فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۷۰۱ تا ۱۶٬۷۲۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان از دیدگاه مدیران و کارکنان بوده است. 7 عامل: طرح درس، نحوه آموزش، ارزشیابی علمی و مستمر، روابط بین فردی، مطابقت دوره های آموزشی با نیازهای فراگیران، تدابیر لازم تشویق و ترغیب فراگیران و نظارت مورد بررسی قرار گرفته است. روش انجام این پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال 1386 به تعداد 283 نفر بوده که این افراد در دوره های ضمن خدمت شرکت کرده اند. با در نظر گرفتن حجم جامعه، تعداد 150 نفر از این افراد با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها یک پرسشنامه 74 سؤالی است که بدنه اصلی آن از پرسشنامه بررسی کیفیت تدریس (سراج، 2003 به نقل از شعبانی ورکی و حسین قلی زاده، 1385) گرفته شده است و پس از تدوین، روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید قرار گرفت و به منظور تعیین پایایی، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه (97/0) و تایید گردید. در راستای تحلیل داده های گردآوری شده، از آمار، در دو سطح توصیفی و استنباطی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار، آزمون t تک متغیره، آزمون t نمونه های مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که در هر 7 عامل مرتبط با ارتقای کیفیت آموزش، میانگین پاسخهای شرکت کنندگان، بیشتر از حد متوسط بوده و عامل روابط بین فردی با میانگین 11/4 دارای بیشترین مقدار و عامل نظارت با میانگین 96/3 دارای کمترین مقدار بوده است. نتایج آزمون تحلیل واریانس نیز نشان داد که هیچ تفاوتی بین نظر شرکت کنندگان، بـا تـوجـه بـه متغیرهای جمعیت شناختی (جنسیت، سابقه خدمت، مدرک تحصیلی و سن) وجود ندارد.
روند رشد کمی آموزش عالی خصوصی و دولتی در کشور جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
امروزه نیروی انسانی متخصص و ماهر مهمترین عنصر توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها محسوب می شود. نقش سرمایه انسانی یک کشور در میزان رشد و توسعه اقتصادی آن اهمیتی بیش از گذشته یافته است، بنابراین سرمایه گذاری در آموزش عالی یکی از اساسی ترین راهها برای دستیابی به توسعه اقتصادی ـ اجتماعی محسوب می شود. با توجه به نقش حیاتی آموزش عالی در تربیت نیروی انسانی، گسترش آموزش عالی به لحاظ کمی و کیفی در کشور ایران که کشوری در حال توسعه است، ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. هدف کلی این پژوهش، بررسی روند رشد مؤسسات آموزش عالی خصوصی در کشور ایران و مقایسه آن با مؤسسات آموزش عالی دولتی است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل کلیه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی دولتی و خصوصی (دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه غیرانتفاعی) کشور ایران است و برای بررسی عمیق آن سرشماری کامل انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دو دهه اخیر امکانات و بودجه دولتی نتوانسته پاسخگوی این ضرورت باشد، لذا تاسیس، توسعه و تجهیز دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی و غیردولتی که بخش اعظم آن را دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهد، مورد توجه ویژه قرار گرفته و رشد چشمگیری نیز داشته است. هم اکنون تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در بخش خصوصی حتی بیش از دانشجویان بخش دولتی است (بازرگان، 2000). به لحاظ وظیفه خطیری که بر عهده این بخش است، دانش دقیق از توانمندی های این بخش و برنامه ریزی برای آینده آن از اهمیتی انکارناپذیر برخوردار است. بنابراین در این پژوهش ابتدا زمینه های ایجاد و روند توسعه آموزش عالی خصوصی در بعضی کشورهای جهان مورد کند و کاو قرار گرفته و سپس با ارائه تاریخچه مختصری از آموزش عالی خصوصی در کشور جمهوری اسلامی ایران، روند رشد مؤسسات آموزش عالی خصوصی و دولتی در آن، بررسی می شود.
