مغان در دربار پادشاهان، مراسم یزش و نیایش را به جای می آوردند؛ اجرای مراسم قربانی، بدون حضور آنان امکان پذیر نبود؛ چراکه مغان را تنها راه ارتباط با خدایان می دانستند. مساله مقاله حاضر بررسی مراسم قربانی و آیینی دوره هخامنشیان و تاثیر آن در افزایش قدرت و نفوذ مغان در ایران باستان است. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از بررسی تطبیقی تلاش دارد براساس نوشته های کلاسیک و الواح باروی تخت جمشید به این پرسش پاسخ دهد که نقش مغان، بخصوص در زمینه مراسم قربانی و آیینی چه تأثیری در عصر هخامنشیان داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد با قدرت گرفتن پادشاهان هخامنشی، مراسم قربانی و آیینی نیز باشکوه تر برگزار گردید و در نتیجه، سهمیه و پیشکشی های بیشتری به مغان اختصاص داده شد. این امر باعث قدرتمند شدن مغان، تثبیت جایگاهشان، نفوذ در دولت هخامنشی و تشکیل رتبه های مختلف و همچنین افزایش قدرت طبقه دین مردان در عرصه های دین و دولت در ایران باستان گردید.
کوروش هخامنشی در نیمه ی قرن ششم ق.م حکومتی شگفت انگیز را در پارس بنیان نهاد که تاثیری بسیار ارزشمند و شگرف در تاریخ روابط سیاسی و اجتماعی جوامع قدیم به جای گذاشت. وی با شکست امپراتوری بزرگ سومر، کلده، ایلام، اورارتو، آشور و نیز ماد، به سرعت و در زمانی کوتاه قدرت های شرقی باقی مانده در آسیای غربی و آفریقا، لیدی، بابل و مصر را برانداخته و عظیم ترین امپراتوری جهان قدیم را با روش های جدید سیاسی و معیارهای نوین مدیریت فرهنگی و نظامی پدید آورد. ولی در دوران سی سال حکومت خود بیشترین تلاش را برای ایجاد امنیت و تثبیت مرزهای طبیعی و حفظ اهداف نظامی اش در کشورهای مغلوب صرف نمود. هدف نگارنده در مقاله، تحلیل روش سیاسی و نظامی کوروش برای این مقصود و نیز عواملی است که باعث پیروزی او شدند.
گستردگی قلمرو ساسانیان گذشته از ثروت و قدرتی که برای شاهنشاهان ساسانی به ارمغان می آورد، در زﻣیﻨﮥ حفظ یکپارچگی ایران مشکلاتی را باعث می شد. نواحی شرقی ایران که با پایتخت و مرکز حکومت فاصله داشت، بیشتر از نواحی دیگر در معرض ناآرامی بود. هجوم اقوام هپتالی و دست اندازی آنها به ایالات شرقی ایران بخش عمده ای از این ناآرامی ها را به وجود می آورد. هپتالیان علاوه برآنکه در مقاطعی از تاریخ بر خط مشی سیاسی و روابط بین المللی ساسانیان تأثیر گذاشتند، در تعیین الگوهای فرهنگی و هنری نیز نقش عمده ای ایفا کردند. بنابراین شناخت این تأثیرات در گرو مطالعه ماهیت قومی و شیوه معیشت هپتالی هاست و به تعیین حدود جغرافیایی قلمرو آنها در ادوار مختلف نیازمند است. با این هدف، مقاله پیش رو با تکیه بر متون تاریخی، وقایع مرتبط با اقوام هپتالی را در شرق ایران تشریح می کند و آثار مادی فرهنگ آنها را به مثاﺑﮥ شواهد تاریخی برمی شمارد. مطالعه توأمان تاریخ، جغرافیای تاریخی و آثار فرهنگی هپتالیان راهگشای رویکرد جدیدی در مطالعه تاریخ و باستان شناسی مناطق شرقی ایران در دوره ساسانی است.
کیفیت ارتباط وضرورت همراهی دین وسیاست درایران عصرساسانی،پیامدها وتبعاتی راایجادکردکه مستقیم یاغیرمستقیم،درتحولات اجتماعی،حوادث تاریخی وانواع فعالیت های اجتماعی مردمان آن روزگار،تاثیر گذاربود.نهاد دین وطبقه موبدان،بعنوان متولیان معنویت واعتقادات جامعه،از قبل تبیین یک جهان بینی خاص ونوع تعاملات ورویکرد خود،جامعه ای بسته پدید آوردندکه ضمن حذف مخالفان ورقیبان،انتفاع حداکثری ازامکانات ومواهب مادی ومعنوی درعرصه اجتماعی واقتصادی رادرانحصارخودگرفتند.برخورد بسیار قهرآمیزموبدان بانهضت هاوجنبش های اجتماعی واعتقادی رقیب وادیان غیرهمسووتسلط برمنابع قدرت وثروت درقالب رسمیت یافتن دین زرتشت وهمراهی دونهاد دیانت وسلطنت درعصرساسانی وکارکردمتنوع آتشکده ها،به همان نسبت که این طبقه اجتماعی رابرخوردارکرد،جامعه رادر سیرتوسعه وعدالت فراگیر آسیب پذیر نمود.این پژوهش برآن است تا بااستفاده شیوه تحقیق کتابخانه ای وتحلیل تلفیقی دادهای تاریخی،ضمن بهره گیری ازطیف متنوعی ازمنابع،جایگاه موبدان درجامعه ساسانی راباز شناسی کرده وازقبل آن ضمن تمرکزبرفعالیت هاوعملکرد های اقتصادی موبدان،بخشی ازساختار نظام سیاسی واقتصادی ساسانیان رابازکاوی نمایدو ازآن دو،قسمتی ازهویت تاریخی وپیشینه فرهنگی وتمدنی ایران زمین درآخرین دوره ازعهدباستان را مورداستقراءواستدلال قراردهد.نتایج حاصل حاکی ازآن است که موبدان علاوه برفعالیت های فرهنگی،اجتماعی واعتقادی،بربخش نمادینی ازفعالیت های اقتصادی نیزتسلط داشتند وازاین راه عایدات عمده ای رانصیب برده وبرچرخه اقتصادی کشوراثرگذاربودند.