فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
نخستین پزشک اساطیری ایران چه کسی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this article first of all we invest the name of Therita in Avesta and then the frequency of this name in middle Persian texts, after that introduce the first doctor in the historical books of Islamic Iran that some of them say he is Fereidoon and some say he is Jamshid. These three Iranian mythical characters somehow have connections with medicine, and in order to define the first doctor all three should be studied and differences in their characteristics in sources should be noticed.
By a way it is thought that Ferdosi, in first four verses of Jamshid's introduction describes Therita adjectives for Jamshid.
مردی که زیاد می دانست! (2) (اسنادی از سر شاپور ریپورتر مأمور اطلاعاتی و دلال اقتصادی بریتانیا در ایر
حوزههای تخصصی:
نقش علمای شیعه در نوسازی نظام قضایی عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر پهلوی اول با روی کار آمدن رضاشاه، مدرنیزاسیون در کلیه ارکان و ابعاد دولت در دستور کار قرار گرفت و سعی بر آن شد تا نظام قضایی نیز از دایره شمول مدرنیزاسیون برکنار نماند. رویکرد دولت پهلوی در مدرنیزاسیون نظام قضایی دوری جستن از نظام قضایی شرعی و تمایل به ساختارهای عرفی بود که با واکنش هایی از سوی علما مواجه گردید، چرا که در حوزه نظام قضایی علمای شیعی به طور سنتی همواره خود را متولی امر قضا می دانستند. دولت پهلوی اول، در راستای تشکیل نظام قضایی نوین مبتنی بر ساختارهای عرفی، آن دسته از علمای شیعی را که با این ساختارها مخالف بودند، از دستگاه قضایی کنار گذاشت، ولی تعدادی از علمای شیعی به رغم مخالفت های کلی با سبک و سیاق تحول نظام قضایی دوره پهلوی اول، در دستگاه عدلیه باقی مانده و مؤثر واقع شدند و با مشارکت در تهیه و تدوین مجموعه قوانین مورد نیاز عدلیه، قانون مدنی و سایر قوانین موزد نیاز بر طبق فقه اسلامی، نقش قضایی خود را به اثبات رسانیدند.
عدلیه در عهد قاجار و پهلوی
حوزههای تخصصی:
مکاتبات ادبی
حوزههای تخصصی:
رباط شرف (از کتاب آثار ایران)
حوزههای تخصصی:
باز اندیشی تاریخ (1): ملاحظات و تاملاتی چند در باب چیستی و چرایی تاریخ و تاریخ ورزی در دنیای پست مدر
حوزههای تخصصی:
عوامل مؤثر بر گسترش مدارس در قلمرو عثمانی (دوره کلاسیک: سده های 8 ـ10 هجری)
حوزههای تخصصی:
مدارس و آموزش مدرسه ای در دوره کلاسیک عثمانی، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی، رشد و پیشرفت چشمگیری پیدا کرد و با تأسیس مدارس صحن ثمان فاتح (875 ق) و سپس مدارس سلیمانیه (965 ق)، به اوج شکوه خود دست یافت. بیتردید، عوامل متعددی در بروز این پدیده تاریخی و آموزشی ـ فرهنگی نقش داشتند. نیاز دولت عثمانی به توسعه تشکیلات دیوانی و قضایی و تأمین نیروهای متخصص این نهادها، موجب اهتمام سلاطین عثمانی به تأسیس مدارس متعدد گردید. ثبات سیاسی و اوضاع مساعد اقتصادی، زمینه و امکان سرمایه گذاریهای کلان در راستای گسترش مدارس را فراهم آورد. عوامل دیگری چون رواج سنت وقف، مهاجرت علمای برجسته از دیگر نقاط جهان اسلام به قلمروی عثمانی و سیاست دولت عثمانی در حمایت از تسنّن فقاهتی و مدرسه ای به سهم خود، موجب گسترش هر چه بیشتر مدارس در قلمروی عثمانی در دوره کلاسیک شد.