اثربخشی آموزش حل مساله گروهی بر مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش شیوه حل مساله گروهی بر مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شده است. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه مورد مطالعه را همه دانش آموزان دختر و پسر با آسیب بینایی مقطع راهنمایی مرکز ابابصیر اصفهان در سال تحصیلی 1387-1386 تشکیل می داد. نمونه پژوهش 20 نفر از دانش آموزان با آسیب بینایی این مرکز بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل تقسیم شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه حل مساله هپنر و فرم معلم پرسشنامه مهارتهای اجتماعی گرشام و الیوت بود. از هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد و گروههای آزمایش در هشت جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش حل مساله قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش شیوه حل مساله گروهی،مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با آسیب بینایی را به طور معناداری افزایش می دهد (p=0.0001) و باعث کاهش مشکلات رفتاری برون زاد می شود (p=0.0001) و این آثار تا یک ماه پس از جلسات آموزشی تداوم داشته است (p=0.0001). نتیجه گیری: از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که شرکت دانش آموزان با آسیب بینایی در جلسات آموزشی حل مساله، میزان مهارتهای اجتماعی آنان را افزایش و مشکلات رفتاری آنان را کاهش می دهد .
تغییر اصطلاح شناسی عقب ماندگی ذهنی به کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله بررسی فرایند و ضرورت تحول در اصطلاح شناسی عقب ماندگی ذهنی/کم توانی ذهنی و همچنین ملاحظه های مربوط به آن است. روش: روش این تحقیق بررسی مقاله های مرتبط و ترجمه بیانیه انجمن کم توانی ذهنی و رشدی امریکا (AAIDD) در رابطه با دلایل تغییر اصطلاح شناسی عقب ماندگی ذهنی به کم توانی ذهنی است. یافته ها و نتیجه گیری: مفهوم و اصطلاح شناسی «عقب ماندگی ذهنی» تغییر و تحولات فراوانی داشته است. امروزه، اصطلاح «کم توانی ذهنی» به جای «عقب ماندگی ذهنی» ترجیح داده می شود ولی تعریف و فرضهای کلی پیشین به قوت خود باقی می ماند. اصطلاح کم توانی ذهنی همان جمعیتی راتحت پوشش قرار می دهد که اصطلاح عقب ماندگی ذهنی قبلا از نظر تعداد، نوع، گروه، دوره ناتوانی، و نیاز به خدمات و حمایتهای انفرادی، پوشش می داد. افزون براین، هر فردی که در گذشته واجد شرایط عقب ماندگی ذهنی بود، با اصطلاح کم توانی ذهنی نیز همچنان واجد شرایط است.
روش تدریس در هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"پژوهش حاضر تاثیر عوامل فردی، آموزشی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی و سبک مدیریت (مشارکتی- آمرانه) در شادابی مدارس را بررسی کرده است.
روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی و نمونه مورد مطالعه شامل 282 مدیر، مشاور و مربی پرورشی بوده که به صورت تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه از مقطع متوسطه دخترانه شهراصفهان انتخاب شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها نیز از روش های آماری t تک متغیره، آزمون F تک متغیری و چند متغیری، تحلیل عاملی و آزمون های تعقیبی مناسب استفاده شده است.
نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فردی، آموزشی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی و سبک مدیریت مشارکتی در شادابی مدارس مؤثر بوده و بین نظرات مدیران، مربیان پرورشی و مشاوران دراین زمینه تفاوت معناداری مشاهده شد و تنها در زمینه های عوامل فردی و سبک مدیریت آمرانه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
روش های تدریس در تعلیم و تربیت مبحث مهمی را شامل می شود. مقاله حاضر، روش تدریس مبتنی بر پرسشگری در تعلیم و تربیت را با توجه به هرمنوتیک گادامر بررسی می کند. در ابتدا، به تفاوت بین پرسش و توضیح مطلب از دیدگاه گادامر توجه کرده، برخی تفاوت ها و شباهت های بین این دو، مد نظر قرار می گیرد. پس از آن، مفهوم ""سؤال حقیقی"" از نظر گادامر، و امکان طرح چنین پرسشی از سوی معلمان بررسی می شود. سپس، درباره سه ویژگی روش پرسشگری با توجه به هرمنوتیک فلسفی گادامر بحث می شود. این سه ویژگی عبارت از: لاینفک بودن روش از محتوا، فروتنی (اذعان به ناکامل بودن دانسته های فرد) و دوری بودن می باشد.
"
بازدارنده های خلاقیت دانش آموزان : فعالیت ها و ویژگیهای معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه فعالیتها و ویژگیهای معمول معلم با میزان خلاقیت دانش آموزان سال اول ابتدایی است. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و گروه نمونه شامل59 معلم و 590 دانش آموز بود که معلمان به روش تصادفی و دانش آموزان در گروه های 10 نفره از میان دانش آموزان کلاس به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل 6 پرسشنامه در زمینه های سنجش خلاقیت دانش آموزان، روشهای تدریس و سوابق معلم است. از روش های آماری، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شده است.
