فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۰۱ تا ۶٬۶۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
جغرافیای تاریخی بندر بوشهر
حوزههای تخصصی:
منطقه بوشهر یکی از قدیم ترین لنگرگاه های تجاری ایران بوده است. اهمیت تجاری و ارتباطی این منطقه، فراز و نشیب های زیادی را در تاریخش سبب شده است. بررسی هریک از تحولات رخ داده در بندربوشهر نیازمند آگاهی از جغرافیای تاریخی این بندر و پیشینه تاریخی مکان بروز رویداد است. در نوشتار پیش رو تلاش شده است تحولات رخ داده در این خطه مورد مطالعه قرار گیرد و چشم اندازی از گذر زمان بر این منطقه از دوره باستان تا اواخر دوره قاجار ارئه شود. اگرچه بندربوشهر بندری نوبنیاد محسوب می شود و از سده دوازدهم هجری با اقدامات نادرشاه افشار و پس از آن تحت اداره آل مذکور اهمیت سیاسی و اقتصادی فزاینده ای یافت، ولی شبه جزیره بوشهر پیشینه ای پنج هزارساله دارد که پشتوانه ای تاریخی برای بندربوشهر به حساب می آید.
سکاها در زمان کورش دوم و داریوش یکم هخامنشی
حوزههای تخصصی:
سکاها اقوام بیابانگرد و کوچ نشینی بودند که در محدوده جغرافیایی وسیعی بین مرزهای چین تا رود دانوب پراکنده بودند. حضور سکاها در مرزهای شرقی و شمال شرقی شاهنشاهی هخامنشی و ناامنی های ایجاد شده از سوی آنها قدرمسلم موجب اتخاذ سیاست خصمانه و لشکرکشی نسبت به این اقوام بیابانگرد شده بود. چنان که براساس منابع یونانی مرگ کورش در سال 529 پ.م در جنگ با ماساگت ها (شاخه ای از اقوام سکایی) بوده است. هم چنین در نقش برجسته بیستون نیز آخرین اسیر اسکونخه پادشاه سکایی است که داریوش پس از آن که لشکر سکاها را در سال 519 پ.م برابر با سومین سال پادشاهی اش در هم شکست، صحنه این پیروزی به این نگاره اضافه شد. هرودت در کتاب چهارم خود همچنین از عملیات جنگی داریوش علیه سکاها در 512 پ.م و عقب نشینی داریوش یکم به دلیل خستگی سپاهش از دنبال کردن سکاها در سرتاسر استپ های شمال دریای سیاه، گزارش می دهد. این پژوهش در پی آن است تا به ارزیابی حضور سکاها در دوران دو تن از شاهنشاهان هخامنشی (کورش دوم و داریوش یکم) بپردازد و روشن نماید که آیا این اقوام در زمان این دو شاه تحت انقیاد این شاهنشاهی بوده اند؟ این پژوهش براین فرضیه استوار است که کورش و داریوش هخامنشی توانسته بودند با لشکرکشی های خود دسته شرقی سکاها (سکاهای هوم نوش و تیزخود) را تحت انقیاد خود درآورند و دسته غربی سکاها علی رغم لشکرکشی داریوش به سرزمین آنها، هیچگاه مطیع شاهنشاهی نبوده اند.
رویکردهای مشترک سیاسی و فرهنگی آثار کلامی امامیه در دوره ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ششم بهار ۱۳۹۵ شماره ۲۱
81-109
حوزههای تخصصی:
شیعیان امامی با بهره گیری از کارآمدی کارکرد های فرهنگی و رویکرد مسالمت آمیز خود در مواجهه با دیگر مذاهب و فرق، در فرهنگ سیاسی عصر ایلخانان، جایگاهی درخور توجه به دست آوردند. تسامح اعتقادی مغول ها و زوال مراکز سیاسی تندرو آن عصر نیز این زمینه را هموار کرد و این امکان را در اختیار پیروان امامیه قرار داد که میراث فرهنگی و اعتقادی خود را غنا بخشند. در این میان، تلاش برای تقویت کارکرد میراث کلامی خویش و به ویژه تدوین منابع کلامی به زبان فارسی، از جمله کارکردهای خاص شیعیان این عصر به شمار می رود. از این رو نوشتار حاضر با طرح این پرسش که «دگرگونی های سیاسی اجتماعی عهد ایلخانان در تکوین منابع کلامی به زبان فارسی چه تأثیری داشت؟»، بر این باور است که تسامح اعتقادی، رونق زبان و ادب فارسی و اقبال عمومی شیعیان امامی در عهد ایلخانان به آثار کلامی فارسی، موجب شده است امامیه با مبادرت به تدوین منابع کلامی، برای تثبیت جایگاه خویش بکوشد.
