ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۳۲۱.

دوازده سبک تاریخنگاری نقلی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۳۳
دانستن ویژگیهای سبک تاریخ نگاشته ها هم برای پژوهنده و هم برای خواننده تاریخ انقلاب اسلامی ضروری و بایسته است. اغلب از تقسیم بندی تاریخنگاری به نقلی و تحلیلی مطلع هستیم اما شاید مرزبندی دقیق بین شاخه ها و فروعات این دو شاخه عمده تاریخنگاری را ندانیم. یکی از عواملی که باعث افزوده شدن بر روشهای تاریخنگاری نقلی شد، پیشرفتهای فنی و اختراع وسایل سمعی و بصری بود. دوربین عکاسی و فیلمبرداری، ضبط صوت، میکروفیلم و... شیوه های ثبت تاریخ را دقیق تر و گسترده تر نمودند و اکنون می توان منابع تاریخی زیادی را در زمره محصولات این وسائل جدید جستجو کرد. اما در این میان آنچه مهم است، بازشناسی سبکهای صوری و فرمی این منابع تاریخی و درک ارزش استنادی این منابع درخصوص بررسی وقایع مرتبط با انقلاب اسلامی می باشد که در نوشتار زیر مورد بحث و تفصیل قرار می گیرد.
۳۲۳.

هویت و مشروعیت در ایران معاصر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۹۲
کلاف سردرگم هویت ایرانی در 150 سال اخیر، بزرگ‌ترین معمای ملّی ما ایرانیان بوده است. چه در عصر قاجار و چه در عصر پهلوی، یکسویه‌نگری‌های مغرضانه یا جاهلانه و تک‌ساحتی عمل کردن دولت‌های این دو عصر در سیاست‌گذاری فرهنگی اجازه نشو و نمای سالم فرهنگی و سترگ شدن تمامی لایه‌های هویتی ما را نداد. امّا در مجموع مولّد بودن فرهنگ و تمدن ایرانی به داد کار رسیده و تاحدودی از چندپاره‌گی‌های فرهنگی و هویتی ما، خمیرمایه‌ای ساخته است که نمی‌توان آن را غیرایرانی دانست و حاوی نوعی مشروعیت نسبی بوده است. شاید علت اصلی آن وجود نوعی تضارب فرهنگی و شکل گرفتن گفت‌وگوی درون هویتی در دوره‌های گوناگون بوده که از اضمحلال فرهنگی و هویتی ما جلوگیری کرده است، امّا به‌هرحال نباید از عاقبت خطرناک تنگ‌نظری فرهنگی و به‌کارگیری اجبار در هویت‌سازی غافل بود. در این مقاله از بحث مورد نظر نکته‌های بیشتری مطالعه خواهید فرمود.
۳۲۴.

گروه ابوذر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۷۹
ابوذر، نامی بود که جمعی از جوانان متدین و انقلابی شهرستان نهاوند برای گروه خود انتخاب کرده بودند. همگرایی و اجتماع بین آنها، از طریق مجالس دینی و خصوصا انجمنهای دینی ضدبهائیت حاصل می شد و مهمترین دغدغه آنان مبارزه با فقر و فساد بود. افراد این گروه اکثرا جوان و دانش آموز دبیرستانی بودند اما در اثر ارتباط با انجمنهای دینی و سیاسی همدان و به ویژه ارتباط با آیت الله ربانی شیرازی به استحکام فکری و سیاسی دست یافتند و توانستند امور تشکیلات را به خوبی پیش برند. روی آوردن اعضای گروه ابوذر به اقدامات مسلحانه و خرابکاری، به عنوان یک تصمیم، مستقیما توسط خودشان اتخاذ شده بود و مورد همراهی و سفارش شخصیتهای معتبر دینی و سیاسی قرار نگرفت. البته اقدامات گروه ابوذر محدود و محلی بود و صرفا در حد انجام برخی عملیاتهای ضدتبعیض و فساد در شهرستان نهاوند محدود می شد، اما دستگیری و اعدام رهبران گروه، به یک موضوع ملی و یک خبر جهانی تبدیل گردید؛ به گونه ای که اخبار مربوط به آن، حتی در سطح رادیوها و خبرگزاریهای معتبر خارجی انعکاس یافت. در مقاله زیر با چگونگی پیدایش، اهداف، اقدامات و سرنوشت گروه ابوذر آشنا خواهید شد.
۳۲۵.