بررسی تحولات تاریخی رابط ایران و امریکا
منبع:
یاد ۱۳۷۷ شماره ۵۱ و ۵۲
حوزههای تخصصی:
سوء استفاده مالی دوره تیموری در منطقه جام (دوره وزارت خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجه غیاث الدین پیراحمد خوافی یکی از وزرای مشهور دوره تیموریان می باشد که سی سال منصب وزارت را در دوره شاهرخ و جانشینانش برعهده داشت. اگرچه پیراحمد توانست در دورانِ طولانیِ وزارت خویش در دستگاه حکومتِ شاهرخ، مصدر و منشأ خدمات ارزنده ای شود، امّا یکی از مسائلی که در خصوص روزگارِ وزارت وی مطرح شده، مسئله سوءاستفاده های مالی است که در منطقة جام (تربت جام کنونی) اتفاق افتاده و پیراحمد هم به طور غیرمستقیم در مظان این اتهام قرار گرفته است. سؤالی که این مقاله حول محور آن شکل گرفته، این است که چگونه با وجودی که مؤرخین دوره تیموری سخنی از نقش پیراحمد خوافی در این سوءاستفاده مالی نگفته اند، اما وی همچنان از سوی برخی پژوهشگران در معرض این اتهام قرار گرفته است؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، سعی در روشن کردن این مسئله دارد که پیراحمد در سوءاستفاده مالی جام نقشی نداشته و اتهامی که به وی زده شده، بدون هیچ استدلالی مطرح شده و پایه و اساس درست و روشنی ندارد.
شجره خاندان صفوی
حوزههای تخصصی:
طلاب قفقازی و نقش آنان در تحولات سیاسی- اجتماعی مشهد در اواخر عصر قاجار (حدود 132-133ق./ 192-1911م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشی بر سیر تحول ضرب درهم های عرب-ساسانی، نخستین سکه های جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۵
24 - 51
حوزههای تخصصی:
اعراب در زمان جاهلیت و چه در صدر اسلام از فنون ضرب سکه اطلاعی نداشتند، اما به مناسبت تجارت و موقعیت تجاری شهر مکه، سکه را در نظام اقتصادی خود پذیرفته بودند و از درهم های نقره ساسانی، سلیدوس های طلا و فلیس های مسین بیزانسی استفاده می کردند؛ تا اینکه با گشایش سرزمین های ایران و بخش های از امپراطوری بیزانس، به فناوری ضرب سکه نیز دست یافتند و به واسطه مردمان آن سرزمین ها به ضرب سکه پرداختند. امروزه نخستین درهم های اسلامی را عرب-ساسانی نام گذارده اند که از منظر پژوهش جایگاه بالایی دارد. سکه شناسی سکه های عرب-ساسانی، می تواند نقطه عطفی در سکه شناسی سکه های ساسانی و اسلامی باشد که با مطالعه آنها اطلاعات بسیاری در مورد روند فتوحات، فاتحان و حکمرانان، جغرافیای سیاسی و اداری، و ... به دست می آید؛ اما مسأله کانونی این پژوهش، مطالعه سیر تحولی ضرب این سکه ها از آغازین لحظه ها تا واپسین روزها بوده است که با بررسی دقیق ویژگی های این سکه ها مانند نوع خط به کار برده شده، نقوش، تاریخ ها، ضرابخانه ها، و نام حاکمان صاحب سکه صورت می پذیرد. در نتیجه مشخص گشت که در بدو گشایش ایران، سکه هایی با تاریخ آخرین سال حکومت یزدگردسوم ساسانی، یعنی سال بیست یزدگردی (31ه.ق.)، عینا به ضرب رسیده است و پس از آن عبارت های کوفی پیرامون آن اضافه گشته است؛ پس از مدتی نیز نام خسرو بر جای یزدگرد نقش می بندد. نخستین سکه ها با نام حاکمان عرب، در زمان عبدالله بن عامر، پس از آن معاویه بن ابی سفیان و دیگر حاکمان به خط پهلوی (و برخی کوفی) ضرب گردید. در این سکه ها همچنان نقوش به مانند سکه های ساسانی بوده، اما در مواردی ویژه، همانند برخی از سکه های عبدالعزیزبن عبدالله بن عامر، عبدالملک بن مروان، بشربن مروان، و یزیدبن مهلب تغییر و نوآوری در پشت سکه ها دیده می شود. مدتی پس از روی کار آمدن عبدالملک بن مروان سیاست های مالی جدیدی اعمال شد و سکه های با وزن و شکل جدید، ضرب گردید. اما همچنان سکه های عرب-ساسانی در چرخه اقتصادی استفاده می شد
