فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۴۱ تا ۸٬۳۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
شرح و تصحیح رساله نورالهدایه
حوزههای تخصصی:
بررسی تحولات سیاسی خاندان های حکومت گر بر سیستان؛ با تکیه بر خاندان کیانی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال بررسی خاندان های حکومت گر بر سیستان در دوره اسلامی با تکیه بر خاندان کیانیان می باشد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا جابجایی حکومت ها در ایران تأثیری در روند سیاست گذاری بر خاندان های محلی حاکم از جمله کیانیان بر سیستان داشت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است اکثر فاتحانی که بر ایران و به تبع آن بر سیستان سیطره یافتند، حکومت کیانیان را بر سیستان تأیید کردند. علیرغم تداوم سلطه کیانیان بر سیستان تا پاسی از حکومت قاجار، روند اضمحلال و فروپاشی حکومت آنها با استقرار حکومت صفوی بر ایران و ورود طوایف جدید به سیستان آغاز گردید و خاندان های دیگر در سیستان قوت گرفتند. از طوایفی که با ورود به سیستان در تحولات سیاسی آن نقش اساسی در حیات حکومت افشار و بعد از آن ایفا نمودند، سربندی ها و پس از آن بلوچ ها بودند. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است.
زمینه ها و عوامل شکل گیری و توسعه قدرت نظامی خوارزمشاهیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوارزمشاهیان خاستگاه غلامی و نظامی داشتند. استقرار آنان در خوارزم زمینه توسعه طلبی سیاسی آنان را فراهم آورد؛ این توسعه طلبی بدون اتکا به توان نظامی مناسب و پویایی آن، و اتخاذ تدابیر سیاسی و نظامی میسر نبود. دستیابی خوارزمشاهیان به قدرت به واسطه تدابیر نظامی بنیانگذاران این حکومت و برخی زمینه ها و امکانات بالقوه ای بود که مسقط الراس حکومتشان در اختیار آنان نهاده بود. برخی از توانمندی ها نیز به واسطه تجربیات و امکاناتی بود که در درگیری های مداوم آنان با رقبایشان حاصل شده بود. موقعیت سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و نظامی خوارزم، پیشینه سیاسی حکومت های مستقر در خوارزم، بهره گیری مناسب از اقوام سرزمینهای فراسوی سیحون، کسب تجربیات نظامی و غنائم جنگی حاصل از درگیری با رقبا، از مهم ترین زمینه ها و عوامل توسعه نظامی خوارزمشاهیان بود. هدف این مقاله انجام یک پژوهش کتابخانه ای تاریخی به منظور بررسی عوامل موثر در ارتقای نظامی خوارزمشاهیان با استناد به گزارش های تاریخی و ارزیابی و میزان تاثیرگذاری هریک از عوامل فوق است.
نهاد حسبه در عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال سوم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۰
131-169
حوزههای تخصصی:
شهرهای ایران در آغاز سده هفتم هجری از رونق نسبی برخوردار بودند که گرفتار هجوم ویران گر مغول ها شدند. رویارویی مردم شهری با بیابان گردان مغول، این رشد و رونق را در مُحاق فرو برد. جز تاراج و از میان رفتن نیروی اقتصادی شهرهای بزرگ، روابط حیات شهری در عصر ایلخانان دست خوش دگرگونی های ژرف شد؛ به ویژه ایلخانان در عهدی از حکومتشان بر ایران، دینی متفاوت با دین رعایای خود داشتند. بنابراین، نهادها و سازِکارهای اجتماعی که کارکردها و وظایف مذهبی داشتند، بسیار آسیب دیدند؛ چنان که سازمان «حِسبه»؛ یعنی ضامن اجرای شریعت در جامعه و مُجری قاعده معروف اسلامی «امر به معروف و نهی از منکر» تا روی کار آمدن ایلخانی مسلمان، دوره ای از فترت را سپری کرد. این فترت 694 هجری قمری (زمان اسلام آوردن غازان خان) به پایان رسید. غازان و وزیرش خواجه رشیدالدین فضل الله در پی این بودند که باری دیگر قانون های اسلامی اجرا شود و جامعه هیئت و حالت گذشته خود را بازیابَد. از این رو، بر پایه سنت های ایرانی و آموزه های اسلامی به اصلاحات فراگیری دست زدند و قانون های تازه ای را اجرا کردند. آنان اجرای این وظایف را بر عهده «نهاد حِسبه» گذاشتند. بر پایه یافته های این پژوهش، به رغم پشتیبانی های چشم گیر حکومت از نهاد حِسبه به ویژه پس از صدور فرمان ها و قانون های جدید غازانی، این دستگاه (دیوان احتساب) در اجرای آن قانون ها به ویژه در وظایف مذهبی و شرعی اش، چندان کام یاب نبود.
