پس از فروپاشی عباسیان در بغداد، دستگاه خلافت در سال 659 هجری قمری به مصر انتقال یافت و تا حمله سلطان سلیم در سال 923 هجری قمری پایدار ماند. اقبال جامعه مصر به خلافت عباسی برآمده از زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی خاصی بود که محتاج تحلیل و بررسی است. پرسشی که این مقاله حول محور آن سامان یافته، این است که جامعه مصر با کدام زمینه ها و بسترهای تاریخی به تاسیس و تجدید خلافت عباسی در این سرزمین راغب شد؟ این پژوهش با تکیه بر داده های تاریخی و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی می کوشد تا نشان دهد که ثبات سیاسی مصر در دوران حکومت مقتدر ممالیک و جایگاه مستحکم تسنن در جامعه مصر، زمینه ای را فراهم کرد تا سلاطین مملوک برای مشروعیت دادن به حکومتشان در مقابل امرای ایوبی و سایر مدعیان قدرت، به فکر دعوت از بازماندگان خاندان عباسی به قاهره بیفتند.
تصوف که به عنوان طرز فکر و مجموعه ای از آداب و اعمال مشخص، در بر گیرنده ی نوعی عکس العمل نسبت به اوضاع اجتماعی بود، در طول تاریخ پر فراز و نشیب اسلام و ایران، انعکاسات و الهامات بسیار متفاوتی از فرهنگ معنوی طبقات جامعه ی اسلامی را در خود پذیرفته، حل و جذب کرد. اینکه در آذربایجان قرن دهم ودر دوره ی شاه طهماسب وضعیت تصوف چگونه بوده است موضوعی در خور توجه است. در این دوره از سویی رشد تشیع ومبارزه ی علمای شیعی باتصوف وازسوی دیگرلجام گسیختگی صوفیان قزلباش وقلندران بی اعتنا به شرع باعث افول تصوف شد. صوفیان آذربایجان به بهانه های سیاسی و مذهبی به قتل رسیدند یا در گمنامی به سربرده و یا برای بقای خود با مذهب، سیاست و طریقت صفوی هماهنگ می شدند. پدیده ی مهاجرت صوفیان بر اثر فشارهای داخلی عصر صفوی و به دلیل حمایت حاکمان سرزمین های مقصد (آناتولی، هندوستان ...) شدت گرفت و مهاجران در آن سرزمین ها سهم قابل توجهی در رشد علوم نقلی و ادبیات شرقی به خود اختصاص دادند.
در مقاله ی حاضر نگارنده قصد دارد، با بررسی احوال تعدادی از مشایخ و آثار علمی و عملی آنها، میزان نفوذ تشیع را در تغییر مسیر وتحول صوفیان، بازکاوی نماید.
واکاوی عقاید غلات در عصر ائمه اطهار علیه السلام و نوع مقابله امامان علیه السلام با آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. آشنایی با نوع برخورد ائمه علیه السلام با غالیان، الگوی مناسبی برای مقابله با آنها ارائه می کند. ابوالخطاب به عنوان یکی از مهم ترین غلات دوران ائمه علیه السلام، علاوه بر بیان عقاید افراطی، تأثیر بسیاری بر جریان غلو در زمان خود و غالیان پس از خود داشت. سؤالی که مطرح است اینکه ابوالخطاب چه عقاید غالیانه ای را مطرح کرد؟ و چه تأثیری در جریان غلو پس از خود داشت؟ و امامان علیه السلام با این شخصیت غالی و پیروانش چگونه برخورد کرده اند؟ امام صادق ابوالخطاب، عقائدی همچون نبوت و سپس الوهیت ائمه علیه السلام و در نهایت، الوهیت خودش را مطرح کرد و قائل به اباحی گری شد. همچنین، حرکت منحرفانه وی، در پیدایش اسماعیلیه بی تأثیر نبود. اما در خصوص واکنش ائمه علیه السلام نسبت به او، باید گفت: با جدیّت به مقابله با ابوالخطاب پرداخت و او را رسوا ساخت و از وی برائت جست و لعن و تکفیر کرد و از همنشینی با وی نهی نمود و سایر امامان علیه السلام نیز به منظور جلوگیری از تأثیرات مخرّب وی، به نوعی همچون امام صادق با این جریان برخورد کردند.
