هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57، دو جریان سیاسی در خرمشهر فعال بودند. یکی جریان قومی که برای خودمختاری خوزستان تلاش میکرد و از حمایت حزب بعث عراق برخوردار بود و دیگر جریان مذهبی و همسو با امام خمینی(ره) و روحانیت. جریان نخست به رهبری آیتالله شیخ محمد طاهرآل شبیرخاقانی، متشکل از عرب زبانان خوزستان بود و جریان دوم هم عرب زبانان و هم فارسی زبانان خوزستان را دربرمی گرفت.1
پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم و با شروع جنگ سرد، قدرتهای شرق و غرب برای قدرتنمایی هر چه بیشتر و پیروزی در این جنگ درصدد یارکشی سیاسی برآمدند. از این رو، کشورهایی برای تامین امنیت به حوزه قدرت شرق یا غرب وارد شدند. در نیمه دوم قرن بیستم پیمانهای نظامی، منطقهای و فرامنطقهای میان کشورها بسته شد تا به این وسیله مرزبندیهای سیاسی نمود عینی پیدا کند. در اثنای جبههبندیهای سیاسی قرن بیستم، کشورهایی که طعم تلخ 2 جنگ جهانی را چشیده بودند و از این رهگذر حاصلی نداشتند جز نتایج مخرب و ویرانکننده جنگ و نمیخواستند در اردوگاه سوسیالیسم یا امپریالیسم وارد شوند، درصدد برآمدند از سیاست موازنه منفی پیروی کنند و براساس منافع ملی خود با هریک از کشورهای شرق و غرب مراوده داشته باشند.
در سال 1948 میلادی با حمایت و پشتیبانی انگلیس و آمریکا کشور اسرائیل تاسیس شد و از آن سال تاکنون هر از گاهی بین اشغالگران صهیونیست و کشورهای همجوار عربی درگیری رخ میدهد که جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967 میلادی ازجمله مهمترین این درگیریهاست. قبل از آن که به بررسی جزییات و علل جنگ 6 روزه و حواشی آن بپردازیم، باید به این نکته توجه کنیم که چرا کشوری همچون اسرائیل که تنها 62 سال از زمان شکلگیری آن گذشته حداقل 5 جنگ رسمی و ثبت شده با کشورهای همسایه خود داشته است و این جدای از درگیریهای داخلی و کشتار هر روزه فلسطینیان و جنایات دیگری است که توسط این رژیم اعمال میشود. بررسی اهداف و امیال و آرزوهای بنیانگذاران و سردمداران صهیونیست، به فهم و تبیین علل اصلی جنگافروزی اشغالگران قدس شریف میانجامد.
در تاریخ معاصر ایران، تجدد یکی از مهمترین مفاهیم در حوزه اندیشه سیاسی و اجتماعی است که هر چند ریشههای آن را بهطور محدود میتوان در عصر صفویه جستجو کرد، اما عصر قاجاریه و مشروطیت را باید سرآغاز جدی تجددگرایی در ایران به شمار آورد. تکوین و شکلگیری اندیشه تجدد در ایران از پیوند تنگاتنگی با اندیشه ترقی در ایران برخوردار است. اندیشهها وتکاپوهای تجددطلبانه در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت از همان آغاز با مخالفت جدی و سرسختانه گروههای مختلفی از جامعه سنتی ایران روبهرو شد.
نقلاب مشروطه شاهد حضور شخصیتهایی بود که از اقشار مختلف اجتماعی برخاسته و هریک در حد خود برای محو استبداد و برقراری حکومت مردمی جنگیدند و جان بر سر عقاید خویش نهادند. مردانی که بسیاری از آنان نقشی تعیینکننده در پیروزی این انقلاب داشتند اما آنگونه که شایسته بود، معرفی نشدند و تنها در منطقهای خاص نامشان محدود ماند. آنچه امروز بهعنوان حزب در ایران شناخته میشود، اولین بار توسط تاجری روشنفکر از اهالی تبریز شکل گرفت؛ مردی که شناخت او از جهان، اراده و پاکباختگیاش وی را به صف مجاهدان آزادی و رهبران انقلاب مشروطه در تبریز بدل ساخت. کربلایی علی موسیو، یکی از رهبران جنبش آزادیخواهانه مردم در تبریز از مبارزان انقلاب مشروطه بود که متاسفانه اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست.
از زمانیکه قبایل صحراگرد «بونهچی» در قرن اول میلادی از شمال وارد باکتریا شده و با تار و مار کردن یونانیها این سرزمین را به تصرف خود درآوردند تا امروز که نام این کشور خوانده میشود، بیش از 10 سلسله و حکومت برآن فرمانروایی کردهاند، اما تنها در عمر دو سلسله این کشور شاهد شکوفایی فرهنگ، هنر و ادب بود و بقیه ایام، جنگ بخش اجتنابناپذیر زندگی مردمی شد که در این سرزمین زندگی میکردند.