اختلاف های شیخیه کرمان با دیگر فرقه های شیخیه و انشعابات آن پس از درگذشت موسس این فرقه حاج محمد کریم خان کرمانی در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار شخصیتها
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه فعالیت های مذهبی (فعالیت های ادیان، فرق و مذاهب)
تعداد بازدید : ۹۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۲۳۹
ایران عصر قاجار شاهد ظهور فرقه جدیدی در مذهب تشیع به نام شیخیه شد. این فرقه پس از مرگ دومین رهبر آن، سیدکاظم رشتی، دچار انشعابات درون گروهی شد؛ آن چنان که هر یک از شاگردان او براساس اجتهاد خود، به بسط آرا و دیدگاه های دو رهبر نخست و ترویج شیخی گری پرداختند. یکی از آنان حاج محمد کریم خان کرمانی بود که با شرح یکی از اصول اعتقادی شیخیه، یعنی رکن رابع، شاخه مستقلیِ از شیخیه، یعنی شیخیه کرمان را به وجود اورد. پس از مرگ او، شیخیه کرمان با بحران جانشینی مواجه شد و به ترتیب دو پسر او، حاج محمد رحیم خان و حاج محمدخان، هر یک مدتی زعامتِ شیخیه کرمان را عهده دار شدند و بدین ترتیب دو شاخه دیگر از شیخیه کرمان به وجود آمد. همچنین حاج محمدخان، سومین رهبر شیخیه کرمان، پس از رسیدن به قدرت به ترویج رکن رابع و فروعات آن پرداخت. این موضوع حساسیت و خشم علمایِ شیخی شهرهای دیگر را برانگیخت و زمینه های جدایی آنان را از شیخیه کرمان فراهم آورد. از این رو بار دیگر شیخیه کرمان با انشعابات داخلی مواجه شد؛ اما حاج محمدخان با تألیف کتاب ها و رسائل مستقل و پاسخ به شبهات آنان کاملاً این فرقه را از دیگر شاخه های شیخی جدا کرد.
۳۲۸.

سیر تحول دین و مذهب در مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹۳ تعداد دانلود : ۱۸۳۹
از دیرباز مازندران در معرض نفوذ و کانون توجه و یا محل پیدایش اعتقادات دینی و مذهبی گوناگون بوده است و بر این اساس، مردم مازندران تحولات اعتقادی، دینی و مذهبی متعددی را پشت سر گذاشته اند. اولین اقوام بومی مازندران، (کاسی ها و تپوری ها و آماردها) عناصر طبیعت را می پرستیدند. سپس آیین دیوان یا پرستش روشنایی و خورشید در مازندران رواج یافت و پس از آن مردم این سامان به اعتقادات زرتشتی گری گرویدند. دین زرتشتی تا پایان قرن سوم هجری در برخی از نقاط مازندران، حضور خود را حفظ کرد.با ورود اسلام به ایران (در حدود اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری) به تدریج دین اسلام در مازندران نیز نفوذ کرد. اسلام آوردن مردم مازندران بیشتر بر مبنا و روش های صلح آمیز و کوشش های داعیان علوی زیدی بوده است. از میان مذاهب اسلامی، ابتدا مردم مازندران پیرو مذاهب سنت و جماعت شافعی و حنفی شدند. درباره چگونگی و علل گرایش و اسلام آوردن مردم مازندران باید گفت که نارضایتی مردم و ستم حکومت های محلی مازندران و اسلام آوردن برخی از حکام محلی کوچک تاثیر عمده ای داشته است. در مرحله بعدی مردم مازندران در آغاز به شیعه زیدی و بعدها به شیعه دوازده امامی روی آوردند. استمرار و رشد و گسترش مذهب شیعه در اثر علاقه و اعتقاد قلبی مردم، شعارهای عدالت جویانه داعیان علوی و گرایش های شیعی حکام محلی یعنی سادات مرعشیان مازندران و پا دوسبانان رویان و رستمدار (نور و کجور بعدی) ممکن گردید.
۳۳۰.

