وقتی که پای صحبت دو تن از استادان و محققان مطرح علوم سیاسی می نشینیم تا در مورد نظریه انقلاب اسلامی و آثار و ابعاد آن گفت وگو کنیم، نشان دهنده این است که فضای ذهنی مخاطبان مجله را، خواهان پرسش ها و پاسخ های عمیق تری از آنچه در رسانه ها مطرح می شود می بینیم. این خود نشان دهنده مرحله تازه ای از انقلاب اسلامی و شرایط جدیدی در وضعیت داخلی و خارجی انقلاب است که تعمیق یافته ها و دانسته ها را طلب می کند.هرچند پاسخگویی به این فضای جدید و حصول به مطالبات عمیق آن با طی راهی کوتاه و انجام دادن اقداماتی پراکنده و محدود میسر نیست، گام های اولیه به آهستگی برداشته شده اند که به هرحال ضرورت های آغاز یک راه اند و پیروزی ها و دستاوردهای بعدی براساس آنها حاصل خواهد شد. ازهمین روست که ماهنامه زمانه حاصل گفت وگویی کوتاه اما پرمعنا و عمیق با استادان ارجمند حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دکتر منوچهر محمدی و دکتر محمدباقر حشمت زاده، را به عنوان گامی در این مسیر ارزشمند تقدیم حضورتان می کند
نهضت مشروطه، تاثیر زیادی بر جامعه ایران و بخصوص امور فرهنگی کشور داشت. تاسیس مدارس به سبک جدید و تبدیل مکتبخانه به مدرسه نوین، از آن جمله است. به دلیل کمرنگ بودن نقش معارف کرمان در کتب تاریخی، پژوهش حاضر براساس اطلاعات به دست آمده از بایگانی راکد آموزش و پرورش کرمان، گفتگو با پیشکسوتانی که در عصر مشروطه دانش آموز یا معلم بوده اند، عکس و آلبومهای شخصی و تعدادی کتاب درسی عصر مشروطه، به بررسی وضعیت مدارسی که در عصر مشروطه تاسیس شده اند، می پردازد.
این مدارس به 4 دسته: 1- مدارس انگلیسی؛ 2- مدارس زرتشتیان؛ 3- مدارس ملی؛ و 4- مدارس دولتی، تقسیم می شوند.
هر مدرسه، از لحاظ فرد یا مؤسسه تاسیس کننده، هدف تاسیس، امکانات رفاهی، شهریه، میزان حقوق و سطح تحصیلات معلمان و مدیران، کتابها و مطالب درسی، نوع پوشش و... ، بررسی شده است.
با پیروزی انقلاب مشروطیت در سال 1324 ﻫ ق (1285 ﻫ. ش) مردم ایران به یکی از آرزوهای دیرینه ی خود، که ایجاد عدالت خانه و تشکیلاتی جهت لگام زدن بر قدرت خودکامه ی شاه و در کل مشارکت در سرنوشت خود بود، نائل آمدند. این آرزو در قالب مجلس شورای ملی تبلور یافت. این که نهاد جدید تا چه حدود در دست یابی به اهداف خود موفق بود و توانست انتظارات مردم را برآورده سازد، در حوزه ی بررسی این نوشتار نیست.
در این مقاله سعی شده است سهم و نقش نهاوند، که یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی و پاره ای از ایران زمین است و مردمش همان انتظارات را از قوه مقننه داشتند، بررسی شود. به همین منظور، از دریچه ی مذاکرات مجلس و سهم نماینده ی وقت شهرستان در نطق ها و شرح مشکلات حوزه ی انتخابیه اش به موضوع نگاه شده است.
در دو دهه اخیر، پیشرفت های قابل ملاحظه ای درزمینه مکان یابی سایت های باستان شناختی و تشریح روابط مکانی آن سایت ها با بسترهای محیطی آنها پا به عرصه وجود گذاشته اند.زمینه مساعد پیشرفت های فوق، ریشه در کاربردهای وسیع تر از رویکردها و ابزارهایی مانند کاربرد سنجش های آماری و GIS دارند.استفاده ، از توانایی اینگونه روشها و ابزارها ، افقهای جدیدتری را در تحقیقات باستان شناختی گشوده اند که قبلا سابقه نداشته است.یکی از افق های جدید، روش های پیش بینی(تخمین)و درک چگونگی مدلهای پراکنش های سایت های باستان شناختی در گسترده های وسیع پهنداشت است که اصطلاحا به نام « مدلهای تخمین سایت های باستان شناختی»خوانده می شوند.مدل های مذکور براساس یکسری تئوریهای بنیادین و تکنیک های عملی مخصوص به خود، طراحی و اجرا می گردند.این تکنیک، به صورت عملیاتی در حوضه روخانه گاماسب درمنطقه زاگرس مرکزی برای مکان یابی سایت های پیش از تاریخ منطقه و تحلیل روابط آنها به کار گرفته شده و نتایج آن در قالب طراحی مدل، تهیه نقشه های تحلیلی GIS و تفسیرآماری داده ها است که در این مقاله، ارائه می گردد.
درسالهای پایانی قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم، خلیج فارسی تا سال 1907 م . خلیج فارس صحنه رقابت قدرت های بزرگ اروپایی به ویژه روسیه و انگلستان گردید.از دهه1860م.روسیه، رقیب انگلستان، در سراسر قرن نوزدهم واوائل قرن بیستم با پیشروی به سوی آسیای مرکزی، هند را مورد تهدید قرارمی داد.دراوئل قرن بیستم تهدید نظامی روسیه نه تنها از مرزهای شمال غربی هند، سیستان و بلوچستان بلکه از طریق دریا نیز بود و آن ، زمانی اتفاق افتاد که کشتی های جنگی و تجاری روسیه در اقیانوس هند و خلیج فارس پدیدار شدند.این در شرایطی بود که از دهه 1860م . بهبود سیستم ارتباطی ازجمله راه اندازی کابل دریایی خلیج فارس و به کارگیری کشتی بخار و باز شدن کانال سوئز بر نفوذ سیاسی و تجاری انگلستان در خلیج فارس افزوده بود.این رقابتها زمانی به اوج رسید که هر دو قدرت در صدد ایجاد پایگاه دریایی در خلیج فارس برآمدند.