در ایران پرداختند.
مقاله حاضر مىکوشد این جریان را با تمرکز بر دو بحث اصلى، بررسى و شناسایى کند: 1 . زمینه و بستر تکوین جریان سیاسى وفکرى سوسیال دموکراسى در ایران، 2 . مجلس دوم و حزب دموکرات.
نوشتار حاضر، دیدگاه نمایندگان مجلس اول را درباره وضعیت دهقانان بررسى مىکند. دهقانان در دهههاى قبل از مشروطیت، از نظام زمیندارى و مالیاتى در رنج بودند. ادغام اقتصاد ایران در نظام جهانى سرمایهدارى به این رنج و ستم دامن زد. دهقانان با وقوع انقلاب مشروطیت به شوق آمدند. آنان در انقلاب، رهایى از وضعیت پیشین را جستوجو مىکردند، اما نظامنامه انتخاباتى مجلس اول، بخش وسیعى از دهقانان را از انتخابات محروم کرد. مجلس هر چند پىگیر شکایات دهقانان شد، اما به دلیل ترکیب خاص خود حاضر به دگرگونى ساختار زمیندارى نبود.
سالهاى نخستین حکومت پهلوى در ایران بهطور عمده از منظر تلاش این حکومت براى ایجاد ساختار حکومتى متمرکز، بررسى شده است. [در این راستا] تمام توجه [پژوهشگران]، از یک سو بر نوع رویکرد سیاسى نخبگان تهران و از سوى دیگر بر نمودارى که براساس پیشرفت یا عدم پیشرفت نخبگان و ارزیابى موفقیت آنان در گذار ایران به نوسازى، استقلال سیاسى و تشکیل دولت و ملت ترسیم شده، متمرکز شده است.(4) این توجه به رژیم تهران و شکل نو سازى آن به عنوان یک روى سکهاى است که روى دیگر آن، سکوتى نسبتا کامل به جذابیتها و ابعاد دیگر این نوسازى است. به منظور تشریح گزارش تاریخى یا فهم تجربه گروههاى دیگر، بهعنوان نمونه عامه مردم، از جمله مردم تهران، گروههاى غیر
--------------------------------------------------------------------------------
1 این مقاله، ترجمهاى است از:
Stephanie Cronin, "Modernity, Change and Dictatorship in Iran: The New Order and Opponents, 1927-1929" , Middle Eastern Studies, Vol. 39, No. 2, April 2003, pp. 1-36.
2 دستیار آموزشى بنیاد میراث ایران در یونیورسیتى کالج نورث امپتون و استادیار ارشد پژوهشى در رشته تاریخ SOAS دانشگاه لندن، کتاب ارتش و ایجاد دولت پهلوى در ایران 1910-1962م از تألیفات اوست. کار کنونى او بررسى واکنشهاى فرعى درباره تجدد در ایران است.
3 کارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامى از دانشگاه تربیت معلم تهران.
4 . براى نمونه اخیر این رویکرد ر.ک:
C. Ghani. Iran and the Rise of Reza Shah: From Qajar Collapse to Pahlavi Power (London and New York:I.B. Tauris, 1998.
--------------------------------------------------------------------------------
پایتخت نشین مثل اصناف و بازاریان شهرها یا هر طبقه اجتماعى ساکن در نواحى روستایى، تلاش اندکى انجام گرفته است. هدف نوسازى اقتدارگرایانهاى که توسط رژیم رضا شاه تحمیل مىشد تغییر دقیق این عناصر بود. اما به [این نوسازى] نه تنها بىاعتنایى شد، بلکه با مخالفت بىباکانه این عناصر قرار گرفت. به بیانى دقیقتر، حاکم شدن نظم نوین، بهطور عمده، عکسالعملهاى پیچیده و چند وجهى اقشار و طبقههاى مختلف جامعه ایرانى را برانگیخته بود. اگر چه از تجدید نظم و ثبات نسبى در نیمه نخست این دهه بهطور گستردهاى استقبال شده بود و حکومت به همین نسبت، دورهاى از نوسازى بنیادى را، مخصوصا در طول سالهاى 1306-1308 / 1927-1929م آغاز کرده بود، اما گروههاى قدرتمند اجتماعى، بهویژه گروههاى پایین جامعه، به استراتژى مقاومت منفى، مخالفت و در مواقعى مقاومت در برابر نوسازى روى آوردند. هدف این پژوهش از شرح این عکس العملها و راهبردها، تلاش براى نمایاندن ترتیب تاریخى (تقدم و تأخر تاریخى) این سالهاست.(1)
شیوه های گوناگون استعمارگران برای حضور و نفوذ در بافت اجتماعی کشورهای تحت سلطه، خود موضوعی جالب و در خور توجه است و یکی از بهترین راههای مطالعه آن، بررسی عملکرد کنسولها و کنسولگریهای آنها در مناطق تحت نفوذ است. حتی در سخت ترین شرایط جنگی هم کارگزاران استعمار به دنبال اهداف و منافع درازمدت خود در کشورهای تحت سلطه و اشغال بودند و به همین خاطر از راهکارهای بلندمدت فرهنگی غافل نمی شدند. در این مقاله با شیوه عملکرد کنسولگریهای خارجی در منطقه خراسان در زمان اشغال ایران توسط متفقین آشنا خواهید شد.