اردشیر ریپورتر، لورنس ایران‌

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۴۲
استعمار پیر در ایران سابقه‌ای بس طولانی و تیره دارد. بخشی از این پیشینه، آشکار و بخش مهمی از آن، مخفی است. اگر روزی بایگانی اسناد سرویس‌‌های مخفی انگلستان گشوده شود و جریان آزاد اطلاعات، تا حدی معنی و مفهوم واقعی‌خویش را بازیابد، آنگاه جهانیان به عمق جنایاتی که این دولت سلطه‌ طلب در جای جای کره ارض مرتکب شده است،‌ پی خواهند برد، هر چند مقدار موجود از اطلاعات نیز، طالبان حقیقت را بسنده می‌کند.
۳۳۲.

اندیشه های میلیتاریستی در دوره پهلوی اول

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۱۹
درآمیختگی و وابستگی روزافزون جامعه و سیاست در قالب دولت ــ کشور موجب گردیده است تحلیل اجتماعی تحولات سیاسی بیش از پیش اهمیت یابد؛ درواقع، تحولات سیاسی ــ اجتماعی به مثابه متغیر وابسته، معلول تعامل جامعه و حکومت در یک کشور است و همچنین با در نظر گرفتن محیط پیرامونی شان، تجزیه و تحلیل می گردد. کودتای سوم اسفند 1299 از جمله مصادیقی است که چنانچه بدین صورت بررسی شود، می تواند نقش هریک از عوامل داخلی و خارجی و حدود اثرگذاری آنها را، در این رخداد اجتماعی ــ سیاسی، آشکار سازد. این مقاله با فرض و پذیرش نقش کلیدی «عدم تعادل» در وقوع تحولات اجتماعی ــ سیاسی در صور اصلاح، کودتا، انقلاب و... ، منش و روش نظامی گری را در دوره رضاشاه ارزیابی کرده است.
۳۳۳.

پیامدهای جنگ جهانی دوم بر سیاست صنعتی سازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۹۰۷
جنگ جهانی دوم که در پی یک سلسله مناقشات سیاسی اروپایی در سال 1939 میلادی آغاز شد، پیامدهای سیاسی و اقتصادی متعددی در ایران داشت. در نتیجه چنین وضعیتی بود که پروژه صنعتی سازی در ایران عصر رضا شاه نیز به عنوان یکی از سیاست های اقتصادی این حکومت از پیامدهای جنگ بی تأثیر نماند. جنگ جهانی در دو مرحله بر صنعتی سازی در ایران تأثیر گذاشت و در نهایت منجر به پایان پروژه صنعتی سازی در کشور شد: مرحله یکم این تأثیرگذاری از آغاز جنگ جهانی تا اشغال ایران در شهریور 1320 و مرحله دوم پس از اشغال ایران توسط نیروهای متفقین را در بر می گیرد. مقاله حاضر در صدد است تا با روش تاریخی و استفاده از کتاب ها و اسناد و مدارک آرشیوی با طرح این پرسش که جنگ جهانی دوم چرا و چگونه بر سیاست صنعتی سازی در ایران تأثیر گذاشت؟ به بررسی پیامدهای جنگ جهانی دوم بر سیاست های صنعتی سازی در ایران عصر رضاشاه بپردازد. برای پاسخ به این پرسش، این پیش فرض مطرح است که نیاز ایران به صنایع و متخصصان آلمان جهت تأسیس، تجهیز، تعمیر و نگهداری صنایع نوپای خود موجب وابستگی صنعتی ایران به آلمان شد. قطع ارتباط ایران با آلمان در نتیجه محاصره دریایی این کشور توسط انگلستان، صنایع ایران را که به صنایع و متخصصان آلمانی وابسته شده بود، دچار بحران کرد. در ادامه هم اشغال ایران توسط متفقین موجب شد تا صنایع ایران در نتیجه سیاست های جنگی متفقین به تعطیلی کشیده شوند و یا در خدمت سیاست های نظامی آنان درآیند.
۳۳۷.