ضعف و سقوط حکومت ممالیک؛ دلایل و زمینه های اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ششم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۲
83-106
حوزههای تخصصی:
حکومت ممالیک، به رغم گذشته باشکوه خود، به تدریج دچار ضعف و در نهایت فروپاشی شد. کالبدشکافی این مسئله، همواره ذهن مورخان را به خود مشغول ساخته است. از این رو پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که مهم ترین عوامل اقتصادی مؤثر در سقوط ممالیک کدام اند؟ نوشتار پیش رو به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع معتبر، دریافته است که ضعف و فروپاشی این حکومت، افزون بر زمینه های سیاسی مانند فقدان مشروعیت، اختلافات و کشمکش های داخلی، بحران های جانشینی، وقوع شورش ها و تهاجم عثمانی ها بر اثر مجموعه ای از عوامل اقتصادی رخ داد. در رأس این عوامل می توان به وقوع بحران های اقتصادی، کشف دماغه امیدنیک و در نتیجه، از رونق افتادن مسیرهای تجاری ممالیک، وقوع بلایا و حوادث طبیعی، رکود اقتصادی، کاهش تولید، فساد اداری، احتکار و نارضایتی عمومی اشاره کرد؛ محورهایی که ممکن است در کنار دلایل سیاسی، هر حکومتی را با خطر تضعیف و فروپاشی مواجه سازد.
جایگاه امیرخسرو دهلوی در تاریخ نگاری هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ششم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۲
125-151
حوزههای تخصصی:
ورود اسلام به شبه قاره هند، افزون بر تحولات مذهبی، تغییرات اجتماعی و سیاسی مهمی در پی داشت و موجب تحولات عمیق فرهنگی نیز شد. از جمله مهم ترین جلوه های این تحولات، ایجاد سنت تاریخ نگاری در این سرزمین بود. در واقع، با استقرار اسلام در شمال غربی هند، تألیفات تاریخی به عنوان شاخه ای از ادبیات در شبه قاره به سوی پیشرفت گام برداشت. وجه غالب در تاریخ نگاری هند اسلامی، سیطره زبان فارسی و دیدگاه های تاریخ نگارانه ایرانی بر آن است. بنابراین می توان ادعا کرد شروع تاریخ نگاری در شبه قاره هند متأثر از تاریخ نگاری ایرانی و به زبان فارسی بوده است. تواریخ فارسی دوره حاکمیت سلاطین دهلی، از منابع اصلی تاریخ هند دوره میانه به شمار می آیند. مؤلفه های متعددی چون بینش مورخان، نحوه گزینش رویدادها، منابع مورد استفاده، روش های تاریخ نگاری، ابزارهای سنجش درستی رویدادها، شیوه های تدوین و تنظیم داده ها، خاستگاه اجتماعی و ادبیات به کار گرفته شده در هر مورخ، منحصر به فرد به نظر می رسد . از جمله افرادی که تا کنون نقش وی در تاریخ نگاری هند مغفول مانده، امیرخسرو دهلوی (652 - 725ق) است. در پژوهش حاضر تلاش شده با روش تحلیل متنی و گفتمانی، جایگاه امیرخسرو دهلوی و نقش وی در تاریخ نگاری هند بررسی شود. بر اساس مقایسه آثار تاریخ نگاری در دوره مورد نظر، به نظر می رسد با وجود این که امیرخسرو مورخی حرفه ای نبود، اما داده های تاریخی نابی متأثر از احوال و شرایط زمان خود از تاریخ هندوستان را از دریچه ادبیات بازتاب داده است.
بررسی تحلیلی رویکردهای امویان به مسئله مهدویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهدویت به عنوان یکی از موضوع های مهم و جذاب در میراث نبوی، با نگاه ها و رویکردهایی متفاوت در تاریخ اسلام روبه رو شد. از این رو شناخت نگرش طیف های گوناگون که در گذر زمان، بستر شکل گیری تحولات و اندیشه ها یی متنوع بود، ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی تحلیلی این موضوع در میان امویان نگاشته شده است و با استفاده از منابع معتبر تاریخی و حدیثی و بهره مندی از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از مصادر متقدم و ارائه تحلیل های مستند، به واکاوی رویکردهای گوناگون خاندان اموی به آموزه مهدویت می پردازد. گویا خاندان اموی تا پیش از واقعه عاشورا با سکوت و نادیده انگاری، به این موضوع می نگریست؛ اما در اواخر قرن نخست تلاش کرد مهدویت را در قالب هایی چون عیسی 7 و برخی خلفای اموی معرفی کند؛ چنان که سفیانی در این نگره به عنوان یکی از فرزندان ابوسفیان با تغییری معنادار و با تصویری چون مقدمه و یاری گر مهدی معرفی شد.