خلافت فاطمیان (567- 297هـ.ق/1171-910م) که به عنوان حکومت رقیب خلافت عباسی(656-132 هـ.ق/1258-570م) درشمال آفریقا بر پا شد، از ویژگی های سیاسی و اداری و نظامی ویژه ای برخوردار بود. امامان دوران دعوت پنهانی اسماعیلیه با شبکه دعاه و پیروان پراکنده اما سازمان یافته آنان در سال297 هـ.ق/910م توانستند خلافت فاطمی را پایه گذاری نمایند و قدرت سیاسی و نظامی را به صورت رسمی به دست آورند. در این راستا تحولی گسترده در مقام و موقعیت امام اسماعیلی و حلقه های پیرامون وی از شرایط غیر رسمی به شرایط رسمی صورت گرفت که در طی آن سازمان یابی قدرت و باز تعریف عناصر جامعه اسماعیلی در قالب نهادهای اداری و نظامی و سیاسی مرسوم زمانه بود. ساخت دیوانی و نظامی تحت تأثیر آموزه های سیاسی و اجتماعی اسماعیلی و اقتضائات برپایی خلافت شیعی بود که بیش از دو قرن در مصر دوام نیافت. مهم ترین علل آن را باید در ساخت دیوانی و نظامی آنها و چگونگی تعامل دیوانیان و نظامیان و عوامل مؤثر بر آن جستجو کرد. در این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی بررسی ساخت دیوانی و نظامی و علل هم گرائی و علل واگرایی در تعامل آنها مورد توجه قرار گرفته تا بدین سؤال پاسخ داده شود که تعامل دیوانیان و نظامیان در دوره دوم خلافت فاطمی چگونه و تحت تأثیر چه عواملی بوده است؟
هدف: هدف این پژوهش، بررسی انواع آسیب های وارد شده به تابلوهای کاخ گلستان و صاحبقرانیه و فرح آباد، مواد مورد استفاده جهت بر طرف نمودن آسیب تابلوها و تعمیرات آنها، تنوع موضوعی، و بررسی نکات تخصصی حوزه حفاظت و نگهداری در آن دوره، بر اساس اسناد موجود است.
روش/ رویکرد پژوهش: برای انجام این پژوهش و رسیدن به اهداف آن، از روش پژوهش کتابخانه ای و بررسی اسناد مورد نظر استفاده شده است.
نتیجه گیری: داشتن اطلاعات صحیح و روشن در مورد وضع پیشین یک اثر فرهنگی - تاریخی در حفاظت و مرمت آن اثر بسیار مفید و مؤثر است و این اسناد، با توجه به اطلاعاتی که در آنها وجود دارد، می توانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. براساس اطلاعات بهدست آمده، ریختگی رنگ، سوراخ، پارگی، و لکه مهم ترین آسیب های وارده به تابلوهای شرح داده شده در این اسناد است. تعداد تابلوهای ذکر شده 464 واحد است و تنوع موضوعی بهکار رفته در آنها بسیار زیاد می باشد. برای تعمیر تابلوهای آسیب دیده از روغن و الکل استفاده شده است. تهیه صورت هزینه و تعمیر تابلوها و قاب آنها توسط آقایان حسین شیخ نقاش، متخصص رنگ و روغن؛ و نجات علی قابساز انجام گرفته است که دارای دانش و مهارت کافی و از متخصصان وزارت صناعت وقت بوده اند.