نقش محمّد بن بقیه در تحولات حکومتی عصر آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال سوم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۱
149-169
حوزههای تخصصی:
حکومت آل بویه زمان کوتاهی پس از پیدایی اش در فارس، جبال و عراق گسترش یافت. در شاخه عراق، پس از مرگ معزالدوله پسرش عزالدوله به حکومت رسید. با قدرت گیری عزالدوله سستی به حکومت آل بویه عراق راه یافت که بخشی از آن معلول ناکارآمدی کارگزاران وی بود. محمّد بن بقیه از شخصیت های سیاسی و دیوانی عصر آل بویه عراق به شمار می رفت که در زمان عزالدوله به مقام وزارت رسید. وی پیشینه دیوان سالاری نداشت و از عیّاری به مقام وزارت دست یافت. مهارت او در گردآوری مال و تقدیم تحَف بسیار به عزالدوله، عامل اصلی دست یابی اش به وزارت بود، اما مشکل نداشتن پیشینه دیوان سالاری در روند کار وزارت او تأثیر گذارد و به پاره ای از ناسامانی ها انجامید. بر پایه یافته های پژوهش، ناکامی ابن بقیه در منصب وزارت حکومت بویهی از سویی از ناشایستگی وی در کارهای دیوانی و از سوی دیگر از استواری حکومت عزالدوله در عراق سرچشمه می گرفت. این پژوهش برای پاسخ گویی به چیستیِ تأثیرات اوضاع سیاسی اجتماعی دوران زندگی ابن بقیه در کوشش های وی در مسند وزارت سامان یافته است که با روش توصیفی، کارهای ابن بقیه و تأثیر او را در دگرگونی های سیاسی دوره حکومت بویهیان برمی رسد. .
گذری بر واردات و تولید ملی در عصر ناصری
منبع:
پژوهش در تاریخ سال چهارم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
97 - 119
حوزههای تخصصی:
تاریخ پنجاه ساله ناصری(1313-1264ﻫﻕ/1897-1848ﻡ)شاهد تحولات عظیم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. سلطنت ناصری مقارن است با تحولات بین المللی و انقلاب صنعتی اروپا که تأثیر بسزایی بر اقتصاد و جامعه ایران داشته است. تحولاتی دوران ساز که در سال های بعد به انقلاب مشروطه انجامید. شرایط اقتصادی کشور در عصر ناصری که قسمتی از آن تحت تأثیر غرب شکل گرفته بود، موقعیتی متفاوت بود که برخی از تجار از آن بهره می بردند. این شرایط تأثیر مستقیمی بر زندگی اجتماعی و اقتصادی کشور از شکل تجارت خارجی گرفته تا الگوی مصرف داشت.