تحلیل نسبت فرهنگ عمومی و بنیادی بوییان بر اساس نظریه سه وجهی فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو به تحلیل نسبت دو لایه فرهنگ عمومی و بنیادی در جامعه تحت حاکمیت آل بویه در سه شاخه فارس، جبال و عراق عرب بر اساس نظریه سه وجهی فرهنگ می پردازد. در این پژوهش، لایه های فرهنگ عمومی و بنیادی آل بویه به صورت یک سیستم، یعنی سیستم فرهنگ در نظر گرفته شده و تحلیل گردیده است. به منظور انتخاب چارچوب نظری برای تحلیل موضوع، از یک روش تحقیق الگویی که به تبیین چیستی و چرایی این دو لایه می پردازد استفاده شده و با ترسیم جدولی سه بعدی، به شناسایی و تعیین مصادیق خانه های جدول پرداخته شده است. مزیت روش انتخاب شده، به کارگیری مبانی تازه معرفت شناختی است که در این پژوهش با استفاده از آن، فرهنگ عمومی و بنیادی بوییان و نوع ارتباط و چگونگی تعامل آن دو، نسبت به یکدیگر تحلیل شده اند. دستاورد پژوهش گویای آن است که دو لایه فرهنگ بنیادی و عمومی بوییان، نسبت به یکدیگر خصلت زیربنایی روبنایی دارند و در تعاملی به شدت تنگاتنگ با یکدیگرند. به دیگر سخن، فرهنگ بنیادی این دوره که حکم زیر بنا را دارد، خطوط اصلی نظام اعتقادی ارزشی ایشان را ترسیم کرده و شکل عملیاتی و اجرایی شده آن در فرهنگ عمومی که در حکم روبناست انعکاس یافته است. به بیان دیگر، اگر به دقت و بر پایه شواهد به تحقیق در فرهنگ بنیادی و عمومی سده های چهارم و پنجم در عراق عرب و غرب ایران پرداخته شود، به روشنی شاهد التقاطی و تلفیقی بودن لایه فرهنگ بنیادی (اسلامی زرتشتی) و انعکاس آن در لایه عمومی به شکل تأثیرگذاری شدید فرهنگ ایران عصر ساسانی خواهیم بود. در این راستا، اطلاعات موجود با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای و مبتنی بر رویکرد تحلیلی توصیفی گردآوری شده است.
ساختار کالبدی- فضایی شهر ایرانی عصر ناصری از منظر سیاحان غربی (1275- 1227ش)
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
63 - 96
حوزههای تخصصی:
شهر ایرانی در ایام سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به رغم حفظ ساختار کالبدی سنّتی، در اثر آشنایی با الگوهای معماری غربی و ورود تأسیسات تمدنی جدید به کشور، به آرامی مسیر تغییر را پیش گرفت و عناصری از تجدد را در خود نمایان ساخت. در فضای کالبدی شهر این دوره، بناهای جدیدی در کنار بناهای قدیمی قد برافراشتند که چهره شهر را دگرگون کرد و در گزارش های سیاحان دیدار کننده از ایران بازتاب یافته است. این مقاله با رویکرد تاریخی به شیوه توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه ای با استناد به متون سفرنامه ای و اهتمام به شاخص های شکلی و محتوایی در صدد ارائه تصویری از صور کالبدی شهر در عصر ناصری از دیدگاه سیاحان غربی است. در این پژوهش با ارائه صور گوناگون ساختار کالبدی شهر عصر ناصری، چگونگی انتقال عناصر سازه ای غرب به ایران در ابتدای سلطنت وی مطرح شده است، پدیده ای که به تدریج ابتدا به تحولات محتوایی شهر و سرانجام به تحولات کالبدی آن انجامید. یافته پژوهش نشان داده که شهر ایرانی این عصر با تحولات فضای کالبدی و محتوایی همراه شده است. تحولات کالبدی آن درون مایه تجدد غرب را به همراه داشته و عناصر محتوایی آن متأثر از مکتب تهران بوده است و سرانجام به دوران انقطاع تاریخی در شهرسازی ایرانی- اسلامی رسیده است.