روی کار آمدن نظام کمونیستی در شوروی، باعث تغییر قوانین این کشور شد. یکی از این قوانین، قانون تابعیت بود که دولت شوروی با استناد به آن دست به تبعید گسترده ایرانی ها از این کشور زد. این افراد، در صنایع شوروی کار میکردند. دولت ایران، در ابتدا، سعی کرد که از نیروی کار این افراد متخصص و فنی در نوسازی دوره رضاشاه استفاده کند؛ اما در دوره بعد، بهدلیل فعالیت های تبلیغی و جاسوسی شوروی در ایران، که برخی از این افراد هم در آن دخیل بودند، رویکرد حکومت نسبت به استفاده از این افراد تغییر کرد. بااطلاع دولت ایران از عمق فعالیت های شوروی در ایران و نقش افراد تبعید شده، نوع تعامل دولت ایران با این افراد از اقتصادی( استفاده از آنها بهعنوان نیروی کار) به امنیتی(تحت نظر و کنترل دائم) تغییر یافت. این پژوهش، بهدنبال بررسی تبعید ایرانیان در فاصله سالهای 1305-1320 است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، با روش تحلیلی -تاریخی با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی پایگاه های آرشیوی و متون اصلی انجام شده است.
فرضیه پژوهش: استفاده دولت شوروی از تبعیدیان بهعنوان جاسوس و مبلّغ افکار کمونیستی بر نحوه تعامل دولت ایران با این افراد و استفاده از نیروی کار آنان تأثیر داشته است.
یافته های پژوهش: دیدگاه حکومت نسبت به استفاده از تبعیدی ها بهعنوان نیروی کار مؤثر و اقتصادی در نوسازی دوره رضاشاه به عناصر نفوذی و جاسوسان بیگانه تغییر یافت.
هدف: بررسی تاثیر روند دگرگونی های نظام مالی و مالیاتی دوره سلجوقیان در دگرگونی های ساختاری و عملکردی منصب مالیاتی این دوره، موضوع بحث مقاله حاضر است.
روش/رویکرد پژوهش: روش توصیفی -تحلیلی با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی و منابع کتابخانه ای.
یافته ها و نتایج: دگرگونی های شیوه های کشورداری و روابط درونی مناسبات قدرت در دوره سلجوقیان(431-590ق.) و استقرار حکومت یکپارچه و گسترده، شرایطی را به وجود آورد که مدیریت شهری تجربیات متفاوتی را از سرگذراند. در این میان، الگوی تعیین کننده روابط دو جانبه، بین نخبگان شهری و حکومت مرکزی، به عنوان زمینه تعیین کننده مناسبات شهری و حکومت، مورد توجه قرار نگرفت. منصب «عامل» به عنوان نماینده حکومت مرکزی و مسئول جمعآوری عایدات جامعه شهری، که باید با بدنه جامعه شهری روابطی نزدیک برقرار می کرد، نقشی دو سویه داشت. موضوع روابط عامل با دیگر صاحب منصبان حکومتی و نیز نمایندگان نهادها و جوامع شهری، که بیشترین چالش های مدیریتی شهرهای آن دوره به این حوزه مربوط است، مورد کاوش قرار نگرفته است. تغییرات مزبور در این منصب تحت تأثیر دگرگونی های بخش مربوط در حکومت بود یا از دگرگونی های اقتصادی- اجتماعی جامعه شهری متأثر بود؟ فرض مقاله بر این است که این دگرگونی ها جنبه دو سویه داشته است. نتایج این بررسی نشان می دهد تغییرات درونی حکومت منجر به افزایش نقش و عملکرد «عامل» در شهرهایی شد که تحت اداره مستقیم حکومت قرار داشتند.
مهاجرت ترکان سلجوقی و تشکیل اولین حکومت با منشاء ایلی، سرآغاز تحولات شگرف در تاریخ و فرهنگ ایران زمین بود. ترکمانان عراقی، طلایه داران این مهاجرت، به دلیل نفوذشان در منطقه عراق عجم به عراقی مشهور شدند. ماهیت و ریشه های نژادی این گروه و ارتباط شان با سلاجقه از دو دیدگاه قابل بررسی است. گروهی از مورخان آنان را از اتباع اسرائیل، پسر سلجوق، می دانند که پس از اسارت او به دست محمود غزنوی به ایران مهاجرت کردند ولی این پژوهش با استناد به منابع، به چند دلیل، این نظریه را تایید نمی کند و آنان را شاخه ای از سلاجقه می داند. از سوی دیگر، اقدامات حکومت غزنویان و بعدها سیاست حکومت سلجوقیان، چه پیش از ورود به ایران و چه بعد از به دست گرفتن قدرت برای مهار این ترکمانان فراز و نشیب های معناداری دارد. که می توان آن را به سه مرحله بی طرف در قبال اقدامات آنان، اتحاد موقتی با آنان و سرکوب آنان مورد بررسی قرار داد.
