نگارنده، ضمن اشاره به دلایل ورود تفنگ به ارتش ایران می آورد که با افزایش کاربرد سلاح های گرم در ارتش و بروز لیاقت تفنگچیان، رسته های جدیدی در ارتش شکل می گیرد. قدرت و توان نظامی این ارتش، شاه عباس اول را وامی دارد تا دست به تغییراتی در ارتش بزند و بر آن اساس سپاهش را نظم ببخشد و در چنبره مهار خود داشته باشد. منصب های تفنگچی آقاسی، وزیر تفنگچیان، مین باشی تفنگچیان، تفنگچیان سرکار خاصه، تفنگداران شاهی و یوزباشی تفنگچیان، با استناد به فرمان شاه سلطان حسین مبنی بر انتصاب میرزا محمدتقی کلانتر یزد به وزارت تفنگچیان خاصه در سال 1131ق. و فرمان دیگر او مبنی بر اعطای مقام نیابت استانداری فارس به میرزا محمدتقی در 113ق.، شرح داده می شوند. نتیجه گرفته می شود، ارتش یکی از اهرم های قدرت شاه در نظام حکومتی ایران بوده است، به طوری که با آن می توانسته: 1- زهرچشم خوبی از دشمنان گرفته، بر بقای حکومتش بیفزاید؛ 2- شاه با اهداف خاصی از جمله پذیرفتن قابلیت ها، استعدادها و توانمندی ها، جلوگیری از افزایش قدرت صاحب منصبان غیرایرانی، حاکم بودن فضای تشویش و رقابت میان صاحب منصبان ایرانی و غیرایرانی، و به حساب آوردن قدرت امیران ایرانی تبار نظام برای حفظ تعادل در قوای نظامی کشور، به افراد اهمیت می داد؛ 3- کسب امتیاز از شاه از رهگذر آموزش آسان رعایا و مسلح کردن آن ها.
سلجوقشاه پسر سلغورشاه پسر اتابک سعد در سال 662 هـ . علیه مغولان در فارس سر به طغیان برداشت و برای مدتی کوتاه خود را مستقل ساخت. اگرچه این طغیان با کشتار مغولان فارس صورت گرفت، اما دلایل و عواملی مربوط به درون خاندان سلغری (اتابکان فارس) داشت، و خیلی زود با دریای پارس و مسائل اقتصادی و نیز موقعیت جغرافیایی آن پیوند یافت. سلجوقشاه در فرصت کوتاهی که برای آمادگی و تجهیز خویش داشت، تمام سعی خود را برای تدارک امکانات در ساحل خلیج فارس و نیز فراهم آوردن تمهیدات دفاعی میان شیراز تا ساحل بخصوص در کازرون مصروف داشت. بازشناسی موقعیت خلیج فارس و خطوط ارتباطی آن با شیراز در واقعه شورش سلجوقشاه گویای نکات جدیدی هم در مورد این شورش و هم شرایط تاریخی خاص دشتستان و سواحل شمالی بخش علیای خلیج فارس بخصوص خورشیف است.
با مطالعه منابع مربوط به دوره ساسانی متوجه می شویم که زن دارای شخصیت حقوقی بود. بر اساس کتاب مذهبی اوستا، از نظر حقوقی زن با مرد برابر می باشد و تفاوتی بین این دو وجود ندارد. هر جا که در اوستا نام مرد می آید، نام زن نیز در ادامه آورده می شود و هر جا که مرد ستایش می شود، زن نیز ستایش می گردد. از نظر قوانین حقوقی، پدر خانواده نمی توانست دختر خود را مجبور نماید از کسی سرپرستی و پرستاری نماید، هنگام ازدواج نظر دختر را جویا می شدند و پدر و سرپرست خانواده حق نداشت دختر را به زور شوهر دهد ولی دختر برخلاف میل پدر می توانست ازدواج نماید. در صورت فوت شوهر، مادر یا کدبانو به سرپرستی خانواده می رسید و ارث دریافت می داشت. دختران و زنان می توانستند به کارهای اقتصادی بپردازند و در صورت لزوم مستقلا و بدون نیاز به قیم و سرپرست در دادگاه شرکت کرده و حق شهادت دادن داشتند.