هدف این پژوهش میزان کاربرد مؤلفه های مدیریت روابط انسانی توسط مدیران مدارس دوره راهنمایی شهر اصفهان از دیدگاه معلمان بود. روش پژوهش توصیفی ـ پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس شهر اصفهان است. حجم نمونه برآورد شده 82 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه مهارتهای روابط انسانی ریس و برندت بود که روایی و پایایی آن به ترتیب 82/0 و 84/0 بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از آزمون t یکطرفه و تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین های به دست آمده در خصوص هفت مهارت روابط انسانی مدیران (مهارت ارتباطات، خودآگاهی، خودپذیری، انگیزش، اعتماد، خودآشکارسازی و مدیریت تعارض) بیشتر از سطح متوسط بود و تحلیل آماری تفاوت معناداری را در خصوص میانگین نظرات پاسخگویان در مورد میزان استفاده مدیران از مؤلفه های روابط انسانی تنها در خصوص مؤلفه مدیریت تعارض برحسب جنسیت نشان داد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ویژگی های شخصیتی و خصیصه ای کارکنان سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی بر میزان مشارکت آنها در نظام پیشنهادها در سال تحصیلی 1385-1384 انجام شده است. کلیه کارکنان شاغل در سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی، نواحی هفتگانه و منطقه تبادکان مشهد، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده اند. متناسب با تحقیقات از نوع علی مقایسه ای، دو جامعه کارکنان مشارکت کننده و غیر مشارکت کننده در نظام پیشنهادها در نظر گرفته شد. در جامعه افراد مشارکت کننده 30 نفر به روش تعمدی و غیراحتمالی و بر اساس بیشترین میزان مشارکت و در گروه افراد غیر مشارکت کننده 50 نفر متناسب با تعداد افراد مشارکت کننده در هر منطقه یا ناحیه، به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. داده های مورد نیاز از طریق دو نوع پرسشنامه جمع آوری شده و از طریق آزمون های مقایسه دو میانگین و دو نسبت مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته ها، میان ویژگی های شخصیتی منبع کنترل، سازگاری با موقعیت و عزت نفس کارکنان مشارکت کننده و غیر مشارکت کننده در نظام پیشنهادها تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین از میان مولفه های خصیصه ای، تنها عوامل جنسیت و مدرک تحصیلی، تفاوت معناداری را میان کارکنان مشارکت کننده و غیر مشارکت کننده در نظام پیشنهادها نشان می دهد.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی یادگیری سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش را همه ی کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهد. که از میان آنها تعداد 1662 نفر به روش تصادفی چند مرحله ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه یادگیری سازمانی واتکینز و مارزیک است. نتایج حاصل از آزمون پیگردی LSD نشان داد که بین یادگیری سازمانی در واحدهای دانشگاهی مناطق 12گانه تفاوت معنی دار وجود دارد ) 558/2 F=،01/0 (Pو در بین مناطق 12گانه یادگیری سازمانی منطقه ی 1 از مناطق 2، 5، 7، 8، 9، 10 و 12 بالاتر، منطقه ی 2 از منطقه ی 1 کوچکتر و از منطقه ی 7 بزرگتر، منطقه ی 3 از مناطق 5، 7 و 10 بزرگتر، منطقه ی 4 از منطقه ی 7 بزرگتر، منطقه ی 5 از مناطق 1و 3 کوچکتر، منطقه ی 6 از مناطق 7 و 10 بزرگتر، منطقه ی 7 از مناطق 1، 2، 3، 4، 6، 8، 11 و 12 کوچکتر، منطقه 8 از منطقه ی 1 کوچکتر و از 7 بزرگتر، منطقه ی 9 از منطقه ی 1 کوچکتر، منطقه ی 10 از مناطق 1، 3، 6 کوچکتر، منطقه ی 11 از منطقه ی 7 بزرگتر و در نهایت منطقه ی 12 از منطقه ی 1 کوچکتر و از منطقه ی 7 بزرگتر است.
This paper reports the results of a qualitative study about the effectiveness of major reforms taken place in 1990s towards closing down the gap between general upper secondary education and the economy in Iran. The study aimed to analyse questions such as: To what extent dose Iranian secondary education meet current and future needs of labour market? How satisfied are employers and other key stakeholders with the quality of high school graduates in the workplace? And what are the most important further steps that policy makers should take into the account to complete the reform process of secondary education successfully? Field work using a series of semi-structured interviews was carried out with senior policy makers in the Ministry of Education. The research findings indicate that there is no systematic employers’ involvement in debates and decision are made about educational improvement causing a weak cooperation and partnerships between education and businesses. Also there is still a big gap between what is taught in schools and what employers require leading to the greater degree of dissatisfaction among employers.