بخش مهمی از آگاهی موجود درباره دو سلسله ایرانی آل بویه و آل زیار ماخوذ از تاریخ دودمانی بویهیان موسوم به کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة اثر معروف ابو اسحاق الصابی (د ح 381 ه.) است که نسخه ای از آن در دست نیست، اما منقولاتی از آن را در آثار متاخرتر می توان یافت. تلخیصی از کتاب التاجی به خامه مجدالدین ابوالفتح فضل الله بن عبدالحمید الکرمانی (د ح 620 ه.) نیز موجود است که در شرح او بر الیمینی، موسوم به جوامع الِفقَر و لوامع الفِکَر، آمده است. این خلاصه تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است. مقاله حاضر بر آن است با ارایه متن ویرایش شده تلخیص الکرمانی و توضیح محتوای آن، منشا درونی سقوط آل بویه را روشن تر سازد. بررسی خلاصه کتاب التاجی نشان می دهد که مشروعیت حکومت بویهیان و توجیه سیاست های عضدالدوله قدرتمندترین حاکم بویهی (د 372 ه.) در قبال خاندانش ملاحظات اصلی در تاریخ دودمانی بودند که صابی مجبور به نوشتن آن شد.
بررسی انتقادی نجوم ابن سینا در حوزه نظری و نیز کوشش های عملی و رصدی و لو اندک وی در حیطه اخترشناسی بر عهده این مقاله است؛ در جنبه نخست، الگوی حرکات اولیه و ثانوی افلاک قرار دارد که در دانشنامه علأیی و النّجاة مطرح شده است. وی در این الگو نحوه ارتباط بین محرک اول با فلک الاعلی و افلاک کوچکتر سیارات را به صورت هندسی و با تاکید بر آموزه ارسطویی پیکربندی حرکات افلاک سیارات (یعنی فقط کاربرد حرکات مستدیر یکنواخت) تببین می کند. در جنبه رصدی نجوم وی، به تنها کمیت رصدی او، یعنی مقداری که ابن سینا برای میل کلی یافته بود (30; 33; 23)، اشاره می شود که در کنار سایر مقادیری که پیشینیان یونانی و اسلامی وی یافته بودند، وی را به تغییر مقدار میل کلی معتقد کرده بود. جنبه دیگر کارش که ترکیب دو جنبه نخست است، در الگوی خورشیدی وی (در نجوم شفا) هویدا می شود، جایی که او تلاش دارد با ترکیب پنج فلک الگویی «نظری» (و ارسطویی) برای حرکت خورشید ارایه کند تا این الگو بتواند شواهد «رصدی» تغییر میل کلی را نیز «توجیه» نماید.
علیرغم آنکه متون تاریخی، سنگ نوشته ها و الواح باقیمانده از عصر هخامنشیان اطلاعات ارزشمندی از چگونگی اداره قلمرو وسیع این امپراطوری قدرتمند را در اختیار گذارده، لیکن یافته های باستانشناسانه، که طرح کامل سازه های تشریفاتی این دوران را مشخص سازد، تنها به محوطه های انگشت شماری محدود شده است. بعلاوه، با وجود آنکه عظمت اندازه ها و ماندگاری مواد و مصالح فضاهای تشریفاتی این دوران آنها را اضمحلال ناپذیر می نمود، لیکن بواسطه گذشت زمان و تازیانه های محیط چنان ناپدید گشته اند که بدون انجام مطالعات مدتمند باستانشناسانه قابلیت بازیابی نمی یابند. چنانچه بناهای سلطنتی احداث شده به امر شاهزادگان، ساتراپ ها و فرمانروایان تابعه هخامنشیان را بر شمار کاخ های منطقه ای و فصلی پاشاهان این سلسله بیفزاییم، تصور ده ها نمونه از این کاخ ها در قلمرو وسیع امپراطوری هخامنشی بسیار آسان می شود. مع الوصف، همچنان پرسش هایی در خصوص تعداد واقعی این کاخ ها، توزیع مکانی آنها، رابطه های فرم و عملکرد و منزلت سیاسی استفاده کننده گان و نیز میزان ظهور سبکی واحد در احداث این بناها و ... قابلیت طرح می یابند.کشف سه نمونه از کاخ های این سلسله در حوالی شهر برازجان (استان بوشهر) اگرچه در پاسخ به پرسش های مطروحه کمک خواهد نمود، لیکن خود ابهاماتی را پیش روی باستانشناختی مورد استفاده در خصوص زمان ساخت، انگیزه سازندگان، سبک معماری و همچنین زمان و دلایل انقراضشان قرار داده است.نوشتار حاضر، که بر پایه اطلاعات بدست آمده از حفریات باستانشناسانه در سه کاخ مذکور شکل یافته، تلاشی است به منظور پاسخ به پرسش های مطروحه داده های باستانشناسی این تحقیق روشن ساخته که هر سه کاخ مذکور در آغاز فرمانروایی هخامنشیان و محتملا توسط همان معمارانی احداث گشته است که پاساگاد را بر پای داشته اند.همچنین، با اتکاء به این یافته ها و به احتمال بسیار زیاد، می توان گفت که دست کم یکی از کاخ های مورد کاوش در اثر هجوم بیگانگان، سوخته و در حالتی اضطراری رها شده است.