بعد از آنکه روند هجوم مغولان توسط ممالیک متوقف شد، ایلخانان مغول برای ارتباط بهتر با اروپا، مقابله با ممالیک و حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خویش، نیازمند ائتلاف با دولت های مسیحی شرقی همچون ارمنستان و بیزانس بودند. دولت بیزانس نیز در زمان سلسله پالئولوگوس (paleologue) در مقابل خطرات سیاسی پیرامون خود که حیات بیزانس را تهدید می کرد با ایلخانان دارای اهداف و منافع مشترک سیاسی و اقتصادی گردید. با وجود این دولت بیزانس گرچه در ابتدای دوره ایلخانان، برای ائتلاف با آنان پاره ای اقدامات انجام داد؛ اما نه تنها نتوانست مانند ارمنستان به ائتلافی پایدار و همگرایی مداوم با ایلخانان دست پیدا کند، بلکه به دلیل شرایط استراتژیک خود، در اکثر مواقع، در برخورد با همه دولتها به ویژه رقیبان ایلخانان سیاست موازنه را پی گرفت. این پژوهش ضمن تبیین جایگاه بیزانس در سیاست خارجی ایلخانان، با روشی توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای سعی دارد چگونگی و عوامل مؤثر در اتخاذ رویه مذکور از سوی دولت بیزانس را مورد بررسی و بازکاوی قرار دهد.
مشاغل و پایگاه های درآمدی یکی از مؤلفه های تاریخ اجتماعی است که واکاوی گونه ها ، قلمرو، خاستگاه ها و ابعاد آن می تواند گوشه هایی تازه از زندگی مردم در گذشته را بنمایاند. بی توجهی نسبی منابع متعارف تاریخی به تاریخ اجتماعی زمینه ساز اقبال به دیگر منابعی است که در تقسیم اولیه در شمار منابع تاریخی قرارنمیگیرند. دیوانهای شعر را باید از جمله این منابع شمرد. در این دیوان ها به انبوهی از مسائل و مؤلفه های مربوط به زندگی اجتماعی اشاره شده است. استخراج و سپس گردآوری اطلاعات درباره آنها روزنه ای است به سوی فهم متن و واقعیت اجتماعی روزگاران گذشته. این مقاله با رویکردی وصفی و با استفاده از تکنیک جست وجوی نام مشاغل و پایگاه های درآمدی در پنج دیوان شعر از شاعران پارسی سرای قرن های هشتم و نهم ایران و دسته بندی آنها کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد که مشاغل و پایگاه های درآمدی یادشده در این دیوان ها در بستر یک مطالعه تکمیلیِ دیگر تا چه اندازه متأثر از آموزه های دینی بوده است. این بررسی نشان می دهد که در ایران، در روزگار بین خرابی های حملة مغولان و آبادانی عصر صفویه، آموزههای دینی در مشاغل دین آورد شامل سه دسته مشاغل مرتبط با اجرای عبادات دینی (شامل سه شغل)، مشاغل مرتبط با اجرای احکام اجتماعی دینی (شامل سه شغل) و مشاغل مرتبط با آموزش و ترویج دین (شامل چهار شغل) و مشاغل دین پرورد شامل دو دسته مشاغل مرتبط با اجرای احکام دینی و مراسم (شامل پنج شغل) و مشاغل مرتبط با ساخت و ادارة اماکن دینی (شامل سه شغل) و نیز پایگاه های درآمدی (شامل چهار شغل) نقش داشته است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل اندیشه