تأملی بر روابط فرهنگ بازار و دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۱۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲
7 - 22
حوزههای تخصصی:
در زمان ما دانش و دانشگاه چنان تطوری یافته است که آشکارا مرزبندی سنتی میان عقل نظری، عقل عملی و فن ورزی را در هم نوردیده و رابطه ای بسیار پیچیده میاناین سه قلمرو فراهم آورده است. آن چه از آن به عنوان ویژگی «بازاری شدن دانش» یا «تجاری شدن دانش» یاد می شود، می رود تا به معیاری برای سنجش همه ی قوای آدمی، اعم از عقل نظری، عقل عملی، و خلاقیت، و دستاوردهای آن ها تبدیل شود.پدیده ی تجاری شدن دانش از آن جهت شگفت آور است که در حال تبدیل شدن به بازی یگانه ای است که همه ی دانشگاه ها را در سراسر دنیا به پیروی از قواعد خود وا می دارد. کشور ما و دانشگاه های آن نیز از این ماجرا مستثنی نیستند. با این حال، چالش هایی که با ایده ی تجاری شدن دانش برخاسته، مغتنم و قابل تأمل است. توسل جستن به امر والا در تعبیری پست مدرن که لیوتار(1982) در پی آن است، یا پناه گرفتن در ذیل عقل عملی و عدالت که ریدینگز (1996) آن را به میان آورده و یا دانشگاه زیبا که بِرن (2000) از آن سخن می گوید، همگی هشدارهایی در برابر آهنگ شتابان تجاری کردن دانش و دانشگاه است. در جامعه ی ما نیز قابلیتی برای چالش با این ایده وجود دارد و آن سنتی تنومند از دانش و دانش پژوهی حقیقت گرایانه است که جانمایه ی دانش را در حقیقت می جوید و هرگز آن را به منفعت و کارآمدی فرو نمی کاهد. با این حال، استنطاق این سنت تنومند، هنوز به صورت جدی رخ نداده و مقاله ی حاضر در پی آن است که این ضرورت را در برابر دید قرار دهد. روشی که در بررسی این مقاله استفاده شده، روش تحلیل مفهومی است.