نقطه شروع تاریخ نوین سرمایه داری جامعه ایران در قرن نوزدهم با پویشی انهدامی همراه بوده. سرآغاز نفوذ غرب آثاری بس نامناسب بر بافت ها و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و این جامعه به جای نهاد، چنانکه اقتصاد معیشتی، اجتماعات روستایی ایرانیان که دارای شکل سنتی کشاورزی و پیشه وری خاص خود بودند، متأثر از ورود کالاهای غربی به ورطه نابودی کشانده شدند. زراعت محصولات نقدآور گسترش یافت و جای زراعت معاشی را گرفت. واردات کالاهای اروپایی از جمله: منسوجات انگلیسی و دیگر تولیدات صنعتی و کارخانه ای به صنایع دستی ایرانیان آسیب رساند. با هجوم کالاهای خارجی به بازارهای ایران و نفوذ کامل آن ها بر بازارهای داخلی به دلیل تنوع در محصولات و تغییر در سلیقه همه طبقات جامعه و عدم حمایت دولت از تولید ملی، صنایع دستی به نابودی کشیده شد. همین عامل، ضربه ای شدید به اقتصاد خودکفای روستایی وارد ساخت، بطوری که اقتصاد خود بسنده روستایی بدون آنکه جایگزین قانع کننده و نوینی در این زمینه پیدا کند رو به تحلیل نهاد.
تمرکز این پژوهش بر آن است تا با پایبندی بر چارچوب اولیه در حوزه اقتصاد ایران در عصر ناصری، تأثیرواردات بر تولید ملیرا مورد مطالعه قرار دهد. در وهله نخست؛ از وضعیت تجارت خارجی ایران در این عصر سخن به میان می آید، تا بدین وسیله به نتایجی در ارتباط با روابط دول اروپایی با ایران برسد. سپس؛ نتیجه واردات بی رویه بر تولیدات ملی را مورد بررسی قرار می دهد. سرانجام سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که؛ وجود شیوه های تولید سنتی در اقتصاد کشاورزی و صنایع و ورود کالاهای غربی به کشور چه تأثیری بر شیوه و روش زندگی ایرانیان داشت؟ و آیا ورود برخی اقلام وارداتی توانست بازارهای ایران را قبضه کند؟
اعتصاب غذا: کنشی نوین در ساختار زندان مدرن (1304 - 1320 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندان یکی از نهادهای کهن در جامعة بشری است که از آن برای حبس مجرمان بهره گرفته می شود. در دوران پیشامدرن این مجازات کم تر استفاده می شد و بیش تر مجازات های جسمی کاربرد داشت. با گسست در ساختار ها، اعم از ساختار های فکری و فیزیکی، کنش های زندان نیز دگرگون شد. در فضای نوظهور، زندانیان واجد حقوقی می شدند که حتی حکومت دیکتاتوری پهلوی اول نیز نمی توانست تمامی آن ها را نادیده بگیرد. حق زندانیان در صرف غذا یکی از این حقوق بود.
مسئلة مقالة حاضر این است که از آن جایی که زندانیان در سیاه چال های پیشین برای دریافت اندکی غذا به هر اقدامی دست می زدند که از گرسنگی تلف نشوند، چرا برخی مواقع در زندان نوین، که معمولاً به زندانیان غذا داده می شود، آن ها از غذاخوردن اجتناب می ورزند و در این راه تا نزدیکی مرگ هم پیش می روند به گونه ای که، زندان ناگزیر می شود از طریق قوة قهریه به آنان غذا بخوراند؟
در مقالة حاضر تکوین و تداوم کنشی تحت عنوان «اعتصاب غذا» در زندان بررسی می شود و با بهره گیری از نظریة «ساخت یابی» آنتونی گیدنز این نتیجه گرفته می شود که خلق چنین کنشی در زندان مولود تحول در ساختار حقوقی و فیزیکی نهاد زندان است. با تحول صورت گرفته، کنش گران صحنة زندان به افرادی متفاوت با قبل تبدیل می شوند و با شأن کنش گری نوین و نیز ساختار نوین زندان تمهیدات لازم برای اعتصاب غذا فراهم می شود. برای سامان چنین کنشی تشریک مساعی و آگاهی زندانیان الزامی بود و چنین خصیصه ای را فقط زندانیان سیاسی به ویژه کمونیست ها داشتند از این رو، اعتصاب غذا کنشی سیاسی و عمدتاً اشتراکی و خاص زندانیان سیاسی محسوب می شد.