ی فلسفی نقوش هندسی گچبری های قرون نخستین اسلامی می باشد. اندیشه ی فلسفی یونانی، به خصوص فلسفه ی افلاطون و فیثاغورث از جمله علومی است که بر تفسیر و تحلیل نقش مایه های هنر اسلامی اثرگذار بوده است. مستندات پژوهش، آثار معماری به خصوص گچبری های گنجینه ی اسلامی موزه ی ملی ایران است. پژوهش حاضر با استفاده از توصیف، تحلیل و مقایسه تطبیقی اطلاعات گردآوری شده به صورت میدانی و کتابخانه ای در پی پاسخ به این پرسش است، که بازتاب فرایند علمی قرون نخستین اسلامی در هنر ایران، به خصوص در نقوش هندسی گچبری چگونه قابل تبیین است. فرضیه مبتنی بر آن است که تعاملات علمی مسلمانان در اوایل اسلام باعث غنی تر شدن تعبیر و تفسیر نقوش هنر اسلامی به ویژه گچبری شده است. این تحقیق، نشان می دهد مضامین نقش مایه های گچبری اوایل اسلام، ترکیبی از مضامین فلسفی یونانی و اسلامی است که نشأت گرفته از تعاملات علمی رایج در اوایل دوره ی اسلامی بوده است.
موضوع پژوهش حاضر تشکیلات وزارت خارجه ی ایران در دوره ی ناصری است. این امر در تاریخ ایران به شیوه ی سنتی از امتیازات خاص مقام سلطنت و به شکل ظاهری در دوره ای تحت نظر دیوان رسایل و در دوره ای دیگر در اختیار منشی الممالک بود. شناسایی روند تشکیلاتی شدن و مدون گشتن اجزای این وزارت در دوره ی ناصرالدین شاه مسئله ی این پژوهش است. روش تحقیق در این موضوع توصیفی و مبتنی بر اسناد، نسخ خطی و منابع کتابخانه ای است. نتیجه ی به دست آمده نشان می دهد تشکیلات وزارت خارجه که در دوران فتحعلی شاه و محمدشاه در وجود وزیر خارجه، نایب، چند منشی، مترجم و نویسنده خلاصه می گردید با نهادی شدن تشکیلات وزارت خارجه در دوره ی ناصری، متحول و وزارت خارجه با اجزا و ادارات متعدد و دفاتر منظم تحت اداره ی وزیر خارجه درآمد.
الرجال شیخ طوسی که در سیزده باب تدوین و 8900 راوی را دربر می گیرد، تنها با هدف شمارش روایتگران از معصومین^ و نیز تعیین طبقات آنان تألیف شده است. در این پژوهش با بررسی و ارائه نمونه هایی، درپی طرح این مسئله هستیم که تقسیم بندی شیخ در ذکر جایگاه راویان بر چه مبانی و روشی استوار است. شیخ با اینکه کاملاً درپی بیان وثاقت، ضعف، جرح و تعدیل نبوده است، اما در مجموع روش رجالی او مبتنی بر امتناع از تضعیف ضعفا یا نهایتاً جرح خفیف است، که بیشتر از روحیات میانه رو و معتدلانه وی نشئت گرفته است و البته بی ارتباط با شرایط تاریخی عصر او، یعنی ابتدای روی کار آمدن سلجوقیان متعصب در مذهب شافعی و تشدید درگیری های بین شیعه و سنی نیست. حاصل تلاش او در این شرایط حساس، توثیق راویانی از اهل سنت و فرقه های مختلف شیعه است تا از ابعاد آسیب های این درگیری ها بکاهد. ازاین رو دایره رجالی او گستردگی زیادی یافته و نمی توان صرفاً با استناد به وجود نام کسی در این کتاب، به امامی یا حتی شیعی بودن وی اطمینان یافت.