بدون تردید در مطالعات باستان شناسی مذهبی عصر ساسانی، آتشکده ها و چهارتاقی ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آتش که در تعالیم دین زرتشت از عناصر مقدس و مورد احترام یکتا پرستان زرتشتی بود، در مدت نزدیک به پنج قرن حکومت ساسانی با احداث آتشکده ها و چارطاقی ها در سراسر امپراطوری تقدس ویژه ای یافت. چارطاقی نو یافته خانه دیو از جمله چهارتاقی های ارزشمند عصر ساسانی است که برخی محققین خارجی و باستان شناسان ایرانی به استناد متون پهلوی بندهشن و یشت های اوستا آن را به عنوان آتشکده آذر برزین مهر - یکی از سه آتشکده شاخص دوره ساسانی - معرفی نموده اند. اگر چه در پژوهش های باستان شناختی انجام شده در این بنا مدرک معتبری در تایید این مساله بدست نیامد، لیکن مطالعه انجام شده در این بنا بیانگر آن است که این چهارتاقی، هسته اصلی باقیمانده از بنای بزرگتری است؛ متشکل از چهار جرز سنگی، راهروی طواف، پادیاو، بقایای سکوی آتشدان، اتاق انتظار، که با توجه به موقعیت قرارگیری چهارتاقی در یک پشته سنگی کم وسعت و در بین کوه های سر به فلک کشیده ریوند در نوع خود منحصر به فرد بوده و از اهمیت فوق العاده ای در شناخت آتشکده های ساسانی برخوردار است. نظر به اهمیت موضوع و جایگاه آتشکده ها در مطالعات مذهبی عصر ساسانی و به ویژه از آن جهت که این بنا تاکنون به طور علمی از منظر باستان شناختی مورد کاوش قرار نگرفته بود؛ هیات باستان شناسی ایران - لهستان برای نخستین بار طی دو فصل به مطالعه و کاوش در چارطاقی خانه دیو پرداخت. در این راستا مقاله پیش رو با هدف تکمیل مطالعات باستان شناختی بناهای مذهبی عصر ساسانی بر مبنای داده های باستان شناختی ضمن معرفی عناصر و فضاهای معماری مکشوفه چهارتاقی خانه دیو، نکاتی را نیز بر مبنای متون پهلوی در خصوص اهمیت و جایگاه آتشکده اذربرزین مهر ارایه می نماید.
سازمان های دعوت عباسیان و وکالت امامیه، دو سازمان مخفی بودند که در مناطق مختلف سرزمین های اسلامی فعالیت میکردند. امامان شیعه(ع) در زمان حضور برای ارتباط با شیعیان از سازمان وکالت استفاده میکردند. عباسیان نیز برای گسترش دعوت خود از داعیان بهره میبردند. با بررسی تطبیقی این دو سازمان، داوری بهتر تاریخی درباره عملکرد امامان و شیعیان، و عباسیان و پیروانشان امکان پذیر میشود.
پرسش اصلی در این مقاله آن است که این دو سازمان چه تفاوت ها و شباهت هایی در مرحله شکل گیری و عوامل پیدایش داشته اند؟ عباسیان وارث تشکیلات دعوت ابوهاشم بودند، ولی امامیه سازمان وکالت را خود تأسیس کرده بودند. تلاش برای رسیدن به اهداف، وجود اختناق، فعالیت جناح های رقیب، وجود زمینه های مساعد، لزوم ارتباط با پیروان و جمع آوری منابع مالی، از عوامل پیدایش هر دو سازمان بود، علاوه بر این، در سازمان وکالت، دشواری ارتباط امام(ع) با شیعیان و ایجاد آمادگی برای دوران غیبت نیز از عوامل پیدایش آن شمرده میشود.