نقش بهمن بیگی در ایجاد دانشسرای عشایری
حوزههای تخصصی:
محمد بهمن بیگی یکی از چهره های محبوب و آشنای عرصه ی فرهنگ و ادب و از بنیان گذاران آموزش عشایری است که با تلاش و کوشش وصف ناپذیر در جهت پرورش استعدادهای درخشان فرزندان عشایر ایران، قدم های ماندگار برداشته است. بهمن بیگی متوجه این امر شده بود که تنها راه نجات عشایر، در بالا بردن سطح سواد جمعیت است. بهمن بیگی دریافت که کلید مشکلات عشایر در لابه لای الفبا است. از این رو معتقد بود که باید قیام کرد، قیام همگانی و از این جهت مردم را به یک قیام مقدس دعوت کرد؛ قیام برای باسواد کردن مردم ایلات. بهمن بیگی با تشکیل کلاس های عشایری و تربیت معلمان مؤمن و متعهد برای تدریس، ایجاد کتابخانه های سیار، دانش را به میان عشایر برد و از کودکان محروم، آینده سازانی بصیر و مطلع ساخت. بهمن بیگی تصمیم گرفت به جای چوب شبانی، قلم در دست کودکان عشایری نهد و خواندن و نوشتن را به طریق خاص خود به میان عشایر برد تا جهل و بی سوادی را ریشه کن کند.
در این پژوهش سعی شده است با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع و مآخذ کتابخانه ای و میدانی به بررسی نقش بهمن بیگی در ایجاد دانشسرای عشایری پرداخته شود.
امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی (ولایت فقیه) و اندیشه سیاسی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است که محتوای مفهوم اندیشه سیاسی از دیدگاه متفکران این حوزه مورد کندوکاو قرار گیرد و سپس انفلاب اسلامی و ولایت فقیه به عنوان شاه بیت آن که از دستاوردهای فکری و عملی امام خمینی(ره) هستند با محتوای مفهوم اندیشه سیاسی مورد تطبیق قرار گیرد. روش مورد استفاده در مقاله، روش کیفی تحلیل محتوا است. نتایج حاصله از این پژوهش به این شرح بیان شده که انقلاب اسلامی و ولایت فقیه به عنوان دستاوردهای فکری و عملی امام خمینی(ره) تمام ویژگی های یک اندیشه ورزی از جمله شناسایی بحران ها و نابسامانی های وضع موجود، تبیین دلایل چنین بحران هایی، ترسیم آرمانشهر و ارائه هنجارهای عملی برای حل مشکلات و کمبودهای کنونی را در بطن خود دارند.
بررسی علل قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز
حوزههای تخصصی:
قیام شیخ محمد خیابانی در تاریخ 17/فروردین/1299 در تبریز رخ داد. این قیام شش ماه به طول انجامید و سرانجام با دخالت دولتِ مشیرالدوله و نمایندگی مخبرالسلطنه، خاموش شد. منابع معاصر این قیام با توجه به گرایشات سیاسی یا عاطفی که داشته اند، درباره آن نوشته اند و اطلاعات سودمندی را در اختیار نسل امروز قرار داه اند. پژوهش هایی که بعدها در رابطه با آن انجام گرفته بیشتر دیدی عاطفی دارند ولی تحقیقات اخیر علمی ترند.
در این پژوهش به چهار دلیل قیام خیابانی که به نظر نگارنده مهم تر و قابل بحث تر بودند، پرداخته شده است. این چهار دلیل عبارتند از: در خطر افتادن ارکان مشروطیت، قرارداد استعماری 1919 که بین ایران و انگلیس بسته شد، انقلاب روسیه و تأثیر آن در افکار دموکرات ها و مردم تبریز، تجزیه طلبی خیابانی و افکار جدایی طلبانه او.
