یکی از چالش های اساسی کشورهای درحال توسعه در تجارت الکترونیکی، آموزش و ظرفی تساز ی نیروی انسانی است. پروژه آموزش و آگاه سازی تجارت الکترونیکی در جمهوری اسلامی ایران با هدف شناسایی فعالان و بازیگران تجارت الکترونیکی و طراحی دوره های مناسب منطبق بر نیاز آنا ن تعری ف شد. پیرو چنین هدف عمده ای، در ابتدا گروه های بالقوه فراگیران با استفاده از مدل فعالان اقتصاد ی و مدل تجارت الکترونیکی توربان شناسایی شدند. در گام بعد نقش ها ی اصل ی ه ر یک از باز یگران و فعالان در عرصه تجارت الکترونیک ی بر اساس چارچوب ها ی کارکرد ی تجارت الکترونیک ی و فرایندهای سازمانی آن تعیین شد. بر اساس نقش های مربوط به هر گروه از فراگی ران، سلسله مراتب اهداف آموزشی مربوط توسعه داده شد و موضوعات اساسی طراحی در قالب یک سند اطلاعات دوره ها مواد لازم برای بسته های آموزشی طراح ی و « س. ا. د » (س. ا. د) دسته بندی شدند. با استفاده از این تدوین شدند.
این پژوهش با هدف بررسی روایی، پایایی و هنجاریابی مقیاس قابلیت سازمانی در بین دبیران دوره راهنمایی تحصیلی شهر اصفهان به مرحله اجرا درآمده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دبیران دوره راهنمایی در سال تحصیلی 89-1388 تشکیل می دادند که تعداد 506 نفر آنان به روش تصادفی ساده و بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه کوهن و همکاران(2000)، به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند و مقیاس قابلیت سازمانی چیوا و همکاران (2007) در مورد آنها اجرا گردید. پژوهش در پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ، اسپیرمن - براون، گاتمن و در روایی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که ضرایب آلفای کرونباخ برای مقیاس قابلیت یادگیری سازمانی برابر 92/0 و برای خرده مقیاس های تجربه اندوزی، ریسک پذیری، تعامل با محیط خارجی، گفت وگو و تصمیم گیری مشارکتی به ترتیب 85/0، 60/0، 71/0، 84/0، 50/0 بوده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی گویه های مقیاس قابلیت یادگیری سازمانی نشان داد که این مقیاس دارای پنج عامل با شاخص های برازش مطلوب می باشد. همچنین این مقیاس یک ابزار تشخیصی است که مدیران می توانند میزان قابلیت سازمانی را در مدارس و نواحی آموزشی به کمک آن تعیین کنند و برحسب جداول هنجار، پس از تشخیص نقاط قوت و ضعف، رهنمودهایی برای بهبود ارائه نمایند.
هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی، تدوین و هنجاریابی ابزار اندازه گیری مهارت های زندگی برای اجرا در دوره ابتدایی بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر روش روان سنجی کلاسیک، از روش سؤال - پاسخ (IRT) الگوی راش نیز استفاده شد. پس از حذف پرسش های نامناسب و تجزیه و تحلیل داده ها، فرم نهایی مقیاس مذکور با 42 پرسش و چهار خرده مقیاس شامل مهارت های اجتماعی، خودنظم دهی، خویشتن داری و مسئولیت پذیری اجتماعی برای اندازه گیری مهارت های زندگی جامعه هدف مناسب و معتبر تشخیص داده شد. روش این تحقیق تهیه مقیاس مذکور از نوع تحقیق و توسعه آموزشی ((R&Dاست و جامعه آماری دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال82- 81 بوده اند. روش نمونه گیری و حجم آن نیز در مراحل اجرای تحقیق مقدماتی، تجربی و نهایی مقیاس به ترتیب روش نمونه گیری در دسترس40 نفر، خوشه ای چندمرحله ای120نفر و تصادفی خوشه ای و چندمرحله ای 300 نفر بوده است.
هدف پژوهش حاضر 5 تعیین و اولویت بندى روش هاى مناسب تدریس دوزبانه و تاثیر این روش ها بر پیشرفت تحصیلى دانش آموزان بوده است. جامعه آمارى پژوهش شامل 100 نفر از متخصصان مرتبط با گروه علوم تربیتی از جمله اساتید برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی، روان شناسی تربیتی، آموزش زبان انگلیسی و نیز کلیه دانش آموزان پسر 89 بوده است. براى انتخاب اساتید از روش - اول ابتدایی شهر تبریز در سال تحصیلى 90 تمام شمارى استفاده شد و براى انتخاب دانش آموزان با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله اى، ده کلاس و 271 نفر دانش آموز انتخاب شد. در انجام پژوهش از روش توصیفی پیمایشی و نیمه تجربی استفاده گردید. با توجه به پیشینه پژوهش سه روش تدریس انتقالى، غوطه ورسازى و دوسویه در کشورهاى مختلف بیشترین کاربرد را دارند. الفاى کرونباخ تک t 0 به دست آمد. بر اساس آزمون / 0 و 80 /72 ،0/ پرسش نامه سه روش فوق به ترتیب 75 نمونه و فریدمن روش هاى تدریس دوسویه و غوطه ورسازى از دیدگاه اساتید مورد تایید قرار گرفته بود، این دو روش به صورت نیمه تجربى بین دو گروه اجرا گردید. گروه اول با استراتژى هاى روش تدریس غوطه ورسازى و گروه دوم با استراتژى هاى روش دوسویه آموزش دیدند.. یافته هاى ما نشان داد که پیشرفت دانش آموزان آموزش دیده با روش 4 دوسویه در درس علوم از دانش آموزان آموزش دیده با روش غوطه ورسازى بیشتر است. پیشرفت تحصیلى دانش آموزان آموزش دیده با روش دوسویه در دروس ریاضى و بنویسیم با دانش آموزان آموزش دیده با روش غوطه ورسازى از نظر آمارى معنا دار نبود.