انجام این پژوهش برای تحقق دو هدف صورت گرفته است:1) شناسایی الگوی گذران اوقات فراغت دانشجویان دانشگاه شهید چمران و 2) بررسی نحوه گذران این اوقات با توجه به عواملی همچون جنسیت، وضعیت اجتماعی - اقتصادی، گروه آموزشی، عملکرد تحصیلی، سکونت در خوابگاه، و محل تولد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان ورودی سال 178 تشکیل می دهد که از بین آنها یک نمونه 641 نفری به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است که ضمن نظر خواهی از دانشجویان و پس از اجرای آزمایشی آن روی 60 نفر و انجام اصلاحات لازم تدوین شد. داده های پژوهش اطلاعات مفصلی را درباره انواع و اقسام فعالیتهائی که دانشجویان در اوقات فراغت خود نسبت به انجام آنها علاقمند یا عملا انجام می دهند نشان می دهد. دامنه این فعالیتها از انواع فعالیتهای ورزشی گرفته تا تماشای تلویزیون، مطالعه کتب غیر درسی و ... گسترده است. از نظر جنسیتی تفاوتهای معنی داری بین علایق پسران و دختران و نوع و مخصوصا مدت زمان پرداختن به این فعالیتها دیده می شود. وضعیتهای اجتماعی سه گانه (بالا، متوسط ، پائین) نیز تفاوتهایی را نشان می دهد. این موضوع در باره گروه آموزشی، عملکرد تحصیلی، و محل سکونت نیز صدق می کند. دختران دانشجو چه از لحاظ وجود امکانات لازم و چه از لحاظ دسترسی به آنها نسبت به پسران محدودیت بیشتری دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهادهایی برای بهبود امکانات و وسایل اوقات فراغت ارائه شده است.
"خلاقیت موهبتی الهی است و هر فردی برخوردار از حد معینی از این موهبت است. تحقق و ظهور خلاقیت مستلزم وجود بستری مناسب است. گسترش این توانایی که برای جامعه به منزله بقاست از طریق برنامه ریزی آموزشی، و تدریس و تربیت مناسب و صحیح امکان پذیر است. معلمان به عنوان یکی از مهم ترین عناصر تعلیم و تربیت، در پرورش خلاقیت نقش کلیدی دارند. نگرش معلمان به خلاقیت، میزان شناخت آنها از این امر، و نوع نگرش و نحوه تدریس آنان تاثیر مستقیمی بر غنی سازی محیط کلاسی برای رشد خلاقیت دانش آموزان دارد. لذا لازم است معلمان آموزش داده شوند تا نگرش و مهارت های لازم را برای رشد توانایی های خلاق دانش آموزان کسب نمایند.
به منظور مطالعه چگونگی آموزش خلاقیت در دوره ابتدایی، در این پژوهش 120 آموزگار (60 نفر گروه آزمایشی و 60 نفر گروه گواه) شرکت داشتند. گروه آزمایشی در برنامه آموزش خلاقیت شرکت داده شدند تا بتوان تاثیر برنامه و الگوی آموزشی را بر دانش، نگرش و مهارت آنان بررسی کرد. نتایج به دست آمده بیانگر تاثیر مثبت دوره آموزشی بود. نتایج از طریق آزمون T بررسی شد و نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، پیشنهادهایی برای رشد خلاقیت دانش آموزان ارایه شده است
"