جغرافیای تاریخی منطقه قفقاز
حوزههای تخصصی:
یکی از سرزمینهای مهمی که از تاریخ کهن و ژئوپلتیک حساس برخوردار است منطقه قفقاز واقع در میان دریای خزر و دریای سیاه است، که در ادوار مختلف تاریخی بر فلات ایران تأثیر گذاشته و تأثر پذیرفته است. با توجه به مطالب فوق ذکر، این نوشتار بر آن است تا به بررسی جغرافیای تاریخی منطقه قفقاز با نگاه همه جانبه تاریخی، جغرافیایی و ژئوپولوتیکی بپردازد. بر همین اساس پس از بررسی موقعیت جغرافیایی و وضعیت انسانی این منطقه در متون جغرافیایی اسلامی و نیز گذری مختصر بر تاریخ سیاسی آن، به جغرافیای قومیتی- جمعیتی و نیز اهمیت ژئوپولتیکی و بحران های ناشی از آن در دهه های اخیر پرداخته خواهد شد.
نسخه منظومه شیخ صنعان و دختر ترسا (به زبان هورامی)
حوزههای تخصصی:
تحلیلی بر شورش های گیلان بعد از فتح آن در زمان شاه عباس اوّل صفوی (1037 -1000ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گیلان بعد از فتح آن توسط شاه عباس اول، به سبب شورشهای متعددی که در آن برپا شده بود، بسیار متمایز از مناطق دیگر ایران گردید. در این پژوهش با توجه به ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه گیلان و عملکرد نمایندگان حکومت صفوی در آن، زمینهها و علل برپایی شورشهای گیلان بعد از شکست خان احمد دوم گیلانی و تسخیر آن توسط شاه عباس اول تا اواخر حکومت آن بررسی و تحلیل شده است. سپس، علل ناکامی شورشها و پیامدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی آن برای جامعه گیلان و حکومت صفوی بررسی و تحلیل گردیده است. هدف اصلی پژوهش، تبیین و تحلیل ساختاری شورشهای فراموش شده و پراکنده گیلان بعد از سرکوبی خان احمد دوم گیلانی در زمان سلطنت شاه عباس اول میباشد. روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و با استناد به متون تاریخی است.
یافتههای عمده تحقیق نشان میدهد که شاه عباس اول در اداره گیلان موفق نبوده و فقط با اتکا به تهدید و زور بر آنجا سلطه داشته و علت بسیاری از شورشها، به خاطر عملکرد نامناسب نمایندگان شاه صفوی در گیلان بوده است.
علل و عوامل قحطی های فارس در فاصله سال های 1324-1293ش/1945-1914م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای 1293-1324ش/1945-1914م که دنیا دو جنگ جهانی را پشت سر گذاشت، عواقب وخیم و مخربی، بر بیشتر کشورهای دور از صحنه جنگ علاوه بر کشورهای محور، قابل مشاهده بود. ایران آن موقع صحنه کشمکش و رقابتهای دو کشور روسیه در بخش شمالی و انگلیس در بخش جنوبی بود، هر یک از آن دو به دنبال تأمین منافع خود دم از حمایت ایران میزدند. در این شرایط ایران چیزی جز ضرر و زیان عایدش نشد. قحطی هم یکی از مصائبی بود که نصیب کشور ما شد، فارس و جنوب هم گرفتار این مشکل گردید. مردم ایران گرچه قحطی را بارها تجربه کرده بودند، اما این بار، خشکسالیهای متوالی و حضور نیروهای متفقین این مسئله را تشدید میکرد. فارس در معرض عبور و حمل و نقل متفقین قرار داشت که در پی آن آسیب شدیدتری بر اقتصاد منطقه وارد شد و قحطی این ایالت را از سایر ایالات متمایز ساخت. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی بر آن است تا به علل و عوامل قحطیهای فارس در طول سی سال از آغاز جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم بپردازد.