"پژوهش حاضر تاثیر عوامل فردی، آموزشی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی و سبک مدیریت (مشارکتی- آمرانه) در شادابی مدارس را بررسی کرده است.
روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی و نمونه مورد مطالعه شامل 282 مدیر، مشاور و مربی پرورشی بوده که به صورت تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه از مقطع متوسطه دخترانه شهراصفهان انتخاب شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها نیز از روش های آماری t تک متغیره، آزمون F تک متغیری و چند متغیری، تحلیل عاملی و آزمون های تعقیبی مناسب استفاده شده است.
نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فردی، آموزشی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی و سبک مدیریت مشارکتی در شادابی مدارس مؤثر بوده و بین نظرات مدیران، مربیان پرورشی و مشاوران دراین زمینه تفاوت معناداری مشاهده شد و تنها در زمینه های عوامل فردی و سبک مدیریت آمرانه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
"
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های نظام مدیریت مدرسه محوری و ارائه چارچوب مناسب اجرا گردیده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران، معاونان و معلمان مدارس شهر تهران (95905 نفر) و نمونه آماری به کمک جدول تعیین حجم نمونه مورگان و با روش تصادفی طبقه ای (1093 نفر) می باشند، ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه و مصاحبه است که بعد از تعیین روایی و محاسبه پایایی آن (93/0) اجرا گردید. داده ها به کمک آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که ابعاد و مؤلفه های نظام مدیریت مدرسه محوری عبارت انداز: فرضیه اول. در بعد تصمیم گیری شامل مؤلفه های، پذیرش متقابل، مشارکت، مشارکت اکثریت آرا، آموزش نیروی انسانی. فرضیه دوم. در بعد کنترل و نظارت شامل مؤلفه های، خودکنترلی، پاسخگویی فرد در برابر جمع، نظارت و پاسخگویی جمع به جمع و نظارت عالی اداره های آموزش و پرورش. فرضیه سوم. در بعد ارزیابی عملکرد و پاداش عوامل انسانی شامل مؤلفه های، ویژگیهای اخلاقی، شخصیتی، مهارتهای مدیریتی و ارتباطی منابع انسانی، تحصیلات رسمی، مهارتهای فنی و دوره های آموزشی است.
همچنین نتایج به دست آمده از مصاحبه با متخصصان و صاحب نظران مدیریت آموزشی نشان می دهد که مهمترین نظریه هایی که به کارگیری آنها در آموزش و پرورش زمینه استقرار نظام مدیریت مدرسه محوری را فراهم می آورد شامل: نظریه فراشناختی، نظریه مدیریت مشارکتی، نظریه آموزش مجازی، نظریه سازمان یادگیرنده، نظریه مدیریت کیفیت جامع و نظریه توانمندسازی نیروی انسانی هستند.
پژوهشگر با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر و تجربیات عملی مدل مفهومی را برای استقرار نظام مدیریت مدرسه محور در آموزش و پرورش کشور به مدیران نظام آموزشی پیشنهاد کرده است.
"تحقیق حاضر به منظور بررسی نگرش معلمان استان تهران در خصوص عوامل مؤثر بر گرایش آنها به تحصیل در دوره های آموزش ضمن خدمت انجام گرفته است. بدین منظور چهار عامل نیاز به پیشرفت، نیاز به دستیابی به مهارت در شغل، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی در نظر گرفته شده و با روش توصیفی بررسی شده اند. جامعه تحقیق شامل کلیه معلمان شاغل به تحصیل در دوره های آموزش ضمن خدمت در مراکز آموزش ضمن خدمت استان تهران بوده که تعداد 135 نفر آنها (85 مرد و 77 زن) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بوده که با استفاده از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت(از بسیار کم تا بسیارزیاد) تدوین شده است. برای تحلیل داده های تحقیق از روش کالموگراف اسمیرنف یک متغیره، آزمون t، تحلیل واریانس یک طرفه و L.S.D استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که به نظر معلمان، مؤلفه های چهارگانه نیاز به پیشرفت، نیاز به دستیابی به مهارت در شغل، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی به ترتیب برگرایش های آنها به تحصیل در دوره های آموزش ضمن خدمت مؤثر هستند.
"