با توجه به تأثیر سرنوشتساز نهضت ملیّ صنعت نفت در تاریخ
معاصر ایران و نقش مهمی که روحانیون ایران در این امر بر عهده
گرفتند، مقاله حاضر برآن است تا نقش روحانیون اصفهان را در این
برهه تاریخی مورد ارزیابی قرار دهد. روحانیون اصفهان چه اندازه در
به حرکت درآوردن و هدایت جنبشهای مردمی به نفع نهضت نقش
داشتند؟ دخالت آنان چه دستاوردهایی را برای نیروهای مذهبی به
همراه آورد؟ آیا آنها توانستند اعتماد نسل جوان را برای مبارزات
بعدی جلب کنند؟ بررسی سؤالات مورد نظر بر این فرض مبتنی است
که روحانیون در جامعه آن روز اصفهان از نفوذ زیادی برخوردار بودند.
رویکرد مقاله پیش رو توصیفی- تحلیلی است و بر اساس منابع
آرشیوی، کتابخانهای و پژوهش میدانی صورت گرفته است. یافتههای
پژوهش حاکی از آن است که نیروهای مذهبی اصفهان قدرت
برانگیختن جنبشهای مردمی را دارا بودند و به تبع آیتالله کاشانی
از این قدرت به نفع نهضت استفاده کردند. ولی پس از اختلاف بین
سران نهضت، اکثر روحانیون اصفهان به دلایل مختلف از جمله
قدرت یافتن روزافزون حزب توده از دکتر مصدق رویگردان شدند و
در برابر کودتا محافظهکاری پیشه کردند. بیشتر جوانان اصفهان با
نیروی » مشاهده این رویکرد، برای ادامه مبارزه علیه استبداد از
دلسرد شدند. این روند تا زمان ورود آیتالله خمینی به « مذهب
صحنه سیاست ادامه داشت.
نیشابور قرنها متمادی در تاریخ ایران از شهرهای مهم و پر رونق بوده است.این شهر در دوران قبل از اسلام صاحب اشتهار بوده، و پس از اسلام بر آبادانی و اهمیت آن افزوده شد.از بین چهار شهر اصلی خراسان یعنی نیشابور، هرات، بلخ و مرو، این شهر در قرون نخستین اسلامی بیش از همه کانون فعالیتهای علمی، رونق اقتصادی و تحولات سیاسی بوده است.اما در واقعه حمله مغول، نیشابور درجه اعتبار و اشتهار پیشین را از دست داد.نابودی این شهر آبادان و پرآوازه به دست مغول در تاریخ بسیار معروف و مشهور است.اما شاید همگان توجهی بدین نکته نداشته باشند که نابودی نیشابور به دست مغولان پس از یک قرن تحمل مصائب فراوانی که بر این شهر رفته بود، صورت گرفت.مغولان اگر چه در سال 618 ه مردم شهر را کشتار کردند، اما افول قطعی شهر در سال 633 ه مشخص شد.از حدود یک قرن قبل از آن تاری، نیشابور به عنوان مرکز سیاسی خراسان، عرصه جدال پرخسارت و جبران ناپذیری بود که میان مدعیان جانشینی سلجوقیان در خراسان صورت گرفت، سرآغاز این دوران، جنگ«قطوان»در سال 536 ه بود، و تا سال 633 ه به طول انجامید.این تحقیق روزگار پر محنت و زندگی توأم با مشقت نیشابوری در آخرین قرن عظمت و شوکت آن را بررسی می نماید.
در سال 918ق و در آستانه زوال حکومت بهمنیان در دکن، سلطان قلى قطب شاه که از بازماندگان قراقویونلوها و از امراى حکومت بهمنى بود، تأسیس حکومت قطب شاهیان را در گلکنده اعلام کرد. سلطانقلى و جانشینانش حدود دو قرن به عنوان حکومتى محلى و نسبتا مقتدر در دکن فرمانروایى کردند. مذهب رسمى این حکومت از همان ابتدا مذهب شیعه بود و مراسم مذهبى در طول دوران حکومت آنان در حیدرآباد و گلکنده به شکل گستردهاى برگزار مىشد.
در این دوره به علت حضور فراوان علما و ادباى فارسى زبان در هند و حمایت بىدریغ قطب شاهیان از آنان، زبان و ادبیات فارسى در این منطقه، بسیار گسترش یافت و تقریبا تمام منابع تاریخى این دوره به زبان فارسى نوشته شد. در این مقاله، منابع تاریخى حکومت قطب شاهیان در سه قسمت: منابع دودمانى خاندان قطب شاهى، منابعى دودمانى گورکانیان و تاریخهاى عمومى هند بررسى شده است. منابعى چون تاریخ سلطان محمد قطب شاه از نویسندهاى ناشناس، حدیقةالسلاطین خواجه نظامالدین احمد بن عبداللّه ساعدى نیشابورى، تاریخ فرشته از هندوشاه، لبالتواریخ هند و چند منبع دیگر از مهمترین منابع تاریخ قطب شاهیان معرفى شده است.