غرب زدگی شبه مدرن و انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۳۴
اغراض سیاسی، همواره ایده های فرهنگی را دستخوش پیرایه و ناخالصی می سازند و امواج تحولات سیاسی --- اجتماعی را به سمت و سویی خاص می کشانند. از پیوند پیرایه های نژادگرایانه به آئین زرتشت و رسوب برتری جویی های نژادی بر حکمت یونانی گرفته تا قوم گرایی ها و وراثت محوری های امویان و عباسیان؛ و از باستان گرایی پادشاهان گرفته تا غربزدگی تحصیلکردگان و روشنفکران، جملگی در هاله غبارگونه ای از مطامع کانون های سیاست و قدرت تولد یافته اند. یکی از این ایده های فرهنگی ناپالوده در تاریخ معاصر کشور ما، اندیشه ترقی یا مدرنیته است که در طول تاریخ پرالتهاب صدساله اخیر، هرگز نتوانست از مفاهیم و انگیزه های سرگردان خویش، جامه ای برای پیکره اجتماعی ایران بدوزد. مدرنیته در تاریخ سیاسی ایران معاصر هماره یا درون آتش و یا با دستی از دور بر آتش، هزارگونه نقش عوض کرد تا دیباچه و فرجامچه دفتر تحولات ساختاری جامعه ایران را طراحی کند، اما همچنان، در نقص و ناراستی و ناشکیبی غوطه ور است. با بررسی تمدن اسلام و ایران از منظر تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی، به روشنی می توان دید که چگونه «خدمات متقابل اسلام و ایران» در ترکیب شکوهمندی از «تاسیسات مدنی باستانی» و «روح متعالی تعالیم اسلامی» به عالیترین اوج تمدنی تاریخ در دوره ای هزارساله دست یافت که هنوز هم تاثیراتش بر تاریخ تمدن بشری پا برجاست؛ اما سیاست فرهنگی بیگانه که تاب اعتراف و تحمل این پیوند اعجازگونه را نداشت، با استفاده از دو تیغ باستانگرایی و غرب زدگی، به اندیشه گسستن ریشه های این ائتلاف باشکوه افتاد که تا هم اکنون، نزدیک به دو قرن است از جراحات آن رنج می بریم.
۳۳۸.

علاالدین عطاملک جوینی و هولاکوخان مغول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۲۷ تعداد دانلود : ۲۷۱۹
علاءالدین عطاملک جوینی شخصیت کارآمد و موثر دوره ایلخانی در خانواده دیوان سالار جوینی در سال 623 هـ ق به دنیا آمد. وی به رسم آبا و اجداد خویش در عنفوان جوانی توسط پدرش، بهاءالدین، وارد دستگاه امیرارغون آقا حاکم مغول در خراسان، گرجستان و آسیای صغیر گردید. علاءالدین عطاملک به عنوان دبیر مخصوص امیر ارغون رسما در جرگه دیوان سالاران مغول در آمد و در سفرهای متعدد وی به قراقروم پایتخت مغولان حضور داشت. از جمله در یکی از این سفرها بود، که به وی پیشنهاد شد تا به نگارش کتابی در فتوحات مغولان بپردازد. این کتاب تاریخ جهانگشای نام گذاری شد. پس از ورود هلاکو به ایران در سال 654 هـ ق امیر ارغون، عطاملک را به هلاکوخان معرفی نمود و از آن پس عطاملک به عنوان یکی از خواص و ملازمین، هلاکو را در تمامی حوادث و وقایع بزرگ چون فتح قلاع اسماعیلیه و فتح بغداد همراهی نمود. یک سال پس از فتح بغداد در سال 657 هـ ق هلاکو حکومت عراق عرب را به علاءالدین عطاملک سپرد. عطاملک این سمت را تا زمان سومین ایلخان مغول، احمد تگودار، حفظ نمود. عطاملک در تمام مدت فرمانروایی هلاکوخان در منصب حاکم بغداد مصدر خدمات مهم و ذیقیمتی در عراق عرب شد، به طوری که بغداد در دوران ولایت داری وی یکی از ادوار طلایی خود را در عرصه تاریخ جلوه گر ساخت.
۳۳۹.