نتایج نشان داد که از بین عوامل مختلف معمول در فعالیتها و ویژگیهای معلم بین مدرک تحصیلی پایین، سابقه خدمت کم، سابقه تدریس کم در پایه اول، نگذراندن دوره های آموزشی ضمن خدمت، و تدریس به روش سخنرانی با کاهش میزان خلاقیت دانش آموزان کلاس ، همبستگی معنی داری وجود دارد. در بین این ویژگی ها، گذراندن دوره های آموزش ضمن خدمت در پیش بینی میزان خلاقیت دانش آموزان اولین رتبه را به خود اختصاص داده است.
"
مقایسه اثر الگوی پیش سازمان دهنده و روش سخنرانی در افزایش یادداری و وسعت انتقال و رابطه آن با سطح عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر مرودشت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نوع تحقیق نیمه تجربی است که به منظور مقایسه تأثیر استفاده از الگوی پیش سازمان دهنده و روش سخنرانی در افزایش یادداری و وسعت انتقال و رابطه آنها با سطح عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر کلاس چهارم ابتدایی شهر مرودشت انجام شده است. اهداف کلی در این تحقیق: تبیین روش استفاده از پیش سازمان دهنده در تدریس و توجه دادن به اهمیت و ارزش این روش، ایجاد نگرش مثبت در معلمان نسبت به استفاده از پیش سازمان دهنده ابزار مورد استفاده در این پژوهش پیام آموزشی، پیش سازمان دهنده، آزمون معلم ساخته و پرسشنامه میباشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان دختر کلاس دوم ابتدایی شهر مرودشت بود که در سال 85-86مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 80دانشآموخته دختر میباشد که به صورت خوشهای انتخاب و در گروههای کنترل و آزمایش جایگزین شدند. از 2گروه پیش آزمون گرفته شد. که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشته باشد. بعد از آن گروه آزمایش ابتدا تحت تأثیر پیش سازمان دهندهها و سپس پیام آموزشی قرار گرفت در حالی که گروه کنترل تنها پیام آموزشی را با استفاده از روش سخنرانی دریافت کرد. بعد از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد و در طی 24روز 2آزمون تعقیبی و تأخیری از هر دو گروه به عمل آمد دادهها با استفاده از روش مقایسه میانگینها و از طریق t-testگروههای مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که میان گروههای آزمایش و کنترل در 3 آزمون (پس آزمون، آزمون تعقیبی، آزمون تأخیری) تفاوت معنیدار است و افزایش یادداری و وسعت انتقال و عملکرد تحصیلی در گروه آزمایش بیش از گروه کنترل است. بنابراین بر اساس یافتههای پژوهش استفاده از الگوی پیش سازمان دهنده نسبت به روش سخنرانی یادداری مطلب و انتقال دور یادگیری و عملکرد تحصیلی دانشآموزان را افزایش میدهد
نظام آموزشی کشور تاجیکستان
حوزههای تخصصی:
Iranian EFL teachers’ attitudes towards teaching methods and materials of high school english textbooks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Recently، interest in research on EFL teaching، CLT-based methodology and materials، and post-method pedagogy has gain momentum in the Iranian mainstream education. This study was conducted; 1) to explore EFL teachers’ attitudes towards the present EFL methodologies and content of high school textbooks; 2) to examine any probable relationship between teachers’ attitudes towards post method pedagogy and their students’ achievement; and 3) to probe any correlation between the teachers’ instructional experience and their attitudes towards the present teaching methods and materials. To this end، a questionnaire was designed to elicit EFL teachers’ beliefs. The subjects were 594 Iranian EFL teachers selected from different cities all over Iran. After the administration of the questionnaire، the data were analyzed through descriptive and inferential statistical procedures. The results indicated that: a) the Iranian EFL teachers hold different patterns of attitudes towards the dominant teaching methods and content of high school English textbooks، b) there is no relationship between the teachers’ positive or negative attitudes towards post method and their students’ achievement، and c) more experienced teachers’ attitudes are different from the attitudes held by less-experienced ones.