بناهای مذهبی یکی از اصلی ترین عناصر شکل دهنده شهرهای اسلامی بوده و به عنوان شاخص ترین عنصر معماری، هویت شهر اسلامی را تعریف می کنند. این بناها با توجه به اهمیت مذهبی که دارند، جایگاه ویژه ای را در بافت تاریخی شهرهای اسلامی عهده دار می شوند، به همین خاطر غنی ترین طرح ها و فرم های تزئینی در پوشش تزئینات آجری در مساجد به کار رفته است. درباره روند توسعه هنرآجرکاری در معماری مساجد ایران، اطلاعات ناچیزی موجود است و هنوز آن طور که درخور این هنر گرانمایه است، به آن پرداخته نشده است. بنابراین ضروری است که در این زمینه با توجه به اهمیت آن در معماری ایران، تحقیق و پژوهش بیشتری صورت گیرد.
روش پژوهش در این مقاله از طریق منابع کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است. هدف این پژوهش بررسی روند توسعه هنر آجرکاری در معماری مساجد ایران از آغاز دوران اسلامی تا پایان دوران ایلخانی با هدف معرفی تزئینات، شناسایی فرم های تزئینی و چگونگی تداوم یا متوقف شدن آن در ادوار بعدی است. همچنین بررسی چرایی عدم توسعه هنرکاشی کاری در معماری بعد از اسلام ایران تا دوره ایلخانان از دیگر محورهای این پژوهش است.
جلوه های آیات الهی با زبان و خط عربی، پس از اسلام بر آثار هنری ایران تاثیرگذار بوده است و سکه های مزین به آیه های قرآنی قرن اول هـ. .ق. صحه بر آن می گذارد. این پژوهش، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که جلوه های آیات الهی در ارتباط با آثار هنری ایرانی ـ اسلامی چگونه قابل تبیین است؟ و فرضیه تحقیق مبتنی بر آن است که محتوا و مضامین کتیبه نگاری آثار هنری ایرانی ـ اسلامی، بیانگر جلوه های آیات الهی متناسب با کاربری آثار هنری است.
داده های پژوهش، بررسی 120 اثر هنری موزه ملی ایران است که از این میان، حدود 32 اثر به صورت مستقیم (معرفی در متن)، 52 اثر غیرمستقیم (بهره گیری از محتوای کتیبه ها در متن) و 37 اثر دارای کتیبه های مشابه و تکراری بودند و تحلیل و نتیجه گیری پژوهش مستند به کل جامعه آماری است. نتیجه ی بررسی، بیانگر آن است که مضامین و مفاهیم کتیبه نگاری جلوه های آیات الهی با کاربرد هر اثر هنری ارتباط مستقیم دارد و محتوای کتیبه ها، یافته های پژوهش را در دو گروه آثار وابسته به معماری (با مضمون ارشادی) و آثار هنری صنایع ظریفه (با محتوای حفاظت بخشی، و ولایت پذیری و...) قرار می دهد.
لزوم توجه به آموزش دختران، یکی از خواسته های زنان از انقلاب مشروطه به بعد بود. به دنبال تحرکات این گروه در عرصه فرهنگی و ایجاد آمادگی نسبی در جامعه به منظور باسواد شدن دختران؛ در مشهد نیز مانند دیگر شهرهای بزرگ، گامهایی در این راستا برداشته شد. بررسی روند فعالیت های آموزشی دختران در مشهد از نظر ویژگیهای مذهبی و سنتی ویژه این شهر، اهمیت زیادی دارد. به طوری که اولین مدارس دخترانه، سالها پس از مدارس پسرانه تأسیس گردید. بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال تبیین و تحلیل تحولات چگونگی شکل گیری فعالیت های آموزشی زنان مشهد پیش از رضاشاه و روند آن در عصر رضاشاه با تکیه بر اسناد و روزنامه ها است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که زنان مشهد، چگونه و در چه مدارس و مؤسساتی تحصیل کردند؟ یافته ها نشان می دهد که علاوه بر فعالان زن و خیریین و حامیان تحصیل زنان که داوطلبانه و با هزینه شخصی به تأسیس مدارس می پرداختند؛ دولت نیز، مدارس تخصصی و غیر تخصصی را در این شهر برای باسواد شدن زنان و استفاده از خدمات آنها در اجتماع راه اندازی نموده و به جذب زنان علاقمند در این زمینه می کوشید.