شاه گزینی در دوره ی اشکانیان
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
97 - 112
حوزههای تخصصی:
گزارش تاریخی نشان می دهد که در دوره نیرومندی دستگاه پادشاهی اشکانی، پادشاهان پیش از مرگ خود شاهزاده ای را به عنوان ولیعهد تعیین می کرده اند، و در دوره ناتوانی آن خاندان، بزرگان و اشراف خاندان های نژاد شاهنشاهی در گردهمایی خود، به خواست خویش از تخمه اشکانی را به تخت شهریاری می نشانده اند. از طرفی اندیشه ی شاه گزینی شاهنشاهی اشکانیان آمیخته از سه سنت کوچ گرایانه، هلنیستی و هخامنشی بود. اساس حکومت اشکانی میان این سه سنت و در واقع تلفیقی از این سه الگو می باشد. ارتباط تنگاتنگی میان این سه الگو در طول حکومت اشکانیان وجود داشت. انتخاب بزرگ قبیله به عنوان شاه و همچنین تعیین برادر شاه به عنوان جانشین، سنت کوچ گرایانه انتخاب یک شاه بود. از طرف دیگر تعلق داشتن منصب شاهنشاهی در یک خاندان اشکانی و موروثی بودن آن سنت برجای مانده از هخامنشیان است. کارکرد مجلس سنا نیز نشان از فرهنگ و نفوذ هلنیستی در ساختار حکومت اشکانیان است.
بررسی تأثیر ساخت و تسطیح راه ها و محورهای ارتباطی اصفهان بر توسعة صنعت گردشگری دورة پهلوی (1304-1357ش/1925-1979م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش افزون بر نمایاندن وضعیت راه ها و محورهای ارتباطی استان اصفهان در دورة پهلوی، بررسی تأثیر آن بر توسعة صنعت گردشگری در این دوره است.
روش/رویکرد پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و بر پایة منابع اسنادی، مطبوعاتی و کتابخانه ای است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته های این پژوهش نشان می دهد که ماهیت گردشگری و جذب جهانگرد، جایگاه ویژه ای در رویکرد سیاست کلی دولت پهلوی- که بر پایة سه بنیاد نظری دولت سازی، ملت سازی و مدرن سازی استوار بود- داشته است. واقع بودن استان اصفهان در مرکز کشور به عنوان قلب تپندة مراودات اجتماعی و تجاری، افزون بر جاذبه های طبیعی و تاریخی منحصر به فرد گردشگری آن، به عنوان یکی از مهمترین قطب های گردشگری، در انعکاس زیرساخت های گردشگری و فراهم آوردن تسهیلات زیربنایی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در آن نقش بسزایی ایفا نموده است. از آنجا که ساخت و تسطیح راه ها و محورهای ارتباطی استان اصفهان به عنوان یکی از زیرساخت های گردشگری منجر به کاهش هزینه و وقت گردشگر می شد، می توان گفت که این عامل در توسعة صنعت گردشگری دورة پهلوی مؤثر بوده است.
صنایع دستی، بازتابی از تداوم زندگی گذشته منطقه دشمن زیاری
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۲ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
107 - 122
حوزههای تخصصی:
منطقه دشمن زیاری، بخش سرحدی شهرستان نورآباد ممسنی، با طبیعت جذاب و منحصر بفرد و با وجود فاصله نزدیک به کلان شهر شیراز، همچنان ناشناخته باقی مانده است. طبیعت منطقه دشمن زیاری دارای درختان، گیاهان، انواع سنگها، مواد معدنی و حیوانات اهلی بسیاری است. برخورداری از این مواهب طبیعی باعث شده که مردم محلی متناسب با نیاز خود از آنها استفاده کنند و ابزار مورد نیاز زندگی خود را مانند خیگ، تاوار، کِنِفتِر، شَلَنگی، بَند هَشت دَر هَشت و غیره بسازند. این دست ساخته ها، کاربردهای متنوعی در زمینه های کشاورزی، دامداری و خانگی دارند. پژوهش حاضر درصدد گردآوری اطلاعات از چگونگی سازگاری مردم محلی با طبیعت منطقه با روش توصیفی - میدانی (مصاحبه و تهیه عکس) انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که مردم بومی با استفاده از طبیعت غنی و متنوع منطقه، ابزارهای مورد نیاز زندگی خود را با کاربرد های متنوع، بدست آورده و از آنها تا به امروز بهره برده اند. از اینرو، می توان گفت منطقه دشمن زیاری یک موزه زنده ارزشمند است. صنایع دستی و حرفه های مربوط به آن، جزئی از میراث فرهنگی ملموس و بسیار باارزش بشمار می آیند و باید حفظ و حراست شوند.