تبیین چگونگی رابطه جامعه و حکومت در شرایطی که ساختار دولت ــ ملت تحت تاثیر جهانی شدن زیر فشارهای متنوع و شدید قرار گرفته است، نیازی فوری است که بین رشته ای جامعه شناسی سیاسی، با همه نقصانهایی که از آن رنج می برد، می باید بدان پاسخ گوید. همچنین شرایط خاص و ویژه جامعه و حکومت در ایران بعد از انقلاب اسلامی به گونه ای است که تحلیلهای ساده از عهده تحلیل وقایع آن برنمی آیند. در مجموع به نظر می رسد اهتمامی نظری معطوف به مسائل و مباحث انضمامی کشور لازم است تا زمینه های جامعه شناسی سیاسی بومی فراهم گردد. در این گفت وگو، روابط جامعه و حکومت در ایران معاصر و چالشهای فراروی آن را جناب آقای دکتر محمد رحیم عیوضی ــ از اساتید این رشته و عضو هیات علمی دانشگاه، که صاحب کتب و مقالات متعددی چون ساختار قدرت سیاسی عصر پهلوی، جامعه شناسی سیاسی اپوزیسیون دوره پهلوی، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، رشد مبانی فکری و تحول فرهنگ سیاسی در انقلاب اسلامی و انقلاب اسلامی ایران و تحول در نظریه های انقلاب می باشد ــ بررسی و تحلیل کرده اند.
سال گذشته نشریه نشنال جئوگرافیک (National Geographic) در امریکا ــ که از اعتباری جهانی در دانش جغرافیا برخوردار است ــ اطلس جدیدی از جهان منتشر کرد. این نشریه در آن اطلس در مقایسه با اطلس پیشین خود حدود هفده هزار تغییر اعمال کرده است که از جمله این تغییرات، قراردادن نام غیرحقیقی «خلیج عربی» در داخل پرانتز در مقابل نام «خلیج فارس» است. ایرانیان در دفاع از خاک و هویتشان در جهان، فعالیتهای بسیاری به عمل آوردند، به طوری که هیچ کشوری تصور نمی کرد که ایرانیان داخل و خارج از کشور درخصوص چنین موضوعی بدین گونه متحد و یکپارچه شوند. ازاین رو گردآورنده بر آن شد تا نوشته زیر را از دو دیدگاه صاحب نظران و وقایع تاریخی ارائه دهد.
امیدهای مصدق به مساعدت دولت امریکا برای مواجهه با مشکلاتی که پدرخوانده آن کشور، یعنی انگلستان، برای ایران به وجود آورده بود، او را با شرایط دشواری مواجه نمود. مصدق گمان می کرد امریکاییها از ترس سلطه کمونیسم بر ایران، حمایت از او را بر مناسبات دوستانه با انگلیس ترجیح خواهند داد اما هم خطر کمونیسم در ایران بدان حد که مصدق درباره آن غلو می کرد نبود و هم اهمیت استراتژیک هم پیمانی با انگلیس برای امریکا، کمتر از اهمیت خطر شیوع کمونیسم در ایران به نظر نمی رسید.به هرحال شکست مصدق در کسب مساعدت امریکا، برای آن کشور نیز یک شکست بی سروصدا و مزمن به همراه داشت و آن این که اعتماد و محبتی که ایالات متحده توانست به پشتوانه سیاست عدم مداخله در امور کشورها و نیز برخی حمایتها از ایران در برابر شوروی، در دل ایرانیان برای خود ایجاد کند، دیگر از بین رفت.
روابط سیاسی کشورها با یکدیگر، به طور تدریجی موانع و فرصتهایی فراروی آیندگان هر واحد سیاسی در قلمرو سیاست خارجی فراهم می سازد. مقاله پیش رو که روابط ایران و عثمانی را در دوره محمدشاه قاجار بررسی کرده است، نشان می دهد چگونه دخالتهای بیگانگان به این روابط جهت می بخشد و نیز تا چه اندازه تاثیرات این دخالتها، به مثابه میراثی از گذشته، آینده روابط سیاسی این کشورها را تحت الشعاع قرار داده است.