واکاوی ریشه ها و علل پیدایش پدیده خطرناک غلو ـ که عمدتاً به صورت زیاده گویی در حق ائمه شیعه(ع) نمود یافته ـ از اهمیت خاصی برخوردار است. بدون شک، آشنایی دقیق با ریشه ها و علل به وجودآورنده غلو، در بسیاری از موارد، می تواند افراد را از گرفتار شدن در این دام خطرناک رهایی بخشد. پژوهش حاضر، که با تکیه بر اسناد متقدم تاریخی، حدیثی، فرقه شناختی و توجه به دیدگاه های صاحب نظران، شکل گرفته، نشان می دهد غلو و گزافه گویی، ریشه در علل و مسائل مختلف روانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اعتقادی دارد. از عوامل روانی می توان به حب افراطی، حس اسطوره سازی، جهالت و نادانی و تعصبات کورکورانه؛ از عوامل اجتماعی، به فشارهای سیاسی و رفع آنها؛ از عوامل سیاسی، به دشمنی با اهل بیت(ع) و اسلام؛ و از عوامل اعتقادی می توان به اباحی گری، اختلافات فرقه ای و تأثیرات خارجی در این زمینه، اشاره کرد.
خوارج به عنوان یکی از گروه های مؤثر در حوادث قرون اولیة هجری، برای نخستین بار در دورة خلافت امام علی(ع) و در جنگ صفّین به عنوان یک فرقة مستقل پدیدار گشتند و به مخالفت با حکمیت برخاستند. با انتقال خلافت به امویان، خوارج قیام های متعددی بر ضد بنی امیه برپا کردند. به همین سبب، تحت تعقیب حکام اموی قرار گرفتند و به ناچار فعالیت های خود را به مناطق دور از مرکز خلافت ازجمله مناطق جنوب شرقی ایران و سیستان انتقال دادند. خوارج که در سیستان به کمک مردم بومی این منطقه حدود سه قرن فعالیت های نظامی خود را در برابر امویان و عباسیان ادامه دادند؛ اما در نهایت نتوانستند موجودیت خود را در این منطقه تداوم بخشند و در میان بومیان استحاله شدند. پرسش اساسی این است که چرا تفکر خارجی گری در سیستان پایدار نماند؟ به نظر می رسد، عوامل ناکامی ایشان عبارتند از: رویه خشونت و ترور خوارج، سرکوب آنها توسط امویان، تقدم بازوی مبارزاتی خوارج بر بازوی عقیدتی آنها و ناتوانی خوارج در همسویی با فرهنگ بومی سیستان.
فلسفه با ورود خود به عالم اسلام، دست خوش تغییر و تحوّل و تکامل گردید و پس از آن، بر عرصه های گوناگون فرهنگ و تمدن اسلامی تأثیر گذاشت. ازجمله نقش های فلسفه در تمدن اسلامی را می توان نیازمندی تمدن به فلسفه در تمییز حقیقت از غیرحقیقت، تأثیر فلسفه در دین، تأثیر فلسفه در اخلاق، تأثیر فلسفه در سیاست و تبیین مدینة فاضله و تأثیر فلسفه در کلام دانست. در این نوشتار، پس از معناشناسی فرهنگ، تمدن، دین، اخلاق و سیاست، به سیر اجمالی فلسفه در عالم اسلام اشاره شده،و در ادامه به تبیین نقش فلسفه در تمدن اسلامی پرداخته شده است.
حضور و زندگی گروهی از خوارج پس از جنگ نهروان در بصره و تحت تأثیر قرار گرفتن ایشان از بافت جمعیتی بصره، مانند صحابه صاحب نام حاضر در این شهر هم چون عبدالله بن عباس، ایرانیان و موالی ایرانی، فقها و تابعان و حضور برخی از بزرگان خوارج مانند مرداس بن ادیة و برادرش عروة که با در پیش گرفتن روش اعتدالی مورد توجه سایرین بودند سبب شد اباضیان تحت تأثیر آنان، به مرور راه اعتدال در پیش گیرند. این پژوهش با استفاده از روش وصفی- تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه ای به بررسی و تبیین زمینه ها و علل گرایش خوارج به خصوص اباضیان به اعتدال می پردازد