ارزیابی اهداف و محتوای کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی از دیدگاه الگوی آموزی خلاقیت پلسک
حوزههای تخصصی:
ضرورت و راه کارهای بهبود برنامه درسی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
حوزههای تخصصی:
تاثیر فعالیت های زبان آموزی دوره پیش دبستان بر رشد زبان گفتاری دانش آموزان پایه اول دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
کتاب و کتابخانه برای کودکان دارای نیازهای ویژه
حوزههای تخصصی:
آموزش گوش دادن به کودکان درخودمانده
حوزههای تخصصی:
تبیین جو یادگیری اثربخش بر اساس مولفه های مدیریت کلاس درس در مدارس مدارس راهنمایی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش تبیین جو یادگیری بر اساس کارکردهای مدیریت کلاس درس است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان دوره راهنمایی شهر ارومیه در سال تحصیلی 86-85 هستند. حجم نمونه 40 کلاس درس با معلم ثابت است که در طی سال تحصیلی هر دو یا سه هفته یکبار و در مجموع 12 جلسه به طور مستقیم مشاده شده اند. ابزار جمع آوری داده ها چک لیست مشاهده بوده که به صورت عینی و مصداقی تهیه شده است. یافته های پژوهش نشان داد که معلمان دوره راهنمایی شهر ارومیه کارکرد طراحی و سازماندهی، رهبری و نظارت را کمی بالاتر از حد متوسط و کارکرد ارزشیابی را پایین تر از حد متوسط محقق کرده اند. جو یادگیری کلاس نیز بالاتر از حد متوسط توصیف شده است.
نتایج تحقیق نشان داد که، هر کدام از کارکردهای مدیریت به طور جداگانه با یکدیگر و با جو یادگیری همبستگی مثبت و معنی داری دارند. ضریب همبستگی چندگانه 857/0 و ضریب تعیین 735/0 بوده است بنابراین، در مجموع 5/73 درصد واریانس مربوط به جو یادگیری بوسیله کارکردهای مدیریت کلاس درس تبیین می شود
"
تحلیل وضعیت سواد اینترنتی دانش آموزان سال سوم دبیرستان شهر تهران 1386 - 1385 در مقایسه با مربیان و والدین آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" نوجوانان که اصلی ترین مخاطبان اینترنت به شمار می آیند، در مورد امکانات و شیوه استفاده صحیح از اینترنت آموزش نمی بینند و از سوی دیگر قدرت چندانی در گزینش، انتخاب، پردازش و تجزیه و تحلیل درست اطلاعات و داده های دریافتی ندارند. این مشکل، در آشنا نبودن متولیان آموزش (والدین و مربیان دانش آموزان) با تکنولوژی های نو ارتباطی و اطلاعاتی ریشه دارد. بنابراین آگاهی متولیان برنامه ریزی درسی نسبت به این ضعف و ناتوانی می تواند آنان را به برنامه ریزی دقیق برای کسب آموزش سواد اینترنتی والدین و مربیان سوق دهد.
سواد اینترنتی در سه لایه دارد؛ اول، برنامه ریزی شخصی در شیوه استفاده از اینترنت؛ دوم، شناخت ویژگی های پیام و سوم، تحلیل و نقد پیام. در پژوهش حاضر وضعیت سواد اینترنتی در لایه اول، میان سه گروه دانش آموزان، مربیان و والدین آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه آماری، 359 دانش آموزان دختر و پسر سال سوم دبیرستان هستند که کاربر اینترنت بوده اند. این دانش آموزان از پنج منطقه شهر تهران شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز انتخاب شدند و پرسشنامه ای برای سنجش سواد اینترنتی میان آنها، مربیان(112نفر) و والدینشان (718نفر) توزیع شد. نتایج این پژوهش توصیفی نشان می دهد:
1. در توانایی استفاده از اینترنت میان دانش آموزان، مربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود دارد.
2. میزان استفاده دانش آموزان از اینترنت بیشتر از مربیان و والدین آنهاست.
3. در اولویت برنامه های مورد استفاده از اینترنت، میان دانش آموزان، مربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود دارد.
4.در برنامه ریزی شخصی برای استفاده از اینترنت، میان دانش آموزان، مربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود ندارد.
58/6 درصد دانش آموزان در خصوص استفاده از اینترنت با افراد ذی صلاح مشاوره داشته اند.
44/10 درصد والدین دانش آموزان کاربر اینترنت، فقط قادرند به اینترنت وصل شوند و این میزان در میان مربیان آنها 31/32 درصد است.
تفاوت سطح سواد اینترنتی در میان سه گروه دانش آموزان، مربیان و اولیا نشان می دهد والدین و معلمان نمی توانند در مورد چگونگی استفاده از اینترنت به دانش آموزان آموزش لازم را ارائه دهند و مرجعی برای نوجوانان به شمار نمی آیند.
والدین و به خصوص مربیان باید توانمندی و سطح سواد اینترنتی و رسانه ای خود را افزایش دهند.
"