پتروگرافی مقطع نازک مواد سرامیکی
حوزههای تخصصی:
پتروگرافی مقطع نازک روشی برای مطالعه و طبقه بندی ساختارهای رسی است. این روش در بررسی طیف گسترده ای از مواد، شامل سنگ ها، مواد معدنی، سفال، سرباره ها، بتن، آجر، اندود (مخلوطی از آهک یا گچ) مورداستفاده قرار می گیرد. اطلاعات به دست آمده از پتروگرافی، سبب شناخت برخی جنبه های مهم مطالعات سفال ازجمله منشأ و فن تولید آن ها خواهد شد. مقطع نازک، به وسیله ی برش قطعه کوچکی از نمونه موردمطالعه ساخته شده، سپس به سطح صافی از تیغه (لام) میکروسکوپ شیشه ای چسبانده و سطح آن تا رسیدن به ضخامت استاندارد (25-30 میکرومتر) پولیش شده و نهایتاً با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان مقاطع آماده شده، مورد مطالعه قرار می گیرد. در ضخامت استاندارد، اجزاء معدنی موجود در بافت سفال با طیف های رنگی مختلف ظاهر شده و بر اساس خواص نوری مشخص شناسایی می شوند در این مقاله به اهداف پتروگرافی سفال، تاریخچه پتروگرافی مقطع نازک و فرازهایی در پتروگرافی مقطع نازک مواد سرامیکی شامل: روش تهیه مقطع نازک و بررسی و آنالیز آنها پرداخته شده است.
مقایسه بنیادها و درون مایه های هنر فرارودی و ایران ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار تاریخی به جا مانده در فرارود در سده های سوم تا هفتم میلادی، هم از نظر بنیادها و عناصر هنری و هم از نظر درون مایه ها و مضامین هنری با آثار تاریخی به جا مانده در ایران مرکزی دوره ساسانی تفاوت های آشکاری دارد. با مقایسه بنیادها و درون مایه های آثار تاریخی این دو بخش از ایران بزرگ داده های تاریخی غیرمکتوبی بدست می آید که می تواند در تحلیل های تاریخی ایران پیش از اسلام مورد استفاده باشد. در این پژوهش به روش مقایسه ای گزیده های شاخص و برجسته ای از آثار تاریخی فرارود با ایران ساسانی به لحاظ مقایسه بنیادها و درون مایه های هنری مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که هنر فرارود مقارن دوره ساسانی برخوردار از مفاهیم و نمادهای فرهنگ عمومی ایرانی بوده و در بنیاد ها و درون مایه های خود بازنمایی بصری گسترده ای از فرهنگ محلی دهقانان و بازرگان فرارودی دارد. هنر ساسانی با عدم برخورداری از مفاهیم و نمادهای فرهنگ عمومی جامعه ایران در بنیادها و درون مایه های خود تمرکز زیادی در بازنمایی بصری قدرت شاهنشاهی ساسانی دارد. هنر فرارودی یک تعادل و تناسبی در بازنمایی واقعیت های تاریخی جامعه فرارود دارد و دارای سادگی و بی پیرایگی و در عین حال یک شیوایی دلپذیر در بیان هنری است در حالی که هنر ساسانی یک عدم تعادل و تناسبی در بازنمایی واقعیت های تاریخی جامعه ساسانی دارد و پر از تجمل و خودنمایی و دارای یک بزرگنمایی و اغراق شگفت آور در بیان هنری است.