فرقه نصیریه از آغاز تا انتقال دعوت به شام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱۴
نصیریه یا همان جامعه علویان سوریه که با بیدارى و قدرت‏گیرى خود در منطقه غرب آسیا در یکى دو قرن اخیر، توجه بسیارى از محققان را به خود جلب کرده‏اند، در قرن سوم هجرى و در زمان حیات امام حسن عسکرى علیه‏السلام و دوران غیبت صغرا در جغرافیاى عراق پا به عرصه وجود گذاردند. محمد بن نصیر نمیرى بنیان‏گذار این فرقه از کسانى بود که با استفاده از موقعیت خود در حلقه یاران عسکریین علیهماالسلام نیز بحران عقیدتى دوران غیبت صغرا، موفق شد با ادعاى بابیت و ادعاهاى گزاف دیگر، جماعتى را به دور خود جمع کند. نیم قرن پس از وى حسین بن حمدان خصیبى چهره شاخص و مؤسس دوم نصیریه بود که با تعالیم وسیع و تبلیغات گسترده خود از طریق سفر به اقصى نقاط جهان اسلام توانست تعالیم نصیرى را با آموزه‏هایى از تصوف بیامیزد و در نهایت با هجرت به شمال شام در پرتو فضاى پر تسامح فرهنگى ناشى از حکومت حمدانیان حلب و به‏ویژه سیف الدوله، هسته اولیه جامعه علویان سوریه را تشکیل دهد. او و جانشینانش با نشرافکار خود توانستند این جامعه را تا دهه‏هاى متمادى گسترش داده، پایه‏هاى حضور خود را در سوریه مستحکم نمایند.
۳۴۰.

جبهه ای که هرگز ملی نشد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۰۰
جبهه ملی همچنان که از عنوان آن پیداست یک حزب و یا جمعیت نبود بلکه نیرویی بود که از همگرایی و همکاری احزاب مهم اصلاح طلب دهه سی و چهل فراهم شده و جبهه متحدی را در مقابل شاه و انگلیس تشکیل داده بود. احزاب و گروههایی که در تشکیل جبهه ملی اول و به خصوص جبهه ملی دوم حضور داشتند دارای اختلافاتی بودند که تصور آن که بتوانند کاری از پیش ببرند واقعا دشوار بود؛ چنان که در صف مقدم جبهه آنان از احزاب چپگرای سوسیالیست تا ناسیونالیستهای افراطی و همچنین نیروهای مذهبی و سنتی دیده می شدند. مبارزه با نفت خواری انگلیس و تقویت قدرت مجلس در مقابل دربار مهمترین نقطه اشتراک و دستمایه اصلی آنها برای مشارکت بود. ناگفته پیداست که جبهه ملی در مقطع حساسی از تاریخ ایران سد راه خودکامگی شاه و استعمارگری گستاخانه انگلیس شده بود و سرانجام توانست به همراه سایر مبارزین نهضت ملی نفت مردم ایران را رهبری و به پیروزی رساند اما افسوس که ناهمگونیها و ناهماهنگیهای داخلی در جبهه ملی توان ایجاد اصلاحات ساختاری را از آن سلب نموده بود. علاوه بر این، بسیاری از اعضای جبهه ملی دوم نسلی از روشنفکران مدرن بودند که امریکا را کعبه مقصود و ناجی مْلک و ملت ایران می دانستند و درحقیقت با حمایت و نفوذ امریکا به سطوح بالای نخبگی دست یافته بودند ولذا نمی توانستند در انجام اصلاحات از امریکا پیشی بگیرند. نیروهای چپگرای جبهه نیز عملا از به دست گیری مرکزیت جبهه و نیز کسب حمایتهای توده ای عاجز بودند و ترجیح می دادند که در جبهه، مشارکت داشته باشند تا اینکه به اتهام قدرت طلبی مورد حساسیت سایر احزاب جبهه ملی و شاه و امریکا قرار گیرند. پشتوانه مردمی جبهه ملی را روحانیون و سازمانهای مذهبی وابسته به آنها و بازاریان و کارگران تشکیل می دادند و همین گروه ها بودند که از جبهه ملی، قدرتی ساختند که بتواند در مقابل شاه و دربار توانایی ایستادگی داشته باشد.بگذریم. امریکا شاه و جبهه ملی را در کنار هم می خواست و از آنجا که شاه در شرایط برتری امریکا در صحنه جهانی و با حمایت آنها حکومت می کرد، قول همه گونه همکاری و اصلاحات را به دولت امریکا داده بود و این معامله جبهه ملی را به شدت تضعیف می کرد، تا جایی که به مرور نقش موثر خود را از دست داد و دیگر در دهه پنجاه خبری از آن همه شور و حرارت و فعالیت نبود. مقاله زیر می تواند مورد توجه شما علاقمندان به موضوع جبهه ملی قرار گیرد که امید است چنین باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان