امروزه ارزیابی عملکرد و یا مدیریت عملکرد در مجموعه ها و موسسات مالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ابداع شیوه های نوین ارزیابی عملکرد در موسسات مالی و اعتباری گواه این مدعا است. به کمک فرآیند ارزیابی عملکرد قادر خواهیم بود تا اطلاعات مفید و سودمندی در خصوص چگونگی انجام موثر امور در جهت اهداف تعیین شده به دست آوریم. بررسی مدل های ارزیابی عملکرد و نیز مطالعات صورت گرفته در این خصوص نشان میدهد که پیرامون «شاخص ارزیابی عملکرد نظام بانکداری اسلامی» تلاش شایسته ای صورت نگرفته است. از همین رو، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش کلیدی، به روش توصیفی و تحلیل محتوا، با معرفی «شاخص ربا» گامی را در جهت تدوین «شاخص جامع بانکداری اسلامی» بر میدارد. فرضیه اساسی این مقاله آن است که یکی از راه های اندازه گیری وجود ربا در نظام بانکی توجه به موارد حیله های ربوی در قرادادهای بانکی است. برای این منظور، در این نوشتار با طراحی جدولی که نشان دهنده درجه انحراف قراردادهای بانکی از حیث ربوی بودن است، و نیز با پیشنهاد دو نسبت «نسبت ارزش قراردادهای ربوی» و «نسبت سود حاصل از ربا»، رهیافتی نو برای تدوین شاخص ربا در بانکداری اسلامی ارائه میشود.
بیشک، بازار اسلامی نقشی اساسی در تحقق پیشرفت و توسعه جامعة اسلامی ایفا میکند. در این چارچوب، ضرورت توجه به مشخصه های این نهاد اجتماعی و همچنین شاخص های ارزیابی آن دو چندان میشود. در کنار مشخصه های مختلف بازار اسلامی، سهولت و آسان بودن مبادلات، جایگاه ویژه ای دارد. هدف تحقیق حاضر آن استکه شاخص های اندازه گیری تسهیل مبادلات را در بازار اسلامی بررسی و تبیین کند. یافته های پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، نشان میدهد که افزایش سرعت مبادلات، کاهش هزینه ها و کاهش درجه نااطمینانی، سه معیار اساسی برای تحقق تسهیل مبادلات اند. با توجه به موارد ظهور و بروز این مؤلفه ها در خارج میتوان میزان وجود مبادلات آسان در بازار را با استفاده از شاخص های کمّی، چون شاخص رضایت فروشنده و مشتری، نظارت بر بازار، شفافیت بازار، مناسب بودن مکان مبادله، آگاهی و پایبندی به احکام مبادلات، آگاهی و پایبندی به آداب و اخلاق اسلامی، آگاهی و پایبندی به قوانین و مقرّرات مربوط به مبادلات، آگاهی و پایبندی به شیوه های فنی و اقتصادیِ مبادلات، بازاریابی مناسب، کاهش فاصله بین تولید و مصرف و ساز و کارهای جدید به دست آورد و مبادلات را مورد سنجش قرار داد.
پژوهش حاضر به بررسی جنبة فرهنگی فقر تحت عنوان «فرهنگ فقر» پرداخته است. این مفهوم را اولین بار اسکار لوئیس به صورت مبسوط و در نتیجة تحقیقات میدانی اش مطرح کرد. شاید کوتاه ترین تشریحی که از این مفهوم می توان کرد این است که «فقرا فقر خود را به صورت خودآگاهانه ستایش نمی-کنند، بلکه به صورت ناآگاهانه آن را حفظ می کنند».
این تحقیق با استخراج مهم ترین شاخص های فرهنگ فقر همچون تقدیرگرایی، مصرف گرایی و عدم تمایل به پس انداز، بیگانگی اجتماعی، عدم آینده نگری و عدم سرزنش فقر، به بررسی این پدیده در میان شهروندان شهرستان دلفان از حوزة استان لرستان و عوامل مرتبط با آن به روش پیمایشی پرداخته است.
نتایج نشان داد که حدود 80 درصد نمونة مورد مطالعه، به میزان متوسط و زیادی از فرهنگ فقر رنج می برند. براساس یافته های تبیینی این تحقیق همبستگی معناداری بین فرهنگ فقر با سرمایة فرهنگی، میزان دین داری و محل سکونت در سطح 99 درصد اطمینان وجود دارد. ضمن اینکه بین این متغیر و میزان استفاده از رسانه های جمعی همبستگی معناداری مشاهده نشد.
موضوع فقر و روش های محاسبه آن از جمله مباحثی است که در حوزه رفاه اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مقاله که به صورت ضمیمه گزارش « شاخص های توسعه جهانی در سال 2008» منتشر شده است، ضمن مروری بر برآوردهای پیشین از خط فقر بین المللی، برآورد جدیدی ازخط فقر جهانی ارائه شده است. در بازنگری انجام شده، خط فقر بین المللی، با استفاده از داده های جدید از یک دلار به 25/1 دلار در روز افزایش یافت.
افزایش حجم اطلاعات دریافتی از کشورهای مختلف، تجدید نظر در محاسبه PPP کشورها، تعیین استاندارد بین المللی برای محاسبه خط فقر در کشورهای مختلف و توجه به دوره بررسی، نحوه تجمیع اطلاعات کالایی و موارد بدون پاسخ و غیر قابل اندازه گیری از جمله موضوع هایی است که در برآورد جدید خط فقر بین المللی مورد دقت قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که برآوردهای جدید PPP در بیشتر کشورهای در حال توسعه به ویژه کشورهای فقیر بالاتر از برآورد قبلی است.
بر اساس نتایج این گزارش، تعداد افراد فقیری که در خط فقر جهانی 25/1 دلار در روز زندگی می کنند، از دهه 1980 به بعد رو به کاهش بوده و بیشترین کاهش به آسیای شرقی و اقیانوسیه اختصاص داشته است.
مفهوم عدالت به دلیل پیچیدگی و گستردگی دلالت آن همواره از موضوعات مورد توجه و چالش برانگیز اندیشمندان در طی اعصار مختلف بوده و هریک سعی در تبیین این مفهوم با استفاده از دیدگاههای گوناگون داشتهاند. حاصل این تلاشها مجموعهای عظیم از نظریات مختلف و متنوع در این حوزه است. نوشته حاضر با بهرهگیری از مدل «مبانی، مفاهیم، اقتضائات، سیاستها، شاخصها» در عرصه عدالتپژوهی، به دنبال تبیین مفهوم عدالت در بخش مبانی و چیستی آن با بهره گیری از نگاه اسلامی و مبتنی بر تنقیح و دستهبندی جدید نظریات گذشته میباشد. این امر میتواند علاوه بر مشخص نمودن چارچوبی برای حرکت، زمینه را برای نظریهپردازی در این عرصه نیز فراهم آورد. سوال اصلی این تحقیق «چگونگی تبیین ماهیت مفهومی عدالت» خواهد بود. در این راستا از روش کیفی به عنوان روش تحقیق پژوهش و از روشهای کتابخانهای و گونه شناسی به منظور جمعآوری و تجزیه تحلیل دادهها استفاده شده است. انتخاب مقسم مناسب گونه شناسی میتواند ضمن تبیین بهتر نظریات عدالت، ما را در کشف اشتراکات و افتراقات آنها یاری رساند. بدین منظور پس از بررسی ادبیات گونه شناسی ، برخی از گونه شناسیهای مهم مدّ نظر قرار گرفته و از مسیر نقد و ارزیابی آنها سعی شده است تا در حوزه نظریات، گونه شناسی جدیدی مبتنی بر 3 بُعد فلسفیِ معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی ارائه گردد که ضمن رفع نقاط ضعف دیگر گونهها، مبتنی بر مبانی اسلامی نیز باشد. همچنین به عنوان نمونه نظریه عدالت جان رالز نیز مبتنی بر گونه شناسی فلسفی مورد تحلیل قرار گرفته است. این تلاش نقطهای آغازین در جهت بسط نگاه فلسفی و دینی در حوزه گونه شناسی ادبیات عدالتپژوهی خواهد بود
با توجه به اهمیت زکات در دین اسلام و تاکیدات زیاد نسبت به پرداخت زکات در قرآن و کلام اهل بیت(ع)، در این تحقیق به بررسی مهمترین عوامل موثر بر میزان مشارکت افراد در پرداخت زکات پرداخته شده است. در مرحله اول تحقیق مهمترین عوامل موثر بر پرداخت زکات و بارزترین مشخصههای این عوامل با استفاده از روش دلفی طی چهار مرحله شناسایی شده است که این عوامل شامل «نوع دوستی»، «میزان اعتقاد و دین داری»، «خشنودی و رضایت شخصی»، «منفعت گرایانه» و «سازمان» میباشند. سپس این عوامل و مشخههای هر یک از آنها در جامعه آماری استان همدان میان مشمولین زکات مورد آزمایش و بررسی قرار گرفته است. در این مرحله ابتدا با استفاده از آزمون T-TEST تاثیر گذاری یا عدم تاثیر گذاری هر یک از عوامل پنج گانه مورد بررسی قرار گرفته است. عوامل سازمانی، ایمانی و نوع دوستی، میانگین قابل قبولی از جهت تاثیر گذاری به دست آورده اند و عوامل منفعت طلبانه و رضایت شخصی از نظر پاسخ دهندگان جزء عوامل موثر در ایجاد انگیزش میان زکات دهندگان نبودند. سپس با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون شدت و نوع رابطه بین پنج عامل به صورت دوبه دو محاسبه و اندازه گیری شده است و در نهایت با استفاده از آزمون فریدمن میزان تاثیر و اهمیت هر کدام یک از مشخصه های عوامل پنج گانه مورد بررسی قرار گرفته است.
این مقاله نشان می دهد که اصول و روش استدلال مورد توجه اقتصاددانان به عنوان متدلوژی ساخت تئوری با هدف چگونگی و فرایند «توضیح علمی مسائل اقتصادی» با یکدیگر متفاوت می باشد.
ظهور این تفاوت ها در متدلوژی اقتصاددانان و یا نحله های فکری مختلف ریشه در مبانی پذیرفته شده پیدا می کند. تبیین وجود تفاوت در مبانی متدلوژیک بین اقتصاددانان نئوکلاسیک، کینز، مارکس، نهادگرایان قدیم و جدید و تاثیر این تفاوت ها در روش های استدلال هر یک و بالمآل شکل گیری نوعی پلورالیزم متدلوژیکی از مباحث محوری این مقاله به حساب می آید.
این مقاله هم چنین نشان میدهد چنانچه مبانی روش شناختی یک اقتصاددان با دیگری و یا بین متدلوژیهای رقیب متفاوت باشد، برداشت و رهیافتهای مترتب بر آن نیز با یکدیگر متفاوت خواهد بود.
در این تحقیق به منظور بررسی امکان سنجی ارائه پوشش بیمة زلزله به مالکین واحدهای مسکونی، یکی از فاکتورهای مؤثر بر میزان تقاضا برای خرید بیمة زلزله در شهر تهران بررسی شده است. تحقیق حاضر حاصل بررسی 800 پرسش نامه است که در میان مالکین واحدهای مسکونی در اواخر سال 1389 توزیع شده و از طریق دو مرحلة نمونه گیری به روش طبقه بندی به دست آمده است. ابتدا میزان مطلوبیت مورد انتظار افراد برای خرید بیمة زلزله در دو حالت تقاضای بیمه و عدم تقاضای بیمه بررسی شده و پس از آن به طور تجربی تأثیر ریسک گریزی افراد در دو حالت مختلف بر میزان مطلوبیت افراد برای خرید بیمة زلزله بررسی شده است. حالت اول زمانی است که نرخ بیمة یکسانی برای همه افراد تعیین می شود و حالت دیگر زمانی است که حق بیمه ای عادلانه و با درنظرگرفتن جنس و نوع بنا برای آنها درنظرگرفته می شود. نتایج تحقیق عبارت اند از: میزان مطلوبیت انتظاری مالکین مسکن برای خرید بیمة زلزله بیش از مطلوبیت آنها در حالتی است که بیمة زلزله وجود نداشته باشد؛ میزان رضایتمندی افراد برای خرید بیمة زلزله به سطح ریسک گریزی آنها بستگی دارد. ارتباط بین ریسک گریزی و تمایل افراد برای خرید بیمه باتوجه به درجه ریسک گریزی آنها متفاوت است.
باتوجه به اهمیت تعامل اجتماعی و نوآوری، تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر تعامل اجتماعی بر نوآوری شرکت های بیمه انجام گرفت. جامعة آماری این تحقیق شرکت های بیمة خصوصی در تهران است که 115 نفر از مدیران این شرکت ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شد که روایی آن توسط استادان راهنما و مشاور تأیید شد و همچنین پایایی آن نیز توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها باتوجه به داده های پرسش نامه از آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. باتوجه به نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها و همچنین با درنظرگرفتن ضریب رگرسیون استاندارد می توان استدلال کرد که در شرکت های بیمه ایرانی به دلیل ضعف در مرحلة کسب دانش و ناچیزبودن تعامل اجتماعی بین کارکنان و درنتیجه عدم معرفی روش های ارائة خدمات، عدم معرفی فرایند ارائة خدمات نوآور در فرایندهای کاری موجود و همچنین عدم ایجاد تغییرات اساسی و لازم در ساختارهای سازمانی، نوآوری اداری به دست فراموشی سپرده شده است.
در این مقاله، بااستفاده از داده های سری زمانی سالانه طی دوره 1387-1369، رابطه بین درآمد سرانه، نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ باسوادی و قیمت بیمه با تقاضای بیمه درمان تکمیلی بررسی می شود (از آزمون هم جمعی انگل-گرنجر، برای بررسی رابطه بلندمدت بین متغیرها و تقاضای بیمه درمان تکمیلی استفاده شده است). بدین منظور آمار و اطلاعات مربوط به چهار شرکت بیمه ای جمع آوری شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که رابطه بلندمدتی بین متغیرهای اقتصادی و تقاضای بیمه درمان تکمیلی وجود دارد. یافته ها نشان دادند که درآمد ملی سرانه و نرخ باسوادی با تقاضای بیمه درمان تکمیلی رابطه مثبت و معنی داری دارد، درحالی که قیمت بیمه درمان تکمیلی، نرخ تورم و نرخ بیکاری تأثیر معنی داری بر تقاضای بیمه درمان تکمیلی ندارد.