بازنمایی سیمای کیانیان در تاریخ نگاری و حماسه سرایی دوره ی ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پیامدهای مهم تهاجم مغولان و استقرار دولت ایلخانی در ایران، رشد و گسترش تاریخ نگاری و گرایش های تازه در تاریخ نگری ایرانیان است. در این دوره، برخی تاریخ نگاران ایرانی ضمن توجه به جهان گشایی مغولان و خلق حماسه های تاریخی، در یک کنش رنسانسی به بازخوانی حماسی ترین دوره در روایات ملی ایرانیان، یعنی عصر کیانی روی آوردند و در رویکردی آگاهانه، به انطباق آن با دوره ی ایلخانان پرداختند. در این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی و براساس تفسیر متون و منابع، سه مرحله ی تلاش دانشوران ایرانی درجهت بازآفرینی عصر کیانیان در دوره ی مغول مورد بررسی قرار گرفته و مهم ترین رویدادها، منابع و ذهنیت تاریخی نمایندگان هر مرحله ارزیابی شده است. مرحله ی نخست، تفسیر مورخان از هجوم مغول به مثابه ی تحقق هجوم تورانیان است که سلطان جلال الدین خوارزمشاه مانند پهلوانان کیانی در پیکار با تورانیان شناخته می شود. مرحله ی دوم، تشبیه ایلخانان به کیانیان و جغتاییان به تورانیان و تأکید مورخان بر جنگ های خارجی ایلخانان به عنوان تلاش برای دفاع از مرزهای ایران زمین است. در این مرحله، اباقا به دلیل جنگ های طولانی اش با دشمنان شرقی و غربی، دارایشخصیتی کیانی می شود و در جایگاه کیخسروی قرار می گیرد. مرحله ی سوم، دوره ی ایلخانان مسلمان- از غازان تا ابوسعید- است که دانشوران ایرانی با سرودن حماسه های تاریخی به تلاش برای انطباق رویدادها و اقدامات شاهان ایلخانی به ویژه غازان با کیانیان می پردازند. حماسه های تاریخی ظفرنامه (اثر حمدالله مستوفی) و غازان نامه(از نوری اژدری) دو نمونه ی برجسته در بازخوانی سیمای کیانیان در این مرحله از تاریخ مغول به شمار می آیند. علاوه بر این، هنرمندان، نویسندگان و دیوانیان ایرانی با پژوهش های گسترده در شاهنامه ونسخه برداری های متعدد از آن، به اقدامی بی سابقه درجهت احیای روایات ایرانی و ارائه ی تصویری حماسی از دولت ایلخانان دربرابر دشمنانشان دست زدند. نسخه ی حمدالله مستوفی از شاهنامه در کنار سرودن ظفرنامه و همچنین تهیه ی شاهنامه ی بزرگ مغول و شاهنامه های کوچک در دربار ایلخانان و آل اینجو در فارس از آن جمله اند.
انقلاب مشروطه و بازتعریف قدرت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطه را می توان نوعی کنش جمعی برای بازسازی الگوی کسب و اعمال قدرت سیاسی از طریق رسمیت و اعتبار بخشیدن به تعریف جدیدی از قدرت سیاسی دانست. به منظور توجیه و تأسیس الگوی جدیدی برای کسب و اعمال قدرت سیاسی، می بایست تعریف تازه ای از قدرت سیاسی بیان و توجیه می شد. این مهم در قالب تدوین و تصویب (متمم)قانون اساسی مشروطه انجام شد. فصول و اصول مختلف (متمم)قانون اساسی مشروطه به نوعی دربرگیرند ه ی تعریف جدیدی از چیستی و اهمیت یا کارویژه ی قدرت سیاسی است. در این چارچوب، قدرت سیاسییا «قوای مملکت»به عنوان دارایی مشترک اعضای جامعه تعریف می شود که باید در خدمت بقا و ارتقای زندگی اجتماعی قرار گیرد.برای انجام این مهم نیز الگوی جدیدی از کسب و اعمال قدرت سیاسی تعریف می شود که در چارچوب آن، قدرت سیاسی دراختیار نهادی به نام دولت قرارمی گیرد تا مطابق خواست و اراده ی اعضای جامعه- که در قالب قانون تجلی می یابد- اعمال کند. به این ترتیب، در جریان انقلاب مشروطه، پاسخ های جدیدی به پرسش از چیستی و کارویژه ی قدرت سیاسی داده شد تا الگوی جدیدی ازچگونگی کسب و اعمال قدرت سیاسی توجیه شود و رسمیت یابد؛ الگویی که بنیاد تأسیس نوعی نظم سیاسی دموکراتیک بود.