پژوهشی در شاخصه های ظروف سنگی دوره هخامنشی (1)
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۲ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
96 - 119
حوزههای تخصصی:
مطالعه و بررسی ظروف سنگی هخامنشی مکشوفه از محوطه های باستانی که هم اکنون در موزه ها نگهداری می شوند، مبحث اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد. یکی از شواهد موجود برای بررسی فرایند تکنولوژیکی در دوره هخامنشی، هنر سنگ تراشی ظروف سنگی در این دوره است؛ زیرا این آثار از جمله دست ساخته های بشرند که جایگاه ویژه ای را در مطالعات باستان شناختی به خود اختصاص داده اند. در این مقاله تلاش شد که منابع و مدارک موجود، درباره ظروف سنگی دوره هخامنشی گردآوری شود. در مجموع در این بخش 26 اثر متعلق به این دوره انتخاب شد که این آثار به سه گروه طبقه بندی و بعضی نیز به زیرگروه های فرعی تر گروه بندی شدند. بیشتر مطالعات صورت گرفته براساس توصیف ظاهری، الگوها و موتیفهای هنری موجود، بررسی طرحها و تزئینات و نیز خطوط و کتیبه هایی که بر روی آنها نقش شده، انجام گرفته است.
بررسی استحکامات دفاعی دوره پارت بر اساس بقایای برجای مانده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین مشکلات شناخت معماری پیش از اسلام کمبود آثار سالم برجای مانده از آن زمان است. این مسئله به خصوص در مورد دوره اشکانی (247 ق. م تا 224 م) صدق می کند. دوره ای که در آن مدارک خاص، کمیاب و گنگ است و معمولاً بیشتر آثار معماری مربوط به این دوره در خارج از مرزهای ایران امروزی قرار دارند. به دلیل کمبود آثار معماری دوره اشکانی، شناخت ما در مورد معماری این دوره بیشتر بر اساس قلاع و دژهای برجای مانده از این دوره است. تابه حال، بر اساس این آثار برجای مانده، توانسته ایم برخی از نقاط تاریک معماری اشکانی را روشن کنیم و استفاده بیشتر از آنها این فرصت را پیش خواهد آورد تا به جزئیات بیشتری در ارتباط با معماری و سیستم های دفاعی این دوره پی ببریم. وضعیت جغرافیایی سرزمین ایران، واقع شدن آن در منطقه ای حد فاصل بین آسیای میانه، هند، بین النهرین و آسیای صغیر، و قرار داشتن آن در مسیر جاده ابریشم، همواره این سرزمین را در معرض حمله ها و تهاجم های ملل، اقوام و قبایل مجاور قرار داده است، بنابراین حاکمان کشور مجبور بوده اند از مناطق مرزی در برابر هجوم بیگانگان محافظت کنند. یکی از مؤثرترین شیوه ها برای آمادگی در برابر حمله احتمالی، احداث استحکامات در نقاط حساس بوده است. در این مقاله تلاش می شود یکی از مهمترین مجموعه بناهای این دوره، یعنی «استحکامات پارتی» معرفی و مورد بررسی قرار گیرند. براین اساس به نظر می رسد بیشتر قلعه های اشکانی پلانی چهارگوش با برج هایی گرد در گوشه ها دارند که این ویژگی در سرتاسر امپراطوری دیده می شود، ولی استفاده از مصالح بر اساس ویژگی های جغرافیایی در قسمت های مختلف متفاوت بوده است.
حکمرانان مادی در متون نوآشوری ؛ارایه فهرست جدید از شاهان وحکمرانان مادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاعات باستان شناسی و تاریخی در مورد مادها در منابع کلاسیک یونانی محدود می باشد. با توجه به تناقضاتی که در این منابع درباب اسامی و توالی شاهان و حکمرانان مادی وجود دارد- به عنوان مثال هردوت از چهار شاه مادی و کتسیاس از نه شاه مادی یاد می کند که تنهاهر دو مورخ در باب شاه آخر با هم همخوانی دارند- در این نوشتار سعی شده که این اختلافات برمبنای متون نوآشوری مورد بررسی قرار گیرد. برای نیل به این هدف، استفاده از روش پروپوسوگرافی{ ""نام تبارشناسی"" : یعنی روش مطالعه ای که دربردارنده تاریخ سیاسی،اجتماعی، مطالعه نهادهای فرهنگی-اجتماعی و نسب شناسی می باشد}مدنظر قرار گرفته است. براساس آنچه در متون نوآشوری مربوط به سال های 855-600 ق.م آمده، فهرست جدیدی از شاهان و حکمرانان مادی گردآوری شده که در آن از شش حکمران مادی صحبت می شود، که سه شاه اول با نامی در ارتباط و مقایسه با دیوکس هرودت و شاه چهارم در مقایسه با فرورتیش، شاه پنجم اوماکیشتر با کیاخارس و ایشتومگو با آستیاگس مقایسه و یکسان سازی شده اند و موراد مشابه و متناقض بیان گردیده اند.