اجلاس رملّه (524 م) و تأثیر آن بر اقتصاد سیاسی دولت های بیزانس و ساسانی در دریای سرخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 524 م.، نمایندگان دولت های ساسانی، بیزانس، اعراب لخمی و اعراب حمیری در منطقه رملّه در نزدیکی شهر حیره و در حضور پادشاه لخمی، منذر سوم گرد آمدند. موضوع اصلی این اجلاس، مذاکره برای آزادسازی اسیران بلندمرتبه بیزانسی و عقد پیمان صلح میان بیزانس و منذر سوم لخمی بود که با حملاتی ویرانگر توانسته بود ضرباتی مهلک بر این دولت وارد سازد. با این حال در میانه این اجلاس، نماینده دولت یهودی حمیر نیز با به همراه داشتن نامه ای از سوی ذونواس، پادشاه یمن به جمع مذاکره کنندگان اضافه شد. ذونواس که پس از به قدرت رسیدن در یمن، سیاست خصمانه ای علیه حبشیان مسیحی و دولت بیزانس در پیش گرفته بود، خواستار برقراری پیمان اتحادی میان یمن و دولت های ساسانی و لخمیان به عنوان بزرگ ترین رقیبان دولت بیزانس بود. با این همه، نتیجه مذاکرات دیپلماتیک در اجلاس رملّه به عدم همکاری ساسانیان و اعراب لخمی با دولت حمیری انجامید. این موضوع خیلی زود باعث سقوط سلسله حمیریان در یمن به دست اتحادیه بیزانس و آکسوم شد. با سقوط دولت یهودی حمیر، دولت بیزانس موفق شد، حوزه نفوذ خود را بر کرانه های دریای سرخ گسترش دهد و سیاست فعالی را علیه منافع دولت ساسانی در تجارت میان شرق و غرب در پیش گیرد، لذا از مهم ترین ریشه های حمله نظامی ساسانیان به یمن، در سال 570 م. (سال تولد پیامبر اکرم اسلام) و تصرف این سرزمین به منظور بر قراری توازن قوا و در اختیار گرفتن دروازه جنوبی در برابر بیزانس بود.
نسل پنجم نظریه های انقلاب؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
139 - 180
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مجادله های کلامی سال های اخیر در باب نسل پنجم نظریه های انقلاب است. پس از رخداد انقلاب های عربی در سال 2011 با توجه به ویژگی های آن رویدادها، بحث های دامنه داری بین انقلاب پژوهان در خصوص چگونگی تحلیل و تبیین این رویدادها درگرفته است. گلدستون در سال 1980 سه نسل از تئوری های انقلاب را مطرح کرد و پس ازآن فورن (1993) و گلدستون (2001) نسل چهارم نظریه های انقلاب را که برخلاف نسل سومی ها بر کارگزار انقلاب تأکید بیشتری داشتند، مطرح کردند. مسئله این مقاله ظهور نسل پنجم نظریه های انقلاب است. انقلاب پژوهان (آلینسون، آدامز، لاوسون، بیات، بک، ریتر، اسلیم، دان ...) در طی کمتر از یک دهه گذشته بحث های مبسوطی در خصوص رویدادهای سه دهه اخیر (از 1989 تاکنون) و توانایی/ ناتوانی نظریه های نسل چهارم برای تحلیل و تبیین آن رویدادها طرح کرده اند. در این نوشتار با کمک روش تحلیل انتقادی، ضمن طرح مباحث بیان شده و نقد نسل چهارم نظریه های انقلاب، در خصوص ظهور نسل پنجم بحث خواهد شد. نتایج حاصله از مباحث مطرح شده حاکی از آن است که رویدادهای انقلابی سه دهه اخیر فاقد برخی از مؤلفه های اساسی نسل چهارم نظریه های انقلاب (به طور خاص، وجود ایدئولوژی، رهبری و سازمان انقلابی) بوده اند؛ بنابراین به مدد آثار انقلاب پژوهان متأخر [بالأخص بیات (2017)، لاوسون (2019)، آلینسون (2021,2019) و آدامز (2021,2019)]، می توان به برخی از ویژگی های نسل جدید نظریه انقلابی دست پیدا کرد که بر اساس آن «انقلاب» واجد تعریف جدیدی شده است «کنش جمعی اعتراضی، ناگهانی (تا حدودی)، نسبتاً آرام، غیر خشونت آمیز، همراه با بسیج توده ای، با بهره گیری گسترده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، فاقد رهبری واحد و ایدئولوژی، همراه با دگرگونی سیاسی در راستای دموکراتیزه کردن فرآیندهای حکومت گری». اکثر انقلاب های سه دهه اخیر علیه دیکتاتوری های حزب سالار (رژیم های سوسیالیستی) یا فرد سالار (رژیم های استبدادی فرد محور در شمال آفریقا و خاورمیانه) رخ داده اند؛ بنابراین بستر و زمینه انقلاب ها (استبداد) و پیامدهای آن ها سیاسی بوده است (دگرگونی نظام سیاسی). نظریه انقلاب «جدید» با فاصله گرفتن از انقلاب های اجتماعی (اسکاچپول، فورن، گلدستون) و انقلاب های ایدئولوژی محور (فورن، گلدستون) در پی تحلیل فرآیندی است که منجر به دگرگونی سیاسی در کشورهای استبدادی شده است.