بازتاب مذهب گیلان عصر صفوی در اسناد خان احمد گیلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسناد و مکتوبات پیوسته در ردیف منابع اصیل و مستند در پژوهش های تاریخی به شمار می روند و اطلاعات قابل توجهی در عرصة تاریخ و فرهنگ در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. در پژوهش هایی که به عصر صفویه اختصاص یافته است، تاریخ نگاری مبتنی بر مکتوبات از پشتوانه های مهم اطلاعات این دوره به شمار می روند؛ اسناد و منشاتی که از حاکمان محلی این مناطق باقی مانده است در شمار گنجینه های مهم تاریخی و فکری این دوره است. در بین این مجموعه ها؛ نامه های خان احمد خان گیلانی به عنوان مدارکی اصیل و مستند از حوادث گیلانِ عصر صفویه محسوب شده و حاوی اطلاعات سودمندی درباره ی تاریخ صفویه و گیلان، بویژه در نیمه ی دوم قرن دهم ﻫ.ق به شمار می رود. خان احمد خان گیلانی از حاکمان حکومت محلی آل کیا در گیلان مقارن با پادشاهی شاه عباس اول صفوی بود.
در پژوهش حاضر این پرسش مطرح است، با توجه به شواهد و قراین موجود، اندیشة مذهبی حاکم بر ایران دوران صفویه چه تأثیری در رویکرد مذهبی خان احمد خان گیلانی و مذهب رایج در گیلان داشت؟ با توجه به شواهد موجود که در پژوهش حاضر اساس قرار گرفته است، می توان گفت رویکرد مذهبی خان احمد خان نیز در راستای سیاست مذهبی صفویه بوده و حاکم مورد نظر در زدودن آثار زیدی گری و جایگزین ساختن شیعة امامی در گیلان تلاش زیادی نمود. روش پژوهش در تحقیق حاضر توصیفی، تحلیلی و با تکیه بر اسناد خان احمد گیلانی در منشات وی صورت می پذیرد. نگارنده قصد دارد تا با رویکردی تحلیلی دگرگونی های مذهبی حاکمان و مردم گیلان را در این دوره مورد پژوهش قرار دهد.
بازخوانی نامه های امیرکبیر برپایه ی هدف های سه گانه ی سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف سیاست خارجی سه گانه اند: کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت. هدف مقاله ی حاضر ، بررسی نامه های امیرکبیر از منظر هدف های سه گانه ی سیاست خارجی است. در این مقاله، نگارندگان با بهره گیری از روش شمارش کوشیده اند 384 نامه ی به جامانده از امیرکبیر را در قالب تعریف های ازپیش موجود از هدف های سیاست خارجی، بازخوانی کنند. پژوهش حاضر بر دو رویکرد کمّی و کیفی استوار است. نگارندگان خواسته اند نشان دهند که درون کاوی ذهن امیرکبیر از خلال بازخوانی هدفمند نامه ها، نمودار قرابت باورهای او به برخی از هدف های سه گانه ی سیاست خارجی بوده است. تحلیل نامه ها نشان می دهد هدف های حیاتی، میان مدت و بلندمدت به ترتیب، بیشترین و کمترین بسامد را داشته اند. در میان شاخص ها، حفظ تمامیت ارضی بیشترین تکرار (54) و افزایش حیثیت در نظام بین الملل کمترین تکرار (صفر) را داشته است. شمارش بسامدها گویای این نکته است که دغدغه ی امنیت مرزی و حفظ یکپارچگی سرزمینی، دشواره ی قاجاری بوده؛ تا جایی که نگه داشت حدوحدود «ممالک محروسه» فرصت بروز به دیگر اهداف را نمی داده است. برای مستدل سازی این مقوله که چرا نزد امیرکبیر هدف حیاتی و به ویژه حفظ تمامیت ارضی از اهمیت والایی برخوردار بوده است، «هرم سلسله نیازهای انسانی آبراهام مازلو» سنجه ی بازتفسیر قرار گرفت.