شهر قزوین پس از تشکیل دولت صفوی اهمیت ویژه و منحصر به فردی یافت و به سرعت مراحل رشد و ترقی خود را در زمان شاه طهماسب اول طی کرد. این شهر در وهله نخست مرکز تجمع گروه ها و اقوام مختلفی شد که پس از پایتخت شدن راهی این شهر شدند. همچنین مرکزیت سیاسی این شهر اهمیت مذهبی و تجاری قابل توجهی بدان بخشید. در این دوران ساخت بناها و مساجد جلوة جدیدی به فضای این شهر بخشید، اما دیری نپایید که باانتقال پایتخت به اصفهان همین شهر پر جمعیت و پر جنب و جوش بر اثر نا بسامانی و درهم ریختگی سیاسی و اجتماعی رونق گذشتة خود را از دست داد. بررسی چگونگی گسترش شهری و صورت بندی های اجتماعی این شهر با توجه به تنوع قومی ـ مذهبی در این دوران سزاوار پژوهشی جدید است. در این مختصر مسئله جابه جایی اقوام و گروه های مذهبی و کارگزاران دیوانی و پیامدهای آن در کالبد شهری به منزلة محور بحث مورد بررسی قرار گرفت.
بررسی و نقد مطالب ایران شناختیک در کتب مرجع سایر کشورها به زبان هایی به جز فارسی امری است بسیار ضروری، که تا کنون در میهن ما به آن بسیار کم پرداخته شده است. مقاله رودر رو نشان می دهد که چگونه کتب مرجعی مانند دایره المعارف جدید کوچک بریتانیکا، با بیش از دو قرن سابقه انتشار، و فرهنگ کوچک مصور لاروس، با بیش از یک قرن سابقه انتشار، هر یک با توجه به حجمش، در مدخل خود در مورد محمد مصدق، مرتکب اشتباهات متعدد شده است. اکثریت قریب به اتفاق مراجعه کنندگان به این دو مرجع، در کشورهای مختلف دنیا، در گذشته و حال، در مورد صحت مطالبشان تردید به خود راه نمی دادند و هنوز راه نمی دهند، و هر دو مرجع در محافل علمی دنیا بسیار شناخته شده هستند و بسیار مورد تحسین واقع شده و می شوند. موضوعی که پوشیده است این است که چه معیارهایی برای گزینش نویسندگان مداخل این دو مرجع جهانی لحاظ گردیده و می گردد
اریخنویسی محلّی، در کنار سایر گونههای تاریخنویسی، یکی از زمینههایی بوده است که مورخان
ایرانی آن را آزموده و آثار ارزندهای پدید آوردهاند. این نوع تاریخ نگاری، با محوریّت مکاننگاری،
آگاهیهای ارزشمندی در باب حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخ، جغرافیا، حکّام و
فرمانروایان و تحولات سیاسی یک شهر و ناحیهای خاص ارائه میدهند که در دیگر گونههای
تاریخنگاری، نظیر تواریخ عمومی و یا سلسلهای، کمتر دیده میشود. در واقع، نوعی تاریخ اجتماعی
یا تمدنی و، خیلی سادهتر، نوعی شهرشناسی به شمار میروند. امروزه، در پژوهشهای تاریخی با
رویکرد اجتماعی و تمدنی، تاریخهای محلّی جایگاه برجستهای یافته و در کنار دیگر منابع و متون در
ترسیم چهرة شهرها و بررسی تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نواحی مختلف، گزارشهای
آنها بسیار راهگشاست. در این مقاله با بررسی جایگاه، ویژگیها و مؤلّفهها، انگیزهها و اهداف تاریخ-
نویسی محلّی ایرانی و ارائة فهرستی از تاریخهای محلّی در باب شهرهای ایران، بر این نکته تاکید
میگردد که این گونة تاریخنویسی، بهرغم فراز و فرودهای آن، به صورت یک سنّت مستمر توسط
مورخان ایرانی از سدة سوم تا دورة معاصر تداوم داشته و جایگاه ویژهای در رویکرد زیستبوم-
نگارانه به تاریخ داشته است.
پس از فتح ایران به دست عرب های مسلمان، مسئلها ى که در سطوح مدیریتى امپراتورى به
وجود آمده بود، شناخت سرزمین هاى فتح شده و داشتن تصویرى روشن از راه ها و آبادى هاى
آن بود. بدین سبب، دانش جغرافیاى تاریخى از حدود قرن سوم هجرى شکل گرفت. سیاحان
و جغرافىن ویسان مسلمان، چه به صورت مشاهده شخصى و چه با پرسش از مسافران نقاط دور
و نزدیک جهان اسلام، موفق شدند دست به جمعآ ورى اطلاعات مربوط و در نهایت نگارش
کتاب هائى ارجمند در این خصوص بزنند. این نوشته ها - که از سده سوم تا هشتم هجرى
در دوره هاى متمادى به وجود مىآ مد - بالغ بر ده ها جلد کتاب است که در آن ها، مىت وان
روند رشد و تکامل هر شهر یا منطقه را ترسیم کرد. در این نوشتار، سعى شده است تصاویر و
گزارش هاى مربوط به شهر/ منطقه اصفهان، با مراجعه به شانزده اثر جغرافیاى تاریخى (از قرن
سوم تا هشتم) بررسى شود و در طى آن، روند رشد و حرکت شهر/ منطقه اصفهان بیان گردد.
گفتنى است که این روند، هم شامل جغرافیاى انسانى و هم طبیعى مى شود.