تأسیس امپراتوری هخامنشیان به رهبری کوروش و استقرار و تداوم آن، در واقع، انتقال امپراتوری از بین النهرین به ایران و تحلیل امپراتوری های آشور، بابل و مصر در یک امپراتوری گسترده به رهبری پارسیان بود؛ این امپراتوری در ماهیت خود، از چارچوبی با ویژگی ها و مختصات زیر برخوردار بود: داشتن قلمرویی پهناور با جمعیت بسیار و متشکل از اقوام و ملل گوناگون، تسلط و چیرگی قوم/تیره فرمانروایی پارسی بر مردم زیردست از طریق قدرت نظامی، ایجاد سازمان مالیاتی منسجم و یکپارچه، داشتن سپاهی متشکل از نیروهای مرکزی(پارسی، مادی، ایلامی و سکایی) و پیرامونی (نیروهایی از سایر اقوام) ساکن در امپراتوری، واگذاری قدرت به شخص شاه، در حالی که قدرت های محلی تابع او هستند، برخورداری از مرزهای نسبتاً دگرگون و متغیر، و مدیریت نیروهای داخلی و خارجی، و سرانجام صرف هزینه ها و فراهم نمودن زمینه های لازم برای رشد و بالندگی همه فرهنگ ها و سنن اقوام و ملل زیردست.مقایسه واقعیات امپراتوری هخامنشیان با ویژگی ها و مختصات یک امپراتوری نشان دهد که پارسیان در نخستین تجربه شان توانستند امپراتوری را به وجود بیاورند که در آن، نه تنها میراث امپراتوری های پیشین را حفظ نمودند بلکه با دمیدن روح ایرانی در آن، اندیشمندان یونانی را درباره ی ماهیت خود به شگفتی واداشتند و از طرف دیگر زمینه های شکل گیری امپراتوری های بعدی ایرانی را فراهم نمودند.
یکی از مشهورترین منظومه های عاشقانه در تاریخ ادب فارسی، منظومه ی «ویس و رامین» است. اهمیت این منظومه غالباً به دلیل نقشی است که در تاریخ داستان سرایی ادب فارسی داشته است؛ اما علاوه بر آن، شاهد ویژگی های لغوی و فرهنگی کم نظیری در این مجموعه هستیم که از جمله ی آن ها می توان به حضور لغات مهجور پهلوی و تلاقی فرهنگ های قبل و بعد از اسلام، اشاره کرد.
از آنجا که اصل منظومه متعلق به ادوار قبل از اسلام است و پس از اسلام مجدداً منظومه تدوین شده است؛ فخرالدین اسعد گرگانی با ابتکار و خلاقیت فوق العاده ی خود، در خلال توصیفات یا صحنه ها هم به آرایش، پوشاک و آداب و رسوم اشکانی و ساسانی و معتقدات مذهبی اشاره می کند و هم پیوسته از تلمیحات و اشارات قرآنی سخن می گوید.
نوشته ی حاضر بر آن است تا ضمن اشاره به حضور فرهنگ، اعتقادات و آداب و رسوم گوناگونی که در منظومه موجود است؛ نگاهی نیز به لغات مهجور پهلوی که در دیوان موجود است، داشته باشد.
شهرنشینی در ایران دوره ساسانیان تحول و تکامل شگرفی یافت. اگرچه شهر و شهرنشینی در این دوره ریشه در دوره های گذشته داشت، اما شهر ساسانی هم از نظر کالبد شهری و هم از نظر کارکرد دوره ای از تحول و توسعه و تکامل را تجربه کرد و بخش هایی به آن افزوده شد. تحول شهر ساسانی معلول عواملی چند بود که در مقاله حاضر از چهار منظر عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر در این تحول مورد بررسی قرار گرفته اند؛ از این رو هدف این پژوهش تبیین ویژگی های تاریخی و تحلیل عناصر اصلی جامعه شهری در عصر ساسانی از منظر نقش و تأثیر روند سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر شکل گیری و تحول الگوی شهرنشینی و مناسبات جامعه شهری است. بررسی این مسأله از راه تبیین و روش تحلیلی تاریخی نشان می دهد که شهر ساسانی با حوزه سیاسی و نظامی و حکومت مرکزی وابستگی و پیوستگی عمیق تری نسبت به گذشته یافت. همچنین جامعه شهری و کالبد شهر ساسانی تحت تأثیر جهان بینی، آموزه های دینی و آرمان های اجتماعی آن دوره قرار داشت.
کورش بزرگ با غلبه بر ماد، لیدیه و بابل، شاهنشاهی هخامنشی را تاسیس کرد. جانشینان وی، مخصوصاً کمبوجیه و بعد داریوش توانستند آن را از شرق تا رود سند و در غرب تا مدیترانه و رود نیل گسترش دهند. برای اداره بهتر این شاهنشاهی داریوش کشور را به ساتراپی های متعدد تقسیم کرد که این تقسیمات درکتیبه داریوش در بیستون منعکس شده است.
در این مقاله تلاش شده است با استناد به کتیبه بیستون ومقایسه آن ها با سایر کتیبه هاو منابع دیگر مانند منابع یونانی، عبری و نیز یافته های باستانشناسی و دانش زبانشناسی محدوده جغرافیایی هر یک از ساتراب های هخامنشی مشخص گردد. در پایان نیز سعی شده است تا علل بعضی از تغییرات در تعداد، محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی ساتراپ ها در سایر کتیبه هابااستفاده ازروش تحقیقات تاریخی تحلیل گردد.